-
اعمال فشار همسر
سلام بزرگواران
درادامه دردهايم راجع به اعمال فشار همسرم با دورنگه داشتن فرزندم وخودش ازمن پس ازمراجعات مكرر خودم ريش سفيدان واظهارنامه همسر حاضر به مراجعت نيست وگفته كه من ميخوام درو ازمادرت باشم وشروع كرده به گفتن شر وبهتان به مادرم كه ... منهم موقعيت ماليم طوري نيست كه بتونم خونه بگيرم ويا... دلم برا فرزندم داره ميتركه به خاطر خدابگيد چه كاركنم من دانشجوي ترم دوم هستم وهنوز 2ترم ديگه دارم درامدي هم درحال حاضر ندارم
-
RE: اعمال فشار همسر
برادر عزیز واقعا برات متاسفم توی بد شرایطی هستی از یه طرف زن و بچه ات (آینده ات) و از طرف دیگر مادرت (گذشته ات)هست انتخاب اینکه کدوم باشه و نفی دیگری کار بسیار سختیه تمامیه شرایطت رو بسنج متاسفانه من مجردم و تجربه ای در این زمینه ندارم و تمامیه اطلاعاتم مربوط به اطرافیان و مطالبیه که مطالعه کردم پس نمی تونم جواب درست و قابل قبولی بدم ولی در حد اطلاعاتی که دارم عقل میگه به هر ریسمونی دست بندازی محض اینکه همسرت از تصمیمی که داره منصرف بشه و به زندگی سابقش برگرده هر کاری که از دستت برمیاد انجام بدی و در آخر اگر راضی نشد از اونجاییکه مادرتون (البته باز هم به گفته خودتون آزار و اذیتی برای شما نداشته و زندگیش رو وقف شما کرده و مهر مادری رو بر شما تمام کرده)ایشون رو انتخاب کنید و بذارید همسرتون با عقاید بی منطقش به زندگی خودش بدون شما ادامه بده شاید روزی از خر شیطون پیاده بشه کسی چه میدونه ؟؟
حتما حتما به مشاور مراجعه کنید اینجا به غیر از شما و همسرتون بحث زندگی یه طفل پاک معصومه اون چه گناهی کرده که باید چوب اشتباهات والدینش رو بخوره دلتون بیشتر از هر کسی به حال اون عزیز کوچیک دوست داشتنی بسوزه باور کنید گناه داره
در پناه حق
-
RE: اعمال فشار همسر
سلام
اوال اینکه مادرتون چی کار کرده که دیگه حاضر نیست برگرده
بعد هم اگر می تونی برید با خانواده همسرتون زندگی کنید
-
RE: اعمال فشار همسر
سلام. مشکل شما خیلی ساده قابل حله. شما به عنوان سرپرست خانواده و پسر خانواده باید نقشتون رو به جا و به نحو احسنت انجام بدهید. مطمئن باشید هیچ کس جز شما نمی تونه بین مادر و همسرتون تعادل بر قرار کنه. با همسرتون صحبت کنید. مطمئنا علاوه بر اختلافی که ایشان با مادرتون دارند با شما نیز اختلافاتی دارند. که همه ی اینا دست به دست هم داده که ایشون قید زندگی کردن با شما رو بزنه. من نمی گم مقصر اصلی شما و مادرتون هستید ، نه . ولی بی شک بی تقصیر هم نبودید. اگه واقعا زندگیتونرو دوست دارید اول با خودتون خلوت کنید و اشتباهاتتون رو پیدا و تحلیل کنید. بعد با همسرتون صحبت کنید . وقتی شما به اشتباهاتتون پی ببرید و واقعا قصد اصلاحشون رو داشته باشید مطمئنا همسرتون یک فرصت دیگه به شما خواهند داد.چه بسا ایشون هم باید پی به اتباهاتشون ببرند و سعی در اصلاحشان داشته باشند. به گفته دوستان حتما با یک مشاور حاذق مشورت کنید.
مطمئن باشید اگر شما بتوانید رفتار تلخ مادرتون رو( البته اگه واقعا این طور باشه. ) برای همسرتون جبران کنید و بهش قول بدهید تا یک زمان مشخص خانه ای مستقل بگیرید ( الکی قول ندهید با توجه به شرایطتون قول بدهید ) همسرتون بردباری بیشتری در مقابل مشکلات نشان خواهند داد.
شما دو نفر بچه دارید و دیگه نمی تونید با کم تحملی ، زندگی اون طفل معصوم رو خراب کنید. اولین قدم اینه که واقعا با خودتون تصمیم بگیرید مشکلتون رو ریشه ای حل کنید و برای نجات زندگیتون هر اصلاحاتی که باید انجام بشه انجام بدید.