-
فرزند دوم آره یا نه
سلام.
یه پسره ۳سالو ۶ماهه دارم.همسرم تک پسره ودوتا خواهر داره که یکیشون ازدواج کرده نزدیکه ۷ساله وشاغله٬فرزندی هم نداره .تو اقدامه برای بارداری.باخونواده شوهر تویه آپارتمانم٬خودم طبقه۴و اونها طبقه۲.اوایل مشکلات خیلی زیادی داشتم٬ازبدنیا اومدن پسرم تا۲سالگیش بیشترهم شد٬اونهم بیشترش به خاطره توقع بیش از حدشون ازم بود و رفت وآمدهای بییییش از اندازه مادرشوهرم به خونمون که باعث وابسته بودن خییییلی شدیده پسرم به اون شده بود جوریکه تو کل فامیل سوال بود وتعجب میکردن که پسرم چرا سمته من نمیاد وهمش پایینه.منم عااااشقه بچه٬خیلی زجر میکشیدم.بازبون نرم٬خشک هیچ جوره نمیفهمید.یکی هم میپرسید این بچه چرا اینجوریه٬میگفت بچست دیگه دنبال محبته.
همسرم هم بهم میگفت نوه شه٬میخوای بگی: نرو نیا نکن نبر.
الان پسرم ۲تربیته شده.
بهش کووووچکترین بی توجهی کنم میره پایین.البته یک سالی هست که رابطم با پسرم خوب شده وبره پایین حوصلش سر میره میاد بالا٬مگه خواهرشوهرا با دامادشون باشن ٬اون هم بیشتر بمونه یا مادرشوهر ببردش بیرون.چند وقتی هست به فرزند دوم فکر میکنم
راستش هرگز چهاردستو پا رفتنه پسرمو٬خوب غذا خوردنو٬بازی کردن تنهایی با اسباب بازیهاشو ندیدم ازبس بغل شد وبا بزرگترا بود.بیشتر غر میزنه.اصلا با بچه های دیگه نمیسازه.پارک میبرم ییشتر درحاله تماشایه بچه هاست.همش اینو میخواد٬اونو میخواد٬نخریدنی هم غوغا به پامیکنه بخرم هم میندازه یه گوشه٬هیچ بچه ای رو نمیزاره به وسایلش دست بزنه.تو خونه هرجا برم دنبالمه و با وسایل همون جا بازی میکنه.تو آشپزخونه با آبکشو قوریو این چیزا٬تو اتاق خواب با کمدهای من ولوازم آرایشم تو پذیرایی هم دستشو میبره تو لباسم به قوله خودش با ممسیش بازی میکنه.تا ماه پیش شدیدا بغلی بود٬ماهم طبقه۴ بدون آسانسور.باباش هم خیییلی کم باهاش بازی میکنه اون هم اگه خونه باشه(دانشگاه میره دوشغله هم هست) .از بعد ازدنیا اومدن پسرم دررابطه با پسرم بجز پول درآوردن کاردیگه ای رو وظیفه خودش نمیدونه.کلا هم سرم٬همراهم نبوده.بیشترهم حرص پسرمو درمیاره٬تازگی ها وقتی میبینه پسرم به حرفاش گوش نمیده و زیاد طرفدارش نیست رفتارشو بهترکرده.
چون خواهرشوهرم شاغله ٬اگه باردارشه بچش رو مادرشوهر نگه میداره٬خونشون هم نسبتا نزدیکه پیاده.مادرشوهر یکی دوسری گفته بچه خواهرشوهر بدنیا بیاد مدام باید بغلش بگیره٬ تا زمان اومدن مامانش٬ کمبودشو حس نکنه.
میدونم با بدنیا اومدن بچه اون٬پسرم خیییلی اذیت میشه.
درمورد اقدام خودم هم تا بدنیا اومدن فرزند دومم٬پسرم۴سالو ۵ماه خواهد بود.اما به لحاظ اختلاف سنی از روی تاریخ تولد٬این اختلاف۵سال حساب میشه.پسرم متولد۹۰هست وفرزند دوم میشه۹۵.
یک سال شده٬اما نمیتونم تصمیم بگیرم فرزند دومم رو بدنیا بیارم یا نه.
باشناختی که از مادرشوهر دارم میتونم حدس بزنم با بدنیا اومدنش گوشش بدهکار نیست و رفتارش بافرزند دومم جوری خواهد بود که پسرم اذیت میشه.ازطرفی خواهرشوهرم به یه سری مشکلات برخوردن واسه بارداری ولی پیگیرن.
بچه اون٬پسر من٬فرزند دومم٬ مادرشوهر٬بی توجهی های شوهرم وطرفداری های بی جاش از خونوادش.نمیدونم تصمیم درست چیه.
به خودم میگم هنوز ۲۸سالمه وبرای بچه دوم وقت زیاده که فکره درصد بالای عدم بارداری و بی حوصله گیه اون موقع ام به خاطر سن بالام و فکرای اینجوری میاد به ذهنم...
با شرائط من چه کاری درسته؟
با توجه به حرفام به نظر شما من زیادی حساسم؟
-
تا حدودی شرایطت رو درک می کنم چون منم تو یک آپارتمان حالا با پدرم اینا زندگی می کنم و مشکلات خاص خودمو دارم مخصوصا راجب فرزندم
اول یه سؤال شرایط جدا شدن از خانواده ی همسرت رو داری؟!!
بعدش وقتی خودت می دونی فرزندت آسیب می بینه خب پس چرا می خوای دوباره بچه دار شی؟!
بعد اگر فرزندت حساس باشه شاید به بچه ی جدید عمه هم حسادت کنه!!
به نظرم هی از فرزند دوم یا بچه ی کوچیک جلوش حرف بزن تا واسش عادی بشه حتی بگذار با عروسک هم بازی کنه مثلا وقتی خواهرشوهرت بچه دار شد بچه تو مشتاق کن ببرش پیش نوزاد بگو خوبه خدا به تو هم یه داداش یا خواهر بده
من یه کاربر عادی ام شاید حرفام درست نباشه فقط چون شرایطت رو می فهمم واست نوشتم
یه راهنمایی بود که جناب مدیر فرمودند البته من یادم رفت کپی کنم الآن خوب تو ذهنم نیست : "چون شما مسؤلیت تربیتی بچه رو به عهده دارید ازتون فراریه و مادربزرگ و پدربزرگ چون از هر نظر ساپورتش می کنند به سمت اونا کشیده می شه " (وااای یادم رفت یه زمانی شاگرد اول بودما !!)
کاش به اون پست دسترسی داشتم :((
-
شما همین فرزند اولتو وقت بزار اصلاح کن رفتاراشو نمیخواد بچه دوم بیاری.
مدیریتت ضعیف بوده محبتت ضعیف بوده ربطی به مادربزرگ نداره مادربزرگها همه عاشق نوه هاشون هستن همینطور که گفته بچه عمه رو هم میخواد بزرگ کنه یعنی همه نوه هاشو دوس داره.
البته تو بخاطر مشکل مادر شوهر ستیزی الان نمیفهمی اینارو 20 سال دیگه که خودت نوه دار شدی میفهمی.
ضعف مدیریتی خودتو گردن دیگری ننداز. از الان شروع کن پسرتو بساز. هرچند. که سخته. ولی مهارتای بچه داریو یآد بگیر. وگرنه یه پسر لوس نق نقو تحویل جامعه میدی که دماغشم نمیتونه بدون حمایت دیگری بالا بکشه
-
با سلام
برای بچه اول شما وجود بچه دوم بسیار سازنده هست و پیداست که توانش را هم دارید پس نظر کارشناسی این است که آنچه به عنوان مسئله در این راه مطرح کرده اید مسائل مهم و جدی ای نیست .... روی فرزندتون کار کنید و اورا ترغیب کنید و از شرینی های خواهر یا داداش در گوشش زمزمه کنید تا طالب شود و اقدام کنید و سپس در پی مراقبت ها و آموختن رفتارهای مناسب با فرزند اول برای آماده سازی پذیرش فرزند دوم باشید
موفق باشید