از درامد کم شوهرم خسته شدم
با سلام
من و همسرم یکساله زندگیمونو شروع کردیم تو این یکسال بخاطر نبود بودجه و وضعیت خراب زندگیمون خیلی کم خرید کردم و اصلا به روی شوهرم نیوردم که ناراحتش کنم با وجود اینکه خیلی سخت بود و تو دوران مجردیم اینجوری زندگی نمیکردم ولی چون عاشق شوهرمم هیچوقت چیزی نگفتم البته هر از گاهی ناراحت میشدم و اعتراض میکردم ولی نه زیاد
الان همه چیز به هم گره خورده روز به روز داره بدتر میشه من نگران اینده ها هستم که نکنه این موضوع اوج بگیره و باعث جداییمون بشه (یعنی همیشه نگران این موضوع بودم)
الان شوهرم از کار بیکار شده صاحب مغازه ائنجا رو فروخته بجای اینکه ی کم بفکر باشه با خونسردی تمام نشسته تا یکی بیاد و ی فکری براش بکنه
حقیقتا من دیگه از این وضعیت زندگی خسسسسسسسسته شدم از نداری از دید مردم از مخفی کرن وضعیتم در برابر خونوادم و....
اینم بگم که بابای ایشون روز اول گفتن که پشت پسرشون وایسادن و از لحاظ مالی تامینش میکنن الان یادشون رفته و انتظارای زیادی هم دارن که چرا ما تو این یکسال نتونستیم ماشین بخریم منم دوست ندارم دهن به دهن خونوادش بشم ادمای خیلی بی منطقی هستن
دوستان کمکم کنید بگید من چیکار کنم شوهرم بیشتر بفکر باشه همیجور به نداریش بسلزم یا اینکه فشار بیارم به سرش
درضمن اصلا اجازه نمیده برم سرکار