سه روز دیگه اولین سالگرد ازدواجمونه ولی حالم خیلی بده
سلام من ۲۲ سالمه دانشجو هستم همسرم۲۷سالشه و کارمنده, مشکل من با دروغ گویی و پنهان کاری همسرمه, خیلی دوسم داره ولی نمیدونم چرا دروغ میگه, واسه اینکه بهم در مورد یه موضوع توضیح ند ه و من ازش سوال نپرسم بهم دروغ میگه, من هیچ وقت به خاطره کاری که میخواد بکنه مانع نشدم, یا به خاطره کاری که انجام داده سرزنشش نکردم, بوده مساءلسگی که حق با من بوده و سرش بحث کردیم ولی این نباید باعث پنهون کاری بشه, خب این بحثا و اختلاف نظره بین همه زن و شوهرا هست, اگه به خاطره موضوع مهمی بهم دروغ بگه که این قدر ناراحت نمیشم سره چیزای بیخود و پیش پا افتاده روزانه دروغ میگه, چند بار با زبون خوش گفتم بهش, قهر کردم, ازش قول گرفتم ولی انگار نه انگار, فقط میگه باشه, نگران نباش, باور نمیکنید وقتی میگه نگران نباش ۴ستون بدنم میلرزه چون میدونم هیچ برنامه ای برای درست شدن نداره, این در حالیه که شب خواستگاری (ما کاملأ سنتی ازدواج کردیم) بهش گفتم دروغ منو نابود میکنه اگه قراره توو زندگی دروغ بگی یا پنهون کاری کنی همین الان از همین دری که اومدی برو ,جالب اینجاست که اونم رو صداقت تأکید میکرد, وای خدا دلم داره میترکه, الان باهاش قهرم یه اس بهم داد ولی جواب ندادم نمیخوام این بارم مثل قبل آشتی کنم اونم به کارش ادامه بده, شما بگید چی کار کنم که بفهمه دارم اذیت میشم