علاقه ای به دیدن خانواده شوهرم ندارم چون آدمای شادی نیستن!!!!
با عرض سلام خدمت شما
من دختری 21ساله هستم و شوهرم متولد 64 هست.ما در دوران عقد هستیم.هردو تحصیل کرده هستیم شوهرم لیسانس داره و من هم دانشجو هستم.مشکلی که من دارم بد جور من رو اذیت میکنه. و از شما دوستان کمک میخوام.اول کمی در رابطه با خودم و خانوادم میگم.خانواده ی من،خانواده ای شاد هست،پدرم با ما صمیمی هست و رابطه ی خوبی با همدیگر داریم هم چنین با مادرم. خودم هم دختر شادی هستم و دوست دارم که همیشه تو جمع باشم و با آدمای شاد معاشرت کنم
متاسفانه خانواده ی شوهرم اینطور نیستن:54:.پدر شوهرم آدم خوبیه ولی خیلی اخلاق خشکی داره به زور یه لبخند میاد رو لباش واصلا حرف نمیزنه همش یه گوشه پای تلویزیونه و ساعاتی رو هم میره بیرون سر کار.مادر شوهرمم که بنده خدا از بس تو خونه بوده روحیش بده.نهایت حرفی که بخواد با من بزنه تعریف از کسایی که از دست داده مثل پدرش مادرش یا برادر شوهرش که فوت شدن و....
یک خواهر شوهر مجردم دارم که اونم وضعش بهتر از اینا نیست.تو خونشون از بس که تلویزیون در اختیار پدر شوهرمه نمیشه حتی یه سریال دید:81:!!!!!من دو تا خواهر شوهر دگه دارم که اونا محل زندگیشون شهر دیگس؛یکیشون خیلی خوش برخورد و خوش خندست وقتی اون میاد بازم خوبه!!!!
یک بادر شوهر هم دارم که آدم شادیه ولی چون این رفتارا رو از خانوادش دیده بیشتر وقتش با خانواده همسرشه و طرف خونه مادرشوهرم نمیاد!!!!!!!
و از همه بدتر فکر اینه که قراره ما بعد ازدواج بریم طبقه بالای مادرشوهرم زندگی کنیم من واقعا ناراحتم از این بابت و نمیتونم هم به شوهر بگم که به این دلیل دوست ندارم بیام طبقه بالاتون چون ناراحت میشه.اینم بگم که شوهرم اخلاقش خوبه و میشه گفت آدم شادیه ولی جلوی باباش نمیتونه خیلی شاد باشه:58:
و این رو هم بگم که خونه پدری من شهر دیگست و اون هام بعد ازدواج پیش من نیستن که خداقل دلخوشی داشته باشم!!!
به من بگید چکار کتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟