-
مشکل همسرم با خانواده من
با سلام. مى خواستم بگم من خواهر کوچکترم 19 سالشه. شوهر من با خواهرم آبش تو يه جوب نميره يکسره ازش ايراد ميگيره و مى گه اون پروئه و من از آدماى پررو خوشم نمياد. از يک حرکتش ک خوشش نمياد يهو باد مى کنه و باهاش حرف نمى زنه. توجيه مى کنه ک اون به من بى احترامى کرده. من خيلى با خواهرم صميمى هستم اما اون کارى ميکنه ک خواهرم ديگه خونه من نياد.. هردفه باهاش در اين مورد حرف مى زنم دعوا راه ميفته. بنظرتون چيکار بايد بکنم؟
-
سلام عزیزم یه چیز میگم تا اخر عمر یادت نره هرگز هرگز تحت هیچ شرایطی زندگیت رو بخاطر نفر سوم خراب نکن
اگه بهت بگم یه دلیل اصلی لج بودن همسرت با ایشون شما هستی تعجب خاهی کرد
شما به احتمال خیلی قوی بیشتر از حد با خاهرت صمیمی هستی و شوهرت رو گذاشتی الویت دوم در صورتی که با مدریت درست در زندگی این لج بازیها اتفاق نخاهد افتاد شما برای اینکه ببینی چطور درست رفتار کنی خودت رو بذار جای همسرت فرض کن شوهر شما بیش از حد با یکی از افراد خونوادش مثل مادر پدر وبرادر....خیلی صمیمی باشه وبیشتر اشما بهش توجه کنه عکس العمل شما چه خاهد بود؟؟؟
پس بانو درست مدریت کن تا ایشون بفهمه مرد و نفر اول زندگی شماست
حتما حتما سخنرانیهای دکتر حبشی رو دانلود کن زندگیت زیرو رو میشه ایشالله
یکم از سیاستها و اداب زندگی زناشویی رو یاد بگیر
یادت باشه اینقدر باید به شوهرت اهمیت بدی که اون مطمین شه الویت اول زندگی شماست بخصوص جلو دیگران این رو نشون بده
درضمن به خاهرت هم بگو حتی اگه از همسر شما خوشش نمیاد باید بخاطر علاقه به شما و راحتی زندگی شما طاهرا هم احترام همسرت رو نگه داره
از ماست که بر ماست
-
سلام دوست خوبم... رفتار شوهرتون میتونه چند علت داشته باشه:
1- احساس حسادت نسبت به خواهرتون... چون میبینه شما بهش توجه داری و دائم ازش طرفداری میکنی .. میبینه شما به جای اینکه طرف شوهرت باشی مدام از خواهرت طرفداری میکنی و حقو به اون میدی...
2- شوهرتون خواهرتون رو به عنوان یه مشکل میبینه که براش مشکلات زیادی بوجود اورده... مثلااا یه مثال میزنم... شوهرتون بهتون پیشنهاد میده که اخر هفته با هم برید مسافرت ولی شما مخالفت میکنید و میگید که خواهرم داره میاد اینجا و نباید بریم... این حرف شما ناخواد اگاه نوعی تنفر نسیت به خواهرتون در شوهرتون بوجود میاره.. چون خواهرتون را عامل نارضایتی شما میبینه... برای همین تلاش میکنه و دائم دنبال بهانه ایه تا به شما ثایت کنه که نباید این همه به فکر خواهرت باشی و شما حرفش را قبول کنید تا به این طریق توجهتون به خواهرتون کم تر یشه و به دنبالش بعضی از مشکلاتتون حل بشه..
3- ااینکه خواهرتون واقعا کارهایی انجام میده که باعث ناراحتی شوهرتون میشه... مثلا جای باهاش شوخی کرده یا حرفی زده که شوهرتون زیاد خوشش نیومده و وقتی با شما در میون گذاشته شما به جای اینکه از شوهرتون طرفداری کنی جق را به خواهرت دادی و این رفتار شما باعث تشدید شدن این حس در شوهرتون میشه و علاوه بر اون باعث نوعی حس رفابت و حسادت میشه... که رفتار شما باعث بوجود اوردن این جس شده..
در تمام این موارد وظیفه شما اینه که تا میتونید با رفتارتون حساسیتشو کم کنید... مثلا وقتی چیزی گفت به جای اینکه موضع بگیری و بگی نه خواهر من اینطور نیست بهش بگی: خوب خواهر زن خودته دیگه... نمیدونم... یا جایی که میبینی حق با شوهرته قبول کنی و بگی باشه من با خواهرم حرف میزنم که دیگه این رفتار رو تکرار نکنه... یا بگی من میدونم خواهرم بعضی رفتارهاش بچه گانه است ولی عزیزم تو ببخش... خدا رو شکر که تو خوبی و راحت از سر اشتباهات دیگران میگذری...
-
ستاره زيبا و نارجيس عزيزم ازتون ممنونم. آره من اکثرا از خواهرم طرفدارى مى کنم آخه حس ميکنم شوهرم به اون حساس شده. اگنه به خواهراى خودش ک پرروتر هستن اينقدر گيرنميده و حساس نيس. از همين لجم مى گيره!