باید تو این ماه تکلیف عقدمو معلوم کنم ولی دودل هستم
سلام من خیلی وقت پیش اومده بودم تو سایت الان بعد حدود دوسال باز میام. واسه یه لحث خیلی متفاوت.
بخوام مختصری از خودم بگم دختریام با ظاهر خوب و شرایط اجتماعی و کاری خوب.از نظر 90 درصد ادمایی که میشناسنم ادم ارومی هستم و سازگار و کاری به کار کسی ندارم. از درون خیلی وقتا شاد نبودم ولی ظاهر شادی دارم. به نظر خودم پیشنهاد اشنایی زیاد داشتم ولی هیچ کدوم به دلم نمینشست ظاهرشون و دلم نمیخواست خودمو تو اینده با اون ادما تصور کنم ادمایی که از نظر موقعیتی خیلی خوب بودن و الان بیشترشون ایران نیستن. همه اینا رو گفتم که بگم اعتماد به نفس خوبی دارم و از خودم راضی هستم. و دور و بریامم راضی هستن از بودن باهام.
یک سال پیش با اقایی اشنا شدم که خب برام خیلی جذاب بود البتخه نه از نظر ظاهر که الان هم خیلی از دوستام میگن تو خیلی سری ازش. ولی برای من جذاب بود. ولی بخاطر تفاوتایی که داشتیم به خودم اجازه فکر کردن بهش رو هم نمیدادم. و ایشون دقیقا جذب همین تفاوت ها شده بودن. خواستن ارتباط بیشتری داشته باشیم و قول دادن که تغییر کنن و از انصاف هم نمیگذرم تغییر کردن و این ارتباط الان خیلی نزدیک ازدواج شده و من به شدت استرس دارم.. مشکلاتمون زیاد.
دو ماه هست که سیقه محرمیت خوندیم تا بعد از صفر که الان همون زمان هست عقد کنیم. و من همش دارم این تاریخ رو عقب میندازم. خانوادم خیلی دوسش دارن خانواده اونم خیلی منو دوس دارن . چون ایشون خیلی خیلی مردم دار و خوش زبون هست.
این رو هم بگم من واقعا دوسش دارم خیلی زیاد و اونم میدونم خیلی دوسم داره.
ولی بحث و دعواهامون خیلی زیاده سر مسائل خیلی الکی و پیش پا افتاده بحث میشه و گاهی به من توهین میکنه. و توهین کردن برای منی که اصلا اهل توهین نیستم خیلی خیلی گرون تموم میشه.کلا تا زمانی که من طبق خواسته و رفتارش عکل کنم همه چیز عالیه. ولی به محض اینکه کاری کنم که دوس نداشته اصلا انگار اسمون اومده زمین. منم ادمی نیستم که نخوام از کارم دفاع کنم. دلیلم رو توضیح میدم و عصبی تر میشه. که تو داری توجیه میکنی.
مثلا سر اینکه چرا تا 9 شب بیرون بودی. اونم تو شرایطی که گوشیم دستمه ازم خبر داره و این قضیه مثلا تو 2-3 ماه یه بار اتفاق افتاده.
یا اینکه چرا با دوستات میری بیرون. اونارو به من ترجیه میدی. اونم باز تو شرایطی که ماهی شاید اونم شاید یه بار اتفاق بیافته
اینقد توهین کرده و الکی عصبی شده دیگه میترسم ازش.
موندم باید چیکار کنم. از یه طرف واقعا دوسش دارم ولی از اون طرف من ادم ارومی ام و اصلا تحمل بحث و دعوا و توهین الکی ندارم. کلا میریزم به هم