-
خستم!!
دختري٢٦ ساله هستم و در دوران عقد به سر ميبرم.آشنايي من و همسرم كاملا سنتي بود . از همون اول مهرش به دلم ننشست اما خانوادم گفتن پسر خوبي و سالمي هست قبول كردم، به اميد اينكه كم كم مهرش به دلم ميشينه. همسرم و خانوادش مهربون و خوبن اما نميدونم چرا نميتونم باهاشون سازگار شم. علاقه اي به ازدواج ندارم.مواقعي كه همسرم پيشم هست خيلي افسرده تر و ناراحت تر از هميشه ميشم. علاقه اي به ازدواج و ارتباط با جنس مخالف ندارم. از دور رفتار و شخصيت خيلي ها رو تحسين ميكنم اما تو خيال و تصورات خودم اينكه از نزديك باهاشون در ارتباط باشم نه...
اميد و انگيزه و هدفي ندارم، تا ميام كاري رو شروع كنم، نصفه رهاش ميكنم ، در صورتيكه قبلا اينطوري نبودم.
-
دروذ دوست عزیز
کلا تمایلی به ارتباط با جنس مخالف ندارید یا اینکه نسبت به ایشون چنین حسی دارید؟
-
از وقتي باهاشون نامزد شدم افسرده تر شدم . به ايشون تمايل ندارم.
از نزديك شدن به جنس مخالف واهمه دارم. نه اينكه خوشم نياد.
-
سلام عزیزم خب این طبیعه هست بعد یه مدت درست میشه مخصوصا ازدواج سنتی اینطوری هست
همسرتون چند سالشه؟؟؟
رفتارش با شما چجوریه؟؟
چند ماهه عقد هستید؟؟
همسرتون بهت ابراز علاقه میکنه ؟؟
از قبل زمینه افسردگی داشتی؟؟
یا شکست عشقی که باعث بشه همسرتون رو با اون شخص مقایسه کنید؟؟
رابطه اتون با همسرت چه طوره ؟؟