نوشته اصلی توسط
maryam123
سلام
گفتین دو ساله به منظور ازدواج باهم در ارتباطین.ایا با خانواده مطرح کردین؟اقدامی کردین؟اگر دو ساله خودتون این رابطه رو دارید میبرید جلو سرانجام خوبی نخواهد داشت و راهکاری هم برای برگردندون اعتماد ایشون وجود نخواهد داشت.
برادر عزیز
رفتارهای شما ناشی از عدم پختگی شماست.یک رابطه رو دو سال بردین جلو....بعد قطع کردین...بعد افسرده شدین....بعد قرص ارامبخش خوردین....
من از نوشته های شما برداشت میکنم که یک رابطه کاملا عاطفی و احساسی به دور از م منطق و قضایای عقلانی دارید.
شما نباید از اییشون بخواین به مادرش بگه رابطه تون رو جدی کنه.خیلی محترمانه شماره منزل ایشون رو بدین به مادرتون بگین رسمی مقدمات خواستگاری رو فراهم کنن.
طولانی شدن یک رابطه بدون اطلاع خانواده ها دچار چنین تنش های بچه گانه ای هم میشه
ببینید اینجوری نمیشه که ایشون به مشاور بگه شما رو دوست داره بعد خودش در صدد خراب کردن این رابطه باشه.یه جای کار میلنگه...ضمن اینکه نمیتونین زوری کسی رو برای خودتون داشته باشین.منطقی و دور از احساس برید جلو .اگر ایشون علاقه ای داشته باشن اقدام جدی شما رو بینن نرم میشم و اگرم نداشته باشن و با وجود اقدام رسمی شما همچنان جوابشون منفی باشه کاری نمیشه کرد.
ضمن ایتنکه اگر همه چیز اوکی بود و جواب خانواده ها هم مثبت بود، یادتون باشه شما نیاز به یادگیری مهارت های زیادی دارید.