تاثیر حساسیتهای خانواده بر تصمیم گیری در ازدواج
باسلام من دختری 27ساله هستم حدود یکسال پیش پسری به خاستگاری من اومد که از طرف یکی از اقوام معرفی شده بود.مراسم خاستگاری انجام شد و برای آشنایی بیشتر ما رفت وآمد میکردیم هرچقدر جلوتر میرفتیم علاقمون بهم بیشتر میشد و شناخت بهتری پیدا میکردیم ولی خانواده من باحساسیت بیشتری بهش نگاه میکردن و روز به روز به ایرادایی ک از خودش و خانوادش میگرفتن اضافه شد..تااینکه بعد سه ماه کلا همه چی تموم شد..جالبه ما مشاوره هم رفتیم و مشاور موردی برای بهم زدن ندیدن ولی نشد..البته اونا منصرف نشدن و طی این یکسال چندین بار با مادرم صحبت کردن تااینکه راضی شدن.. البته فقط قبول کردن و هنوزم ایراد میگیرن ازشون..مثلا چرا لاغره..چرا آرومه..چرا اون لباسو پوشید..یاازاین موارد..خودم دختر پرتوقعی نیستم ولی مادرم خیلی حساسه و این باعث میشه منم دودل بشم..من دوستش دارم چون صداقت داره پسر پاکیه مهربونه منو خیلی دوس داره.. درسته خانواده هامون فرق دارن چون اونا راحت زندگی میکنن و خیلی اهل رفت وآمد هستن ولی ما بخاظر حساسیتهای مامانم اهل رفت وآمد نیستیم..امسال مشاورمون رو عوض کردیم و باز چندجلسه رفتیم و تست دادیم بازم مورد خاصی نبود نه اینکه صددرصد باشه ولی خب همه یه ایرادیی دارن..خلاصه اینکه نمیدونم چکارکنم چون رفتار خانوادم باهاش سرده..حس میکنم دوسش ندارن..میترسم منم به تاثیر ازخانوادم همینطور بشم..درضمن تقریبا همه فامیل میدونن ک مادرم بااین ازدواج مخالفه و این منو نگران میکنه..