با عشقم خوشبخت ترم یا با کسی که عاشقمه؟
سلام
مدتی با یه آقا پسری دوست بودم و قصدمون هم ازدواج بود خیلی دوستش داشتم واقعا براش میمردم اونم میگفت عاشقمه ولی به خاطر شرایط خانوادگی و شخصیش یه مشکلاتی داشت که باعث میشد یه چیزایی رو نتونه برام فراهم کنه. مثلا اینکه نمیتونست اونجوری که باید برام زمان بذاره و اینکه میگفت مدتی باید همینجوری بمونیم تا بتونه اوضاعشو درست کنه و بیاد خواستگاری. گاهی احساس میکردم که با همه وجودش باهام نیست خیلی وقتا احتیاج داشتم تکیه گاهم باشه ولی منو تنها میذاشت باهاش خوشحال نبودم ولی بازم مشکلی باهاش نداشتم به قول معروف با همه چیزش حاضر بودم بسازم باورش داشتم اما یه اتفاقایی واسه یکی از اطرافیانم پیش اومد و باعث شد من چشمامو بیشتر باز کنم و منطقی تر به رابطمون فکر کنم. دیدم که شاید من اشتباه کردم بهش اعتماد کردم من هیچی ازش نمیدونستم همه حرفاشو باور کرده بودم درحالی که نشونه های زیادی از دوست داشتن توی رفتارش نبود شاید همه حرفاش بهونه بود وقتی اینو بهش گفتم گفت که عشق هرکسی یه جور نشون داده میشه من درونگرا هستم و داری اشتباه میکنی اما من دیگه بهش اعتماد ندارم ازش خواستم بهم ثابت کنه ولی هیچکاری نکرد.
الان چندماه میگذره و رابطمون تموم شده. من با یه آقای دیگه ای آشنا شدم که همکلاسیم هست. خیلی عاشقمه و ایشونم قصد ازدواج دارن. وقتی کوچیکترین مشکلی برام پیش میاد آمادست تا کمکم کنه همیشه کنارمه باهاش خیلی لحظه های خوبی دارم تمام مدت سعی میکنه خوشحالم کنه و بخندونتم وقتایی که باهاشم از خنده زیاد دلدرد میگیرم همه چیزایی که آرزو داشتم با اون نفر اول تجربه کنم با همکلاسیم دارم. همه چی خوبه ولی من عاشقش نیستم دوستش دارم و براش احترام زیادی قائلم ولی هرکاری کنه بازم یه چیزی تو زندگیم کمه و اون عشقه. الان گاهی فکر میکنم اشتباه کردم اون چیزایی که میخواستمو بهم نمیداد ولی هیچکس دیگه ای هم نمیتونه عشق بهم بده. نمیدونم عشق مهمتره یا خوشحال بودن؟
اینو فهمیدم که درست میگن عشق کشکه عشق جای چیزای دیگه رو نمیکیره ولی هیچ چیز دیگه ای هم جای خالی عشقو پر نمیکنه.
هنوزم میتونم برگردم ولی هنوزم مطمئن نیستم بتونم تا ابد سردیش رو تحمل کنم و مهمتر اینکه هنوزم کاری نکرده که حرفاشو باور کنم. دیگه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
پیشاپیش ممنونم از کمکتون