با دختری دوست هستم که پیشنهاد ازدواجم را رد میکند
سلام به دوستان محترم.
حدود یکسال از دوستیم با دختر فامیل که عاشقش هستم میگذره ولی اون همش پشنهاد ازدواجم رو رد میکنه اما یه سری مسایل هست که باعث شده من اینجا مشکلم رو مطرح کنم.
حدود یکسال و نیم پیش به این دختر که هم سن من هستش و فامیل نزدیکه پیشنهاد ازدواج دادم و رد کرد بعد پیشنهاد دوستی دادم بازم رد کرد و گفت فقط در حد فامیل میتونیم در ارتباط باشیم!
منم در حد همون فامیل باهاش در ارتباط بودم و بعد یک ماه بی محلی هاشو که دیدم، کلا ارتباطم رو باهاش قطع کردم و ازش نا امید شدم و بیخیالش شدم.
سه ماه بعد خودش بهم پیام داد و تو همون روز، "خودش" این رابطه دوستیو شروع کرد و در طول این مدت ابراز علاقه شدید و اینکه از بچگی منو دوست داشته و اینا کرد و تو این رابطه خیلی رو من حساسه حتی بعضی از کارهایی که خیلی دوست داره انجام بده رو به خاطر من انجام نمیده و روی کوچیک ترین حرکاتمم واکنش سختی نشون میده، منم که اینارو دیدم دوباره بهش پیشنهاد دادم و بازم رد کرد! و دلیل رد کردنش هم اینه که ازدواج فامیلی دوست نداره. و یه چیز جالب تر اینکه این دختر حتی حاضر نمیشه باهم بریم بیرون بگردیم و دلیلشم اینه نمیخواد کسی مارو ببینه و تو فامیل حرف بشنوه و میگه فقط دوستیمون در حد همین پیام دادن باشه ولی از طرفی به درخواست و خواست خودش یکبار باهام رابطه برقرار کرد! و من باز بعد این بهش پیشنهاد دادم و بازهم رد کرد!
تا همین دو ماه پیش که اخرین بار پیشنهاد دادم و رد کرد منم گفتم دیگ نمیتونیم اینطوری بمونم که فقط بهم پیام بدیم و تهش هم به تو نرسم و رابطه رو تموم کردم. ولی باز بعد 1 ماه خودش به سمت من برگشت و گفت بدون من سخته واسش و نمیتونه و عاشقمه و همش به فکرمه... و از این جور حرفا، منم ازش پرسیدم تا کی میخوای اینجوری ادامه بدی و بلاخره که باید ازدواج کنی، که گفتش تا زمانی که مجبور نشم میخوام بمونم! که منم باز بر حسب علاقم بهش قبول کردم و رابطه به صورت قبل ادامه داره.
من سوالی که دارم اینه با این وضعیت و این اوصاف این دختر دنبال چیه و اینکه اصلا حرفایی که میزنه راجع به علاقش به من واقعیت داره یا خیر؟ اصلا این رابطه چه فایده ای جز وقت تلف کردن واسش داره چون واقعا هیچی گیرش نمیاد! و اینکه میشه راضی به ازدواجش کرد؟
خیلی طولانی شد، شرمنده