تربیت كودك : دروغگویی در كودكان
دروغگویی در کودکان
دروغگویی عادتی است که از شیوع بالایی برخوردار است .
این عادت در بزرگسالان و کودکان دیده می شود ام بین دروغگویی مرضی و ناشی از ترس تفاوت وجوددارد . اگر کودک به خاطر ترس از تنبیه بدنی و سرزنش دروغ گوید نمی توان به ان دروغگویی مرضی اتلاق کرد .
دروغگویی امری ذاتی و فطری نیست بلکه به مرور زمان اموخته می شود برای اصلاح دروغگویی در کودکان و حتی بزرگسالان باید علل و عوامل موثر بر دروغگویی کودکان شناخته شود .
توصیه درمورد دروغگویی :
1- ممکن است کودک عمدتا از والدین الگو می گیرد .سعی کنید برای کودکان تان الگوی راستگویی باشید چه بسا کودک برای فرار از مشکلات, دروغگویی را از شما اموخته باشد . پس ابتدا خودتان به رغم این عادت نا مطلوب اقدام کنید .
2- توصیه می شود اگر کودک اشتباهی مرتکب شود با او مثل یک مجرم رفتار نکنید ,امادگی داشته باشید که با خونسردی به حرفهای کودک گوش دهید .
3- از سخت گیری و تنبیه بدنی کودک پرهیز کنید .
4- کودک را همانگونه که هست قبول کنید ومورد تشویق قرار دهید تا برای جلب توجه به دروغگویی متوسل نشود .
5- بد قولی نکنید . اگر به کودک قول دادید عمل کنید . چون فریب موجب تقویت دروغگویی می شود .
6- راستگویی کودک را تقویت کنید .اگر راستگویی کودک بارها به نتیجه ناخوشایندی برای او منجر شود احتمال گرایش به دروغگویی زیاد تر می شود .
7- اگر کود ک به دلیل ترس از تنبیه به دروغگویی متوسل شد به او برچسب دروغگویی نزنید .
8- کمک کنید تا بین خود واقعی کودک و خود ایده ال او فاصله و شکاف زیاد ایجاد نشود .
9- کارهای کودک را زیر ذره بین نگذارید و کاری نکنید که کودک برای جلب رضایت شما مستمرا دچار ناراحتی شده احیانا به دروغ متوسل شوند .
10- نیازهای عاطفی و جسمی کودک را براورده سازید .
RE: تربیت كودك : دروغگویی در كودكان
علت دروغگویی كودكان چیست و شیوهی حل این مشكل از سوی مادر و پدر كدام است؟
آیا دروغ گفتن، یك شكل كلی است یا از نظر روانشناسی میتوان انواعی برای آن درنظر گرفت؟
خیر، یك شكل كلی برای آن نمیتوان درنظر گرفت بلكه باید گفت آنچه كه ما به آن، دروغگویی كودكان اطلاق میكنیم، بسته به سن، موقعیت و شرایطی كه او در آن قراردارد، متغیر است. بنابراین، نمیتوان هرنوع گفتهی خلاف واقع از سوی كودك را بهعنوان دروغگویی به معنایی كه بزرگترها از آن استنباط میكنند، قلمداد كرد.
انواع مهم دروغگویی در كودكان را به صورت زیر میتوان دستهبندی كرد:
1- دروغ برای جلب توجه
زمانی كه كودك، توجه مثبت دیگر افراد مانند همسنوسالان و بهخصوص مادر و پدر خود را دریافت نمیكند، با دروغگویی و بزرگ جلوهدادن خود، سعی در جلب این توجه خواهد كرد. فراموش نكنید كه برای کودکان، گرفتن و جلب توجه مادر و پدر و بزرگترها حتی از نوع منفی آن، بهتر از فقدان هرگونه توجهی است.
2ـ دروغهای خیالبافانه
این نوع دروغگویی، مخصوص كودكان كمسنوسالتر و خیالپرداز است. این نوع خیالبافیها و غیرواقعی بودن آنها را هرگز نباید به روی آنان آورد و بهعبارتی، بهجای هرگونه توجه و تمركز، باید از كنار آنان گذشت.
3ـ دروغبازی
این نوع دروغ، شبیه نوع قبلی یعنی دروغهای خیالبافانه است كه با آن، كودكان سعی دارند دیگران حوادث تخیلی یا بازیهای آنان را باور كنند.
4ـ دروغ مبهم
كودك وقتی ناتوان از ابراز احساسها و فکرهای خویش است، با سرهمبندی و بههم چسباندن جملههایی، سعی در بیان آن احساسها دارد اما بزرگترها تصور میكنند كه او در حال دروغگویی است.
5ـ دروغ انتقامجویانه
این نوع دروغ، از نفرت و خشم كودك ناشی میشود.
6ـ دروغ محدود و ساختگی
این نوع دروغ، بیشتر وقتها از ترس تنبیه، تهدید و توهین مادر و پدر و یا مربیان و بزرگترها صورتمیگیرد.
7ـ دروغ خودخواهانه
این دروغ، حساب شده است و جهت فریب دادن دیگران صورتمیگیرد و بهطور معمول برای بهدست آوردن یكچیز یا وضعیت مطلوب از سوی كودك، ابراز میشود.
8ـ دروغ مصلحتی
كودكان، این نوع دروغگویی را به حساب خودشان برای مراقبت از دوستی كه در یك وضعیت مشكل قراردارد و تحت فشار است، بیان میكنند.
9ـ دروغِ عادتی یا عادتشده
این نوع دروغها به دلیل نتیجه گرفتنهای قبلی از دروغهایی است كه پیش از این، ابراز شده و بهعنوان یك الگوی رفتاری در دسترس اوست و برایش كاركرد داشته است.
بهترین روش برای پرهیزدادن كودكان از دروغگفتن، به غیر از شناسایی دلیلها و ریشههای این رفتار و تصحیح آنها، چه نوع عملكردی است؟
مادر و پدر باید از همان سنین اولیه با ظرافت و هوشیاری، متوجه این رفتار از سوی كودك خود باشند.
اگر از همان دوران اولیه، كودك را بهخاطر دروغگوییاش مورد طعن، مخالفت و یا استهزا و تنبیه قرارندهید بلكه با آرامش، مهربانی و صبوری با او در اینباره صحبت كنید، او نیز بهتدریج از این نوع رفتار دست برمیدارد، ضمن آنكه باید برخورد مادر و پدر بهگونهای باشد كه به كودك، احساس شرم و یا گناه تلقین نكنند بلكه زمینههای بروز رفتار را از میان بردارند.
مادر و پدر باهوش، باید كودك خود را نه با دعوا و مشاجره و تنبیه بلكه با بیان مثالهای خندهدار و شاد، از عواقب نامطبوع دروغگویی آگاه كنند. کودک با هدایت و رهبری صحیح از سوی پدر و مادر، خود را از دروغگویی بینیاز دیده، بنابراین، این عمل را بهعنوان یك الگوی رفتاری، بهكلی از دست خواهد داد چراكه راههای بهتری برای جلب توجه خویش و یا بیان و ابراز احساسها و عواطف خود پیدا میكند. به بیان دیگر، او كمكم میآموزد و در خود، آن را تثبیت میكند كه نه از ترس تنبیه و قانون و یا مجازات بلكه بهدلیل كنترل از درون و وجدان فردیاش، از دروغگفتن پرهیز كند.
RE: تربیت كودك : دروغگویی در كودكان
حقایقی در باره علل دروغگویی کودکان
همه ما در زندگی روزمره دروغ می گوییم.دروغگویی در افراد مختلف علل مختلفی دارد از جمله آنکه برای سود بیشتری در روابط خود ببریم یا اینکه بتوانیم راحت تر ارتباط داشته باشیم یا حتـی برای اینکه زندگی را برای خود جالب تر سازیم!کودکـــــان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و به تدریج یاد می گیرند چگونه دروغ بگویند ودر چه مواقعی دروغ بگویند.روانشنــاسان تا کنون 4 نوع دروغگویی را در کودکان تعریف کرده اند.
■ دروغ های نوع اول:
دروغ های خیالی هستند زیرا مدتی طول می کشد تا آنها تفاوت دنیای خیــــالی و واقعی را درک کنند.کودکـــــان دارای قوۀ تخیل باور نکردنی هستند و غالبً رویا ها و خیالات خود را با دنیـــای حقیقی تمیز نمی دهند.داستانهای غیر واقعی آنها که زاییده تخیلاتشان است به آنها این امکان را می دهد تا قابلیت های یادگیری زبان خود را تقویت کرده واحساس خوبی داشته باشند و بازی کنند.این یک دوره عادی از زندگی آنهاست.
■ دروغ های نوع دوم :
دروغ های اکتشافی نامیده می شوند. هنگامی که کودکان متوجه می شوند قادرند روی دیگران با دروغ هایی که سر هم می کنند تأثیر بگذارند شروع به کشف کردن دروغ هایی می کنند که قابل باور یا غیر قابل باور قبول برای دیگـــران هستند.در واقع آنها حدود رفتارهای قابل قبول را می فهمند.
■ لاف زدن(یا داستان های اغراق آمیز)نوع سوم دروغگویی در کودکان است
در کل،این نوع دروغگویی خطرناک است ولی کودکی که مبادرت به بیان این گونه داستانها می کند ممکن است دچار عدم عزت نفس باشد یا اینکه از این راه به عنوان حربه ای برای جلب توجه دیگران استفاده کند.
■ وسرانجام،دسته چهارم دروغ های پنهانی هستند
این نوع دروغ ها،تلاش کودکان برای پنهان کردن حقیقت و در واقع فریب دادن والدین است که اغلب نیز والدین نگران این رفتار و نوع دروغ در کودکان هستند.
♣ چرا کودکان دروغ می گویند؟
دلایل زیادی وجود دارد که کودکان مبادرت به دروغگویی می کنند و براساس سن و دوره ای از زندگی که در آن به سر می برند،دروغ های متفاوتی می گویند.
♣ عمده دلایل دروغگویی کودکان به شرح زیر است :
ــــ ترس از پیامد و عواقب کارهای خود.
ــــ عادت،خصوصاً اگر به کودکی لقب «دروغگو» داده شود.
ــــ برای جلو گیری از تنبیه شدن،خصوصاًاگر تنبیه سخت و نامناسب برای وی باشد.
ــــ جلو گیری از خجالت و شرمزده شدن.
ــــ توسعه تخیلات خود.
ــــ جلب توجه.
ــــ خوشحال و راضی نگه داشتن والدین.
ــــ جالب تر شدن زندگی.
این نکته بسیار اهمیت دارد والدین به کودکان یاد بدهند که درستی و صداقت مهمترین چیز است. اگر کودک بیاموزد پس از گفتن حقیقت به سختی تنبیه خواهد شد،آن وقت کمتر احتمال دارد این کار را بکند.ولی والدین باید بیاموزند تنبیه شدن در اثر دروغگویی بسیار بدتر از عمل زشت آنهاست واگر حقیقت را بگویند کمتر مورد تنبیه واقع می شوند.
منبع
RE: تربیت كودك : دروغگویی در كودكان
سايت پاراسا ت - دروغگويي از نظر لغوي به معناي كتمان واقعيت است. فرد دروغگو از طريق دروغ گفتن ضعفهاي خود را مي پوشاند و شنونده را گمراه مي سازد. خود را از تنبيه نجات مي دهد و بدان وسيله توجه ديگران را به خود جلب مي كند. يكي از عوامل دروغگويي، ترس در كودكان است. اگر كودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. همه انسانها در محدوده اي برابر پا به عرصه وجود مي گذارد. هيچكس از كودكي دروغگو به دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران آموخته و تكامل يافته اند. درستي يا نادرستي از طريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما اين كلمات و اعمال را در ذهنيات خود تلفيق كرده، سرانجام شخصيت خود را شكل مي دهيم.
به مثالهايي چند از توجيه افرادي كه در مواردي دچار اشتباه شده اند دقت كنيد: من حق داشتم كه اين خطاها را انجام دهم ، افراد ديگر زياد به اين مسأله اهميت نمي دهند هركس ديگري هم كه بود همين كار را مي كرد . راستي شما فكر مي كنيد كه اين گونه توجيهات استادانه چگونه توسط بعضي از جوانان ونوجوانان بيان مي شوند؟ آنها اين مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از كساني كه با آنها سروكار دارند و با ارزيابي اعمال درست و نادرست كه توسط ذهنيات هر يك انجام شده است اعمال خود را با اين گونه توجيهات همراه مي سازند. به خاطر همين است كه مي گوييم والدين نقش مهمي در تكوين شخصيت فرزندان خود بازي مي كنند و اين نقش در سالهاي اوليه تربيت كودكان ارزشي به غايت والا دارد. براي اينكه فرزندان خود را راستگو تربيت كنيم ابتدا مي بايست نسبت به اعمال خود نهايت دقت را داشته باشيم و نيز درارتباط خود با ديگران دقت كنيم، زيرا در يك جامعه معمولاً تربيتهاي متفاوتي وجود دارد. تربيت كودك مي بايست از همان دوره طفوليت او آغاز شود، صداقت و راستگويي از مواردي است كه بايد قبل از سنين مدرسه به آن توجه شود. البته ما بايد توجه داشته باشيم كه كودك اساساً قصد فريب والدين را ندارد، ولي توجيهات او راهي براي فرار از مجازات است.
دروغ گفتن يكي از رفتارهاي متداول كودكان 4ـ5 ساله است كه از لحاظ اخلاقي اشكالي ندارد. كودكان در اين سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با ما درميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر ومادر در تأييد خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفيد است، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تا به جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته خود مي جويد و با استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد. در اين موارد بايد به كودك تفهيم كنيم كه از راستگويي و صداقت او خوشحال مي شويم بايد بداند كه دروغ و دروغگويي را دوست نداريم. بايد توجه داشت كه اين مسأله در سنين بالاتر رفتاري ناپسند است كه به كودك شخصيت ساختگي و تصنعي مي بخشد.
هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر يا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. كودك دروغگو به گفته هايش ايمان ندارد و به طور قاطع و صريح حرف نمي زند، به تدريج اعتماد خود را به ديگران از دست مي دهد و نسبت به اطرافيان بدبين مي شود. متأسفانه برخورد بسياري از والدين در اين موارد با تنفرهمراه است زيرا از خود سؤال مي كنند كه چرا فرزندشان دست به چنين عملي زده است؟ در برخورد با چنين مواردي والدين نبايد به چشم يك آدم دروغگو به كودك نگاه كنند و يا دائماً به آنها ظنين باشند زيرا چنين برخوردي عواقب ناگواري را به همراه خواهد داشت. براي درمان دروغگويي شناخت علل آن كاملاً ضروري است، دروغگويي به عنوان يك مشكل علل گوناگون و متعددي دارد كه درا ينجا به برخي از آنها اشاره مي شود:
بــــررســــــی علل دروغگويـــــــي
همانطور كه قبلاً هم اشاره شد يكي از علتهاي دروغگويي آموزش نادرست خانواده است. در خانواده اي كه پدر و مادر و ديگر اعضاي آن همواره به يكديگر دروغ مي گويند نمي توان انتظار داشت كه كودكي راستگو تربيت شود.
۱ـ دروغگويي كودك ممكن است براي جلب توجه اطرافيان باشد. چنانچه كودكي در خانواده يا مدرسه مورد بي توجهي اطرافيان قرار گيرد، براي نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممكن است به گفتن دروغ در زمينه هاي گوناگون متوسل شود.
۲ـ كودكاني كه نسبت به دوستان و اطرافيان خود احساس كمبود مي كنند، ممكن است براي جبران كمبودها در زمينه هاي گوناگون نظير شغل والدين، محل سكونت، وضع تغذيه، دوستان و تفريحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسيله به طور موقت تسكين دهند.
۳ـ ترس نيز از ديگر عواملي است كه موجب دروغگويي مي شود. اگركودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. بايد اذعان كرد كه سختگيريهاي افراطي و برخوردهاي خشن والدين ومربيان با كودك از علل مهم دروغگويي كودك محسوب مي شود.
۴ـ گاهي نحوه بيان و برخورد والدين و مربيان با كودك او را به دروغ گفتن وامي دارد و به او دروغگويي را مي آموزد. به عنوان مثال والدين به كودكي كه مرتكب عمل خلافي شده است اصرار مي ورزند كه او اين كار را انجام نداده است بلكه ديگري مثلاً همسايه يا دوست يا برخي موجودات خيالي سبب آن بوده اند. در اين حالت والدين علاوه بر آنكه كودك را دروغگو بار مي آورند او را به گريز از قبول مسئوليت رفتارش نيز وامي دارند.
۵ـ انتظار و توقع بيش از حد از كودكان و مقايسه آنان با دوستان وهمكلاسيها در زمينه هاي گوناگون از ديگر عوامل دروغگويي كودكان مي شود دراين صورت كودك از طريق دروغ مي تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه يابد و هم والدين را راضي و خشنود سازد و نظر آنان را به سوي خود جلب كند.
درمـــــــــان دروغگويــــــي
براي پيشگيري و درمان دروغگويي، والدين و مربيان بايد واقعيات را بپذيرند و براي شنيدن موارد شيرين و تلخ از طرف كودكان آماده شوند و با رفتار خود به كودك بياموزند كه گفتن واقعيات به هر صورتي كه باشد مقبول است و موجبات تنبيه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پي ببرد كه والدين و مربيان او را براي دروغگويي تشويق و براي راستگويي تنبيه نمي كنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعيت نخواهد پرداخت، همچنين والدين و مربيان بايد از طرح پرسشهايي كه كودك به آنها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد خودداري كنند. در صورت مشاهده دروغ، والدين و مربيان نبايد شتابزده عمل كنند و به تنبيه كودك مبادرت ورزند. براي بازداشتن كودك از دروغگويي و اصلاح رفتار آنان بايد روش برخورد باتوجه به موقعيت انتخاب شود كه برخي از روشها به اختصار عبارت است از:
۱- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :
در وهله اول كودك بايد دريابد كه دروغگويي كار نادرست و ناپسند و راستگويي عملي باارزش و پسنديده است. كودك بايد ارزش راست گفتن را درعمل تجربه كند. والدين و مربيان نبايد در برابر دروغهاي كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بيان نتايج زشت و تلخ دروغگويي به صورت داستان براي آنها مي تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگويي مفيد واقع شود. همچنين اگر والدين و مربيان، كودك را در خلوت ( نه در جمع ) در جوي محبت آميز و پرعطوفت با مضرات و نتايج دروغگويي آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگيري و نيز درمان دروغگويي مي تواند مؤثر باشد.
۲- اجــــازه بيان احساســـات :
كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند و در صورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند سازند و نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از شنيدن نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرفهاي كودك و بي توجهي به آنها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود.
۳- تعـــــــديل انتظارات از كــــــودكان :
والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. چون كودك توان عملي ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد به گفتن دروغ متوسل مي شود بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم.
روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - هرگز به کودک خود قول يا وعده اي ندهيد که قادر به انجام آن نباشيد زيرا کودک توجيهات
شما را درک نکرده و شما را به دروغگويي متهم خواهد کرد
يکي از اشکال عمده رفتارهاي نادرست دروغگويي است. روانشناسان دروغگويي را به 8 دسته تقسيم مي کنند:
1- دروغ بازي: با اين دروغ مي خواهند حوادث تخيلي و يا بازي را به ديگران بفهمانند.
2- دروغ مبهم: از ناتواني کودک در گزارش دقيق جزئيات و يا مغالطه کردن ناشي مي شود.
3 - دوغ پوچ: جهت جلب توجه کردن ديگران اين دروغ را مي گويد.
4 - دروغ انتقام جويانه: از نفرت کودک به شخص يا شيئي ناشي مي شود.
5- دروغ محدود: که در نتيجه ترس از مقررات شديد و يا تنبيه بدني ناشي مي شود.
6- دروغ خودخواهانه: دروغ حساب شده اي است جهت گول زدن ديگران براي به دست آوردن آنچه را که مي خواهد.
7- دروغ عرفي يا وفادارانه: به منظور حفظ و مراقبت از دوست يا دوستانش انجام مي دهد.
8- دروغ عادتي: به دليل الگوبرداري از والدين يا ديگران فرا مي گيرد.
در کودکان کم سن تر دروغگويي بيشتر جنبه خيالبافي و رويا انديشي دارد و کمتر به منظور فريب ديگران به کار مي رود.
علل دروغگويي کودکان
عمده علل دروغگويي کودکان را مي توان به شرح زير خلاصه کرد.
1- فشار براي گفتن جزئيات دقيق يک امر، غالبا کودک را تشويق به دروغگويي مي کند.
2- اکثر کودکان دروغ گفتن را از ديگران ياد مي گيرند.
3- علل ديگر دروغگويي در کودکان آن است که دروغ آنان را از تنبيه شدن يا تهديد محافظت مي کند.
4- زماني که کودک در مورد مخالفت و استيضاح واقع مي گردد به دروغگويي رو مي آورد.
در مقابل دروغگويي کودکان چه بايد کرد؟
1- پيش از هر اقدامي به خودتان رجوع کنيد که آيا مقصر هستيد؟ زيرا خانواده مهمترين عامل سازنده شخصيت کودک است و نخستين الگو به شمار مي رود.
2 -هرگز به کودک قول يا وعده اي ندهيد که قادر به انجام آن نباشيد زيرا کودک توجيهات شما را درک نکرده و شما را به دروغگويي متهم خواهد کرد.
3- بايد آمادگي شنيدن حقايق تلخ و شيرين را از زبان کودک خود داشته باشيد و به کودک اجازه دهيد حالات و احساسات مثبت و منفي خود را بدون ترس و واهمه اي بيان کند. عکس العمل شما زمينه فکري را در مورد سودمند بودن يا نبودن راستگويي شکل مي دهد.
4- هرگز سعي نکنيد با ايجاد ترس و سلطه جويي کودک را از دورغ گفتن بازداريد.
5-هرگز کودک را سوال پيج نکيند و از طرح سوالاتي که جنبه دام و تله دارد و کودک را وادار به درغ مي کند بپرهيزيد.