-
جر و بحث ؟
لطفا به من بگویید چرا ما همیشه سعی داریم در بحث پیروز شویم ؟
چون بعد از قانع کردن طرف مقابل احساس پیروزی میکنیم ؟
اما میدانید چقدر به هر دو طرف آسیب روحی و جسمی میرسد؟
حالا چکار کنیم که در عین حال که در بحث میتوانیم پیروز شویم این شکست را بپزیریم و از بحث کردن در حالی که حق با ما است خیلی زود کناره بگیرم بدون آزار طرف مقابل .
بالاخره یک نکته ای باید باشد که مرا راضی کند تا ازلذت برنده شدن دست بردارم و شکست را براحتی بپذیرم نه؟
کاش آقای مدیر جواب مرا میداد :(
این سوال را در این بخش پرسیدم زیرا بحث میتواند بین من و برادر و خواهرم در بگیرد یا بین یک زن و شوهر پس راه حل شما میتواند بدرد همه بخورد .آنهم سر چه مسائل بیخودی ...من میگویم از این خیابان برو او میگوید نه این راه بهتر است یا هزار مورد کم اهمیت :33:
پس بفرمایید چه فکری بکنم که آنقدر در من قوی باشد که مرا از لذت پیروزی بیخیال کند:D و طرف مقابلم هم آسیب نبیند.حرص نخورد :(بیچاره )
ب
-
RE: جر و بحث ؟
سلام !
مطلب شما باعث شد یاد خاطره ای از یکی از دوستان خوب و قدیمی ام بیفتم :)
دوست روانشناسی داشتم که میگفت افراد تیپ A دوست دارند حتی بچه رو هم شکست بدن !!! http://qsmile.com/qsimages/55.gif و این نکته درباره ی این افراد به طور کامل در ذهنم مونده ! مطالبی برای شما میفرستم ، امیدوارم مفید باشد :)
:72:
-
RE: جر و بحث ؟
مطلبی که در زیر میفرستم ، برای بحث بسیار خوب هست . اگر فردی به دنبال « حقیقت » باشد ، هرگز به دنبال شکست دادن طرف مقابل خود در بحث نخواهد بود . چون اصلا بحث را جایی برای شکست و پیروزی نمی داند !!! بلکه فقط به دنبال حقیقت هست ، تعصبی هم روی گفته ی خود ندارد ، اگر گفته اش غلط بود ، آن را خواهد پذیرفت و اگر هم درست بود که مشکلی نیست :)
و اما مطلب مورد نظر :
اخلاق گفتگو
ارزشمندی گفتگو مباحثه و مناظره به عنوان فعلی از افعال اختیاری انسان منوط به انگیزه ی فرد از انجام آن است و الا خود گفتگو فی نفسه نه دارای ارزش اخلاقی مثبت است و نه ارزش اخلاقی منفی . به طور کلی می توان انگیزه ی افراد را از مباحثه و گفتگو یکی از موارد ذیل دانست :
1_انگیزه های مثبت :
حق خواهی :
گاهی برای یک فرد حقیقت و واقعیت مسئله ای روشن نشده است و با گفتگو و مباحثه با دیگران به دنبال فهم حقیقت است . امام علی (ع) می فرماید : " اندیشه ها را با یکدیگر رودررو کنید تا اندیشه ی درست از آن ها پدید آید . "
روشن گری :
این یکی از وظایف اخلاقی ما هست . یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در حوزه ی معرفتی ، گفتگو با افرادی است که نادانسته و ناآگاهانه در عرصه ی اندیشه به انحراف کشیده شده اند و یا حقیقت برای آن ها مشتبه شده است . شکر نعمت فهم حق ، دستگیری معرفتی علمی از کسانی است که به هر دلیلی از آن نعمت محروم مانده اند .
2_انگیزه های منفی :
گاهی هدف از گفتگو صرفا غلبه بر طرف مقابل و به کرسی نشاندن سخن باطل و نادرست و غیرمستدل خود است (!) یعنی انسان با اینکه وجدانا می داند سخن یا ادعای او باطل و نادرست است اما باز هم بر آن پافشاری می کند و کار را به " جدال و مراء " می کشاند که یکی از بزرگترین و خطر ناک ترین رذایل اخلاقی است . به هر حال کسانی که از جریان سالم گفتگو عدول می کنند و کار را به مراء می کشانند خبر از وجود رذایل اخلاقی فراوان در خود می دهند . هدف چنین کسانی از گفتگو روشن شدن حق و امثال آن نیست (!) بلکه صرفا به دنبال به کرسی نشاندن سخن خود هستند . بدیهی است مناظره ها و گفتگو هایی که چنین اهدافی را دنبال می کنند ،... علاوه بر اتلاف وقت سبب تقویت خوی تعصب خودخواهی و خود محوری و خود نمایی انسان می شوند و اگر علاوه براین نتایج تلخ که یاد کردیم سبب گمراه شدن دیگری نیز بشود گناهی بزرگ و خطایی است که خودش را تباه و دیگری را گمراه خواهد کرد و نامش در زمره ی گمراهان و گمراه کنندگان ثبت خواهد شد .
آداب اخلاقی گفتگو :
تاکید بر نکات مشترک :
دو فرد یا گروهی زمانی می توانند به گفتگو بپردازند که مشترکاتی با یکدیگر داشته باشند و الا اگر بر سر هیچ مسئله ای با یکدیگر توافق نداشته باشند هرگز امکان برقراری گفتگو میان آن ها نخواهد بود . به نظر می رسد بهترین و عاقلانه ترین نقطه برای آغاز گفتگو این است که بر اساس زمینه های مشترک شروع شود .
فهم موضوع گفتگو :
یکی از ابتدایی ترین شرایط تحقق یک گفتگوی سازنده و مفید این است که طرفین گفتگو نسبت به موضوع بحث و همه ی ابعاد آن آگاهی کافی داشته باشند . آگاهی پیشین طرفین از موضوع بحث موجب می شود دقیقا بدانند که در صدد اثبات یا نفی چه چیزی هستند و برای اثبات نظریه ی خود باید از کجا شروع کنند و در کجا بحث را پایان دهند .
صراحت :
یکی دیگر از آداب اخلاقی گفتگو " صراحت بیان " و پرهیز ار تکلف و تعارف در گفتار و دوری کردن از به کار بردن سخنان کنایه آمیز و چند پهلو و مبهم است .
توجه به گفته نه گوینده :
یکی از آداب اخلاقی گفتگو که رعایت آن موجب می شود که گفتگو از مسیر درست خود خارج نشود این است که طرفین در طول بحث و گفتگوی خود همواره باید به بررسی ادله و مستندات یکدیگر بپردازند و هرگز نباید اجازه دهند که مسائل حاشیه ای چون انگیزه خوانی و بیان اهداف و نیات سوء طرف مقابل و امثال آن در روند گفتگو اخلال ایجاد نمایند. به تعبیر دیگر ادب گفتگو اقتضا می کند که " گفته " و " انگیخته " مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و نه " گوینده " و " انگیزه " .
استدلال طلبی و حق محوری :
طرفین گفتگو حقیقتا بنای بر پیروی از واقعیت و حقیقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند . هیچ یک از طرفین گفتگو نباید به هر قیمتی در صدد اثبات سخن خود باشد . بلکه هر دو طرف باید بنا را بر پذیرش حق و سخنان مستدل بگذارند . و هرگاه هرکدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید . و هرگز خطای معرفتی و علمی خود را با خطاهای اخلاقی نپوشانند .
« کسانی که درباره ی آیات خدا_بدون حجتی که برای آنان آمده باشد_مجادله می کنند ، [این ستیزه] در نزد خدا و نزد کسانی که ایمان آورده اند [مایه ی] عداوت بزرگی است . این گونه ، خدا بر دل هر متکبر زورگویی مهر می نهد . » ( غافر (40) :35 )
« در حقیقت آنان درباره ی نشانه های خدا_بی آن که حجتی برایشان آمده باشد_ به مجادله برمی خیزند در دلهایشان جز بزرگنمایی نیست [و] آنان به آن [بزرگی که آرزویش را دارند] نخواهند رسید . پس به خدا پناه جوی ، زیرا او خود شنوای بیناست . » ( غافر (40) :56 )
« آیا به جای او خدایانی برای خود گرفته اند ؟ بگو :« برهانتان را بیاورید . » این است سخن کسانی که با من هستند و سخن کسانی [پیامبرانی] که پیش از من بودند . اما بیشتر آنان حق را نمی دانند وبه همین دلیل (از آن) رویگردانند . » ( انبیاء (21) :24 )
ملایمت :
سلاح منطق و استدلال متقن به مراتب برنده تر و کاراتر از سلاح خشم وغضب است . اولین آفت و ضرر خشونت و غضب در گفتار نصیب خود فرد می شود .
امیر مومنان (ع) : شدت خشم سخن گفتن را دگرگون کرده ، قدرت استدلال را بریده و فهم و درک را پراکنده می سازد .
آفات گفتگو :
شخصیت زدگی :
یکی از آفات و آسیب های اخلاقی گفتگو ، این است که به جای ذکر دلیل و بیان استدلال برای نظر خود ، شخصیت پیشینیان را محور قرار دهیم (!) و به جای برخورد منطقی با استدلال های طرف مقابل ، به تقلید کورکورانه از گذشتگان و سنت جاهلانه ی آنان بپردازیم (!) مخالفان و دشمنان پیامبران زمانی که با منطق قوی و محکم آنان مواجه می شدند ، به جای پذیرش نتیجه ی گفتگو و تسلیم حق شدن ، شخصیت گذشتگان خود را به رخ می کشیدند و با اقتدای به آنان از پذیرش حق استنکاف می کردند . « گفتند : " خواه اندرز دهی و خواه از اندرزدهندگان نباشی برای ما یکسان است . این جز شیوه ی پیشینیان نیست وما عذاب نخواهیم شد " » (!) ( شعراء (26) : 136-138 )
مراء یا جدالگری :
" پیکار لفظی و ستیزه در کلام جهت چیره شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او . " کسی که دارای روحیه ی مراء و جدال است ، همواره در پی به کرسی نشاندن سخن خود است ، ولو این که باطل بودن آن برای او آشکار شود . مراءکننده درحقیقت خبر از خود خواهی غرور تکبر و خود پسندی خویشتن می دهد .مراء کننده با رفتارش در برابر حق موضع گیری کرده و خود را در زمره ی اهل باطل و حق ستیزان قرار داده است . مراء کننده گمان می کند که اعتراف به اشتباه موجب از دست رفتن منزلت و موقعیت اجتماعی او می شود . در حالی که اگر نیک بنگرد خواهد دید که چنین نیست . بلکه کسانی که تلاش می کنند تا حرف های اشتباه خود را به هر قیمتی توجیه نمایند و بر اشتباهات شان سرپوش نهند اعتماد دیگران را از خود سلب می کنند . و نتیجه ی این سلب اعتماد این می شود که سخنان درست و صحیح آنان نیز مورد توجه دیگران قرار نمی گیرد .
منبع : آیین زندگی اخلاق کاربردی به قلم احمد حسین شریف
http://behtarinhayeaban.blogfa.com/post-30.aspx
:72:
-
RE: جر و بحث ؟
و این هم مطلبی برای روغن کاری روابط شما با دوستانتان http://qsmile.com/qsimages/38.gif
مطالب زیر از کتاب « آئین دوستیابی و راه نفوذ در دیگران » به قلم « دیل کارنگی » ترجمه « محمد رضا اکبری بیرقی » انتشارات « اردیبهشت » گلچین شده است :
گام هايي براي اينکه فردي دوست داشتني شويم !
داوری نکن تا درباره ی تو داوری نکنند .
اگر می خواهید مردم دوستتان بدارند اصل نخست این است :
به دیگران واقعا علاقمند شوید !
اعمال بلند تر از کلمات حرف می زنند و یک تبسم به طرف مقابل می گوید :
« من دوستت دارم . تو مرا خوشحال می کنی . از ملاقاتت خوشحالم . »
اگر می خواهید مردم دوستتان بدارند اصل دوم این است :
لبخند بزنید !
نام یک شخص برای او شیرین ترین و مهمترین صدا در کلیه زبان هاست .
برای این که جالب توجه باشید باید به دیگران توجه کنید .
سوالاتی از طرف بکنید که او با شعف و خوشحالی بتواند جوابش را بدهد .
طرف را تشویق کنید راجع به « خودش » و « موفقیت هایش » حرف بزند .
شنونده ی خوبی باشید و دیگران را تشویق کنید از خودشان صحبت کنند .
اگر می خواهید مردم دوستتان بدارند یک اصل مهم این است :
با آن ها درباره ی آن چه به آن علاقمندند صحبت کنید .
همیشه با زنی که می خواهید دلش را به دست آورید راجع به خودش صحبت کنید .
کاری کنید که طرف مقابل خود را مهم احساس کند و این کار را صمیمانه انجام دهید .
بهترین راه پیروزی در مباحثات خودداری از وارد شدن در بحث است .
در شرایط اجبار می توانید با یک نگاه یا تغییر دادن لحن خود بدون اینکه نیازی به اضافه کردن کلامی باشد اشتباه یا خطای طرف مقابل را به رخش بکشید .
برای عقاید دیگران احترام قایل شوید و حتی المقدور سعی کنید از اشتباه آن ها بگذرید و هرگز به کسی نگویید که اشتباه می کند .
در صورت اشتباه و خطا بدون طفره رفتن به آن اعتراف کنید .
با ملایمت سخن آغاز کنید .
کاری کنید که طرف بی وقفه به شما پاسخ آری بدهد .
بیش از اندازه از موفقیتهای خود دم نزنید وتا آن جا که ممکن است پیروزی ها را ساده برگزار کنید .
اجازه بدهید دیگران بیشتر حرف بزنند .
اجازه بدهید طرف تصور کند اندیشه ی راضی کننده از خود اوست .
صمیمانه بکوشید خود را به جای دیگران قرار دهید و از دیدگاه آن ها به مسائل بنگرید .
مردم تشنه ی همدردی و غمخواری و محبت شما هستند . اگر این لطف را از آن ها دریغ نکنید تا حد پرستش دوستتان خواهند داشت .
با افکار و عقاید دیگران ابراز همدردی کنید .
اگر می خواهید مردم مطابق میل شما رفتار کنند به شریفترین انگیزه های آن ها متوسل شوید .
به عقاید و مطالب مورد نظر خود به گونه ای زیبا و دلنشین عینیت ببخشید و آن ها را حتی المقدور به صورت نمایش جلب توجه کننده به دیگران عرضه کنید .
بکوشید تا حس رقابت را در افراد مورد نظر خود تحریک کنید .
اول با تحسین و تقدیر حقیقی بحث را شروع کنید و در نهایت طرف را وادار نمایید برای حفظ ارزش هایش تلاش کند .
خطای دیگران را غیر مستقیم به آن ها گوشزد کنید و مراقب باشید احساس تفاخر و برتری در حرف هایتان نباشد .
قبل از طرح انتقاد های خود از دیگران ابتدا پای اشتباهات خودتان را به میان بکشید و از آن ها سخن بگویید .
به جای صدور دستور مستقیم خواسته های خود را به صورت پیشنهاد و سئوال مطرح کنید .
بگذارید طرف حیثیت و آبرویش را حفظ کند جریحه دار کردن احساسات دیگران کارانسان های بزرگ نیست .
از پیشرفت های کوچک دیگران سعادتمندانه تعریف کن و در ستایش استعدادهای آن ها صمیمیت نشان بده !
اگر قصد خدمت به کسی را داری او را خوشنام کن .
طرف مقابل را از حسن شهرت برخوردار سازید تا خود را لایق نام نیکی که برایش فراهم آورده اید بسازد در این صورت دو طرف به مقصود رسیده اند .
با تشویق دیگران وانمود کنید برطرف کردن عیوبشان ساده است . کاری کنید که خواسته های شما از طرف برایش آسان جلوه کند و خودش را در مقابل یک غیر ممکن نبیند !
برای انجام کارهایی که به دیگران پیشنهاد می کنید طوری رفتار نمایید که آن ها خود را مهم احساس کنند وبا خوشحالی به خواسته های شما عمل نمایند .
اگر می خواهید زندگی زناشویی شما سعادتمند باشد :
از نق زدن بپرهیزید !
بکوشید خود را با سلیقه ی شریک زندگیتان اصلاح کنید .
از خرده گیری احتراز کنید .
بی تظاهر و صادقانه به تحسین و تمجید از همسرتان بپردازید و نسبت به او بی تفاوت نباشید .
به امور کوچک زندگی زناشویی توجه بیشتری نشان بدهید . نسبت به همسر خود مودب باشید همچنان که نسبت به بیگانگان ادب را رعایت می کنید .
از کتابهای خوب و سالمی که در برگیرنده ی اطلاعات جنسی زنا شویی است غافل نمانید فقط در انتخاب کتاب دقت کنید .
کارلایل : یک مرد بزرگ ، بزرگی خود را به وسیله ی طرز سلوکش با افراد کوچک نشان میدهد .
هر احمقی می تواند با انتقاد و شکایت دیگران را محکوم کند و اغلب احمق ها این کار را می کنند .
انسان موجود خودخواهی است که از طریق ارضای خودخواهی او می توان به همه چیز دست یافت و محبتش را خرید و حتی وادارش کرد که فداکاری نشان بدهد !
عبارت های کوتاه مانند « ببخشید مزاحمتان شدم ممکن است لطفا ... میل دارید که ... و متشکرم » به منزله ی روغنی است که چرخ های زندگی روزمره را صیقل می دهد ! و اتفاقا دلیل بر تربیت و نجابت هم هست !
http://behtarinhayeaban.blogfa.com/post-6.aspx
http://qsmile.com/qsimages/40.gif http://qsmile.com/qsimages/72.gif