سه شنبه 27 اردیبهشت 90, 19:13
سلام شاپرک جون
با اجازه
ای خدااااااااااااااااااا باز هم مشکلات ناشی از عدم آموزش مهارتهای زندگی به زوجین:302:
[/align]
ببخشید باید می گفتم...... آخیش راحت تر شدم!
سه شنبه 27 اردیبهشت 90, 16:18
متاسفانه چقدر اخیرا از این قبیل مشکلات در زن و شوهرها زیاد شده؟؟؟
به نظرم باید یک فکر اساسی برای آموزش آقایون و انجام تستهای روانشناسی قبل از ازدواج بشه، وگرنه در آینده نه چندان نزدیک عواقب خیلی بدی...
سه شنبه 27 اردیبهشت 90, 15:40
سلام مادام جان
عزیزم من و شوهرم طولانیترین قهرمون یک هفته بوده و یادم نمی یاد بیشتر از 10 روز از هم قهر بودیم، به نظر من طولانی شدن قهر باعث سردی زوجین می شه و احساس دلبستگی و علاقه رو در طرفین...
دوشنبه 26 اردیبهشت 90, 17:13
سلام سبکتکین جان،
امیدوارم حالت خوب باشه، خدا رو شکر می بینم که از اون آشفتگی در اومدی و دوباره آرومتر شدی. :227: توی این شرایط بهتر می تونی تصمیم بگیری و راحتتر فکر کنی.
اگه اجازه بدی می خواستم...
یکشنبه 25 اردیبهشت 90, 10:04
عزیزم فکر کنم قبلا دوستان جواب شما رو دادند، دوباره برات می نویسم اینبار از زبان یک مشاور "باربارا دی آنجلس" از موارد زیر به عنوان (((نقاط ضعف مهلک که بايد درهمسر خود مراقب آن ها باشيد))) نام می...
شنبه 24 اردیبهشت 90, 22:56
عزیزم می دونم که شرایط برات گیچ کننده شده ولی بدون که:
همه ما تلاش می کنیم دنیا رو تغییر بدیم و دیگران رو اصلاح کنیم، ولی هیچکدوممون تلاش نمی کنیم خودمون رو بهتر کنیم.
1- هیچ وقت همسرت رو با...
شنبه 24 اردیبهشت 90, 10:05
سحرناز سلام
داستانت رو خوندم و برام یکمی عجیب بود که بعد از 6 سال زندگی مشترک که زمان مناسبیه، هنوز مهارتهای زندگی زناشویی رو یاد نگرفتید، دوست خوبم دوران بارداری زن فرصت مناسبیه که مرد یاد بگیره...
جمعه 23 اردیبهشت 90, 22:44
آخی که چقدر این رسم و مراسم ها استرس داره و دردسر!!! عزیزم اصلا نگران نباش تقریبا همه کسانیکه ازدواج می کنند و مراسم می گیرند سر این مسائل بحث می کنند، حالا یکی یکم کمتر، یکی یکم بیشتر، بعدها به این...
جمعه 23 اردیبهشت 90, 22:37
عزیزم کار بسیار درستی کردی، مردها هم گاهی نیاز دارند که نازشون رو بخری!!:163:
نگران نباش، امشب برو پیشش بخواب و اگه لازم بود باز هم نازش رو بخر، باید هرطور شده از اون مرد سودجو دور نگهش داری، هر...
جمعه 23 اردیبهشت 90, 15:59
دوستان می خوام چند خطی اینجا بنویسم که شاید ربط مستقیمی به مشکل دوستمون نداشته باشه ولی بی ربط هم نیست!
اگر امروز این دوستمون دچار این لغزش شده، دلیلش غیر خطای این فرد به رفتارها و طرز تفکر من و...
جمعه 23 اردیبهشت 90, 13:43
شانل جان نظر من رو می خوای اصراری توی این قضیه نکن، اگر دوست داری بمونه بهش بگو ولی اصلا اصرار نباشه، بذار خودش تصمیم بگیره نه اینکه احساس کنه مجبور شده.
ممکنه خودش هم دوست داشته باشه بمونه ولی...
جمعه 23 اردیبهشت 90, 13:32
دوست گرامی
یکبار دیگه برگشتم و تمام مطالب رو خوندم به نظرم بعضی از متنها حذف شده انددر هر حال چند نکته از نوشته های شما از دیدگاه بنده:
برداشت من : شما پشیمانید و حق رو به همسرتون می دید که...
پنجشنبه 22 اردیبهشت 90, 18:57
قلب تنها جان این سایت رو هم واست پیدا کردم:
چرا قهر و آشتی می کنیم؟
اگه نتونستی بازش کنی بهم بگو مطالبش رو برات بذارم، من واقعا دوست دارم تو مشکلت حل بشه.
:72: :303:...
پنجشنبه 22 اردیبهشت 90, 16:09
دوستان به نظرم بعضیها دارند خیلی تند رفتار می کنند و این درست نیست، این خانم اینقدر شجاع بوده که داستانش رو مطرح کنه چه برای ما و چه برای شوهرش و دقیقا همین نشون می ده که از رفتار گذشته خودش پشیمونه....
پنجشنبه 22 اردیبهشت 90, 15:17
یکی یه دونه جان دروغ چرا وقتی تاپیک شما رو دنبال می کردم اینقدر اتفاقاتی که برات افتاده از نظرم عجیب بود که با خودم فکر کردم این بنده خدا دنبال یه پایان برای داستانش می گرده و می خواد بدونه توی ذهن...
پنجشنبه 22 اردیبهشت 90, 01:08
سلام شانل جان
عزیزم به خود رسیدن که خوبه، ما رو ترسوندی فکر کردیم چه کار می خوای بکنی.
من حدس می زدم که شوهر شما یکمی حسود باشه،
در هر حال به نظر من تغییرات خیلی زیاد نباشه بهتره، برای صحبت در...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 17:19
من تاپیک قبلیت رو نخوندم و خیلی چیزا رو نمی دونم.
عزیزم شما خودت نوشتی که شوهرت شکاکه
البته شکاک بودن یه جورایی به حسادت هم ربط پیدا می کنه! و به نظر من اگه فردا بعد از مدتی که میاد خیلی به طرز...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 17:11
راستی من یه تجربه دارم توی این زمینه
یادمه اوایل ازدواج که نه من و نه شوهرم هیچ مهارتی کسب نکرده بودیم با هم که دعوامون می شد اون صداش رو بالا می برد و من از این حالت خیلی خیلی می ترسیدم و همش سعی...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 15:58
خدا رحمت کنه پدرتون رو.:72:
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 15:55
سلام
وای که چقدر دلم هوای عطر بهارنارنج رو کرده، اسمت خیلی زیباست :43:
من داستانت رو خوندم و متاثر شدم ولی یه سوال برام پیش آمد که مادرتون به خاطر شما به جدایی فکر نمی کرده! من دلیل این گفته شون رو...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 14:27
سلام به شانل عزیز
خوشحالم که شهامت به خرج دادی و به پلیس زنگ زدی، کاری که شما کردی بسیاربسیار هم درست بوده، در مقابل رفتار اصلاح نشدنی و زمانی که داره به جسمت آسیب می رسه باید از خودت دفاع کنی، حالا...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 13:56
سابینا جون این همون چیزی بود که می خواستم بهت بگم ولی جرات نداشتم، پیش خودم گفتم شاید یه چیزایی باشه که سابینا نگفته و من نمی دونم و نمی تونم قضاوت کنم ولی حالا که دیدم تصمیمت رو گرفتی به شجاعتت...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 12:43
به به دیگه بهتر از این نمی شه!!!
شما داری با مردی زندگی می کنی که یک ولع تمام نشدنی برای رابطه داره و ظاهرا نمی تونه خودش رو در برابر خواسته های جسمش کنترل کنه،
راستی نوشتی که هر شب رابطه دارید،...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 11:05
یکی یه دونه جان، من واقعا نمی دونم چی بگم، یه راههایی به ذهنم می رسه ولی ترجیح می دهم نگم چون احساس می کنم اطلاعاتی که می دی کمه و من نمی تونم در این شرایط قضاوت کنم....
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 10:13
ممنونم که جواب داری، همین چند خط خیلی چیزا رو برای من مشخص کرد، :303:
به نظر من دو حالت بیشتر وجود نداره:
1- اوضاع اونقدر هم که تو نوشتی بد نیست.
2- اوضاع بد هست ولی از دید تو خوبه و دوست داری توی...