به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1388-8-29
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    220

    تشکرشده 223 در 68 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    همسرم طی 6 ماهه گذشته چندین بار گفت خودش میره برای طلاق اقدام میکنه (تاپیک قبلیم) ولی نرفت و از دو ماه قبل دیگه ازش خبری نداشتم تا اینکه چند روز قبل تماس گرفتن و اومدن منزلمون (بزرگترها بدون مشورت با من ازش خواسته بودن بیاد)ساعتها با هم حرف زدیم گفتگوی کاملا صمیمی شوهرم خیلی مهربونتر شده بود ولی انتهای صحبتش باز هم میگفت توی این یکسال و نیم بلاتکلیفی همش دنبال یه موقعیتی بوده تا به همون حس سابقش برگرده ولی این اتفاق نیافتاده میگفت از من دور شده تا با احساس بهتری برگرده ولی به این وضعیت عادت کرده و در نهایتا باز هم معتقد بود باید جدا بشیم و ادامه زندگیمون فایده نداره، از اونجای که میدونستم دوباره میگه خودش اقدام میکنه برای طلاق ولی باز میره و خبری نمیشه بهش گفتم حالا که حاضر نیستی کمی گذشت کنی و بریم سرزندگیمون من از همه چیز میگذرم و حاضرم باهات بیام تا توافقی جدا بشیم.. قبول کرد و قرار شد روز بعد تماس بگیره تا با هم بریم فرداش تماس گرفت و رفتیم دادخواست طلاق توافقی دادیم و برای شرایط توافق همه ی حق و حقوقم رو بخشیدم ولی چون یه سری مدارک کامل نبود ادامه کارها به فرداش موکول شد بعدش هم من برگشتم خونه و به خانوادم هم گفتم اونا هم مخالفتی نکردن ... اواخر شب همسرم تماس گرفت و ابراز دلتنگی کرد و چون تنها بودم ازم خواست قبول کنم بیاد پیشم منم قبول کردم و اومد تا صبح با هم بودیم محبتش صد برابر شده بود و طوری رفتار میکردیم که انگار نه انگار داریم جدا میشیم صبح بهم گفت میدونم راضی نیستی اگه پشیمونی بهم بگو گفتم من به حرمت تو اومدم و از اینجا به بعد هم هرچی تو بگی ، رفت یک ساعت بعد تماس گرفت گفت میای گفتم بگو بیام یا نه؟ گفت بیا، منم باهاش رفتم و پرونده رو کامل کردیم و معاونت قضایی هم تایید کرد و قرار دادگاه برای روز بعد تعیین شد وقتی اومدم خونه و برای خانوادم توضیح دادم پدرم به شدت عصبانی شد وگفت حق نداری فردا بری و اون میخواد طلاق بده باید خودش اقدام کنه، حتی به شوهرم هم زنگ زد و این حرفا رو زد خیلی باهاش صحبت کردم ولی میگفت شوهرت فقط برای مهریه اینهمه بلاتکلیف گذاشتت حالا هم خودش باید اقدام کنه گفتم من نمیخوام اذیتش کنم قبول کرد ولی گفت نباید به این کارش پاداش بدی و به شرطی حق داری فردا بری که حداقل یک چهارم مهریت رو بگیری شوهرم آخر شب اول چند تا اسمس دلتنگی دادو بعدش بهم گفت بابات دیگه چیزی نگفت گفتم فردا باهات صحبت میکنم... روز دادگاه شوهرم اومد قبل از اینکه وارد شعبه بشیم در مورد شرایط توافق و نظر پدرم صحبت کردم ولی گفت هیچی نداره که به من بده و خودش میره اقدام میکنه بهش گفتم خودت میدونی الان راه میانبر رو انتخاب کردیم و ازش خواستم منو درک کنه چون من قراره بعد از اون با خانوادم زندگی کنم و تازه خودش هم میدونست چیز زیادی ازش نخواسته بودم . گفتم تو ثابت کردی منو دوست نداری منم به حرمت تو اومدم . گفت دوستت دارم و دلم تنگ میشه (البته به نظر میومد برای تحریک احساسات من این حرف رو میزد)... بعد از کلی بحث گفت ولت میکنم میرم و برخلاف روزای قبل که منو میرسوند جلوی دادگاه حتی ازم خداحافظی نکرد و رفت...
    از روزی که رفته دیگه هیچ تماسی نگرفته ... خانوادم میگن شوهرت از اول هم دنبال همین بود تا بالاخره از همه چیز بگذری پس بهتره دیگه صبر نکنی و مهریت رو به اجرا بذاری و طلاق بگیری ولی خودم نمیدونم باید چکار کنم؟
    حاصل سبزترین باور من برگ زردیست که از لای ورق های دلم می ریزد... مانده ام سخت غریب! دیگر از سبزترین حادثه ها می ترسم...!!!

  2. کاربر روبرو از پست مفید sah@r تشکرکرده است .

    sah@r (پنجشنبه 21 مهر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.