من 22 سالمه و دانشجوی ترم آخر معماری
همسرم 26 ساله و دانشجوی ترم آخر حقوق و در عین حال طلبه...
ما هر کردوممون تو یه شهر جدا زندگی میکنیم.
فروردین سال گذشته عقد کردیم و قرار بود دوماه دیگه عروسی کنیم که همه چی به هم خورد...
تو این یه سال متوجه شدم که همسرم مشکلاتی داره که اصلا نمیتونم باهاش کنار بیام مثه دروغگویی، بخیل بودن و اینکه مرتب قهر میکنه...
خانواده همسرم هم یعنی مادر و پدرش هم این خصوصیت دروغگویی و بخیل بودن رو دارن.
بارها بهش تذکر دادم اما یه مدت خوبه و دوباره شروع میکنه، عروسی ما به خاطر همین دست تنگیشون بهم خورد، خرج عروسی من زیاد نمیشد... لباس کرایه ای و خلاصه ای همه چی کم ترین خرج بود. اما به خاطر هزینه همه چی رو منتفی کردن
دیگه تحمل ندارم؛ میخوام ازش جدا شم.... کمکم کنید اوضاع روحیم خوب نیست....








علاقه مندی ها (Bookmarks)