به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 91 [ 21:17]
    تاریخ عضویت
    1390-11-27
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    230

    تشکرشده 231 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array

    فردي رو خيلي دوست دارم اما مي خوام با اين حس مبارزه كنم.

    چند روزي است كه ميخواهم مشكلم را مطرح كنم اما هر دفعه، پشيمان ميشدم. حالا هم دلم را به دريا مي زنم. هر چه بادا باد

    من و آقايي به هم علاقه مند هستيم. موقعيت اجتماعي، شغلي و موقعيت خانوادگي هر دومون خوبه حالا شايد نمره ايشون يكي دو نمره از من بالاتر باشه اما الان اصلا در شرايط ازدواج نيستيم يعني در اين شرايط اگر ايشان براي خواستگاري بيايند نه خانواه من قبول مي كنند و نه خانواده ايشان. مدتي است به درخواست خودم رابطه مان را قطع كرديم و هيچ ارتباطي با هم نداريم تا ببينيم خدا چي ميخواد.

    الان اگه منو ببينيد باورتون نميشه كه افسرده ام. چون اغلب بشاشم و پرانرژي. ولي الان فقط تظاهر به شادي و پرانرژي بودن مي كنم.
    مدتي بود كه ازش بيخبر بودم، با دوستش كه صحبت مي كردم، بهم گفت كه حال شهروز اصلا خوب نيست و خيلي پير و شكسته شده. مي گفت همه غصه اش تويي. جالبه كه من از فكر اون غصه مي خورم و اون هم از فكر من. اين نگراني و غصه خوردن خيلي پوچ و بي ارزشه چون عملا براي هم نمي تونيم كاري بكنيم.

    من همه امور زندگي ام سر جاشه و براي همه چيز برنامه ريزي دارم. هر روز پياده روي ميرم، به كارم ميرسم، براي ادامه تحصيل، زبان ميخونم و مطالعه زياد مي كنم، چه مي دونم هر كار مثبتي كه فكر كنيد انجام ميدم ولي باز هم يهو تو خودم ميرم و ياد روزهايي مي افتم كه با هم بوديم. همه ميگن كه تسلط به احساساتم عاليه و با هر مسئله برخورد منطقي مي كنم. در ضمن اصلا به احساساتم پروبال نميدم و تمام عكس ها، آهنگ هايي كه برام ميخوند، ايميل ها، كادوها از بين بردم.


    به من راه حل بديد ديگه بايد چيكار كنم تا بدون خيالش زندگي كنم، حال من اين روزها اينه: هر روز افسرده تر از ديروز.
    امروز مامان و خواهرم رفتند مسافرت اما من اصلا حس و حال ندارم و بليطم رو كنسل كردم، مي خوام تمام عيد رو تو خونه باشم، فقط چسبيدم به كار و درسم. اما باز هم............................

  2. 3 کاربر از پست مفید صنم_64 تشکرکرده اند .

    صنم_64 (سه شنبه 23 اسفند 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.