به نام خدا
سلام دوستان من اتفاقی با این سایت آشنا شدم ،دیدم دوستان سعی در حل مشکلات هم دارند،گفتم شاید مشکل منم رفع بشه.
من یه مشکل مسخره دارم ،من تو زمینه ازدواج بینهایت کمرو هستم
راستش من دوست دارم ازدواج کنم و هر روزم بهش فکر میکنم،ولی کمرویی من تو این زمینه باعث شده نتونم اینو به خانوادم بگم
هروقت میخوام اینکارو بکنم زبونم قفل میشه و به شدت احساس حقارت میکنم،حتی وقتی پیشنهادی هم از طرف خانواده میشه ،همین اتفاق برام میفته و واکنش بی علاقه ای از خودم نشون میدم واقعا نمیدونم چرا تو این مورد مثل بقیه نیستم،نمیدونم یه جور ترس تو وجودم راه پیدا میکنه که اجازه نمیده کاری بکنم ولی بعدش این احساس نیاز به همسر تو وجودم زیاد میشه،ممنون میشم اگر کسی بتونه بهم کمک کنه
راستش انسان منزوی نیستم و بطور نسبی هم امکانات ازدواج برایم فراهم است
حدود چند سال است که کار میکنم - و میتونم یه زندگی حداقلی را فراهم کنم
ممنون از دوستان








علاقه مندی ها (Bookmarks)