به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 شهریور 92 [ 06:06]
    تاریخ عضویت
    1392-6-11
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    14
    سطح
    1
    Points: 14, Level: 1
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    میخوام خودکشی کنم فوری کمکم کنید

    سلام اسم من میثم 23 سالمه 4 پیش خدمت رفتم سر لج بازی با خودم به خودم با دوستام مشکل پیدا کردم دیگه هیچ کسو نداشتم رفتم خدمت تو ارتش 70 رو دوام اوردم بعدش فرار میکردم من ادمیم که با احترام با همه رفتار میکردم ولی اونجا همه بام بد رفتاری میکردن هر حرف زشتی بم میزدن به حتی میگفتن هر روز باید برم دستشویا رو تمیز کنم به قول خدودشون حتی سرباز های پایه بالا هم به زور ازم کار میکشیدن خلاصه کلی قرورم خورد شد ازبین رفتم تو همون مدت خدمت گریه میکردم میرفتم یجا کسی نباشه گیر میاوردم و زار میزدم که چرا همچین مشکلی واسم پیش اومد چرا باید انجوری سختی بکشم من نمیتونم من وقتی 1 سالم بود مادرم خودکشی کرد بودنه مادر بودم کسی نداشتم که باش دردل کنم یا حرف رو بفهمه یا وقتی عاشق میشم دلم میشکنه سرم رو باش بزارم دل داریم بده همیشه خودم تنها بودم همیشه سعی کردم خوب باشم ولی کسی بام خوب نبوده امروز صبح بعد 3 سال احضلریه دادگاه واسم اومد دمه خونه که باید برم خودمو تحویل بدم نمیتونم از وقتی که احضاریه رو دیدم دستام داره میلزه میترسم دلم نمخئاد دباره همچین بلای سرم بیاد قدرت روبروی با مشکلاتو ندارم اخه بکی بگم من ضعیفم بخدا نمیتونم الانم که دارم تایپ میکنم نمیدنونم کسی میتونه کمکم کنه یا نه فقط دلم نمخواد قبل اینکه بخوام بمیرم به کسی دردمو نگفته باشم نمیخوام وقتی مردم بگن ادم بدی بود بخدا من به فکر بابام که میشکنه وقتی من بمیرم من از وقتی از خدمت فرار کردم همش خودم رو تو اتاقم زندانی کردم هیچ جا نرفتم حتی فقط با خواهر کوچیکم که ار من بزرگتر صحبت میکنم 3 سال از جامع به کل دور بودم من حتی دیگه صدام بالا نمیاد وقتی صحبت میکنم اومد گفتم چون دلم نوخواد بمیرم دلم میخواد زندگی کنم منم دوست دارم ازداوج کنم بچه دار بشم عاشق بشم دلم نمخواد زندگیم تو 24 سالگی تمام کنم کمکم کنید تر خداااااااااااااا دارم از بس فک میکنم دیونه میشم من 3 وقت دارم که خودم رو معرفی کنم فردا صبح میرم دارو خونه 120 قرص اتامینفن میگرم میرم جدای جای که کسی صدامو نشنوه اگه درد میکشیدم بخواد کمکم کنه او قرصا رو میخور بعد از 8 ساعت انجور که تو سایت خوندم دیگه مردنم حتمی میشه اگه بهم رسیدگی نشه
    تر خدا نگید خدمت اسون و داری خودتو واسه یه مشکل کوچیک نابود میکنی چون ادمه احساستیم کلی هم بم ضربه روحی وارد شده اگه میتونستم میرفتم

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 شهریور 92 [ 06:06]
    تاریخ عضویت
    1392-6-11
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    14
    سطح
    1
    Points: 14, Level: 1
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    میخوام خودکشی کنم فوری کمکم کنید

    سلام اسم من میثم 23 سالمه 4 پیش خدمت رفتم سر لج بازی با خودم به خودم با دوستام مشکل پیدا کردم دیگه هیچ کسو نداشتم رفتم خدمت تو ارتش 70 رو دوام اوردم بعدش فرار میکردم من ادمیم که با احترام با همه رفتار میکردم ولی اونجا همه بام بد رفتاری میکردن هر حرف زشتی بم میزدن به حتی میگفتن هر روز باید برم دستشویا رو تمیز کنم به قول خدودشون حتی سرباز های پایه بالا هم به زور ازم کار میکشیدن خلاصه کلی قرورم خورد شد ازبین رفتم تو همون مدت خدمت گریه میکردم میرفتم یجا کسی نباشه گیر میاوردم و زار میزدم که چرا همچین مشکلی واسم پیش اومد چرا باید انجوری سختی بکشم من نمیتونم من وقتی 1 سالم بود مادرم خودکشی کرد بودنه مادر بودم کسی نداشتم که باش دردل کنم یا حرف رو بفهمه یا وقتی عاشق میشم دلم میشکنه سرم رو باش بزارم دل داریم بده همیشه خودم تنها بودم همیشه سعی کردم خوب باشم ولی کسی بام خوب نبوده امروز صبح بعد 3 سال احضلریه دادگاه واسم اومد دمه خونه که باید برم خودمو تحویل بدم نمیتونم از وقتی که احضاریه رو دیدم دستام داره میلزه میترسم دلم نمخئاد دباره همچین بلای سرم بیاد قدرت روبروی با مشکلاتو ندارم اخه بکی بگم من ضعیفم بخدا نمیتونم الانم که دارم تایپ میکنم نمیدنونم کسی میتونه کمکم کنه یا نه فقط دلم نمخواد قبل اینکه بخوام بمیرم به کسی دردمو نگفته باشم نمیخوام وقتی مردم بگن ادم بدی بود بخدا من به فکر بابام که میشکنه وقتی من بمیرم من از وقتی از خدمت فرار کردم همش خودم رو تو اتاقم زندانی کردم هیچ جا نرفتم حتی فقط با خواهر کوچیکم که ار من بزرگتر صحبت میکنم 3 سال از جامع به کل دور بودم من حتی دیگه صدام بالا نمیاد وقتی صحبت میکنم اومد گفتم چون دلم نوخواد بمیرم دلم میخواد زندگی کنم منم دوست دارم ازداوج کنم بچه دار بشم عاشق بشم دلم نمخواد زندگیم تو 24 سالگی تمام کنم کمکم کنید تر خداااااااااااااا دارم از بس فک میکنم دیونه میشم من 3 وقت دارم که خودم رو معرفی کنم فردا صبح میرم دارو خونه 120 قرص اتامینفن میگرم میرم جدای جای که کسی صدامو نشنوه اگه درد میکشیدم بخواد کمکم کنه او قرصا رو میخور بعد از 8 ساعت انجور که تو سایت خوندم دیگه مردنم حتمی میشه اگه بهم رسیدگی نشه
    تر خدا نگید خدمت اسون و داری خودتو واسه یه مشکل کوچیک نابود میکنی چون ادمه احساستیم کلی هم بم ضربه روحی وارد شده اگه میتونستم میرفت

  3. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.

    به همدردی خوش اومدید.

    آقا میثم، آروم باشید. این حالتون بخاطر اینه که امروز تازه این احضاریه اومده.

    آروم باشید. اتفاق خاصی قرار نیست بیفته که. فردا میرید.

    آخه شما که این همه آرزوهای قشنگ دارید حیف نیست به آرزوهاتون نرسید؟

    بالاخره سربازی هم یه مانعه که باید ازش رد بشید. از بعضی چیزا نمیشه فرار کرد. باید برید و تمومش کنید تا از دستش برای همیشه خلاص بشید.

    - - - Updated - - -

    سلام.

    به همدردی خوش اومدید.

    آقا میثم، آروم باشید. این حالتون بخاطر اینه که امروز تازه این احضاریه اومده.

    آروم باشید. اتفاق خاصی قرار نیست بیفته که. فردا میرید.

    آخه شما که این همه آرزوهای قشنگ دارید حیف نیست به آرزوهاتون نرسید؟

    بالاخره سربازی هم یه مانعه که باید ازش رد بشید. از بعضی چیزا نمیشه فرار کرد. باید برید و تمومش کنید تا از دستش برای همیشه خلاص بشید.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 11 شهریور 92)

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 بهمن 92 [ 18:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    742
    سطح
    14
    Points: 742, Level: 14
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    79

    تشکرشده 116 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام میثم جان.خوش امدی به همدردی...
    0-صفرم اینکه من درکت میکنم چقدر برای سربازها سربازی سخته و گاهی چقدر تحت فشارند و اینکه محیط بسیار بدیه و چقدر ادم ناجور اونجا هست.همش رو درک میکنم.و باهات همدردی میکنم.اما مرد حسابی آخه خدمت سربازی و ارتش هم شد دلیل برا خودکشی.اقلا یه چیز با پرستیژتر انتخاب میکردی.اخه اینام شد علت؟؟؟
    1- اول که غرور نه قرور...دوم من سر این غرور باهات خیلی حرف دارم.حالا اگه ج رو دادی برات مینویسم...
    2- دوم که لطفا بگو سطح تحصیلاتت چیه و کجا خدمت کردی تا الان.اخرین جایی که خدمت کردی و از اون پادگانی که فرار کردی کجا بوده و الان بهت گفتند کجا خودت رو معرفی کن؟
    3-هر کاری بلدی و هر هنری داری اینجا برام بنویس...هر چیزی...هر چیزی.حتی اگه فکر کنی چیز مسخره و چرندی هست.هر توانایی و هنری رو داری بنویس...
    .................................................. .................
    به جرات میگم تو هر سه پادگانی که خدمت کردم سر کادریای ارتش همه جور گربه ای رقصوندم.چرا چون همیشه سیاست داشتم تو کارهام.خیلی دوست دارم راهنماییت کنم.لطفا این ها رو بهم پاسخ بده تا بیشتر برات بگم...

    - - - Updated - - -

    من دوره سربازیم اول افسر وظیفه گروهان بودم.بعد افسر اموزش رکن سه بودم.بعد افسر وظیفه ستاد و بعد منشی دفتر امیر پادگان...خودم خیلی میانه جالبی با سرباز فراری ندارم.تو دوره سربازیمم این تیپ سربازارو خیلی اذیت کردم.خدا منو ببخشه و انشالله که حلالم کنند.خصوصا تو نگهبانیاشون.اما باور کن همه مشکلاتت رو درک میکنم و متوجه هستم.و میدونم اکثرا چه روحیاتی دارن و چه مشکلاتی داشتند.شما بنویس تا بتونم بهتر راهنماییت کنم...شاید بدردت خورد...

  6. کاربر روبرو از پست مفید نگارگر 1986 تشکرکرده است .

    Pooh (سه شنبه 12 شهریور 92)

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    من تا الان از کسی نشنیدم سربازی راحت باشه و یا با سرباز خوب رفتار بشه! میگن عزای عمومی جشنه! تقریبا همه اقایون این دوره رو دارن

    با این تفاوت که خیلیها قبلا زاهدان می افتادن و با اون سختیهاش!

    عزیزم انقدر سخت نگیر! انقدر خودت رو اذیت نکن! انقدر این دوره رو واسه خودت بزرگ نکن! الان سه ساله درگیرشی! برو تمومش کن بره!


    اما می خام بگم دوست من تو زندگی تو هر برهه ای یه سری مشکلات هس که کمر ادم زیرش خم میشه!

    من خودم خ چیزا زو تو زندگیم از کسانی که مدام بهم انتقاد م یکردن و برخورد بد داشتن یاد گرفتم!

    الان یادته که سال 3 و 4 دبیرستان رو چطور گدروندی؟

    نگو نمی تونم بگو می تونم! با سر برو تو شیکمش! خراب کن این رویای اشفته رو که سه ساله گرفتارت کرده! پاشووووووووو

  8. 4 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    majid_k (دوشنبه 11 شهریور 92), بهار.زندگی (سه شنبه 12 شهریور 92), دریا72 (پنجشنبه 14 شهریور 92), شیدا. (سه شنبه 12 شهریور 92)

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اردیبهشت 95 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1392-5-10
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    2,669
    سطح
    31
    Points: 2,669, Level: 31
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    204

    تشکرشده 130 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ای بابا
    زشت این حرفا یه زره داستانای ملت بخون کمی به خودتون بیای....به نظرم به عنوان یه تجربه بهش نگاه کن..والا برادر من میگفت با اینکه شرایط سخت بود بهترین خاطراتو بهترین دوستا رو پیدا کرده بودم...شما هم دید تو عوض کن از حرفم ناراحت نشی نیتم خیره شما شدیدا ادم ضعیف ونازک نارنجی هستی ... ببین مردم واسه یه لقمه نون چه کارای که نمیکنن منم از بچگی مادر نداشتم باعث شد مستقل تر باشم.......

    - - - Updated - - -

    اگر انتظار راحتی و ارامش داری کلا سیاره رو اشتباه اومدی چون این قانون زندگی ....پس تا میتونی محکم باش

  10. 3 کاربر از پست مفید سنجاقک ابی تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 11 شهریور 92), مهرااد (سه شنبه 12 شهریور 92), شیدا. (سه شنبه 12 شهریور 92)

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 بهمن 92 [ 18:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    742
    سطح
    14
    Points: 742, Level: 14
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    79

    تشکرشده 116 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میثم جان بابت اون غلط املایی گرفتن هم عذر میخوام پیشاپیش.کارد درستی نبود.عذر تقصیر...

  12. 2 کاربر از پست مفید نگارگر 1986 تشکرکرده اند .

    Pooh (سه شنبه 12 شهریور 92), شیدا. (سه شنبه 12 شهریور 92)

  13. #8
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array



    سلام achi

    به جمع دوستان همدردی خوش آمدی

    خوشحالم که شما را در جمع خود می بینم .....





    و خوشحال ترهستم برای خوندن این جملاتت :





    نقل قول نوشته اصلی توسط achi نمایش پست ها


    دلم نوخواد بمیرم

    دلم میخواد زندگی کنم

    منم دوست دارم ازداوج کنم بچه دار بشم عاشق بشم

    دلم نمخواد زندگیم تو 24 سالگی تمام کنم

    کمکم کنید تر خداااااااااااااا


    این جملاتت خیلی خوشحالم کرد

    این حرفها یعنی انگیزه ای قوی ، یعنی توانایی ، یعنی امید ..... یعنی اینکه باور داری که توانایی ازدواج و پدر شدن

    و عاشق شدن را داری ..... یعنی میل به زندگی و شور زندگی .....


    کسی که این انگیزه قوی را برای زندگی داره چطور می تونه بگه من ضعیفم !!!!

    من اصلاً قبول ندارم که تو ضعیف هستی .... تو فقط پیش از سربازی ، از سربازی خیلی بد شنیدی ، از کسانی

    که سخت بهشون گذشته بوده و ... وقتی وارد سربازی شدی منفعل بودی و ضعیف عمل کردی ، چون خودتو باور

    نداشتی ، چون فکر کردی ضعیفی ، ضعیف عمل کردی و قاطع نبودی ....

    نگاهت را عوض کن .... کافیه خودتو ضعیف نبینی ... کافیه خودتو دوست داشته باشی ... کافیه اثرات مثبت سربازی

    را ببینی ......


    سختی سربازی میتونه آماده ات کنه برای مرد بود در زندگی مشترک و تکیه گاهی محکم بودن برای زن

    و بچه ات ...


    دیگه نگو ضعیفم ...
    آدمی که انگیزه برای ازدواج و پدر شدن داره ضعیف نیست ... من پسرهای زیادی را می بینم

    که سربازی هم رفتن و سختیهاشم کشیدن اما عرضه اینکه بگن میخوام ازدواج کنم و پدر بشم و ... را ندارند و از

    زیر بار مسئولیت زندگی مشترک در میروند .... اما شما صادقانه و با علاقه میگی دوست داری ازدواج کنی و .....

    از ما کمک خواستی ؟

    ما کمکت می کنیم ...

    کمکت می کنیم تا خودتو و تواناییهاتو بهتر ببینی ، تا ببینی که چقدر توانا هستی ، تا ببینی که اصلاً ضعیف نیستی ،

    تا ببینی که همه چیز به نوع نگاه تو بستگی داره و با تغییر نگاهت نسبت به خودت هم دنیایت تغییر می کند ، هم

    رفتار دیگران با تو تغییر می کند .... کافیه خودت با قاطع ، قوی و با جرأت ببینی ، کافیه سربازی را بد و سخت نبینی،

    کافیه اثرات مثبت و سازنده سربازی را برای زندگی آینده ات ببینی ... آنوقت احساس و حال و هوایت طور دیگری

    خواهد شد و وقتی با این حال و هوا و احساس به پادگان بری برخوردهای دیگران هم با تو طوری دیگری خواهد شد ....


    برادر خوبم .... راستی منم دوست دارم تو نمیری ..... الهی که نمیری ....

    منم دوست دارم این برادر کوچکترم را روزی ببینم که براش در باغ همدردی این تالار جشن ترخیصش از سربازی را

    می گیریم و بعد بهمون خبر بدهی که داری میری خواستگاری دختری که به دلت نشسته و ازمون بخوای کمکت

    کنیم که چطوری عمل کنی که بهترین خواستگاری و ازدوجو داشته باشی .....

    چشم به هم بزنی دوران سربازی تمام شده ... مگر همه سختیهای این مدت تا 24 سالگیت ، نگذشته ؟ می بینی

    که گذشت ... بشین و سخت ترین روز زندگیت را یادت بیار و ببین که چند سال یا ماه ازش گذشته و اون

    روز چقدر بهت سخت گذشته بوده و فکر نمی کردی تموم بشه ... اما شده و پشت سر گذاشتی .... این دوران

    سربازی هم همینطوریه که چشم به هم بزنی خودتو می بینی که کارت پایان خدمت دستته و سربلند

    وقوی بیرون اومدی ...

    دوست داریم کنار ما باشی و ارتباطتت را با ما قطع نکنی تا بهت کمک کنیم که این دوران را به خوب طی کنی و

    ازش استفاده مثبت ببری ....

    بزار پادگان و رفتارهای دیگران برات محل تمرین باشه که مهارتهای ارتباطی و زندگی را یاد بگیری و به

    کار ببندی ..

    فرصت خوبیه برای تمرین ... ازش استفاده کن ...

    دلمون میخواد آرزوی ما را در مورد خودت را هم یادت نره .....

    من همین امشب برایت که مثل برادر کوچکتر خودم می دونمت از صمیم قلب دعا می کنم که موفق بشی





  14. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 12 شهریور 92), del (چهارشنبه 13 شهریور 92), Pooh (سه شنبه 12 شهریور 92), نگارگر 1986 (چهارشنبه 13 شهریور 92), بهار.زندگی (سه شنبه 12 شهریور 92), دختر مهربون (سه شنبه 12 شهریور 92), دریا72 (پنجشنبه 14 شهریور 92), شیدا. (سه شنبه 12 شهریور 92), صداقت بی پایان (چهارشنبه 13 شهریور 92)

  15. #9
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    دوست عزیز! فعلا خودت رو نکش
    سربازی اصلا راحت نیست، خیلی هم سخته! خیلی کارها سخته، ایا به نظرت هر کاری سخت بود ادم باید برای انجام ندادنش بره خودش رو بکشه؟ اون هم با استامینوفن؟؟؟
    درسته شما شرایط سختی داشتید و شاید کسی رو نداشتید که با شما همدلی کنه، اما به نظر شما این دلیل برای اینکه خودت رو بکشی کافیه! به نظرم کافی نیست!
    حالا تنها کاری که باید بکنید اینه که بلند شید و وسایلتون رو جمع و جور کنید و فردا به خدمت برگرديد و اگر خیلي بهتون سخت می گیرند می تونيد نامه ای رو به بازرسی تنظيم کنید
    موفق باشید

  16. 5 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 11 شهریور 92), del (چهارشنبه 13 شهریور 92), sayeh_m (دوشنبه 11 شهریور 92), she (سه شنبه 12 شهریور 92), شیدا. (دوشنبه 11 شهریور 92)

  17. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    سلام. تصور میکنم شما از هر چیزی میترسی. خدمت سخته اما خود زندگی سخت تره. دوست عزیز بهترین کاری که میتونی بکنی اینه که سطح آستانه تحملت رو بالا ببری. یعنی در مقابل سختی ها ایستادگی کنی تا با پشت سر گذاشتنشون احساس رضایت کنی. هر کاری سخته اما نشدنی نیست. فکر میکنی ورزشکاری که رکوردی رو ثبت میکنه یا دانشمندی که مشکلی رو حل میکنه بدون سختی کشیدن اون کارو انجام میدن؟ نوازنده ای که سازی رو با چیره دستی مینوازه که شما لذت ببرید، ده ها هزار ساعت از وقتش رو برای تمرین گذاشته و حالا ثمره تلاشش رو میبره. سربازی سخت نیست.اما میتونم درکت کنم. به عقیده من زور داره. اما چکار میشه کرد؟ قانونه دیگه. شما جوونی و میتونی با اراده ات خیلی کارهای بزرگ انجام بدی. کارهایی که سربازی رفتن در مقابلشون صفره. سعی کن خودت رو با شرایط اونجا تطبیق بدی تا راحت تر این زمانو طی کنی.

  18. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 11 شهریور 92)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.