سلام. من در این تاپیک از مقالات استاد ( حورایی ) که در مجله راز منتشر شده است استفاده می کنم. بدون مقدمه چینی مقالات را ارایه می کنم.
موفقیت در زندگی مشترک پیش از هر چیز به شناخت وابسته است. دختر و پسری که قصد ازدواج دارند ، هر چه شناخت جامع تر و کامل تری از یکدیگر داشته باشند ، بهتر می توانند تشخیص دهند که برای یکدیگر مناسب اند یا خیر. در بیشتر زندگی های مشترکی که از پایداری و تفاهم لازم برخوردار نیست، مرحله شناخت کوتاه بوده است. برخی دخترها و پسرها می پندارند برای کسب این شناخت و آگاهی باید مدتی با یکدیگر دوست باشند تا در اثر این مجاورت و معاشرت ، ویژگی های روحی و شخصیتی طرف مقابل را بشناسند و در صورتی که بین خود تناسبی دیدند اقدام به ازدواج کنند و در غیر این صورت منصرف شوند. این افراد معتقدند ازدواج های سنتی هرگز این شناخت را فراهم نمی کند و دوستی و ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج ، امری لازم و ضروری است.
ما گفتگوی جلسات خواستگاری را هرگز برای شناخت طرف مقابل کافی نمی دانیم ، اما از طرفی اطمینان داریم که دوستی های پیش از ازدواج هر چند پاک و بی آلایش باشد ، هرگز گزینه مناسبی برای شناخت نیست.
در دوستی ها رفتارها ساختگی است
برای بیشتر افراد مهم است که دیگران درباره آنها چه نظری دارند. بر این اساس اغلب می کوشیم در نگاه دیگران خوب جلوه کنیم. به همین دلیل گاهی رفتارهایمان در خلوت از رفتارهای خارج از خانه تفاوت دارد، یعنی ممکن است من در منزل نسبت به عفت کلام بی اعتنا باشم ، اما در محل کار و تحصیل به گونه ای رفتار کنم که همه من را فردی مودب بپندارند. این تمایل به رفتارها و گفتارهای خوب ، درباره کسانی که نظرشان برایمان مهم است یا دوستشان داریم بسیار بیشتر و پررنگ تر است.
وقتی دختر و پسری با هم دوست هستند ، تمایل به خوب جلوه کردن به اوج خود می رسد ، آنها ناخودآگاهانه می خواهند به گونه ای رفتار کنند که از نظر دیگری با عاطفه و مهربان ، وفادار ، جذاب ، دوست داشتنی ، توانمند و شگفت انگیز باشند. در نتیجه ، هر کدامم رفتاری را پیشه می کنند که از نظر دیگری مورد تایید و تحسین باشد.
جالب ( شاید هم تاسف آور ) این جاست که آنها می خواهند از تماشای همین رفتارهای غیرواقعی و مجازی به شخصیت واقعی طرف مقابل پی ببرند. آیا به راستی چنین چیزی امکان دارد ؟
پسری با دوست دخترش به پیتزافروشی رفته است ( ظاهرا پیتزا یکی از ارکان این دوستی ها است ! ) و دور میزی مقابل هم نشسته اند. دختر سرش را به این طرف و آن طرف می چرخاند ، گویا دنبال چیزی می گردد.
پسر : « دنبال چیزی می گردی ؟ چیزی می خواهی ؟ »
دختر : « سس قرمز نیست ؟ »
پسر یکباره بلند می شود و از کسی که پشت پیشخوان مغازه ایستاده ، سس می گیرد و مقابل دوست دخترش می گذارد. دختر تشکر می کند و در حالی که اولین برش پیتزا را می خورد و با نگاهی سرشار از مهر دوست پسرش را نگاه می کند ، به فکر فرو می رود :« چقدر مهربان ! چه قدر در خدمت ! هنوز خواسته من به زبان نیامده از جا می پرد! » غافل از آنکه او همان پسری است که صبح وقتی مادرش می گوید برو نان تازه بخر ، روی تخت می غلتد و می گوید : « حالشو ندارم ! »
او همان فردی است که در خانه از قبول هر مسئولیتی شانه خالی می کند و تختش را هم مادرش مرتب می کند. او همان پسر مهربان و خدمتگزار است!
دست پسر به جایی می خورد و زخم می شود. دختر چشمانش را از سر دلسوزی می بندد و در نهایت مهرورزی می گوید : « الهی بمیرم . می سوزه ؟ » سپس فورا دستمالی از کیفش درمی آورد و می گوید : « آرش جان این رو روی دستت بذار»
پسر از این حرکت به ذوق آمده ، برای جلب محبت و کلام عاشقانه بیشتر ، طوری دندانش هایش را به هم فشار می دهد گویی زخم شمشیر خورده و دارد تحملش می کند!ِ
دختر :« بمیرم ، می سوزه ، آره ؟ من باعث شدم ؟ ببخشید. رفتی برای من سس بیاری این طوری شد؟»
پسر حس خوبی دارد. آرزو می کند تیر خورده بود و الان در اغما بود. چه دختر مهربانی! غافل از اینکه وی همان دختری است که وقتی مادرش صدایش می زند تا در چیدن میز شام کمکش کند ، از اتاقش با نهایت بی ادبی فریاد می زند : « مگه نمی بینی دارم با تلفن حرف می زنم؟! »
ممکن است کسانی ادعا کنند بعد از شش ماه رفت و آمد با دختر یا پسری به مرور رفتارهای واقعی اش بروز می کند و بدین ترتیب می توان او را شناخت ، یعنی هر چه رابطه طولانی تر باشد ، رفتارهای واقعی آشکارتر می شود و این گونه به نظر می رسد که رفتارهای ساختگی تنها مختص به روزهای اول آشنایی است. اما چنین نیست. بلکه تا زمانی که به جلب نظر طرف مقابل نیاز داریم ، چه برای ادامه دوستی و چه برای ازدواج ، رفتارَهای ساختگی نیز ادامه دارند.
بنابراین یادتان باشد هنگام دوستی ها آدم ها اغلب همه مودب َ، مرتب ، معطر ، شوخ طبع و سخاوتمند هستند و بی شک رفتار دخترها و پسرها در خانه و در رابطه با خانواده بسیار متفاوت تر از کافی شاپ است! دقت کنید که از رفتارهای غیر واقعی و مجازی ، هرگز نمی تواَن به شناخت درست و واقعی از یک فرد دست یافت.
منبع : شماره 15 دوهفته نامه راز ، آبان 1391
ادامه دارد







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)