
نوشته اصلی توسط
نازنین_بانو
بعید میدونم این ادم من رو با تمام شرایط الانم قبول که ، تو این دو سال بینمون فاصله افتاده ،اون خیلی پیشرفت کرده راه چندین ساله رو رفته ، من بدتر نشده باشم بهتر نشدم ، الان جایگاه خوبی داره و بعیده منه پیشرفت نکرده رو قبول کنه
باید فراموشش کنم ،ولی این اتیشی که سالی چندبار میفته بحونم رو نمیدونم چه کارش کنم ،دوساله میخوام فراموشش کنم ولی مگه میتونم؟ کار من نبوده تاحالا
نازنین،
پیشرفت را در چی می بینی؟
یک اشتباهی که تو می کنی اینه که خودت را با مردها مقایسه می کنی.
پیشرفت های مردونه، دنیای مردها و ضرورتهای زندگیشون، با ما خانمها فرق داره.
اگر مثلا ایشون الان شاغله و شما شاغل نیستید، امتیاز خیلی خاصی برای اون نیست. مرد باید کار کنه.
آخه تو 25 سالگی چیکار می تونه کرده باشه که می گی اوووووووووو من خیلی عقب افتادم! نهایتش فوق گرفته، سربازی رفته و کار پیدا کرده.
ناراحتی که سربازی نرفتی 
خودت را هم اینقدر دست کم نگیر. خیلی از خودت ناراضی هستی و اعتماد به نفست را از دست دادی.
جذابیت یه دختر به اعتماد به نفسشه! نه به مدرکش.
به رضایتش از زندگی و خودش و تلاش برای بهتر زندگی کردن.
یه نگاهی به تاپیکهای آقایونی که در مورد خواستگاری و ... می نویسند بکن.
با معیارهای پسرها و نگاهشون به ازدواج و زندگی مشترک بیشتر آشنا می شی.
تو از نگاه خودت می گی من معیارهای اون را دارم، ولی شاید نداری!
معیار به دل نشستن، اعتماد به نفس، معیارهای اخلافی و فرهنگی و اعتقادی و ........ اینا که در عرض دوسال عوض نشده یا اگر شده، اون خبر نداره!
همه اینا را قبلا می دونست و بهت گفت همکار خوبی هستی اما ازدواج نه!
اینا را برای دلتنگیت ننوشتما.
برای اون قسمت از صحبتت که فکر می کنی تو کوتاهی کردی و می شد بهم برسید اما خودت را خوب نشون ندادی.
یا اگر الان راهی بود بهش ثابت کنی معیارهاش را داری، خیلی خوبه.
به قول میشل (اگه اشتباه نکنم)،
پسرها خیلی زودتر از دخترها تصمیم می گیرند.
خیلی زودتر از اینها اون می دونسته که تو مناسبش هستی یا نه.
فراموشش کن.
و از اون مهم تر، نازنین را دوست داشته باش.
اگر هدفی داری، دست به کار شو تا بهش برسی. چرا نشستی می گی من جا موندم؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)