
نوشته اصلی توسط
ابی اسمان
الان انقد پر گناهم که روم نمیشه از خدا بخوام منو ببخشه...
نه در مورد این اشتباه.البته که گناه بزرگی بود هم صحبتی با یک پسر اما اونقد جدای از ارتباط با جنس مخالف من مشکلات دارم که واقعا نیاز به کمک دارم و نمیدونم پیش چه مشاوری برم و چی بگم بگم واسه چه مشکلی وقت میخوام...
دوست دارم به زندگی عادی برگردم..
سلام
خدا اگر شما را از کاری منع کرده، واسه این نیست که بهش برمی خوره یا چیزی از خداییش کم می شه یا ناراحت می شه یا ...
واسه این هست که شما آسیب نبینی و در مسیر درست زندگیت باشی.
پس این همه حس گناه و نگاه بدی که به خودت داری را کنار بذار. با خودت مهربون باش. از ترس خدا نه،
بلکه واسه سلامتی روحت گناه نکن و مواظب خودت باش.
اگر قراره بیاد و شما را به قصد ازدواج ببینه، سعی کن فقط با همین قصد و در همین حد بهش اجازه نزدیک شدن بدی.
همونطور که بعضی دوستان گفتند تا جایی که امکانش هست با یک همراه عاقل ( دوست هم سن و سالت ممکنه اشتباهی هم سطح خودت بکنه. خواهر بزرگتر یا ... بهتره)
در یک مکان مناسب ببینیش.
یادت باشه داری می ری که تصمیم بگیری برای اولین قدم مناسب ادامه دادن هست یا نه.
می ری تصمیم بگیری.
نه می ری که پسندیده بشی و تو را بخوان و ...
البته اگه بتونی دیدار را رسمی تر بکنی بهتر هست. امکانش باشه بیان خونه شما، یا همراه مادرها این دیدار انجام بشه یا ...
به هر حال خیلی مواظب باش و خیلی خانمانه رفتار کن. راحت و دم دست نباش. قدر و ارزش خودت را بدون.
اگه تاپیکت را ادامه بدی و قبل هر اقدامی با دوستان مشورت کنی بهتره.
دفعه قبل گفتی رابطه را قطع کردم، یهو اومدی نوشتی چهارشنبه می رم ببینمش.
قبل از این که اشتباه کنی، مشورت بگیر.
این که ایشون علیرغم ارتباط با شما، خواستگاری می رن و ... خیلی جالب نیست.
با دقت این موضوع را بررسی کن.
اگه دروغ گفته باشه، ضعف بزرگیه. اگه راست گفته باشه هم باز ضعف بزرگیه.
چرا نمی خوای بری شهر دیگه ای زندگی کنی؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)