با سلام و احترام
من 27 سالمه و همسرم 32 سالشه.از اول هم یه سری مشکلاتی داشتیم توی زندگی که در تایپیک های قبل ذکر کردم و برای یک سریا شون به نتیجه رسیدم و حل شدن و برای یه سریا هم نه.اگه مایل بودین می تونید تایپیک های قبلم رو بخونید تا با مشکلاتم آشنا شین.
ببخشید من امروز حالم اصلا خوب نیست به حدی که در محل کارم هرکار کردم جلو خودمو بگیرم ولی نشد و ناخودآگاه گریم گرفت.مشکلی که این روزا برام پیش اومده اینه که ما تقریبا 5 ساله خونه خودمونیم و ازدواج کردیم و 2.5 سال هم عقدبودیم.و بچه نداریم و من خیلی دوست دارم بچه دار شیم و من و همسرم خداروشکر هیچ مشکلی نداریم از لحاظ جسمی.اما اوایل ازدواج همسرم اوضاع کاریش خوب نبود و من درست ندونستم بخوام یه بچه بیارم و مسئولیتش سنگین تر بشه و خودش هم بچه نمی خواست.
چند وقتیه که خودش میگه بچه می خوام و من هم فکرامو کردم و گفتم موافقم تا من موافقت کردم ایشون گفت بچه چیه و تا چند ساله دیگه خبری از بچه نیست.چند باره داره همین کارو میکنه و من از ترس اینکه دوباره موافقتم رو اعلام کنم نزنه زیر همه چیز میگم من آمادگی ندارم. ولی دیگه امروز صبرم به سر رسید و گفتم تو که دوست داری بچه بیاریم چرا منو مسخره کردی . نمیدونم چیکار کنم باهاش.
دلیل کارش رو می دونم چیه ایشون بسیار لجبازه و دلش ی خواد حرفشو به کرسی بنشونه قبلا یه بار دلیل این رفتارشو پرسیدم گفت از هزینه های بجه دار شدن می ترسم و زایمان و ازمایش و اینها دلش می خواد من بدون ازمایش و دکتر و بیمارستان درست درمون بچه بیارم .میگه بچه تا مریض بشه نباید بردش دکتر باید ببریش بهداشت چون خواهرم اینکارو می کنه. منم دیگه گفتم هر وقت تونستی از پس هزینه هاش بر بیای بگو تا بچه بیاریم و ایشون چند وقته پیش گفت برو دکترتو انتخاب کن بچه دار شیم و من تا قبول کردم گفت نمی خوام.اینم بگم که الان شرایط مالیش خیلی خوبه و کارشم خوبه.
من که نمی تونم مسخرش بشم اگه دوروز دیگه نتونم باردار شم چی؟داره سنم میره بالا من از بی برنامگیه ایشون خسته شدم .خدایا نمیدونم چیکار کنم باهاش








علاقه مندی ها (Bookmarks)