به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    واقعا علت اصلي اختلافات با خانواده ي همسر (به صورت عمومي) چه چيزايي هست؟ اين قبيل مسايل همه جاي دنيا هست؟ يا فقط توي ايران ديده ميشه؟ آيا اين رفتارها طبيعيه؟ ژنتيكه؟ خلاصه اگه كسي اطلاعاتي در اين مورد داره، من كه خيلي خوشحال ميشم بدونم.
    ضمنا هدف من از باز كردن اين بحث، پرداخت به كليات و يه نگاه از بالا به موضوعه (فارغ از بحث هاي موردي)
    تقريبا همه ي زوجها با مشكل اختلاف با خانواده ي همسر مواجه هستند. چه به صورت جزئي كه خودشو با غر غر و طعنه و كنايه نشون ميده، يا خيلي جدي كه با دعوا و مرافعه و ... همراهه.
    براي شروع، من بعضي از اين علتها رو از نگاه خودم مي نويسم:

    1. ناديده گرفتن استقلال در زندگي (همون دخالتهاي بيجا)
    2. احساس توهين (به خاطر بي توجهي به يك طرف) (مخصوصا در اوايل زندگي كه طرفين هنوز خودشون رو عروس خانوم و آقا داماد مي دونن و فكر مي كنن همه بايد مثل پروانه دورشون بچرخن!)
    3. رقابت عشقي (فكر مي كنم بيشتر توي رابطه عروس و مادر شوهر خودش رو نشون مي ده)
    4. فرهنگ بسيار زشت "غيبت كردن" در مجالس زنانه و بيان حكايتهاي پندآموز! و چاره ساز !! از ماجراهاي مادرشوهر و جاري و عروس و ... كه توي يه دوره ي 20 ساله (حداقل)، آموزشهاي مكفي رو به دخترخانمي كه قراره پاشو توي خونه ي بخت بذاره؛ ارايه ميده !! (به نظر من اين مورد رو بايد جدي گرفت، چون ظاهرا دخترها با اين فرض پاشون خونه ي شوهر مي ذارن كه بزرگترين دشمن اونا مادرشوهرشونه )

  2. 2 کاربر از پست مفید mostafun تشکرکرده اند .

    mostafun (شنبه 01 اسفند 88)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    mostafun گرامی! رابطه شما با همسرتون همه جوره عالیه حالا فقط مونده اختلاف با خانواده همسر؟
    بنده فکر میکنم اگر همسران همدیگر را کامل پذیرفته باشند و مشکلات اساسی و ریشه ای نداشته باشند و از طرفی برای استقلال زندگیشون ارزش قائل باشند اختلاف با خانواده همسر نمیتونه خیلی خودنمایی کنه به شرطی که دو نفر با هم هماهنگ باشند.

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    ... بنده فکر میکنم اگر همسران همدیگر را کامل پذیرفته باشند و مشکلات اساسی و ریشه ای نداشته باشند و از طرفی برای استقلال زندگیشون ارزش قائل باشند اختلاف با خانواده همسر نمیتونه خیلی خودنمایی کنه به شرطی که دو نفر با هم هماهنگ باشند.
    همون قدم اول كه "كامل پذيرفته شدن" باشه، خودش يه جور ايده آل گراييه. ضمن اينكه در مورد "استقلال" هم خيلي كم پيش مياد كه انسانها صد درصد مستقل باشند. پس مشورت چي؟ منتها وقتي پاي خانواده همسر به ميون مياد (هر چند پيشنهاد منطقي و درستي داده باشند) ديگه اسمش مشورت نيست، دخالته!
    هماهنگي كامل هم به نظر من يه چيز ايده آله. بالاخره جلوي لجبازي هاي كوچيك رو كه نميشه گرفت!

    نقل قول نوشته اصلی توسط gh.sana
    ارتباط دو طرف با هم هيچ ارتباطي به ارتباط طرفين با خانواده هاي همديگه نداره...
    من كاملا با اين جمله مخالفم. حداقل براي خيلي از مردها كه خانواده شون خيلي براشون اهميت داره.

  5. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    [quote=mostafun]
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل


    نقل قول نوشته اصلی توسط gh.sana
    ارتباط دو طرف با هم هيچ ارتباطي به ارتباط طرفين با خانواده هاي همديگه نداره...
    من كاملا با اين جمله مخالفم. حداقل براي خيلي از مردها كه خانواده شون خيلي براشون اهميت داره.
    ميشه راجع به دليل مخالفتتون بيشتر توضيح بديد؟من متوجه منظور شما نشدم.....
    من ميگم خوب بودن يا بد بودن ارتباط عروس و مادر شوهر يا مثلا داماد و خانواده زن ربطي به رابطه خود زن و شوهر نداره...براي اين حرف هم مثال دم دستي از خانواده اي كه اشراف كامل به زندگيشون دارم اوردم...

  6. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    ارتباط دو طرف با هم هيچ ارتباطي به ارتباط طرفين با خانواده هاي همديگه نداره.....مثال عيني از خانواده اي دارم كه زوج هيچ مشكلي با هم ندارن و تنها موضوعي كه باعث بحث و جدل ميشه وابستگي شديد حاج اقا به خانواده گرام(پدر مادر خواهر برادر خواهر زاده برادر زاده و......)هست....متاسفانه اين موضوع بعد از بيست و چند سال زندگي مشترك هنوز حل نشده......

  7. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 بهمن 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1387-11-21
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    3,705
    سطح
    38
    Points: 3,705, Level: 38
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    357

    تشکرشده 355 در 115 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    سلام
    ما انسانها خیلی وقتا با بستگان درجه یکمون مثل خواهر وبرادر که از اول با هم بزرگ شدیم و در شرایطی تقریبا یکسان رشد کرده ایم اختلاف سلیقه داریم ...پس تاحدی طبیعیه که در زمان ازدواج وقتی با طرف وخانواده اش که اونا هم مجموعه ای از سلایق وعقاید خاص خودشون رو دارن ، اختلاف سلیقه پیدا کنیم .....حالا فرض کنید خانواده ها مشکلات دیگری مثل دخالت و رقابت عشقی و.....(که خودتون بالا گفتید) هم برای زوجین بوجود بیاورند....فکر می کنم همینا کافیه برای اختلافات

  8. کاربر روبرو از پست مفید چشم بارانی تشکرکرده است .

    چشم بارانی (دوشنبه 03 اسفند 88)

  9. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    اگه منظور شما اين باشه كه رابطه ي بد عروس با مادرشوهرش، تاثيري توي رابطه ي زن و شوهر نداره (يعني با وجود اين اختلاف، اون دوتا خوب و خوش با هم زندگي مي كنن)، بايد بگم به نظر من اينطور نيست.
    يه مثال مي زنم:
    من خانواده ي خودم رو (همسر و بچه) رو جزئي از خانواده ي پدري خودم مي دونم. در حالي كه نسبت به خانواده ي همسرم همچين حسي ندارم (يعني خودم رو جزو اونا محسوب نمي كنم). شايد همسرم هم به صورت متقابل يه همچين حسي داشته باشه. براي همين هم توي ارتباطات با پدر و مادرم، به همسرم به چشم يه خواهر () نگاه مي كنم. به اين معني كه انتظار دارم بدون منت از خود گذشتگي داشته باشه و ....

    با اين مقدمه اگه همسر من (كه هنوز از نظر عاطفي خودش رو جزء خانواده ي من نمي دونه) با موقعيتهايي به نفع اونها و به ضرر خودش مواجه بشه (مثلا خريدن آناناس براي اونا در حاليكه تا حالا براي خودشون نخريده!)، نميشه ازش انتظار از خودگذشتگي يا فداكاري داشت و مطمئنا جبهه مي گيره. خوب اين يعني اختلاف بين زن و شوهر ديگه!

  10. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    [align=justify]با سلام

    mostafun عزیز احتمال زیادی می دم که خودتون به نکاتی که به نظر من رسیده اند، توجه داشته اید، با این وجود شاید تکرارشون خالی از فایده نباشه.

    1::
    نقل قول نوشته اصلی توسط mostafun
    من خانواده ي خودم رو (همسر و بچه) رو جزئي از خانواده ي پدري خودم مي دونم.

    همونطور که خودتون اشاره کردید، یکی از اهداف اصلی ما از ازدواج رسیدن استقلال ه.

    اگر شما هنوز (در لایه های زیرین فکرتون) خودتون رو زیر مجموعه ای از خونواده سابق می بینید، این نشون دهنده ی یک نقص بزرگ در نگرشتونه.

    امروز دیگه شما باید 100% از نقش یک "پسر" خداحافظی کرده باشید و کاملا حس کنید که "راس" یک خانواده اید.

    حالا دیگه خونواده شما همین خونواده 3 نفره ایه که دارید، و خونواده سابق به نوعی تبدیل شده به "فامیل". یعنی یک پله عقب تر رفته.

    و انتظار می ره که این تغییر برای شما کاملا "درونی" شده باشه.
    اگر اینطور نیست، این خودش می تونه یکی از اساسی ترین ریشه های اختلافات موجود، و خیلی مشکلات دیگه باشه.

    بنابراین به جاست که یک کنکاش جدی در خودتون، احساسات، و افکارتون داشته باشید و این مورد رو خیلی دقیق و عمیق بررسی کنید.

    2::
    نقل قول نوشته اصلی توسط mostafun
    براي همين هم توي ارتباطات با پدر و مادرم، به همسرم به چشم يه خواهر () نگاه مي كنم.

    (و دیدم جای دیگری همین توصیه رو به یکی از دوستان کرده بودید که سعی کنه خودش رو دختر خونواده همسرش ببینه.)

    mostafun عزیز، من با این نگرش شما موافق نیستم. و فکر می کنم همین نگرش انتظاراتی رو در شما ایجاد می کنه که اون انتظارات ریشه ی خیلی از اختلافات موجود می شن. یا حداقل می تونن باعث برداشت شما از درجه بحرانی بودن برخورد های موجود باشن.

    مادر کسیه که جسم ما در جسمش پرورده می شه، کسی که 9 ماه از خونش تغذیه می کنیم، و به این شکل رابطه بسیار عمیق عاطفی و احساسی ای بین مادر و فرزند شکل می گیره.

    وقتی یک نوزاد به دنیا میاد، صدای مادرش رو می شناسه و بهش واکنش مثبت نشون می ده. و این درحالیه که این حالت رو حتی نسبت به پدرش هم نداره.

    و شما هرگز هرگز نمی تونید انتظار داشته باشید مادرتون برای همسرتون مثل مادر باشه.

    نه تنها همسر شما نمی تونه این حس رو نسبت به مادرتون داشته باشه، بلکه مادر شما هم همون احساس رو نسبت به همسر شما نداره.

    به همسرتون نگاه کنید که چطور دخترتون رو جزئی از وجود خودش حس می کنه، چقدر احتمال می دید ایشون در آینده همین حس رو نسبت به دامادتون هم داشته باشه؟ و به دخترتون نگاه کنید که چطور عمیقا لبریز از عشق مادرشه، چقدر احتمال می دید در آینده بتونه همین حس رو نسبت به زن دیگری داشته باشه؟!

    به همین شکل اون رابطه ای که بین خواهر شما، و مادرتون هست، بین همسر و مادرتون "وجود نداره". و این ارادی هم نیست که شما یا خانمتون بتونید بوجود بیاریدش.

    و همین مسئله، با در درجات متفاوت، برای بقیه اعضاء فامیل هم برقراره.


    بنابراین بهتره واقع نگر باشیم. تا احساسات و انتظاراتمون بر مبنای واقعیات شکل بگیرن، و خیلی از مشکلات ریز و درشت زندگی از میان برداشته بشن.


    3:: کمال گرا نباشید. انتظار نداشته باشید زندگیتون خالی از "هر نوع" دلخوری ای باشه.

    دقت کنید که ما خیلی وقتها از مادر خودمون هم بابت یک سری مسائل جزئی دلخور می شیم. و به بهانه های مختلف به یادآوری اون دلخوری ها می پردازیم.

    حتی بهترین فرزندان هم برای والدینشون ایده آل نیستند، و پدر و مادر ها هم برای بچه هاشون همینطور.

    پس نه انتظار داشته باشید همسرتون 100% از خونواده شما راضی باشه، و نه انتظار داشته باشید خودتون 100% از خونواده همسرتون راضی باشید.

    4:: درسته که اختلاف نظر همه جا هست، اما انسان ها با توجه به روحیات و ویژگی های شخصیتشون موضع گیری های متفاوتی دارند.

    شما باید تمام تلاشتون رو بکنید که همسرتون رو کاملا بشناسید و بعد با توجه به ظرفیت ها و اخلاقیات و روحیات ایشون، انتظاراتتون رو بنا کنید.

    بعضی از اشخاص کلا نسبت به دیگران خیلی باگذشت و مهربونن. اینها سریع فراموش می کنند که کی برای من چیکار کرد یا نکرد! اما بعضی دیگه اینطور نیستند، از اینها نباید انتظار داشته باشیم که نسبت به یک شخص خاص رفتار متفاوتی داشته باشند.


    [/align]

  11. 5 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    aruo (سه شنبه 06 فروردین 92), THEN (یکشنبه 09 اسفند 88)

  12. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara
    . . .
    حالا دیگه خونواده شما همین خونواده 3 نفره ایه که دارید، و خونواده سابق به نوعی تبدیل شده به "فامیل". یعنی یک پله عقب تر رفته.

    و انتظار می ره که این تغییر برای شما کاملا "درونی" شده باشه.
    . . .
    .
    درسته كه از خيلي جهات مستقل شديم، اما از نظر عاطفي كه نمي تونيم مستقل بشيم. اين محبت رو هم كه نميشه فقط توي فكرمون داشته باشيم. بالاخره يه جايي خودشو نشون ميده، اما به نظر من به معناي عدم استقلال نيست. من توي زندگي اصلا به نظر پدر و مادرم وابسته نيست (نمونه بارزش هم انتخاب رشته، شغل، محل زدگي و . . .) اما به بعضي از نظريات اونا (كه از نظر من كم اهميت هستند، مثل رفتن به فلان مهماني) احترام مي ذارم. آيا اين نشانه ي وابستگي و عدم استقلاله؟ من همين انتظار رو هم از همسرم دارم. يعني دوست دارم اون هم به پدر و مادر خودش توجه كنه و حتي جلوي دخالتهاي "كوچولو" ي اونا رو هم نمي گيرم و حتي ناراحت هم نمي شم.
    من فكر مي كنم بعضي وقتها "لجبازي" و "مخالفت" به بهانه ي حفظ استقلال زندگي مي تونه خودنمايي بكنه. در حاليكه من به چشم "احترام به حرف بزرگتر" به اين مساله نگاه مي كنم.
    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara
    . . . و شما هرگز هرگز نمی تونید انتظار داشته باشید مادرتون برای همسرتون مثل مادر باشه.
    . . .
    .
    من همچين انتظاري از مادرم ندارم. اما از همسرم چرا! (شايد خودخواهي باشه) شايد چون خودم در برابر پدر و مادر همسرم همچين نگاهي دارم (نه از نوع خيلي عاطفي، ولي مثلا خيلي از كارها رو مثل پسر خدشون براشون انجام ميدم) بدون اينكه توقع داشته باشم اونا به من توجه خاصي بكنن (شايد چون يك مرد هستم همچين احساسي دارم)
    .
    [quote='philosara' pid='101605' dateline='1267268837
    . . . کمال گرا نباشید. انتظار نداشته باشید زندگیتون خالی از "هر نوع" دلخوری ای باشه.
    بعضی از اشخاص کلا نسبت به دیگران خیلی باگذشت و مهربونن. اینها سریع فراموش می کنند که کی برای من چیکار کرد یا نکرد! اما بعضی دیگه اینطور نیستند، از اینها نباید انتظار داشته باشیم که نسبت به یک شخص خاص رفتار متفاوتی داشته باشند.
    [/quote]
    .
    من كمال گرا نيستم (لا اقل اينطور فكر مي كنم). اما به مطلب خوبي اشاره كردي كه احتمالا خودم يه تاپيك براش ايجاد كنم با عنوان "چطور گذشت كنيم و بديهاي طرف مقابلمان را فراموش كنيم؟"

  13. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    نه منظور من اينه كه خوبي رابطه زن و شوهر دليلي براي خوب بودن رابطه عروس و مادر شوهر نيست يعني.....هر زن و شوهري كه رابطه اشون خوب باشه امكان داره رابطه عروس مادر شوهري خوب يا بد داشته باشه.....متوجه منظورم شدين؟
    آخ كه اين روزا چه قدر سخت ميتونم منظورم رو به اطرافيانم بگم

    با اين طرز فكر شما بديهي هست كه خانم شما هم نسبت به خانواده خودش همين حس رو داره...دليلي نداره همسر شما خودش رو جزئي از خانواده شما بدونه....چون واقعا اين طور نيست....

    اين جمله برام جالب بود كه شما در جمع خانواده خودتون خانمتون رو مثل خواهر ميبينيد!!


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.