به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    از همه چیز خستم

    سلام دوستان خوبم. من در مورد فرزندم بسیار دچار مشکل هستم بسیار بیشتر از بسیار. به طوری که خودم به شدت عصبی شدم. حتی دچار خود زنی شدم. و حتی زندگی زناشوییم و هم تحت تاثیر قرار داده در بخش کودکان نمی تونم سوالم و مطرح کنم کجا باید بنویسم؟ راهنماییم کنید لطفا.

  2. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سیسیلی عزیز

    نیاز به توضیح بیشتری هست ، مسئله چیه ؟ چه رفتار و عملکردی از سوی فرزندت برات مشکل ساز شده ؟

  3. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (سه شنبه 12 مرداد 89)

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سلام فرشته مهربون. و همه دوستان. من یک پسر 4 ساله دارم بسیار لجباز است حرفم و گوش نمی ده وقتی مخالف میلش عمل می کنم یا چیزی رو بخواد و من بهش ندم در و به دیوار می کوبه من و می زنه دیگران و می زنه سلام نمی کنه در حالت عادی بچه خوبیه اما وقتی قاطی می کنه واقعا دیوانه می شه دیگه هیچ کس و هیچ راهکاری حریفش نمی شه مشاور رفتم خیلی راهکار داده و من عمل کردم اما فایده نداره تا حالا چندین بار مهدی که گذاشتمش من و خواسته و تذکر داده اما من واقعا حریف رفتارهاش نمی شم و از این بد تر اینه که همسرم همه مشکلات و بر سر من خراب می کنه و می گه این بچه هر چی بشه تو کردی باور کنید من خیلی براش وقت می ذارم شاید باورتون نشه پسرم وقتی دوسال و نیمش بود 9 تا سوره قران و 7 تا شعر اصول الدین و دعای فرج و.. حفظ بود اما الان حاظر نیست هیچ کدوم و بخونه و وقتی هم که راضی بشه بخونه می بینم همه رو فراموش کرده وقتی یه جا می ریم و حرف من و گوش نمی ده و شوهرم همه چیز و سر من می کوبه دیونه می شم . من ادم صبوری بودم وتوی صبوری تقریبا زبانزد بودم اما حالا عصبی شدم چند روز پیش وقتی مهد پسرم من و خواست و هشدار داد که اگه به کاراش ادامه بده دیگه مهد نیارینش اومدم خونه انقدر خودم زدم اونقدر گریه کردم که خدا می دونه فکر میکنید رفتار همسرم چی بود بهم خندید و مسخرم کرد و گفت بچس مهم نیست این مهد نشد یه مهد دیگه یا اصلا مهد نمی ذاریمش . من واقعا دست تنها این بچه رو بزرگ کردم مادر خودم مرحوم شده پسرم از کنترل من خارج شده و من به شدت از نوجوونی و جوونیش می ترسم کمکم کنید خواهش می کنم
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 آبان 89 [ 11:14]
    تاریخ عضویت
    1388-5-20
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    3,634
    سطح
    37
    Points: 3,634, Level: 37
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 107 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سلام عزیزم
    چند تا سوال دارم
    رفتار شما و شوهرت در مقابل بچه چطور هست؟ زیاد بحث و مشاجره دارین؟
    محیط خانه شما به اندازه کافی آرام هست؟
    پسرتون را چطوری تنبیه می کنید؟ آیا تشویش هم میشود؟
    آیا پسر شما تا گریه میکند نیازش را برآورده میکنید؟
    آیا در تربیت و چگونگی رفتار با پسرتون با شوهرتون هماهنگی دارید یا هر دو ساز مخالف میزنید؟
    آیا پسر شما بازیهای کامپیوتری دارد از چه نوع؟ هوشی یا خشن؟
    لطفا به اینها جواب بدین تا ایشالا چاره ای اندیشیده بشه.

  6. 2 کاربر از پست مفید همون شادزی تشکرکرده اند .

    همون شادزی (شنبه 20 آذر 89)

  7. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سلام دوست عزیزو مرسی که وقت گذاشتی.
    رفتار شما و شوهرت در مقابل بچه چطور هست؟ زیاد بحث و مشاجره دارین؟
    محیط خانه شما به اندازه کافی آرام هست؟

    بله خانه ما ارامش داره اما نه کافی چون بالاخره گاهی من و همسرم با هم بحثمون می شه در جای گفتم که همسرم تازگیها دست بزن پیدا کرده می گه تو رو اروم بزنم بهتر از اینه که داد و بیداد کنیم و حسین (پسرمون) بفهمه. البته حسین به شدت از به من حساسه مثلا چند روز پیشا من زمین خوردم او داد می زد من زمین و می کشم که تو زمین خوردی من ال می کنم و بل می کنم که تو زمین خوردی.
    پسرتون را چطوری تنبیه می کنید؟ آیا تشویش هم میشود؟
    در تبیه پسرم همسرم با ارامش و نهایت داد زدن تنبیه می کنه اما من گاهی به قدر عصبی می شم که تنبیه بدنی هم می کنم منتها اروم / 90% مواقع روی دست یا پا اما 10% هم به صورتش البته اروم می زنم بله تشویق هم تا دلتون بخواد می شه.
    آیا پسر شما تا گریه میکند نیازش را برآورده میکنید؟
    آیا در تربیت و چگونگی رفتار با پسرتون با شوهرتون هماهنگی دارید یا هر دو ساز مخالف میزنید؟
    بله کاملا هماهنگیم. اگرم مشکلی باشه بین خودمونه.
    نه اصلا این طور نیست همیشه بهش می گم هر وقت مودب و در نهایت ارامش خواستت و گفتی بهت می دم در غیر این صورت می بینی ساعتهاس داره گریه می کنه و داد می زنه اما من چیزی بهش نمی دم.
    آیا پسر شما بازیهای کامپیوتری دارد از چه نوع؟ هوشی یا خشن؟
    نه. فقط یه سی دی ارین داره که در واقع اموزش ابتدایی ریاضی و علوم و رنگها و گرما و سرما و ... است.
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  8. #6
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    برای تست بیش فعالی نزد روانشناس بالینی ببریدش .

    ضمن اینکه بعضی رفتارهای سن چهار سالگی را به نظرم طبیعیه که داره و البته نیازه که بیشتر مطالعه کنی در مورد ویژگیهای رشد در سنین مختلف و رفتار طبیعی را از غیر طبیعی جدا کنی و متناسب باهاش رفتار کنید .




    .

  9. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 20 آذر 89)

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 اسفند 90 [ 15:47]
    تاریخ عضویت
    1389-5-12
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,123
    سطح
    27
    Points: 2,123, Level: 27
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    112

    تشکرشده 115 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سلام دوست عزیز
    به نظر من به جای خود زنی و عصانی شدن سعی کنید کتابهای روانشناسی کودک رو بیشتر بخونید و همسرتون رو هم بیشتر وارد تربیت کودکتان کنید بالاخره اونم پسره و به پدرش بیشتر احتیاج داره.
    آیا لزومی داره که کودک شما در این سن حتما بتونه سوره های قرآن رو بخونه؟ شاید خوندن اینها براش سخته و یا چون نمیفهمشون و یا آهنگین(مث شعرهای کودکانه) نیستند دیگه تمایلی به این کار نداره. شاید هم شما ازش خواستین جلوی دیگران بخونه.
    اکثر بچه ها وقتی حتی بهشون میگیم یه شعر جلوی دیگران بخونن نمی تونن، مضطرب می شن و یا خجالت می‌کشن. بهتره هر شعری و یا هر چیزی هر چند کوتاه میخونه تشویقش کنید. بیشتر براش کتاب بخرید و خودتون براش بخونید بعد که کتاب رو یاد گرفت با همدیگه شعرهاشو بخونید.
    کودک شما خیلی به شما علاقمنده. با کمک همین علاقه پیش برید. شاد باشید

  11. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 آبان 89 [ 11:14]
    تاریخ عضویت
    1388-5-20
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    3,634
    سطح
    37
    Points: 3,634, Level: 37
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 107 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سلام عزیزم
    ممنونم از اینکه به طور کامل سوالام جواب دادی
    اولین مشکل شما که حتما حتما باید حل بشه نحوه تنبیه شما و شوهرتون هست " نهایت داد زدن تنبیه می کنه اما من گاهی به قدر عصبی می شم که تنبیه بدنی هم می کنم" به شوهرتون بگید دیگه به هیچ عنوان موقع تنبیه کردن داد نزنه چون داد زدن یکی از عوامل اصلی عصبی شدن بچه هست. بچه ای که هنوز سلولهای عصبی اون به قدر کافی رشد پیدا نکردن چطوری باید داد زدن یک مرد بالغ را تحمل کنه و این باعث عصبی شدنش میشه و برای آینده خودش هم مخرب هست و یاد میگیره که هر چیزی را با داد زدن به دست بیاورد و اما در مورد خودتون تا پسرتون کوچکترین کار خوب را انجام داد براش دست بزنید و تشویقش کنید. باهاش بازی کنید و بزارید در بازی نقش ایفا کنه مثل مامان بازی . در بازی بچه ها میشه به خیلی چیزها پی برد .تا میتونید او را در آغوش بگیرید. و اکیدا از داد زدن خودداری بشه.تو خونتون همیشه یک موسیقی ملایم خوانده بشه.با بچتون یه بازی را شروع کنید مثلا بگو مامان بیا امروز من و تو با هم مسابقه بدیم ببینیم کی میتونه داد نزنه و ساکتتر باشه و فقط بازی کنه هر کی برنده شد جایزش یه خوردنی خوشمزش.

  12. کاربر روبرو از پست مفید همون شادزی تشکرکرده است .

    همون شادزی (سه شنبه 19 مرداد 89)

  13. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    سلام به همه دوستان
    چیزای که می خوام الان بنویسم ربطی به مشکل قبلیم نداره اما حس کردم اینجا مخصوص منه و می تونم هر چی که دلم خواست و بنویسم. مشکل پسرم هنوز حل نشده دارم می برمش مشاوره و فعلا هر دو تحت درمان مشاور هستیم اما ای کاش همسرم قبول می کرد بیاد مشاور یا لااقل تغییری در رفتار و گفتارش ایجاد کنه. می دونید من هر سال چند بار خانواده همسرم و دعوت می کنم که یکی از این دعوتها در ماه مبارک رمضان هست حدود 18 نفرن و من تنها از اینا پذیرایی می کنم حتی گاهی ظرفها رو هم تنها می شویم گاهی به همسرم اعتراض می کنم چرا وقتی من براشون ارزش قایل می شم و دعوتشون می کنم یکیشون به روی خودش نمیاره که باید اونا هم ما رو دعوت کنن چرا واسه من وظیفه شده که باید دعوت کنم؟ تازگیا همسرم نوعی رفتار جدید با من پیش گرفته مثلا می گه تو بی لیاقتی یا می گه تو دعوتت بالاخص در ماه رمضان به خاطر خدا نیست اگه به خاطر خدا باشه نباید توقع دعوت داشته باشی گاهی می گه تو منت می ذاری در حالی که من فقط توقع دعوت دارم اونم نه در مقابل هر بار دعوت من بلکه حداقل هر 3-4 بار که میان یه بارم دعوت کنن. همسرم هیچ کدوم از مهمونیایی که من دادم به یادش نمی مونه اما کافیه فلان سال یکی از خواهراش ما رو دعوت کرده باشه همیشه اونو به رخ من می کشه. اشتباهات مامانش به چشمش نمیاد مثلا ماه رمضان پارسال ما کلا 2 بار رفتیم خونه مادر شوهرم وقتی ما رفتیم یه افطاری ساده و خالی بی شام بود اما بار دوم که برادر شوهرم و دعوت کرده بود و ما هم به خاطر اونا رفته بودیم هم شام و هم افطار اونم حسابی. می گه تو ناراحت شدی برو بگو من ناراحت نمی شم. و چندین بارم شده که ناراحت شده از کاراشون و به من گفته خودت بگو من نمی گم. البته بحث من در ارتباط با فامیل شوهر نیست می دونم این موضوعات باید در جای دیگه نوشته بشه مشکل من در مورد خود شوهرمه که برای من ارزش قایل نیست حتی گاهی وقتی پسرم با من بد رفتار می کنه با طعنه می گه حقته چون بی لیاقتی. یا یه بار موقع بد مینتون بازی کردن توی پارک پاشته کفشم شکست جلوی همه گفت دلم خنک شد حقته. بی دلیل هم گفت که جاریم بهش گفت یعنی چی چرا دلت خنک شد مگه چیکارت کرده؟
    امشب خیلی دلم گرفته از کاراش و حرفاش خوبیهای من و نمی بینه همش سر کوفت همش مقایسه با دیگران ای خدا خیلی خستم
    شما فکر کنید تنهایی برنامه ریزی یه مهونی و بکنید و خرید کنید زحمت بکشید اخرش از یاد شوهرتون بره و بگه تو برکت و از خونه من بردی چون نمی ذاری مهون بیاد خستم خدا خستم.
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  14. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 اردیبهشت 90 [ 21:30]
    تاریخ عضویت
    1387-12-04
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,079
    سطح
    34
    Points: 3,079, Level: 34
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از همه چیز خستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sisili
    سلام به همه دوستان
    چیزای که می خوام الان بنویسم ربطی به مشکل قبلیم نداره اما حس کردم اینجا مخصوص منه و می تونم هر چی که دلم خواست و بنویسم. مشکل پسرم هنوز حل نشده دارم می برمش مشاوره و فعلا هر دو تحت درمان مشاور هستیم اما ای کاش همسرم قبول می کرد بیاد مشاور یا لااقل تغییری در رفتار و گفتارش ایجاد کنه. می دونید من هر سال چند بار خانواده همسرم و دعوت می کنم که یکی از این دعوتها در ماه مبارک رمضان هست حدود 18 نفرن و من تنها از اینا پذیرایی می کنم حتی گاهی ظرفها رو هم تنها می شویم گاهی به همسرم اعتراض می کنم چرا وقتی من براشون ارزش قایل می شم و دعوتشون می کنم یکیشون به روی خودش نمیاره که باید اونا هم ما رو دعوت کنن چرا واسه من وظیفه شده که باید دعوت کنم؟ تازگیا همسرم نوعی رفتار جدید با من پیش گرفته مثلا می گه تو بی لیاقتی یا می گه تو دعوتت بالاخص در ماه رمضان به خاطر خدا نیست اگه به خاطر خدا باشه نباید توقع دعوت داشته باشی گاهی می گه تو منت می ذاری در حالی که من فقط توقع دعوت دارم اونم نه در مقابل هر بار دعوت من بلکه حداقل هر 3-4 بار که میان یه بارم دعوت کنن. همسرم هیچ کدوم از مهمونیایی که من دادم به یادش نمی مونه اما کافیه فلان سال یکی از خواهراش ما رو دعوت کرده باشه همیشه اونو به رخ من می کشه. اشتباهات مامانش به چشمش نمیاد مثلا ماه رمضان پارسال ما کلا 2 بار رفتیم خونه مادر شوهرم وقتی ما رفتیم یه افطاری ساده و خالی بی شام بود اما بار دوم که برادر شوهرم و دعوت کرده بود و ما هم به خاطر اونا رفته بودیم هم شام و هم افطار اونم حسابی. می گه تو ناراحت شدی برو بگو من ناراحت نمی شم. و چندین بارم شده که ناراحت شده از کاراشون و به من گفته خودت بگو من نمی گم. البته بحث من در ارتباط با فامیل شوهر نیست می دونم این موضوعات باید در جای دیگه نوشته بشه مشکل من در مورد خود شوهرمه که برای من ارزش قایل نیست حتی گاهی وقتی پسرم با من بد رفتار می کنه با طعنه می گه حقته چون بی لیاقتی. یا یه بار موقع بد مینتون بازی کردن توی پارک پاشته کفشم شکست جلوی همه گفت دلم خنک شد حقته. بی دلیل هم گفت که جاریم بهش گفت یعنی چی چرا دلت خنک شد مگه چیکارت کرده؟
    امشب خیلی دلم گرفته از کاراش و حرفاش خوبیهای من و نمی بینه همش سر کوفت همش مقایسه با دیگران ای خدا خیلی خستم
    شما فکر کنید تنهایی برنامه ریزی یه مهونی و بکنید و خرید کنید زحمت بکشید اخرش از یاد شوهرتون بره و بگه تو برکت و از خونه من بردی چون نمی ذاری مهون بیاد خستم خدا خستم.
    شاید حرف های من به نظرتون بچگانه بیاد قبول دارم شما سنتون از من خیلی بیشتر است ولی این کار را فکر کنید برادر کوچکتون داره بهتون پیشنهاد میکنه فقط یه پیشنهاد است

    شما نباید هیچ وقت به طور مستقیم از خانواده همسرت به شوهرت انتقاد کنی چون هر چی باشه خانواده شوهرتون برای شوهر شما عزیز است و چون شما همسرشون هستید چیزی بهتون نمیگه ولی این یه جور زخم میشه در درون شوهرتان "که همسرم از خانوادم متنفر است و حتی حاضر نیست غذا هم جلوشون بذاره " یاد بگیرید به طور "غیر مستقیم " حرفهای باردار و لرزاننده را به شوهرتان بزنید من یه نمونش را بهتون میگم مثلا در نامه ای اول با لحن محبت آمیزی از خانواده شوهرتان تعریف کنید و بعد انتقادتان را هم انجام بدید و بعد در آخر نامه به شوهرتان بفمونید که دوستش دارید و چقدر اون برای شما مهم است و البته بهتره طرز حرفه ای نوشتن نامه هم یادبگیری و نامه را حالا یا در جیب کوتش یا در یه جایی که شوهرتون اون نامه را بینه و متوجه بشه بذارید این ها را من نمیگم علم روز داره میگه و صد البته تثبیت شده است
    معمولا وقتی بچه به دنیا میاد مرد فکر میکنه که تربیت فرزند فقط بر عهده مادر است و هر چی فرزند بشه از چشم زنش میبینه ولی این درست نیست و باید به مرد هم گوشزد زده بشه که در تربیت فرزندان زن و شوهر نقش داره درسته مرد همش سر کار است و زن خونه است ولی زمانی که مرد خونه است مرد نقش زیادی بازی میکنه
    و دیگه شما که به طور مستقیم به شوهرتون گفتید که : چرا اونا ما این همه دعوتشون کردیم یکبار هم ما را دعوت نکردند بذار بگم شوهر شما چه جور فکر میکنه اون فکر میکنه دلیلش کارهای شماست این را باید بدانید کسی که محبتی که به کسی میکنه توقع بازگشتش نباید داشته باشه ولی باید یاد بگیرید به همه میشود محبت کرد(البته بعضی ها میگند باید دید کی ارزش محبت داره ) ولی هر کسی و هر خانواده ای فرق داره خب خانواده شوهرتان چون هر ماه رمضان دعوتشون میکنید دیگه این براشون عادی شده بذار این طور بگم خانواده شوهرتان این کار را محبت از طرف شما نمیبینه بلکه یه جور وظیفه عروسشون میبینه اینم منشاء به خودتان برمیگردد که خودتان اینجور عادتشان دادید بهتره طرز رفتارتون را با خانواده شوهرتان عوض کنید و طرز رفتار زن برادر شوهرتان را پیشه بگیرید چون من از حرفاتون اینجور برداشت کردم که زن برادر شوهرتون خیلی با ارزش تر برای خانواده شوهرتان است (همیشه هر جا به مشکلی بر خوردید به گذشته رجوع کنید معمولا جواب در گذشته پنهان است )

    بازم میگم من فقط به عنوان برادر کوچکتر شما این پیشنهاد ها را به شما کردم

    راستی برای تربیت فرزندتان سیدی سمینار های روانشناسی تربیت با کودکان را بگیری خیلی مفید است و باید چندین بار نگاه کنید تا همه چیز دقیق اجرا کنید دلیلی هم که گفتم سیدی اینه که ما ایرانی ها حال و حوصله و وقت کافی برای خواندن کتاب نداریم .
    راستی شما باید با طرز رفتارتان شوهرتان را متعجب کنید تا به شما انگیزه نشون بده
    موفق باشید
    شما باید اول باید ببینید مشکل خودتون با خانواده شوهرتون چیه و یا مشکل خانواده شوهرتون با شما چیه و چرا ا خانواده برادر شوهرتان خوبند ولی با شما نخیر


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خسته شدم از همه چیز - کم آوردم
    توسط time در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 آبان 92, 09:34
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 آذر 90, 13:11
  3. درگیری با خانوادم سر همه چیز و همینطور خواستگار
    توسط نرگس امامی در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 شهریور 90, 23:31
  4. همه چیز به ما بستگی دارد
    توسط Niloo55 در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 29 دی 88, 18:17
  5. +از همه چیز و همه کس خسته ام .............
    توسط ساغی در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 26 مرداد 87, 16:13

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.