به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آبان 89 [ 20:47]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,751
    سطح
    24
    Points: 1,751, Level: 24
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تو رو خدا راهنما ییم کنید

    یه پسر تنهای 21 ساله ام اوایل بهمن ماه سال گذشته با دختری به اسم زهرا که16 سالش بود دوست شدم بعد از 5 ماه وقتی فهمید رفتم خواستگاریه یه دختر با اینکه قراره ازدواج نداشتیم ولی ایشون به شدت باهام برخورد کرد و هر چی سعی کردم رابطمون به حالت قبل برنگشت.بنا به دلایلی من از ادامه ی خواستگاری منصرف شدم ودیگه شب و روز به فکر زهرا بودم ولی هر چی تلاش کردم رابطمون بهتر نشد که هیچ روز به روز بدترم میشد.به خاطر دوریه راه همدیگرو ندیده بودیم.تا اینکه یه شب وقتی باهاش تماس گرفتم بهم گفت که شب قبل با کسی دیگه دوست شده هر چی بهش اسرار کردم با اون بهم بزنو به من یه فرصت دیگه بده راضی نشد.6 آبان ماه تولدش بود واسش یه کادو خریدم و واسش بردم تا شاید این کادو باعث شه واسه مدتی بهم فرصت بده ولی با دیدن من نظرش کاملا برگشت و رابطه رو کامل تمام کرد.با smsبهم گفت که هدیه ای که واسش خریدم خیلی خاص بوده و بهترین هدیه ی عمرش بوده.این موضوع خوشحالم کرد ولی اون به خاطر چهره ام حتی دیگه یک اس ام اسم بهم نداده.الان حدوده 3هفته اس که میگذره.من دوسش دارم ولی اون اصلا به این احساسم توجهی نداره.هر چیز کوچکی منو یاد اون میندازه.حتی گوشه ی آشپزخونه که میرم یاد اون شبی میوفتم که زنگ زده بودم بهش و حرفای قشنگ بهم میزد.شبا که میخواست بخوابه میگفت بوسم کن تا بخوابم.الان بیشتر از نبودش خاطراتش اذیتم میکنه.شغلم ارکسیه ولی با وجود شغل شادی که دارم بازم دوستام تو گروه موزیک میگن محمد چرا اینقدر ناراحتی؟؟دوریش و مخصوصا خاطراتش بدجور عذابم میده.تو رو خدا راهنماییم کنید که من چیکار کنم.اگر سوالی دارید تا بتونید بهتر کمکم کنید بپرسید هر چی باشه جواب میدم.با تشکر

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آبان 89 [ 20:47]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,751
    سطح
    24
    Points: 1,751, Level: 24
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    احساس میکنم از همه لحاظ نیاز شدیدی به ازدواج دارم ولی شرایطشو ندارم همین موضوع باعث شد بدتر اسیر زهرا بشم ودوست ندارم زیاد رفاقت کنم چون معتقدم خرابم میکنه وحالا خیلی تنهام ولی علاقه ای به دوستی با کسی به جز زهرا را رو ندارم.به خاطر نداشتن شرایط ازدواج تو دام گناهم افتادم به همین دلیله که عاجزانه استدعای کمک دارم.الانم حال روحیم خیلی خوب نیست اگه تکرار جملاتم اذیتتون کرده من معذرت میخوام
    ممنون از اینکه مطلب منو خواندید

  3. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آبان 89 [ 20:47]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,751
    سطح
    24
    Points: 1,751, Level: 24
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    احساس میکنم از همه لحاظ نیاز شدیدی به ازدواج دارم ولی شرایطشو ندارم همین موضوع باعث شد بدتر اسیر زهرا بشم ودوست ندارم زیاد رفاقت کنم چون معتقدم خرابم میکنه وحالا خیلی تنهام ولی علاقه ای به دوستی با کسی به جز زهرا را رو ندارم.به خاطر نداشتن شرایط ازدواج تو دام گناهم افتادم به همین دلیله که عاجزانه استدعای کمک دارم.الانم حال روحیم خیلی خوب نیست اگه تکرار جملاتم اذیتتون کرده من معذرت میخوام
    ممنون از اینکه مطلب منو خواندید

  4. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    از این دوستی ها انتظار وفاداری نداشته باشه.یه دختر تو این سنین همیشه پیشنهاداتی داره کافیه یکی از اونا شرایطش

    از اولی بهتر باشه با یه بهونه از اولی جدا می شه و ... بهت قول می دم الآنم با نفر سوم یا چهارم یا Nـمه.

    ولی عجب پروو بوده رابطشو قطع کرده هدیه تم قبول کرده. معلومه که مادی گراست.

  5. 2 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 28 آبان 89)

  6. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 دی 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1389-4-19
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,259
    سطح
    41
    Points: 4,259, Level: 41
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 302 در 134 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    از این دوستی ها انتظار وفاداری نداشته باشه.یه دختر تو این سنین همیشه پیشنهاداتی داره کافیه یکی از اونا شرایطش

    از اولی بهتر باشه با یه بهونه از اولی جدا می شه و ... بهت قول می دم الآنم با نفر سوم یا چهارم یا Nـمه.

    ولی عجب پروو بوده رابطشو قطع کرده هدیه تم قبول کرده. معلومه که مادی گراست.

    --------------------------------------------------------------------------------
    عزیزم یاد میگیری یواش یواش کنترل احساستو بدست بگیری
    سخته
    و تو این تالار همچین مسائلی زیاده

  7. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 دی 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1389-4-19
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,259
    سطح
    41
    Points: 4,259, Level: 41
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 302 در 134 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    منظورم اینه که درسته ایشون به خاطر یه رابطه بی سر انجام وابسته شدن و .....
    ولی این میتونه سر آغاز چیز های خیلی خوبی باشه براش
    یکی کنترل احساسه
    و این هم نتیجه دوستی های بدون هدفه که یکی از طرفین یا هر دو رو تو وابستگی پیش میبره

  8. #7
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    اوکی.فکر کردم منظورت با منه.

  9. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آبان 89 [ 20:47]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,751
    سطح
    24
    Points: 1,751, Level: 24
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    به زندگی امیدی ندارم:223:

    خسته شدم از این زندگیه یکنواخت.همه ی راه ها به روم بسته شده.من به یه عشق ثابت نیازمندم که دوسم داشته باشه منو به خاطر خودم دوست داشته باشه
    لطفا بهم بگید چطوری میتونم از این تنهایی فرار کنم و بازم به روحیه شاد 2سال پیشم برسم؟؟
    من کاملا مشکلمو توی انجمن حل مشکلات عمومی و مسائل فردی به عنوان تو رو خدا راهنماییم کنید گفتم این تاپیکم واسه این ایجاد کردم که بتونم مطالبمو حداقل توی چند انجمن عنوان کنم تا افراد بیشتری مطالعه کنند و زودتر راهنماییم کنن.
    حالا هم به طور مختصر مشکلمو واستون شرح میدم:
    من 9 ماه پیش با یه دختر 16 ساله به اسم زهرا دوست شدم 5 ماه بعد از شروع دوستیمون با اینکه هیچ قراری از ازدواج بینه من و زهرا نبود من به خواستگاریه دختری رفتم و به خاطر داشتن صداقت این مسئله رو با زهرا در میون گذاشتم و عکس العمل اون برخورد شدید با من بود که بعد از اون جریان هرچی من تلاش کردم رابطه ی منو زهرا به صمیمیت قبل برنگشت.داستان خواستگاری من به 4 ماه نکشید من به علت مسائلی از خواستگاری منصرف شدم و دیگه از اون به بعد فقط به زهرا فکر میکردم.با اینکه ندیده بودیم همدیگرو با حرف عاشق هم شده بودیم ولی بعد از 9ماه دوستی وقتی بهش زنگ زدم بهم گفت که شب قبل با پسری دوست شده.شاید باورتون نشه ولی انقدر به اون پسره حسودیم شد که نگو ولی هرچی از زهرا خواهش کردم تا با اون بهم بزنه و به من یه فرصت دیگه بده نشد آخه به قوله خود زهرا من نمیتونستم شادش کنم.البته ناگفته هم نماند بیشتر تقصیر خودش بود خیلی احساسی باهام برخورد میکردمنم واسه دلداری دادن به اون مجبور بودم برخلاف میلم و با وجود عذابی که از تکراری بودن مشکلاتش میکشیدم باهاش همدردی کنم که نکنه به خاطر اینکه همدردی نمیکنم از دستش بدم ولی دقیقا بر عکس شد اون بخاطر اینکه در برابر احساساتش ضعیف بودم آخره دوستیمون بهم گفت اسگول!!! و خیلی ساده ترکم کرد.تولدش 6 ابان ماه بود من واسش با کلی وسواس کادو خریدم و بعد از 9ماه روز تولدش همدیگرو دیدیم.اون بد نبود.از کادوی من خیلی خوشش اومده بود چون خیلی خاص بود و به قول خودش بهترین کادوی عمرش بود ولی وقتی از هم جدا شدیم و اومدم به سمت خونه بهم اس ام اس داد که خیلی زشتی با اینکه اصلا اینطور نیستم.من ظاهر بدی ندارم ولی اون با صراحت تمام این اس ام اس و بهم داد و دیگه خبری ازش نشد الان سه هفته اس ازش خبری ندارم.همش افکارمو مسخره میکرد و بهم میگفت با این طرز فکرت به نظرم تو خیلی احمقی.همش تحقیر...تحقیر....تحقیر.یک بار نشد به عقایدم احترام بذاره.ولی نمیدونم راجبش چطوری قضاوت کنم.همش به خودم میگم ولش کن بچه اس اقتضای سنشه که اینطور نادونو قدومغروره.کمکم کنید که یا بازم واسه بودن باهاش تلاش کنم که بعید میدونم موفق شم چون اون مغرورتر از این حرفاس که بخواد به من بازم جواب بده یا اینکه راهی پیشنهاد کنید تا من بتونم راحت فراموشش کنم .من اونو میخوام.لحظه به لحظه ی 9ماه دوستیمون همش خاطره بود.بیشتر از نبودش خاطراتش اذیتم میکنه.من شغلم ارکسیهوبا وجود شغله شادی که دارم همیشه دوستام بهم میگن چرا ناراحتی مخصوصا تو عروسیا که میرم بچه های گروه میگن اومدی عروسی بگو بخند شاد باش ولی افسوس زهرا با رفتنش خنده رو هم از لبای من برد.بعضی از شبا خیلی غمگینم انقدر گریه میکنم و اصلا اشکم بند نمیاد.خیلی وقتا خاطراتشو به یاد میارم و این موضوع دیوونم میکنه.دیشب یکی از دوستام داشت از رابطش با ازدوستیش با یه دختر میگفت روحیات دختره خیلی شبیه روحیاته زهرای من بود منم کل دیشبو داشتم به یاد زهرا گریه میکردم .هر وقت میخواست بخوابه بهم میگفت بوسم کن تا بخوابم.وای خدا دیگه نمیتونم ادامه بدم.
    مثلا میخواستم مختصر توضیح بدم این مطلبم از اون یکی کاملتر شد.حالا اگه میتونید بهم کمک کنبد تا از این بحران روحی سلامت بیرون بیام و راهیه امین اباد نشم چون اگه یاد اون از خاطرم بیرون نره باید واسه دلداریم کمپوت سیب(توجه کنید سیب)بگیرید وبیایید بیماریتان روانی.ممنونم از توجهتون به مطلبم.در ضمن اگه واسه راهنماییتون سوالی دارید تا بتونید بهتر راهنماییم کنید بپرسید کاملا جوابتونو میدم.خدانگهدار

  10. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آبان 89 [ 20:47]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,751
    سطح
    24
    Points: 1,751, Level: 24
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    در جواب فرهنگ 27 باید بگم اتفاقا واسم شارژم میگرفت.خوبیش این بود که مادی گرا نبود.اون تکپر بود و دنبال شخصیت مورد علاقه اش میگشت پی عیاشی و خوشگذرونی نبود اگه میفهمید پسره بدردش نمیخوره 3سوته میپیچوندش.نمیدونم چی بگم شاید شما درست میگید ولی اون دختر بد و خرابی نبود

    در کل ممنون از این راهنماییتون حرفاتون نکته ی خوبی داشت(یاد میگیری کنترل احساستو بدست بگیری)
    ممنونم
    من همش دارممیکنم.خاطراتش........
    تو این مدت دوری خیلی عذاب کشیدم با کوچکترین چیزی سریع بیادش می افتم.حرف شما قشنگ بود امیدوارم با راهنمایی بیشتر حالم بهتر شه.

  11. کاربر روبرو از پست مفید محمد شاه محمدیان تشکرکرده است .

    محمد شاه محمدیان (جمعه 28 آبان 89)

  12. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 91 [ 00:17]
    تاریخ عضویت
    1389-5-09
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    2,617
    سطح
    31
    Points: 2,617, Level: 31
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    491

    تشکرشده 492 در 162 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تو رو خدا راهنما ییم کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد شاه محمدیان
    من همش دارممیکنم.خاطراتش........
    تو این مدت دوری خیلی عذاب کشیدم با کوچکترین چیزی سریع بیادش می افتم.حرف شما قشنگ بود امیدوارم با راهنمایی بیشتر حالم بهتر شه.
    این احساساست زود گذره،زمانی میرسه که به این رفتارت میخندی.


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطور تو خونه مادرشوهرم آرامش داشته باشم؟ راهنماییم کنید لطفا!
    توسط پرواز1 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 شهریور 93, 14:26
  2. تو رو خدا یکی راهنماییم کنه !!!
    توسط Lonely girl در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 بهمن 88, 12:07
  3. خواهشا یه دقیقه بیایین تو ارزش خوندن داره
    توسط karbar2 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 تیر 87, 16:57
  4. راهنماییم کنید تو این اوضاع (قطع ارتباطمون با خانواده همسرم )چه کن
    توسط mahasa در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 87, 15:44

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.