به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 17 1234567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 173

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    Cool مشكل جدي با نامزدم (مشكل جنسي و بي مسئوليتي)

    سلام دوستان
    خدا می دونه اگه به طور اتفاقی همدردی رو پیدا نمی کردم چه حال و روزی داشتم. از وقتی اینجا رو پیدا کردم بو دیدم خیلی ها مشکلشون از منم حاد تره و خیلی ها اینجا تونستن مشکلشونو حل کنن خیلی امیدوار شدم که با همفکری شما دوستان خوبم و مدیر همدری زندگیم بهتر بشه. وگرنه شبانه روز کارم خودخوری بود. من 27 سالمه و یه سال و نیمه نامزد هستم و خیلی شوهرم رو دوست دارم که کاش نداشتم و منم مثل اون راحت بودم. ازدواج من و اون سنتی بود و دو ماه قبل ازدواج با هم رابطه داشتیم که همدیکه رو بشناسیم . من تو این دوماه می دیدم این آدم اصلا یک کلمه و جمله محبت آمیز به زبون نمیاره و حتی یک بار هم به من خیره نمی شه و محبت آمیز نگاهم نمی کنه. فکر می کردم این رفتارهاش به دلیل متانتشه ولی بعدا درست می شه ولی درست نشد که هیچ بدتر هم شد.
    قصدم تعریف از خود نیست ولی من از لحاظ تحصیلی خیلی موفق هستم و از لحاظ قیافه هم زود جلب توجه میکنم و بنابراین خیلی خواستگارها داشتم که الان که فکر می کنم میبینمی بیشترشونو به بهانه های واهی از دست دادم درصورتی که همه اشتیاق زیادی برای ازدواج با من از خودشون نشون می دادن و مطمئنم خیلی بیشتر از نامزدم منو می خواستن چون زیاد اصرار می کردند ولی نامزدم بعد تموم شدن دو ماه فرصتی که واسه شناخت بهمون داده شده بود دوماه دیگه فرصت خواست که من حماقت کردم و گفتم یا تموم کنیم و یا ازدواج،که ازدواج کردیم. البته بماند که انگار مادر شوهرم بیشتر تمایل به این ازدواج داشته تا نامزدم و اینو من اون روزها درک نمی کردم و فکر می کردم نامزدم خجالت می کشه خودشو بروز بده.
    خلاصه ما عقد شدیم و بعد مشکلات ما شروع شد، مثلا نامزدم اوایل از لحاظ جنسی خوب بود ولی بعد دو ماه افت کرد و الان هفته ای یک بار یا بعضا ماهی یک بار ما رابطه داریم که بیشتر وقت ها با ارضا شدن ایشون خاتمه می پذیره و هیچ اصراری برای ارضا شدن من نمیکنه! اوایل اعتراض کردم و کار به جایی رسید که شوهرم به مادرش هم گفت و اونها هم چون خیلی سنتی هستند می گفتن دوره نامزدی رابطه جنسی نمی خواد! در صورتی که ما شب ها رو با هم می خوابیدیم و شوهرم به بهونه های واهی اتاقشو از من جدا می کرد و بعد ها گفت آره من اوایل عادت نداشتم دو نفری بخوابیم ولی الان عادت کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در صورتی که می دونید که اوایل بیشتر شور و شوق دارن که با هم بخوابن و این یه بهونه س یعنی چی عادت نداشتم؟> الان بعد گذشت یک و نیم سال و تلاش من باز هم امروز که خونه ماست اتاق بغلی خوابیده و من اتاق خودم و یک ماه بیشتره که من از لحاظ جنسی ارضا نشدم و یه هفته بیشتره که رابطه داشتیم!!
    همونطور که گفتم رفتارهای مادرشوهرم برعکس شوهرمه و در مجالسی که اغلب از من تعریف می کنن برعکس مادرشوهرهای دیگه خیلی خوشحال می شه و میاد به نامزدم می گه و نامزدم تنها یه لبخند خشک و خالی تحویل می ده. من موندم که چطور ممکنه همه به من بگن زیبا غیر از نامزدم که حتی روز عقد که خیلی خوب شده بودم یه نگاه عاشقانه بهم نکرد چه برسه به تعریف و تمجید!!!! کار به جایی رسیده هر کی به من می گه خوشگلی شوهرت وقتی تو رو نیگا می کنه لابد ذوق می کنه من خیلی ناراحت می شم و تو دلم می گم شوهرم به من نگاه هم نمی کنه.
    مشکل من و شوهرم به اینجا ختم نمیشه . شوهرم خیلی تنبل و بی مسئولیته، شش سال خارج درس خونده فوق لیسانس داره و دانشجوی دکتری بود که از بس پی گیر انتقالیش نشد اخراج شد. از مرداد 88 تا مهر 89 هم بیکار بود و با اینکه 35 سالشه هیج عجله ای در کارش نبود و اصلا فکر نمی کرد که مثلا زن گرفته و مسئولیت داره. الان هم یه چند واحد حق التدریس درس می گه که ماهی می شه نود هزار تومن و اونهم به زور من. جالب اینجاس که حتی این دو تا درس رو نمی تونه راس و ریس کنه و اوایل میاورد سراغ من که کمکم کن و درواقع از جزوه گرفته تا مثال هایی که باید سرکلاس می زد من براش پیدا می کردم و اگه یه بار کمک نمی کردم دادش در میومد که تو کمکم نمی کنی. کسی نبود بگه شوهر مردم از صبح تا شب جون می کنن ولی تو دو تا درس دو ساعته رو نمی تونی بگی؟
    البته مادرشوهرم هم این میون بی تقصیر نیست و با محبت و خرید های افراطی برای من می خواد جای خالی شوهرم رو پر کنه، همه خرید های عید، قربان و حتی روز زنم رو اون خریده و شوهرم آورده و حتی خبر نداشته تو پاکت چی هست که داره میاره!!!
    از طرفی رفتار نامزدم طوریه که خیلی با ادب و شخصیت هست و خانواده ش هم همینطور و همه فامیل ما فکر می کنن من خوشبختم در صورتی که هر روز خدا دارم زجر می کشم...
    لطفا تا نرسیدم به مرز خودکشی کمکم کنید تو رو خدا

    یه چیز دیگه هم هست خانواده شوهرم بهش پول تو جیبی می دن که کم هم نیست ولی تاحالا نشده که یه روسری ارزون قیمت یه جوراب یه گیره مو بخره بیاره که مثلا تو نامزد منی. امروز هم قبل از اینکه بره اونیکی اتاق بخوابه می گفت دارن پول حق التدریس ها رو واریز می کنن می خوام واسه اتاقم ماهواره بخرم. اصلا عین خیالش نیست که من یه سال و نیمه بیکاری اونو تحمل کردم یه چیزی واسه من بخره و اصلا پسری که یه سال ونیمه نامزده و بلاخره می ره خونه خودش ماهواره می خواد چیکار؟
    اونروز گفت داشتم تشک طبی ها رو نگاه می کردم تو دلم یه لحظه خوشحال شدم که واسه خونه خودمون می گه ولی گفت می خوام واسه خودم بخرم.
    تا حالا نشده بگه تو خونه خودمون ال می کنیم بل می کنیم و اصولا تا همین چند وقت پیش فراری بود از این بحث.وقتی من می گم از بچه ها خوشم میاد می گه آدم بچه به دنیا بیاره بدبختش کنه من بچه دوست ندارم!!!!

    مادرم می گه از بس بی خود و بی جهت پسرهای مردمو رد کردی حالا گیر کسی افتادی که علاقه ای بهت نداره، بعضی وقتها هم می گه شما که طوریتون نیست زندگی مردمو ببین قدر زندگیتو بدون
    من نمی دونم قدر چی شو بدونم بی مسئولیتی هاشو یا بی توجهی های حنسی و روحی شو؟!

    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  2. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: با نامزدم مشکل جدی دارم، احتیاج به همفکری فوری دارم ( جنسی، بی م

    سلام
    با توجه به سن ايشون، توصيه مي كنم حتما قبل از اينكه عروسي كنيد جلسات مشاوره حضوري در محل سكونت خود داشته باشيد.

    سن بالا مخصوصا در آقايون (اگر دقيقا مشخص نشود كه در قبال اين سن، آنها چه امتيازاتي كسب كرده اند)، براي ازدواج جزء نقطه ضعف محسوب مي شود.
    به نظر مي رسد شناخت شما نسبت به همسرتان ناقص باشد ، هر دو مشكل جدي هست. مخصوصا مسئله جنسي نياز به بررسي بيشتر به صورت حضوري دارد.



  3. 15 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 11 فروردین 90)

  4. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: با نامزدم مشکل جدی دارم، احتیاج به همفکری فوری دارم ( جنسی، بی م

    سابینای عزیز
    متاسفم که ابتدای ازدواجتون با این قبیل مسائل دست و پنجه نرم می کنید.
    ضمن مطالعه مقالاتی که در خصوص دوران نامزدی در این سایت هست
    http://www.hamdardi.net/thread-14282-post-127214.html#pid127214

    پیشنهاد می کنم به یک مشاور خوب رفته و طرح موضوع نمائید
    .

  5. کاربر روبرو از پست مفید baby تشکرکرده است .

    baby (شنبه 13 آذر 89)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آذر 89 [ 11:25]
    تاریخ عضویت
    1389-8-11
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,091
    سطح
    27
    Points: 2,091, Level: 27
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشكل جدي با نامزدم (مشكل جنسي و بي مسئوليتي)

    سلام دوست عزیز
    نامزدتون تو یه اتاق میخوابه اونوقت عکس العمل شما چیه؟نمیگید چقدر تنها بخوابم بیا پیشم و از این حرفها؟
    راستی تو چه خونه ای هستین؟خونه شما یا ایشون یا یه خونه مستقل؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید آندیاباران تشکرکرده است .

    آندیاباران (شنبه 13 آذر 89)

  8. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: مشكل جدي با نامزدم (مشكل جنسي و بي مسئوليتي)

    اين ها همه علايم هشداردهنده اي هستند براي شما مبني بر اينكه همسر شما هنوز براي زندگي مشترك اماده و مهيا نيستند...بهتره بي گدار به اب نزني...تك روي در زندگي زناشويي (خريد براي خودش...به فكر خودش بودن و ...)سم مهلكه...
    بهتره اين علايم رو جدي بگيري و قبل از ازدواج طبق نظر مدير با يه مشاور با تجربه صحبت كني...گاهي جدايي براي دو نفر كه براي هم ساخته نشدن بهترين راهه.

  9. 5 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (جمعه 19 آذر 89)

  10. #6
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    از مدیر همدردی و سایر دوستان که با راهنماییاشون منو روشن کردن تشکر می کنم
    چشم ، حتما در اسرع وقت به مشاور خواهم رفت، همسرم هم کاملا با مشاور موافقه
    بی بی عزیزم حتما الان می رم و این مقالات رو می خونم، خیلی ممنونم
    باران عزیزم من اوایل ناراحت می شدم و عکس العمل نشان می دادم ولی بعدا وقتی دیدم حل نمیشه منم رغبت چندانی به خوابیدن با ایشون ندارم، تا حدی که ایشون الان بعضا از سردی من شکایت می کنه و گاهی برای یک یا دو روز رفتاراش بهتر می شه ولی بعد از دو سه روز برمیگرده سر رفتار اولش.
    ما نامزدیم و جدا زندگی می کنیم، فرقی نمی کنه چه در خونه ما و چه خونه اونها این اتفاق افتاده
    من بعضی وقت ها شک می کنم اتفاقاتی افتاده که مادرشوهرم از اونها خبر داره که اینقدر افراطی هوای منو داره
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  11. 2 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (یکشنبه 14 آذر 89)

  12. #7
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سلام سابینا
    به تالار همدردی خوش اومدی
    تمام مطالبت رو خوندم
    خیلی نکات هست که باید مو به مو روی اونها کار کرد >>>> که صد البته زمان بر هم هست
    چیزی که خیلی منو جذب کرد به خوندن تاپیکت میل و رغبتی که توی وجودت دیدم برای تغییر

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا

    سعی می کنم ریشه مسائل رو پیدا کنم و حل کنم آخرین راه جداییه


    این خوبه که شوهرتون بارفتن پیش مشاور موافقند >>> نکته ی مثبت
    (معولا مردها اونقدر خودشون رو قبول دارند که حرف هیچکسی رو قبول نمی کنند... پس شما یه گام جلوتری )

    این خوبه که مادرشوهر خوب و نازنینی داری که خیلی به فکرت هست و برای مراسم ها برایت هدیه میگیره و خیلی ازت تعریف می کنه حتی اینکه از نظر مالی هم ساپورتتون می کنه ---->> البته این حمایت ها اگر سازنده باشه مفید هست ... اگه باعث بشه همسرت از زیر بار مسئولیت زندگی شانه خالی کنه افت زا میشه
    شماباید در این موارد با سیاست روابط و حمایت ها رو مدیریت کنی
    ببین عزیزم خیلی ها توی همین تالار گله مند هستند از اینکه چرا خانواده ی همسرشون کمک نمی کنند و خیلی ها هم برعکس از اینکه خانواده ی همسرشون کمک می کنند و کم کم این کمک ها به دخالت رسیده اند شاکی

    شما اینجا باید خیلی زیرک باشی

    1- مادرشوهر شما این کارها را از روی علاقه ای که به شما دارد انجام می دهد (طبق گفته ی خودتون) اگه مستقیما ابراز ناراحتی کنی و بگی همسرم باید این هدایا را بگیره نه شما ... باید خرج مسافرت را او بدهد نه مادر شوهرم
    باعث کدورت می شی و یه موقعی که کمک اونها میتونه سازنده باشه اون وقت دیگه نمی تونی روی کمکشون حساب کنی و اینکه احتمالا قدر نشناس هم میشوی


    2- برداشتم من اینگونه هست
    مردها همیشه برای روابط پیش قدم هستند و از اینکه همسرشون براشون ناز کنه و توی این موارد کمی سرسنگین باشه لذت میبرند
    به نظر من همسر شما این گام رو به ارامی برمیداره ولی شما کمی شتاب زدگی از خودتون نشون می دهید
    سابینای عزیز وقتی میاد به طرفت کمی اشتیاق نشون بده و بعد سرد شو ( تندی و بدخلقی نکنی ها خیلی با عاطفه خودت رو بی میل نشون بده )
    سر به سرش بذار ولی یه جوری که بخوای شیطونی کنی پا پس بکش
    یعنی هوایی اش بکنی ولی به بهانه های عاشقانه نذاری
    دلش رو ببر براش عشوه و ناز بیا وقتی اومد به سمتت فقط بغلش کن
    اگر اون خواست ... تو سکوت کن و با شیطنت و ظرافت زنانه سعی کن عطشش بیشتر بشه و همین طور تشنه نگهش دار
    عزیزم وقتی می بینی همسرت توی روابطتون سرده هدفت این باشه که همسرت رو به سمت خودت جلب کنی ... بعدا به دنبال رفع نیاز و ارضاء خودت باش
    توی همین تالار خوندم که مردها با برقراری رابطه جنسی به همسرانشون وابسته میشن
    هر چند وابستگی بده ولی توی این مورد خیلی این وابستگی کارسازه
    اول شوهرت رو به خودت وابسته بکن بعد لذت ببر

    این یادت باشه : هیچوقت سهل الوصول نباش حتی اگه بیست سال از زندگی مشترکتون گذشته باشه
    ==== ذات مردها اینگونه هست که وقتی برای بدست آوردن چیزی ، تلاش می کنن ، بیشتر براش ارزش و اهمیت قائلند و بیشتر خوششون میاد====



    3- دوست عزیز
    قبل از ازدواج با همسرتون تمام مردهای دنیا که چه عرض کنم تمام موجودات عالم و جهان هستی خواستگار شما بودند و همگی مجنون و و عاشق سینه چاکت ... شما هم یک لیلی به تمام معنا که از هیچ زیبایی کم نداشتی
    ولی الان که دیگه انتخابت رو کردی تموم شد انتخابت رو کردی
    دیگه اینکه مدام توی ذهنت خودت خواستگارهایت را زیر و رو کنی

    که فلانی منو می خواست
    اون دکتره عاشقم بود
    معاون وزیر برام می مرد
    اگه با اون پادشاه ازدواج می کردم الان ملکه بودم و از این قبیل حرفها
    نه تنها دردی رو برایت دوا نمی کنه بلکه بدترش هم می کنه
    خداییش به جز احساس ناراحتی و افسردگی چیز دیگه ای هم برایت دارد؟
    وقتی مدام توی ذهن و فکرت خواستگارهایت را ردیف می کنی و همش اونها را با همسرت مقایسه می کنی ناخوداگاه روی رفتارت هم تاثیر می گذاره و این تاثیر اگرچه الان کم باشه ولی به مرور زمان زیاد میشه جوری که زمانی پشیمون میشی از این افکارت که خیلی دیر شده .... ما توی زمان حال زندگی می کنیم نه گذشته !


    4- این هم کاملا نظر شخصی است و اصلا جنبه روانشناسی نداره

    اگر من توی موقعیت شما بودم
    وقتی همسرم می گفت می خوام تشک طبی و ماهواره بخرم
    اولا کلی ذوق می کردم که
    " وای عزیزم با اولین حقوقت یا مثلا با درآمد خودت داری برای خودمون خرید می کنی چقدر خوبه
    چقدر احساس لذت دارم
    اخ جون ماهواره می گیریم میشینیم با هم تماشا می کنیم
    کلی خوش میگذره
    (همه ی اینها مقدمه شد برای خواسته ی اصلی ات که : )
    وای من چقدر لذت می برم از اینکه تو برام همه چیز رو مهیا می کنی
    دلم می خواد با حقوق ماه دیگرت برایم ........ را بخری


    به همین راحتی خواسته ات را برای خرید گفتی

    سابینا ی محترم بهتره اول پیش یک مشاور بری و در مورد مطلبی که مدیر گفتند بررسی کنی اون وقت بیا از نکاتی که مشاور بهت گفت بگو بعدا با هم همفکری کنیم



  13. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 20 آذر 89)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    [color=#0000CD]سلام سابینا

    این خوبه که شوهرتون بارفتن پیش مشاور موافقند >>> نکته ی مثبت
    (معولا مردها اونقدر خودشون رو قبول دارند که حرف هیچکسی رو قبول نمی کنند... پس شما یه گام جلوتری )

  15. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (یکشنبه 14 آذر 89)

  16. #9
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سابینای عزیز

    در این مدت 18 ماهه و بعد از این ، این حق شماست که درکمال عزت و احترام با شما رفتار بشه. عزت نفستون رو از دست ندید.
    هیچ چیز در زندگی مهمتر ازاعتماد نیست. شما اگه الان نتونید اعتماد کنید بعدا نمی تونین رو این زندگی حساب باز کنید. تصمیمات مهمی هست در زندگی که پیش نیازش اعتماد هست.

    هدایای افراطی رو که مادر شوهرتون برای شما تهیه می کنه ، این بار محترمانه به او بگوئید نمی توانید این هدیه را بپذیرید ، یه مادر شوهر تون بگید (در قالب درد ودل) دوس دارم یک دهم این هدایا رو از پسرتون بگیرم.

    در ضمن شما باید بیشتر با نامزدتون در خصوص برنامه های آتی تون صحبت کنید و کم کم اثر مادر شوهرتون رو در زندگی کم رنگ تر کنید. چه که بعدها اگر این زندگی ادامه یافت باعث مسائل بیشتری برای شما و زندگی تون نشه.

    بهرحال رفتارها و صحبتهای نامزدتون جالب نیست و این زندگی نیاز به تامل بیشتر برای ادامه داره. مشاوره حضوری فراموش نشه
    .

  17. 8 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 22 آذر 89)

  18. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1389-8-03
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    2,509
    سطح
    30
    Points: 2,509, Level: 30
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 130 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    دوست عزیز طبق مطالعات نسبتا گسترده ای که من توی انواع مزاج ها و روحیات افراد داشتم و اینکه شما گفتید شوهرتون هم در مسائل جنسی سرده و هم نسبتا تنبله حدس میزنم شوهرتون دچار غلبه ی سودا و سرد مزاجی باشه که با درمان های خوراکی سنتی کاملا درمان میشه. به نظرم علاوه بر جلسات مشاوره و روانشناسی به یک دکتر طب سنتی هم مراجعه کنید.اگه دلت خواست یه خورده بیشتر از روحیات شوهرت و عادت های غذاییش بگو شاید بتونم کمکت کنم.

  19. کاربر روبرو از پست مفید همسفر65 تشکرکرده است .

    همسفر65 (یکشنبه 14 آذر 89)


 
صفحه 1 از 17 1234567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 دی 94, 23:56
  2. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15
  3. * نکات تربیتی و روانشناسی در قرآن *
    توسط فرانک1389 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 دی 89, 14:38

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.