به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مرداد 90 [ 17:31]
    تاریخ عضویت
    1390-5-18
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,338
    سطح
    20
    Points: 1,338, Level: 20
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    می خواهم جدا شم اما می ترسم

    رابطه همسرم با خونوادم وحشتناکه وقتی نامزد بودیم رابطه من رو با فامیل قطع کرد بعد خواهرم و حالا هم که یه دختر 3 ساله داریم با مامان وبابام در صورتی که تو این 5 سال زندگی مشترک فقط مامان و بابای من از ما حمایت کردن و خونوادش که تو قع داره من کلفت اونها باشم یه بار هم از حال و روز ما نپرسیدن ما تو خونه مامان و بابام زندگی می کنیم و خیلی هوای ما رو دارن در صورتی که اگه شوهرم بفهمه با مامانم بیرون رفتم داد و هواری راه می اندازه که 7 محله خبر دار میشت و من از ترس ابرو ریزی چیزی نمی گم و اگه اعتراض کنم دست بزن هم پیدا کرده دوست نداره من بی اجازش حتی اب بخورم
    من واقعا دوستش دارم و داشتم و به خاطر اون خیلی شرایط خوب زندگی رو از دست دادم و اون با من این کار رو میکنه منی که به خاطرش بدترین شرایط رو تحمل کردم دیگه نمی تونم این وضع رو تحمل کنم و از طلاق و پیامدهاش می ترسم تازه اگه طلاق بگیرم دخترم چی می شه؟؟؟؟؟؟؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 آذر 91 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1390-3-16
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,731
    سطح
    24
    Points: 1,731, Level: 24
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    اگه طلاق بگيري هم جنبه مثبت داره هم منفي جنبه مثبتش اينه كه آينده دخترت مثله من نميشه.منفيشم اينه كه مدام بهت سر كوفت ميزنه كه چرا طلاق گرفتي.
    ..................
    این ارسال طبق بند 22 قوانین تالار همدردی توسط keyvan ویرایش شد


  3. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مرداد 90 [ 17:31]
    تاریخ عضویت
    1390-5-18
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,338
    سطح
    20
    Points: 1,338, Level: 20
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    می دونی ترس من از حرف مردم مامان و بابام آدمایی هستن که همه تو شهرمون می شناسن به عبارتی یه خانواده ی تو چشمیم می ترسم تو یه شهر کوچیک پدر و مادرم عذاب بکشن خدا رو شکر اونقدر درامد دارم که هزینه های زندگد رو بتونم بدم و از دخترم مراقبت کنم تنها مشکلم حضانت دخترمه و یه چیز دیگه که خیلی عذابم میده اینکه هنوزم دوستش دارم و شاید هم اینکه باعث بعضی اختلاف ها من و تصمیمات اشتباهم بوده اینکه گفتم اگه اینجا بمونیم یه پولی واسه اینده و خرید خونه پس انداز می کنیم ده مورد دیگه اینکه پدر من آدمی بوده که همیشه مراقب بچه هاش بوده و تو تمام کارهاشون نظر می داده و در مورد شوهر من هم اینکار رو کرد و شوهرم حالا فکر میکنه پدرم تو زندگی ما داره دخالت میکنه چون پدرشوهرم اصلا کاری به بچه هاش نداره و همش به فکر خودشه بیشتر از همه می دونی چی ناراحتم می کنه که پول باباش از پارو بالا میزنه ولی به فکر بچه اش نیست

    [
    بعدشم مثله همون عضو همراهي كه تو پستم پيغام زده بود مياد مينويسه فكرشو بكن اگه بميره چي ميشه؟
    [/quote]

    برات نوشته بودم باهاش حرف بزن ولی من که کارم حرف زدنه هر ترم 100 تا مهندس تحویل این جامعه میدم مثلا استاد نمونه این مملکتم سر هر کلاس از مفید بودن حرف می زنم از همفکر بودن و خیلی چیزهای دیگه نتونستم با حرف به شوهرم بفهمونم منم به یه چیزهایی نیاز دارم و فکر کن اگه طلاق بگیرم بازهم ای موقعیت رو خواهم داشت بازم شاگردام همین دید رو بهم خواهند داشت از فرهنگ کهنه ی نفرت انگیزی مثل این متنفرم

  4. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 بهمن 90 [ 23:52]
    تاریخ عضویت
    1390-3-26
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,617
    سطح
    23
    Points: 1,617, Level: 23
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    سلام عزیزم من نمیخوام مستقیما بهت بگم که چی کار کنی اما در درجه اوا بشین به ویژگیهایی اخلاقی که شوهرت داره چه خوب چه بد فکر کن و بعد با ویژگیهایی که دلت میخواسته اما شوهرت نداره ببین با داشتن کدومشون میتونی بسازی و از نداشتن کدوم ویژگی اش رنج می بری بعد سبک سنگین کن و تصمیم نهایی ات بگیر امیدوارم درست ترین تصمیم بگیری

  5. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مرداد 90 [ 17:31]
    تاریخ عضویت
    1390-5-18
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,338
    سطح
    20
    Points: 1,338, Level: 20
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghalam63
    سلام عزیزم من نمیخوام مستقیما بهت بگم که چی کار کنی اما در درجه اوا بشین به ویژگیهایی اخلاقی که شوهرت داره چه خوب چه بد فکر کن و بعد با ویژگیهایی که دلت میخواسته اما شوهرت نداره ببین با داشتن کدومشون میتونی بسازی و از نداشتن کدوم ویژگی اش رنج می بری بعد سبک سنگین کن و تصمیم نهایی ات بگیر امیدوارم درست ترین تصمیم بگیری
    از راهنماییت ممنونم خوب همسرم ویژگی های خوب زیادی داره ولی بعضی وقتا کارهایی که می کنه غیر قابل تحمله


    نقل قول نوشته اصلی توسط دوراهی
    سلام عزیز
    اگه نظر من باشه آینده بچه خیلی مهمتر از این حرفاست .درسته که شما اذیت میشی ولی به این فکر کن که بعد جدایی چه پیامدهایی واسه آینده دختر نازت در پی داره .نمیدونم تاپیک منو خوندی یا نه ولی منم اگه بخاطر پسرم نبود هیچوقت با خودم اینهمه درگیری ذهنی نداشتم .من خواستم که پسرم به این دنیا بیاد پس باید به پای همه چی وایسم .به نظر من سعی کن کاری نکنی که همسرت هم اذیت بشه و کار به دعوا بکشه و بعدشم بیشتر از خودت به آینده دخترتم فکر کن .به این فکر کن که دخترت بعد شما کجا و زیر منت کی و یا اینکه چطور میخواد تربیت بشه .خدا کنه که مشکل همه حل بشه
    حق با شماست مادر ها همیشه باید بخاطر بچه ها از خودشون بگذرن ولی اونوقت آینده ما نابود شده دارم تمرین می کنم دیگه بی خیال یه چیزهایی باشم تا ببینم بعد چی میشه ازت ممنون که یاد آوری کردی که دخترم هست و اگه من نباشم براش ممکنه تو این جامعه ی وحشتناک چه اتفاقی می افته


  6. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 19 شهریور 90 [ 15:31]
    تاریخ عضویت
    1390-5-26
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 58 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    سلام عزیز
    اگه نظر من باشه آینده بچه خیلی مهمتر از این حرفاست .درسته که شما اذیت میشی ولی به این فکر کن که بعد جدایی چه پیامدهایی واسه آینده دختر نازت در پی داره .نمیدونم تاپیک منو خوندی یا نه ولی منم اگه بخاطر پسرم نبود هیچوقت با خودم اینهمه درگیری ذهنی نداشتم .من خواستم که پسرم به این دنیا بیاد پس باید به پای همه چی وایسم .به نظر من سعی کن کاری نکنی که همسرت هم اذیت بشه و کار به دعوا بکشه و بعدشم بیشتر از خودت به آینده دخترتم فکر کن .به این فکر کن که دخترت بعد شما کجا و زیر منت کی و یا اینکه چطور میخواد تربیت بشه .خدا کنه که مشکل همه حل بشه

  7. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 19 شهریور 90 [ 15:31]
    تاریخ عضویت
    1390-5-26
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 58 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    قربونت برم وقتی خودت میگی که آینده ما مادرا بخاطر بچه هامون نابود میشه با گفتن این حرفت به خودت داری تلقین میکنی ولی اگه به این فکر کنی که دختر نازت کنار شما چقدر میتونه خوشبخت باشه و آینده اش چقدر به زمانی که اگه نباشی تامینه اونوقت میبینی که آینده ات نه تنها نابود نمیشه بلکه با دیدن شادی دخترت به خودت به عنوان یه مارد افتخار میکنی که بخاطر آینده ی اون از خودت گذشتی .شما راست میگی مادر یعنی همین .یعنی اینکه از خودت بگذری و بشی مال فرزندت اونم بخاطر آینده دخترت .فقط به این فکر کن که اگه نباشی چه پیامدهای خطرناکی آینده ی دختر خوشگلت رو تهدید میکنه .مطمئن باش اگه با عشق دخترت زندگی کنی به همه چی میرسی .بخاطر اون باش و بمون .

  8. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 00 [ 00:30]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    71,961
    سطح
    100
    Points: 71,961, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم جدا شم اما می ترسم

    من كه هيچ وقت ازدواج نميكنم دلم نميخواد هيچ وقت سايه هيچ مردي رو سرم باشه.اصلا چه نيازي هست كه ما زنا همش آويزونه يه مرد باشيم.هر چي ميكشيم از دست خودمون ميكشيم.

    واي خداي من اعصابم خيلي خورده اين چيزا رو هم ميخونم بدتر ميشم اصلا ازدواج چيز غلطيه بفرما ميگن روابط قبل ازدواج مخربه حالا اون روابط اگه هم مخرب باشه فوقش آدم راحت نياز به طلاق و طلاق كشيو حضانت بچه و از اين دردسرارو نداره.اگه آدم ازدواج كنه و مردش از اين بازيا در بياره اون وقت رابطه رابطه مخربي نيست؟تازه به نظر من هزار برابر هم ويرونگرتره.زن و شوهر كه هيچ بچه هاي بيچاره كه ميان يا بايد درگير طلاق بشن يا همين دعوا ها...
    همشم تقصير ما زناست كه احساسي عمل ميكنيم.مردا لياقت احساسات ما رو ندارن چون اصلا نميفهمن احساس چيه.احساس اونا فقط غيرتي بازي و حس مالكيت و زور ورزيشونه.
    مرد جماعت چه دوست پسر آدم باشه چه شوهر آدم فقط سلطان عذابه.هر چي بيشتر عاشقشون باشيم بيشتر خريت ميكنيم.


    همين حالاشم مطمئنا

    همين حالاشم مطمئنا يكي پيدا ميشه كه اينجوري بهتون ميگه:
    وا آدم كه تا تقي به توقي ميخوره حرف طلاق و طلاق كشي نميزنه.بشين مادر زندگيتو بكن حالا به فرض مثالم كه طلاق گرفتي يه زن بيوه توي اين جامعه تك و تنها با يه بچه چي كار ميخواد بكنه؟كي خرجتو ميده؟نكنه بازم ميخواي آويزونه مامان بابات بشي.اگه بري سر كار كي از بچت مواظبت ميكنه.اصلا از كجا معلوم حضانت بچه رو بده به تو.تو كه بدون بچت نميتوني زندگي كني.بچه دوم كه بياد حتما همه چي فرق ميكنه بچه نمك زندگيه.
    همينطوري يه وزنه ديگه هم به پات ميبندن كه اسارتت سخت تر شه.
    حالا يكيم پيدا ميشه كه مياد به من ميگه دختر تو چرا انقدر منفي نگري چرا ميخواي زندگي يكي ديگه رو خراب كني.آتيش به بخت مردم بزني خدا قهرش مياد ها.
    بعدشم مثله همون عضو همراهي كه تو پستم پيغام زده بود مياد مينويسه فكرشو بكن اگه بميره چي ميشه؟



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.