به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    سلام دوستان
    پیشاپیش از کمکتون ممنونم

    تاپیک قبلی من مشکل با سنتی بودن خونواده پسر بود .

    قرار خواستگاری گذاشته شده ، ولی من هنوز با این آقا صحبتی نداشتم ( یکی دوبار چند وقت پیش زنگیدند که من جواب ندادم)
    نمی دونم واقعا خونواده شون راضی شدند یا نه ؟ حس منفی دارم .
    قبلا انگار پشتم به کوه بود ، واقعا تکیه گاه خوبی واسه خودم می دونستمش ولی بعد از اون جریانات اگار یباره پشتم خالی شد .
    حالا مشکلم اینه که با اینکه خیلی دوسش دارم ولی می ترسم ، از اینکه دوباره پشتمو خالی کنه می ترسم ، نمیدونم چکار باید بکنم . اصلا دیگه نمی دونم چه برخوردی باهاش داشته باشم . بابت این جریانات ناراحتیمو بهش ابراز کنم یا نه ، ابراز نکنم خودم ناراحتم ، ابراز کنم بحث و ناراحتی پیش میاد .

    راهنماییم کنید .

  2. 2 کاربر از پست مفید matin_alone تشکرکرده اند .

    matin_alone (سه شنبه 18 بهمن 90)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    مرسی دوستان از کمکتون . ( حالا خوبه کمک فوری خواستم )
    کمتر از 48 ساعت فرصت دارم.

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-08
    نوشته ها
    390
    امتیاز
    3,339
    سطح
    35
    Points: 3,339, Level: 35
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,374

    تشکرشده 1,334 در 350 پست

    Rep Power
    55
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    سلام دوست عزیزم
    بهتره یه خلاصه اول از مشکل قبلیت تو همین تاپیک بگی
    این طوری زودتر به نتیجه میرسی
    به طور خلاصه مشکلت رو از اول بگو
    منتظریم

  5. 4 کاربر از پست مفید شوکا تشکرکرده اند .

    شوکا (چهارشنبه 19 بهمن 90)

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    متین عزیزم سلام

    خانوم تبریک

    گل من چرا انقدر هیجان زده هستی؟

    خواهشا احساسات را کنار بگذار و مثل یک خواستگار جدید با او رفتار کن!

    یعنی انگار از اول می خواهی او را بررسی کنی اما حتما این نکته را لحاظ کن که مطمئن شوی

    خانواده اش کاملا راضی شده اند!



    راستی نگفتی چطور شد که راضی شدند؟

    متین جان حواست را خیلی جمع کن زیرا بسیار مهم است که بدانی چطور خانواده اش را

    راضی کرده!


    به این مسئله خوب دقت کن که دوست داشتن تنها کافی نیست و تکیه گاه بودن بسیار مهمتر است!

    حتی اگر لازم میدانی در یک فضای صمیمانه دغدغه ات رابیان کن!



    بهر حال ایشان باید پاسخگو باشد.

    ضمنا مشکل سنتی بودن خانواده اش را هم جدی بگیر!!!

    نگذار یکبار دیگر تو را ببرند بالای یک برج 100 طبقه و دوباره پرتت کنند پایین (از لحاظ روحی مثال زدم)

    به نظر من یک مدت خانواده ها با هم رفت و آمد کنید یا حتی 2 خانواده با هم یک سفر کوتاه بروید بد نیست!

    اینطور بیشتر اخلاقیات خانواده اش دستت می آید چون الان خوب می دانی که خانواده چقدر مهم هستند!

    به هیچ عنوان هم دوباره وارد فاز احساسات نشو و با عقل و منطق تصمیم بگیر تا بعدا احساسات حالت را بپرسد!

    بی گدار به آب نزن و به خدا توکل کن!

    منتظر هستم ببینم چه می کنی!



  7. 9 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (سه شنبه 18 بهمن 90)

  8. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    متین جان رفتم تاپیک قبلیت رو بخونم دیدم وای چقد طولانیه..واسه همین فقط صفحه اولش رو خوندم.من در مورد خواستگارت نظری ندارم چون تاپیکت رو کامل نخوندم اما در مورد این قسمت صحبتت

    بابت این جریانات ناراحتیمو بهش ابراز کنم یا نه ، ابراز نکنم خودم ناراحتم ، ابراز کنم بحث و ناراحتی پیش میاد .
    هر جریانی که پیش اومده و ناراحتت کرده رو باید ابراز کنی اما به شیوه درست.شما الان در مرحله خواستگاری و شناخت هستین،زن و شوهر نیستین که بخوای مراعات کنی.ناراحتیت رو ابراز کن،بگو مشکلاتی که برات پیش اومده چقد ازردت کرده اینجوری هم تخلیه روانی میشی و هم واکنش اون اقا رو میبینی.ناسلامتی قراره شوهرت باشه اگه قراره همه چیرو تو خودت بریزی چه فایده داره..

    اما نکته مهم اینه که موقع بیان ناراحتیت خیلی احساساتی نشو،چون اونم تحت تاثیر احساس قرار میگیره و ممکنه رو هوا یه وعده ای بهت بده..خیلی منطقی باهاش صحبت کن و اجازه بده و اونم تو یه فضای عقلانی ناراحتیت رو انالیز کنه و بهت جواب بده.
    موفق باشی



  9. 8 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (جمعه 21 بهمن 90)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)


    سلام دوستان

    مرسی از توجهتون . حق با شماست شوکا و بهار66 عزیز .

    اول خلاصه تاپیکم : 7 سال پیش با آقایی توی دانشگاه آشنا شدم به قصد ازدواج . 2 سال بعدش که دیدم هنوز پیگیر قضیه هست باهاش صحبت کردم و بیشتر آشنا شدیم . چون هنوز موقعیت ازدواج نداشت ( منم همینطور ) زیاد بهش گیر ندادم بیاد خواستگاری ولی تاکید کردم رضایت خونواده ها خیلی واسم مهمه . البته از ابتدای قضیه ( حتی موقعی که باهاش رابطه نداشتم ) به خونواده خودم گفته بودم که همچین کسی بهم پیشنهاد ازدواج داده و تاکید کردم ایشون هم با خونوادش صحبت کنه . ایشون هم صحبت کرده بود و بعد مادرش به بهونه خواستگاری تلفن گرفته بود ، اما وقتی زنگ زد جور دیگه برخورد کرد و مخالفتشو با بهونه ی کار وسربازی اعلام کرد .

    خلاصه از یکسال پیش قضیه خواستگاری دوباره جدی شد و واسه خواستگاری تماس گرفتند و مامانمو راضی کردند که بیان خونمون . وقتی اومدند همه چی خوب بود و خوششون اومده بود . ولی بعدش تماس گرفتند و گفتند پدرش مخالفه و دست از سر پسرشون بردارم چون قسمت هم نیستیم ، و بیشتر روی ازدواج فامیلی تاکید کردند و گفتند دوست دارند کسی باشه که خوب بشناسندش .منم قطع رابطه کردم وقتی آقا بیخیال نشد ، مامانش خودشو به مریضی زد و کلی دروغ و تهمت ( پشت سرم ) زده بود و گفته بود که تحقیق کرده اینا رو فهمیده . پسرشون بدجور بهم ریخت و گفت اینا خیلی اذیتت میکنند از هم جدا شیم بهتره . و من موندم و یه دنیا ناراحتی .

    بهار جون ممنون . من با ایشون رابطه ندارم ولی فکر میکنم با لجبازی سعی کرده راضیشون کنه . آخه مشکل اینجاست که من نمی تونم مثل خواستگار جدید ببینمش
    یعنی دست خودم نیست عصبانیم ازش . اگه قرار باشه فردا توی زندگی مشکلی پیش بیاد و اون ولم کنه که بره مشکلو حل کنه که نمیشه ( منم آدمم .)

    یکم از خونوادش می ترسم دیگه ( هیجانم واسه اینه ) ، خیلی اذیتم کردند . نگرانم .

    شیوه درست این ابراز ناراحتی رو میخوام بدونم ، جوری که کسی رو ناراحت نکنم .

  11. 4 کاربر از پست مفید matin_alone تشکرکرده اند .

    matin_alone (چهارشنبه 19 بهمن 90)

  12. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-23
    نوشته ها
    301
    امتیاز
    2,429
    سطح
    29
    Points: 2,429, Level: 29
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,706

    تشکرشده 1,723 در 325 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    سلام متین جان!

    پست آخری رو که خوندم و با توجه به چیزای کمی که از تاپیک قبلیت یادم میاد، یه خورده بهت حق میدم که نتونی باهاش مثل یه خواستگار جدید برخورد کنی! بالاخره صحبت چند سال خاطره است!!!


    اما عزیزم یه خورده از قالبی که الآن توش هستی بیا بیرون و به مسئله ات نگاه کن،
    من در موقعیتی نیستم که بتونم قضاوت کنم، ولی عزیز دلم خودت دیدی که وقتی پای تعهد جدی وسط اومد واکنش ایشون و خانوادش چی بود!!!!!

    پس من بهت توصیه میکنم در مورد تمام داشته هات در باره این آدم تجدید نظر کن!!
    دوباره و این بار با توجه به تجربه ارزشمندی که داری ایشون رو با معیارهات بسنج!
    واسه یافتن شیوه درست ابراز ناراحتی به ایشون و خانوادش، اول باید ایشون و خانواده اش رو درست بشناسی!!

    مطمئن باش نه اون ها خواستگاری قبلی و جریانات پیش آمده را از یاد برده اند، و نه از شما این انتظار رو دارند که فراموش کرده باشی!


    آروم باش عزیزم!
    خواستگاری تازه اول راهه، وقت برای گله گذاری هست، و می تونی دغدغه ذهنی ات رو به موقع بیان کنی!
    اول کار نه حمله کن، و نه تو لاک دفاعی فرو برو!(این جاش یه ذره مث مربیای فوتبال گفتم)
    فقط خودت باش، خیلی محترمانه برخورد کن، تجربه ام بهم میگه وقتی محترمانه رفتار کنی حتی بی ادب ترین آدم ها هم متوجه می شوند.


    یه مورد مهم دیگه رو از یاد نبر!
    اگه نمی تونی ببخشی، ادامه نده، ان شاء الله اون ها قراره خانواده همسرت باشند.
    بدون کینه برو جلو!
    این جمله نلسون ماندلا رو خیلی دوست دارم:
    می بخشم، ولی هرگز فراموش نمیکنم!!

  13. 6 کاربر از پست مفید دانوب تشکرکرده اند .

    دانوب (پنجشنبه 20 بهمن 90)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-08
    نوشته ها
    390
    امتیاز
    3,339
    سطح
    35
    Points: 3,339, Level: 35
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,374

    تشکرشده 1,334 در 350 پست

    Rep Power
    55
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    متین جان
    سلام
    ببین من خودم رو میذارم جای تو.نمیدونم درسته یا نه
    واسه من سخته

    یعنی اصلا راحت نمیتونم از کنارش رد شم

    ببین اینا به هر حال نشانه بوده که تو باید بهشون توجه کنی.به قول جناب همدردی که همیشه نقل قول هم میکنم این جمله ی زیباشون رو

    نجواها در حال حاضر که شما هستید بعدا ممکنه به فریاد تبدیل شن

    پس حواستون رو حسابی جمع کنید

    متعادل رفتار کنید اما یادتون نره که خانوادش چی گفتند.من اصلا کینه ای نیستم اما حرف های بدی زدند خوب
    بازم آدم ها با هم خیلی فرق دارند

    ولی خواهش میکنم ازت عجله نکن و خوب شناخت پیدا کن

  15. 5 کاربر از پست مفید شوکا تشکرکرده اند .

    شوکا (پنجشنبه 20 بهمن 90)

  16. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    سلام دوستان
    شوکا ، بهار ، بهار66 و دانوب عزیز( و سایر دوستان ) مرسی ازینکه وقت گذاشتید .

    من اصلا کینه ای نیستم ، یعنی حتی اگه کسی بهم بدی کنه باز در برخورد بعدی سعی میکنم در مقابلش موضع نگیرم ، و فکر کنم اولین باره می بینمش . ( نه صمیمی مثل قبل و نه پرخاشگر )

    اینمورد یکم فرق میکنه ، قراره با خونوادش یه عمر زندگی کنم .

    دیشب اینقدر آروم و ریلکس بودم . ولی وقتی وارد اتاق شدم ، مامانش یجوری نگام کرد که چایی ها ترسیدند ، ویبره شدند.( منکه نترسیدم)

    ولی چون خیلی تاکید داشتند که واسه آشنایی خونواده ها اومدند ، خونواده ی منم اصراری نداشتند که با هم صحبت کنیم و مراسم خیلی خشک و رسمی پیش رفت . ( البته یکی دوبار تیکه اومدند که جوونهای حالا اول خودشون میرن آشنا میشند ، بعد خونواده تازه باید برن آشنا شن ) . ولی چون خونواده خودم این مسئله براشون حل شده بود اصلا اعتنا نکردند به حرفشون ، یعنی توجیه یا مخالفتی نکردند . فقط وقتی رفتند ، به من گفتند ما نظری در مورد خونوادش نمیدیم ولی معلومه پسره اراده نداره ، اگه میتونی باهاش زندگی کنی اشکالی نداره ، ما مخالفتی نداریم بازم فکراتو بکن .
    بچه ها واسم دعا کنید .

  17. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)

    سلام متین عزیز

    من با صحبت های آقای Hosieini موافقم!

    بهر حال این آقا بی اراده یا ترسو نیست چرا که خانواده اش را مجاب کرده که به خواستگاریتان

    بیایند!


    ترس من از عدم پذیرش شما از سوی خانواده اش برای همیشه است!

    متاسفانه نه شما میتوانی آنها را عوض کنی و نه آنها!

    تا میتوانی در امر ازدواج بدبین باش و بدترین حالات را در نظر بگیر یا به قول معروف کامل

    چشمانت را باز کن!!!

    شما فقط یک دیشب کنایه هایشان را شنیدی اما شاید مجبور باشی یک عمر از چپ و راست

    این حرف ها را بشنوی و دم نیاوری!!!


    من مخاطب شما را نمیشناسم اما اصلا عجله نکن!

    تا از خانواده اش روی خوش ندیدی و با آنها به تفاهم نرسیدی در باغ سبز نشان نده!

    یک حقیقت بزرگ این است که آقا پسر در همین خانواده رشد کرده اند و بهرحال خانواده خود را

    به شما ترجیح می دهند!!!

    متاسفانه به شما تهمت های بدی زده شده و کاملا مشخص است که با رضایت قلبی نیامده اند!


    متین جان!

    یادت هست می گفتی تا خانوادش با رضایت قلب نیان جلو نمیرم؟

    خوب ظواهر امر نشان می دهد آنها راضی نیستند و اتفاقات خوشایندی منتظر شما نیست!

    شما باز هم از این جلسات خانوادگی تشکیل بده و خواهشا خواهشا خواهشا به احساساتت

    یک مدت میدان نده و بگذار منطقت تصمیم بگیرد!


    اصلا یک سوال؟

    با عقلت به این سوال جواب بده لطفا بدون دخالت احساس!

    آیا حاضری با این مرد با این خانواده (که تو را قبول ندارند) ازدواج کنی؟

    اگر جوابت نه بود احساست را بعدا به مرور زمان مثل من مجاب کن! من در ماجرای خودم

    احساسم را مجاب کردم چون واقعا یک عمر نیش و کنایه شنیدن سخت است!



    سوال دوم که از خودت باید بپرسی این است! باز هم منطقت جواب بدهد!

    آیا می توانم روی او حساب کنم که پشتم را خالی نمی کند حتی در بدترین شرایط زندگی مثل

    بیماری یا نازایی یا تهمت و افترای اطرافیان و 1001 دلیل دیگر؟



    متین این حرف مدیر همدردی را جدی بگیر!!! الان یک سری نجواها دارد شنیده می شود که

    چندان بوی خیر از آن به مشام نمی رسد! نگذار این نجواها بعدا در زندگیت فریاد شوند و گوش

    فلک را کر کنند!



    نظر خانواده ات را به خصوص پدرت را (چون منطقی تر هستند آقایان) حتما بپرس و بیشتر به

    شناخت خانواده اش و خودش کنار خانواده اش بپرداز! حتی یک پیک نیک کوچک رفتن هم با

    خانواده شما و و خانواده آنها بد نیست!



    باید این را بپذیری که پایشان را از در بیرون نگذاشته حرف هایی زده اند! درست یا غلطش را کار

    ندارم اما ما با یک مخاطب منطقی مواجه نیستیم پس بدان نمیتوانی آنها را تغییر دهی پس

    بیشتر آنها را بشناس


    گلم حتما دعایت می کنم که خداوند راه درست و منطقی را به شما نشان دهد!

    گاهی حس می کنم صلاح ما انقدر می ارزد که خداوند گره ای در کار می اندازد تا ما را از

    شری بزرگ نجات دهد غافل از آنکه ما فکر می کنیم خیر است!

    تنها به خدا پناه ببر و به رسول باطنیت عقل و تحقیق و تحقیق و تحقیق بیشتر!!!














  18. 9 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (جمعه 21 بهمن 90), اثر راشومون (پنجشنبه 17 اسفند 91)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.