RE: دوري از شهر و خانواده بعد از ازدواج

نوشته اصلی توسط
rojiin
سوالاتش بيشتر به خونوادش ربط داشت بخصوص ارتباط من با خونوادش و خرج و مخارج.فكر ميكنم يا خيلي به خونوادش وابستس يا اينكه اصلا منو نميخواد فقط خونوادشو ميخواد.همش فكر ميكنم برم اوجا شايد اصلا خونه هم نياد بره خونه مادرش.مثلا كفت دلش ميخواد وقتي بره خريد براي خونوادشم خريد كنه ون نظر منو برسد....تازه كارمم يه جورايي از دست ميدم.جون اونجا شرايط كاري جور ديكه هست.....شايد ديكه كسي نياد!...
هر حرفیو که ایشون الآن و تو این دوره میزنن باید با ذره بین ببینید. وقتی انقد از خانوادشون حرف میزنن معلومه خیلی براشون مهمه
1- نکنه حرف مادرشون روشون خیلی اثر داشته باشه، اینطوری شما توی زندگی در واقع با ایشون زندگی نخواهید کرد، بلکه با مادرشون زندگی می کنید و عکس العمل هاشون درواقع در نتیجه ی طرز فکر و حرفای مادرشون خواهد بود
2- منظورشون از خرید برای خونه مادر چیه؟ چقد خرید؟ شما منظور دقیق ایشون رو ازشون پرسیدید؟ نکنه که بعدا ایشون حتی بیشتر از خرجی که برای خونه شما می کنن برای خونه مادرشون بکنن و بگن مادرمه به گردنم حق داره. از کجا میدونید که همیشه از نظر مالی وضعتون خوب میمونه؟ اگه یه وقت وضعتون خوب نبود و ایشون از خرجی خونه شما بزنه و برای مادرش خرج کنه شما مشکلی ندارید؟ حد این خرج کردن رو ازشون بپرسید و در موردش خوب فکر کنید که بعدا به مشکل برنخورید
من فکر می کنم شما با احساساتتون تصمیم میگرید مثلا بدون فکر میگید مشکلی نیست برای خونه مادرش خرید کنه. به مشکلاتی که سر همین مسئله ممکنه بینتون پیش بیاد فکر کردید و اون مشکلاتو پذیرفتید؟ یا همینطوری از روی انسانیت، سریع گفتید باشه؟
اگه کارتونو بخاطر ایشون بذارید کنار، با هر دعوایی به ایشون نمیگید که من بخاطر تو کارمو گذاشتم کنار؟ توقع براتون بوجود نمیاد که بگید من این کارو برای تو کردم تو هم باید بخاطر من مثلا از فلان مورد کوتاه بیای؟ ضمنا باید ببینید کار کردن و داشتن یه شغل خوب براتون مهم تره یا ازدواج کردن
مگه چند سالتونه که میگید شاید دیگه کسی نیاد؟ شرایطتون خاصه؟
وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم
علاقه مندی ها (Bookmarks)