به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array

    با همسر حساسم چه کار کنم

    سلام
    نزدیک به دو ساله که ازدوج کردم قبلا سر کار همسرم مشکل داشتم و الان که تقریبا درسته شده و اون هم به همت خودم ..... الا نمیدونم با حساسیت و وسواسش چه کنم به همه چیز گیر میده خیلی ازش ناراحتم

    چرا اینو برداشتی چرا گذاشتی چرا خریدی چرا نخریدی

    همه حرفهاش اینه

    دیروز که خونه تکونی داشتم خانواده ام آمدن کمک کنن اینقدر حساسیت نشون داد تا اخر خواهرام ناراحت و عصبانی شدند و به حالت قهر رفتند و گفتند دیگه تا وقتی همسرت خونه است ما نمیآیم چون اون میترسه تا ما به یک چیزی دست بزنیم

    این از این

    و اینو هم بگم که من شاغل هستم و اکثریت خرید هامو خودم انجام میدم چند وقته پیش حس کردم دیگه نباید خیلی خریدهای لباسو کفش انجام بدم شوهرم باید بدونه که خودش نسبت به این موضوع مسئولیت داشته باشه لذا سعی کردم دیگه سمت خرید نرم مگر همسرم خودش بخواهد برام بخره تا بلکه یاد بگیره یکم نسبت به این موضوع مسئولیت داشته باشه

    اینو هم بگم دیگه قلبا دوست ندارم بهش کمک مالی کنم چند وقته دیگه قراره بریم مسافرت بهش گفتم خودت باید همه هزینه اشو تقبل کنی به من ارتباطی نداره داشتی میریم نداشتی نه؟؟؟؟

    بیشتر ناراحتی ام به این دلیله که بعد از رفتن خواهرام خیلی بهشون فحش داد و من هم ناراحت شدم فرداش آمد منو برد بیرون شام بخوریم اما اصلا به روی مبارکش نیاورد که که چه اتفاقی افتاده منهم چیزی نگفتم گفت بریم خرید گفت باشه اگر داری بریم من پولی ندارم میدونید چی گفت؟؟؟

    گفت چندوقته پیش برای خانواده ات شام خریدم پولش بده ببرمت خرید

    واقعا این حرفه من هم در اوردم پولشو بهش دادم

    خیلی بابت این موضوع ناراحتم و نمی دونم چه باید بکنم

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 اسفند 91 [ 17:16]
    تاریخ عضویت
    1391-12-21
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    28
    سطح
    1
    Points: 28, Level: 1
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    17

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وای چقدر این اخلاقاش شبیه شوهر منه.

  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    این طرز برخوردت درست نیست! تصمیم مالی خوبی گرفتی ولی این راهش نیست.
    .
    به جای حرف زدن درست عمل کن.
    .
    اصلن پول من و پول تو نگو! وگرنه بد می بینی. مث همین اتفاق و بدترش انتظارت رو می کشه اگر بخوای بندازیش روی دنده ی گروکشی!
    .
    ما چرا زنونگی بلد نیستیم آخه!!!!!!!!

  4. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 22 اسفند 91), میشل (جمعه 25 اسفند 91)

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    بردتت شام بیرون. گفته بیا بریم خرید. داشته منت کشی می کردی. چرا حرف پول رو وسط کشیدی آخه دختر خوب؟ اونموقع وقتش نبود.
    .
    بهتر بود با سیاست مشکل قبلی با خواهرات رو پیش می کشیدی. ناراحتیت رو نشون می دادی. می دیدی چی می گه. حواست رو جمع می کردی که دوباره دعوا نشه.
    .
    بعدش هم می رفتی خرید. موقع حساب کردن پول که میشد اونوقت صبر می کردی تا اون حساب کنه. اگر حساب نکرد، می گفتی خب باشه همراهت پول نیست! چه بد شد. منم نیوردم! بذار برم از کارتم بگیرم... کم کم باید این حس مردونه رو براش جا بندازی، با دعوا که نمیشه!
    .
    بعدش هم مهم این نیست که پول رو اون بده. مهم اینه که بفهمه وظیفه داره و تو ازش توقع داری. همین! ... صبورتر باش!

  6. 4 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    mozab (چهارشنبه 23 اسفند 91), فرهنگ 27 (سه شنبه 22 اسفند 91), دختر مهربون (سه شنبه 22 اسفند 91), صبا_2009 (سه شنبه 22 اسفند 91)

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    اصلاح می کنم: داشته منت کشی می کرده!

  8. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    میدونم نمی تونم زنونه صحبت کنم

    لطفا راهنمایی کنید که چه باید بگم و چه باید بکنم

    چرا باید بگه پولی که بابت شام خانواده ات دادم بگه و حساب کنه حس میکنم توی دلش بوده و بعد سر فرصت مناسب بیرون ریخته


    منم پولش دادم میگم برو برنج نداریم بخر میگه برنج نمی خوریم میگم گوشت و مرغ بخر میگه نمیخوریم

    آخه ببیبیند چی میگه میگه برنج نمی خوریم اخه این چه حرفیه ؟؟

    میدونم اگر با آرامش هم بهش بگم بد از چند روز میخواد تو گفتی برو بخر

  9. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    اینو بگم فرهنگ خانواده اش خیلی بالاتر از خانواده منه ولی من هیچ وقت به خانواده اش فحش ندادم ولی اون متاسفانه چنیدین بار این کار انجام داده
    و نمیتونم فراموش کنم توی رانندگی یک فحش هایی میده که نگو

    درصورتی که من نشستم و ساکتم میگه تو باعث شدی ؟؟؟؟؟

  10. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    علاقه مو نسبت بهش از دست دادم و حس میکنم زیاد دوستش دیگه ندارم و میخوام بهش بگم که دیگه علاقه بهش ندارم

    و تصمیم گرفتم که بچه نیارم حداقل تا وقتی با این هستم بچه نیارم

  11. #9
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    جمعه 29 شهریور 92 [ 20:28]
    تاریخ عضویت
    1391-6-26
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    982
    سطح
    16
    Points: 982, Level: 16
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 135 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    راستی سر این مسئله زیاد باهاش جرو بحث کنی اوضاع وخیم تر میشه ها

  12. کاربر روبرو از پست مفید masom تشکرکرده است .

    میشل (جمعه 25 اسفند 91)

  13. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhai نمایش پست ها
    علاقه مو نسبت بهش از دست دادم و حس میکنم زیاد دوستش دیگه ندارم و میخوام بهش بگم که دیگه علاقه بهش ندارم
    سلام دوست عزیز

    انگیزه شما از گفتن "بهت علاقه ندارم" اینه که همسرتون یه سری از رفتارهایی که باعث آزار شما هست رو تغییر بده. اما پیامی که اون از این جمله می گیره، این نیست که "باید تغییر کنم" !

    اون با شنیدن این جمله، فاتحه رابطتون رو میخونه!

    علاقش به شما کمتر و کمتر میشه (چون نمی تونه کسی رو دوست داشته باشه که اون دوستش نداره)، و در نتیجه رفتارهایی که شما دوست ندارید، بیشتر و بیشتر می شن.

    شما واقع بهش علاقه دارید، ولی ازش دلخور هستید. اصلا همین دلخوری شما به نشونه اینه که همسرتون براتون مهم هست. وگرنه اگه مهم نبود و بهش علاقه نداشتی، رفتارش اینقدر ناراحتتون نمی کرد.

    بنابراین به جای اینکه بگی بهت علاقه ندارم، به شکل های مختلف بهش نشون بده که دوستش داری. ببین چقدر رابطتون قشنگ تر می شه. ببین چه کارهایی که الان مقاومت میکنه رو برات انجام می ده. البته با صبر میتونی رابطت رو ترمیم کنی، یه دفعه ای نمی شه!

    برای رسیدن به هدفت، که بهتر شدن رفتارهای همسرت هست، بهش کمک کن که احساس بهتری نسبت به زندگی داشته باشه.

    اول از همه همینطور که هست دوستش داشته باش. پیش خودت تصور کن که خدای نکرده، الان ایشون از دنیا برن. ببین بودن این شخص چه حسن هایی برای تو داره، چه ضرر هایی داره، و در نبودش چه نفع هایی میبری! مثلا در مورد خرید، اگه نباشه باز هم به هرحال خودت باید خرید کنی.

    پس اول به چیزی که داری قانع باش، تا داشته هات بیشتر و بیشتر بشن.

    به خدا و به همسرت نشون بده که قدر همین چیزهایی که داری رو می دونی. تا تصمیم بگیرن بیشتر بهت بدن.

    یعنی از کوچیکترین کارهای همسرت هم شاد باش. از اینکه زنده هست و نفس می کشه. از اینکه مثلا یه چای برات می ریزه. و غیره.

    این شادی ها رو از خودت نگیر. نسبت به خودت بخیل نباش عزیزم.

    اگه همسرت یه لباس رو برات نخره، در عوض هزاران چیز داره به تو میده. دقت کن تا ببینیشون و ازشون لذت ببری. شاید فردایی نباشه عزیزم، واقعا شاید فردایی در کار نباشه.

  14. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    masom (جمعه 25 اسفند 91), rozaneh (جمعه 25 اسفند 91)


 
صفحه 1 از 6 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.