به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 تیر 92 [ 21:54]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    239
    سطح
    4
    Points: 239, Level: 4
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دوستان ازتون خواهش میکنم کمکم کنید

    سلام من خیلی بدختم خیلیییییی لطفا کمکم کنید :(
    من دوران کودکی خیلی سختی رو گذروندم از وقتی یادم میاد یعنی همون 5 سالگی بابام همیشه از من بدش میومد سر کوچکترین مساله ای همیشه کتکم میزد و عذابم میداد من برعکس خیلی از ادما که دوست دارن به دوران کودکیشون برگردن از کودکیم متنفرم هیچ وقت نتونستم بچگی کنم همیشه مجبورم کردن که بزرگتر از سنم باشم الانم 23 سالمه ولی به اندازه یه زن 50 ساله روحم پیر شده و خیلی بیشتر از سنم سختی کشیدم مادرمم هیچ وقت منو دوست نداشته فقط خواهرمو به شدت دوست داره اون وقتام با اینکه میدید بابام اذیتم میکنه ولی منو با اون تنها میذاشتو با خواهرم میرفت بیرون الان یه 4 سالی هست که رفتاراشو با من بهتر شده ولی هنوزم تنهام هنوزم کسیو ندارم باش حرف بزنم اگه دو کلمه با مادرم حرف بزنم کلی متلک و سرکوفت میشنوم نمیدونم چرا اصلا دوستم ندارن
    حالا هم اصلا نمیتونم اون خاطراتو فراموش کنم تک تک صحنه ها جلوی چشممن از سه تاشون متنفرم ولی مشکلم اینجاست که به هیچ مردی نمیتونم اعتماد کنم خواستگارایی که برام میادو بدون معطلی رد میکنم چون تا حالا هیچ کس بم محبت نکرده اصلا با فکر اینکه کسی بتونه دوستم داشته باشه حالمو بد میکنه چند بار رفتم پیش مشاور ولی اصلا نمیتونم حرف بزنم سریع میزنم زیر گریه همین الانم اشکام داره میریزه رو کامپیوتر.
    من دو هفته ای هست که یه اقایی رو دیدم اولین کسیه که تو زندگیم تونستم دوستش داشته باشم نمیدونم چی شد ولی انگار یه حس اعتماد و ارامش عجیبی بم میده خیلی کم میبینمش حسم مطمئنم که هوس و این چیزا نیست من خودم قیافه خوبی دارم ولی این اقا اصلا شبیه مردی که همیشه تو رویاهام بود نیست ولی من خیلی خیلی دوسش دارم ولی اصلا نمیدونم حتی که زن داره یا نه ولی وقتی دیدم حلقه دست نمیکنه چند بار به بهونه کاری پیشش رفتم اوایل زیاد توجهی نمیکرد ولی جلسه پیش حس کردم اونم رفتارش عوض شده حتی گفت اگه مشکلی داشتم بش بگم من یه بار بش اس دادم اونم جواب داد ولی من تو زندگیم هیچ وقت چنین کارایی رو نکردم الانم از خودم بدم میاد دیگه نمیخوام این اقا رو ببینم با اینکه خیلی دوسش دارم.چرا خدا هیچ وقت منو نمیبینه حالام که یکیو برای اولین بار دوست دارم چرا باید از دستش بدم ؟دوستان به نظرتون چه کار کنم یعنی ممکنه ین اقام منو دوست داشته باشه من از اینکه همیشه دختر پاکی بودم خسته شدم خواهرم که هزار تا دوست پسر داشته خدام همش براش بهتر میخواد منم میخوام برای اولین بار برای عشقم بجنگم ولی با خودم درگیرم حس بدی دارم لطفا کمکم کنید من خیلی تنهام خیلی

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام
    به همدردی خوش آمدی
    اول از همه عجله نکن . به هیچ وجه! توی تاپیکت مشکلات ریزی هست که دوتاش برجسته تره
    1) مشکلات و سرخوردگی های دوران کودکی و در نتیجه افکار و احساس دوران کنونی

    2) دودلی در برقراری ارتباط با فردی خاص ( در واقع جنگ بین احساس دوست داشتن و احساس عدم اعتماد ناشی از مشکلات قبلیتون)

    اما اول از همه ، قبل از اینکه اقدام به کار خاصی بکنید صبر کنید . بگذارید توی همین تاپیک تک تک مشکلات تون ریشه یابی بشه بعد اگر خواستید برای ارتباط با اون آقا یا هر شخص دیگه ای اقدام کنید تصمیم بگیرید.
    اولاً که خیلی راحت واژه های منفی رو در مورد خودتون به کار نبرید واژه هایی مثل :
    من خیلی بدختم خیلیییییی
    این جور واژه ها در واقع برچسب زدن به خودتون و ترغیب هوش ناخودآگاه تون به قبول این موضوع که شما واقعاً بدبختید و ... می باشد لذا اول از همه یاد بگیرید با خودتون مهربون باشید درسته که در دوران کودکی مهربونی و محبت ندیدید اما اگر خودتون به خودتون کمک نکنید کس دیگری هم نمی تونه به شما کمک کنه. پس اول بخوایید که به خودتون کمک کنید. بیشتر در باره خودتون و شرایط تون و شرایط اون آقا و ... بگید
    .

    ضمن اینکه طبق قوانین تالار باید عنوانی که مشخص کننده مشکلتون باشه انتخاب کنید و از عنوان های کمک و ... پرهیز کنید لذا در پست بعدیتون یک عنوان مناسب پیشنهاد دهید و از مدیران بخوایید براتون تغییر عنوان تاپیک بدن.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم

    ویرایش توسط rozaneh : چهارشنبه 08 خرداد 92 در ساعت 12:16

  3. 5 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    کامران (دوشنبه 13 خرداد 92), پاکان باران (چهارشنبه 08 خرداد 92), zendegi-sabz (چهارشنبه 08 خرداد 92), دختر مهربون (پنجشنبه 09 خرداد 92), صاعد (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 آذر 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-2-04
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    556
    سطح
    11
    Points: 556, Level: 11
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 61 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همدردی خوش اومدی .
    عزیز من یکی از دلایکی که شما حس میکنی پیر شدی . و از پاک بودن خسته شدی اینه که
    خانوادت به اندازه کافی بهت محبت نکردن.
    پیشنهاد من با هیچ پسری دوست نشو چون شما به دلیل تنهایی و مشکلات در گذشته .
    سریع وابستش میشین .
    و عیب های اونو دگه نمیبینین .
    درسته گذشته بدی داشتی اما دلیل نمیشه حال و اینده بدی هم داشته باشی
    خودتو مشغول کن . کلاس های گوناگون برو
    از جوانیت استفاده کن اما نه به هر قیمتی .
    یه نکته خیلی خوب شما اینه که تا حالا با هیچ پسری نبودین . (چیزی که تو دنیای امروز کم شده و این خودش بهترین چیزه)
    حالا درسته یه بار میخواستی اقدام کنی اما خدا جلوتو گرفته بدون . (چون دوست داشته چون تا حالا خودتو پاک نگه داشته بودی) .پس خوشحال باش ......
    اگه دیدی دائم میبینی داری با پسر دوس میشی بترس ..چون خدا دگه ازادت گذاشته .
    اگه میبینی اطرافیانت 100 تا دوس دارن و خوشحالن . بدون اینا دگه خدا انقدر ازادشون گذاشته تا در گناهشون غوطه ور شن .
    و چون قبافه بدی هم ندارین مطمئن باشین خواستگار های زیادی برات میان .
    پس به فکر اینده باش .
    گذشته رو فراموش کن .


    دوس ندارم چند صبای دیگه یه تاپیک دیگه ببینم نوشتی با یه پسر بودم و فریبم داد و الان قلبم شکسته .

  5. 4 کاربر از پست مفید zendegi-sabz تشکرکرده اند .

    nikafarid (یکشنبه 12 خرداد 92), rozaneh (چهارشنبه 08 خرداد 92), پاکان باران (چهارشنبه 08 خرداد 92), دختر مهربون (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 تیر 92 [ 21:54]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    239
    سطح
    4
    Points: 239, Level: 4
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تنها کسیه که تو زندگیم بش اعتماد دارم ولی نمیدونم باید چکار کنم

    ممنونم از توجهتون ولی این اقا واقعا پسر خوبیه اونم خیلی پاکه حتی این پیام و صحبتایی که با هم داشتیم هم فقط راجع به درس بود ولی من خیلی دوسش دارم میدونم اگه نتونم بدستش بیارم دیگه هیچکسو تو زندگیم راه نمیدم خیلی حالم بده لطفا کمکم کنید شاید فقط دو سه بار دیگه ببینمش اگه بش نرسم دیگه نمیخوام زنده باشم از زندگی خسته شدم فقط دلم میخواد بمیرم و خدا هم شب اول قبر قبل از اینکه از من سوال بپرسه باید به من بگه چرا تو این زندگی اینقدر عذابم داده

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 تیر 92 [ 21:54]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    239
    سطح
    4
    Points: 239, Level: 4
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حتی توی این دنیای مجازیم هیچکس کمکم نمیکنه

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    یک پیشنهاد دارم به تاپیک زیر یک سری بزنید شاید جرقه امیدی براتون باشه و داشته هاتون رو بیشتر ببینید:
    http://www.hamdardi.net/thread-14585.html
    در پناه حق.

  9. کاربر روبرو از پست مفید Aram_577 تشکرکرده است .

    دختر مهربون (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 01:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-07
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    117

    تشکرشده 257 در 108 پست

    Rep Power
    27
    Array
    به نظر من دلیلی نداره وقتی یه خانومی از یه آقایی خوشش میاد روشو برگردونه بگه وااااااای خاک به سرم ناپاک شدم
    ولی باید حواستونو خیلی جمع کنین

  11. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 تیر 92 [ 21:54]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    239
    سطح
    4
    Points: 239, Level: 4
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    1

    خیلی ممنون از کسایی که نظر دادن من الان فهمیدم که اون اقا زن داره دیگه دنیا رو سرم خراب شده دیگه ام نمیرم که ببینمش همینجوری دارم اشک میریزم دیگه تحمل این خونه و زندگیو ندارم فقط دنبال یه راهی برای مردنم دیگه کسی نمیتونه کمکم کنه الانم یه مرده متحرکم همین

  12. کاربر روبرو از پست مفید همیشه تنها تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  13. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط همیشه تنها نمایش پست ها
    خیلی ممنون از کسایی که نظر دادن من الان فهمیدم که اون اقا زن داره دیگه دنیا رو سرم خراب شده دیگه ام نمیرم که ببینمش همینجوری دارم اشک میریزم دیگه تحمل این خونه و زندگیو ندارم فقط دنبال یه راهی برای مردنم دیگه کسی نمیتونه کمکم کنه الانم یه مرده متحرکم همین
    کار درست همینه که دیگه نبینیش و رابطه ات را قطع کنی.

    از اول هم خودت حس کرده بودی که یه مشکلی هست. توی اولین پستت معلوم بود که به تاهلش شک داشتی.
    به حس هات توجه کن و دقیق باش که توی روابط به خطا نری و مشکلی برات پیش نیاد.
    این علاقه مختصـــــــــــــــــــــ ـــــر ایجاد شده بعد از مدت خیلی کوتاه یادت می ره. خودت را اذیت نکن. چیزی نبوده!

  14. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    کامران (دوشنبه 13 خرداد 92)

  15. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 بهمن 96 [ 17:14]
    تاریخ عضویت
    1392-2-04
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    3,721
    سطح
    38
    Points: 3,721, Level: 38
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    114

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    دوست عزیزم از خوندن سرگذشتت خیلی ناراحت شدم کاش یکم از مشاوره و ... چیز حالیم بود که کمکت میکردم ولی اینو میدونم که :

    در ایام کودکی ات کاری برای خوشبختی و شادمانیت نمی توانستی انجام بدی ولی در مدیریت خوشی و ناخوشی حال و آینده ات خودت همه کاره ای .

  16. 2 کاربر از پست مفید mehdihn تشکرکرده اند .

    nikafarid (یکشنبه 12 خرداد 92), شیدا. (پنجشنبه 09 خرداد 92)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. در مورد ادامه زندگی ازتون راهکار میخام
    توسط samanft در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 آذر 94, 06:23
  2. دوستاى گلم ممنونم ازتون... رفتم مشاوره.
    توسط yektaa2013 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 آذر 92, 11:21
  3. ازتون میخوام کمکم کنید خیلی زود خیلی
    توسط nosh nosh در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 18 خرداد 92, 11:22
  4. ازتون خواهش می‌کنم کمکم کنید، دیگه خسته شدم
    توسط azadehh_mm در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 آبان 90, 01:54

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.