به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: افسردگی

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 22:09]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    127
    سطح
    2
    Points: 127, Level: 2
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    افسردگی

    سلام
    متاسفانه 5-6 روزه که همش توی اتاقم هستم دلم میخواد با یکی حرف بزنم ولی حوصله هیچکی را ندارم.سرکار هم نمیرم(یعنی حوصله ندارم برم) دست خودم نیست قبلا (دوسال پیش) برای را اندازی شرکت شب و روز کار میکردم روزی حدقل 16 ساعت الان حتی حوصله ندارم در روز چند دقیقه برم شرکت دائم ناراحتم و حوصله هیچی جز بازی با کامپیوتر را ندارمگاهی از این بازی هم خسته میشم.. هنگام خواب هزار فکر منفی میاد به ذهنم یا هنگام بیدار شدن.ماشین هست اکثر روزها دوستان با خانوادشون دعوت میکنند بریم پارک ولی میدونم رفتن ساکت نشستن اونجا هیچی دیگه برام نداره پس میگم نه.
    نگرانی و استرس همه چیز ها را دارم درس دانشگاه زندگی ازدواج شرکت و ...
    خیلی وقته افسرده هستم فقط گاهی خیلی زیاد میشه.
    سال گذشته یک مسافرت به همراه همسر و دوستم و خانمش رفتیم وقتی برگشتیم دنیا مال من شده بود هیچ فکر منفی توی روز یا شب منو آزار نمی داد خیلی حواسم متمرکز بود میخندیدم از همه چیزی که داشتم لذت می بردم.ولی فقط دو روز این حالت بود.الان به اکثر چیز هایی که می خوام رسیدم ولی لذتی نداره اگه تمام دنیا را به من بدن میگم نمی خوام فقط دست از سرم بردارید.
    گاهی نگرانی و ناراحتی ها کم میشه باز برخورد با یک مشتری یا یه مشکل کاری کلا داغونم میکنه.
    بعد که حالم بهتر میشه میگم این که اصلا مشکلی نبوده!چرا اینقدر ناراحت و بهم ریخته شدم.

    ببخشید که طولانی شد.
    چندین بار دکتر اعصاب و روان رفتم (سال گذشته)
    بار اول یک سری قرص دادن که کل شب و روز را می خوابیدم
    بار دوم یک سری قرص دادن که اضافه وزن پیدا کردم(قطعش کردم)
    بار سوم یک سری قرص دادن وقتی می خورم حال تهوع پیدا میکنم
    بار چهارم یک سری قرص دادن که اصلا دیگه نخوردم(خسته شدم یعنی هیچکدوم از این سه تا قبلی دکتر نفهمیدن مشکل من چیه فعلا نرفتم این دارو های فعلی را بگیرم)
    حالا از دوستان می خوام چند تا دکتر روانپزشک که قبلا تجربه ملاقات با اون را داشتند در اصفهان به من معرفی کنند(که البته نتیجه خوب گرفته باشید)

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام کاپیتان عزیز

    راستش به نظرم بهتره دور دکترای روانشانس رو خط بکشی و مخصوصاً دور قرص خوردن ، نتیجه قرص ها به هیچ وجه خوب نیست این تجربه و نظر شخصیمه.


    اما به نظرم شما
    تخلیه انرژی شدی و این به خاطر فشار کاریه که بهت وارد شده البته مستمر و متوالی.

    دوست عزیز ، کمی کارهاتو سبک کن. گاهی وقتا برو پارک فقط تاب خوردن بچه ها و بازیشونو و خنده شونو نگاه کن . نمی دونم اما وقتی آدم تخلیه انرژی میشه نباید سراغ علتی که تخلیه اش کرده بره یعنی همچنان بعد از فهمیدن علت ادامش نده.
    باز هم توصیه جدی میکنم از سراغ روانپزشک ها رفتن دست بردار . شاید روانشناس بهتر باشه که قطعاً هم هست.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    کاپیتان عزیز

    سلام مرد بزرگ نبینم غمتو مثل یه مرد باهات می خوام صحبت کنم ببینم مشکلت چیه دکتر و اینا رو ول کن من یه پا دکترم برای خودم اول از همه به سوالاتم جواب بده

    اول از این ها به من بگو بیشتر چه شخصییتی داری برون گرا یی یا درون گرا و یا میون گرا؟؟؟

    رابطه ات با دوستانت چطوره و رابطه دوستان چگونه هست با شما؟؟؟شوخ؟؟؟عادی؟؟؟گرم؟؟؟ ؟سرد؟؟؟؟خشک؟؟؟؟

    در ضمن از کی به این مشکل دچار شدی؟؟؟؟؟

    رابطه ات با مادر و پدر و خواهر برادرت چطوره؟؟؟؟

  4. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 22:09]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    127
    سطح
    2
    Points: 127, Level: 2
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
    کاپیتان عزیز

    سلام مرد بزرگ نبینم غمتو مثل یه مرد باهات می خوام صحبت کنم ببینم مشکلت چیه دکتر و اینا رو ول کن من یه پا دکترم برای خودم اول از همه به سوالاتم جواب بده

    اول از این ها به من بگو بیشتر چه شخصییتی داری برون گرا یی یا درون گرا و یا میون گرا؟؟؟

    رابطه ات با دوستانت چطوره و رابطه دوستان چگونه هست با شما؟؟؟شوخ؟؟؟عادی؟؟؟گرم؟؟؟ ؟سرد؟؟؟؟خشک؟؟؟؟

    در ضمن از کی به این مشکل دچار شدی؟؟؟؟؟

    رابطه ات با مادر و پدر و خواهر برادرت چطوره؟؟؟؟
    ممنون.برون گرا درون گرا یعنی چه؟
    رابطه ام با دوستان اکثرا شوخ و رابطه با همسر و نزدیکانم هم خوبه با کسی مشکلی ندارم.
    از یک سال پیش وقتی عقد کردم

  5. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط کاپیتان نمایش پست ها
    ممنون.برون گرا درون گرا یعنی چه؟
    رابطه ام با دوستان اکثرا شوخ و رابطه با همسر و نزدیکانم هم خوبه با کسی مشکلی ندارم.
    از یک سال پیش وقتی عقد کردم


    برون گرا به زبان عامیانه یعنی شوخ ....گل مجلس.....خنده رو
    درون گرا به زبان عامیانه یعنی منزوی....ساکت و خشک و نچسب مثل تابه های جدید دسینی .....

    چرا با خانومت یه مسافرت یکی دوروزه نمیری چرا با خانومت خوش نمی گزرونی بیرون میدونم نمی تونی و برات سخته چون دوست داری همش تو خونه باشی و اینا ولی خودت هم باید همکاری کنی

    هر 5شنبه با خانومت بزن بیرون تا اخر شب خوش بگزرون افطاری ها برو خونه مادر خانومت و مادر خودت حال کن
    برو پارک برو جاهایی که برات جذابیت داره برات تازگی داره

  6. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 22:09]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    127
    سطح
    2
    Points: 127, Level: 2
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
    برون گرا به زبان عامیانه یعنی شوخ ....گل مجلس.....خنده رو
    درون گرا به زبان عامیانه یعنی منزوی....ساکت و خشک و نچسب مثل تابه های جدید دسینی .....

    چرا با خانومت یه مسافرت یکی دوروزه نمیری چرا با خانومت خوش نمی گزرونی بیرون میدونم نمی تونی و برات سخته چون دوست داری همش تو خونه باشی و اینا ولی خودت هم باید همکاری کنی

    هر 5شنبه با خانومت بزن بیرون تا اخر شب خوش بگزرون افطاری ها برو خونه مادر خانومت و مادر خودت حال کن
    برو پارک برو جاهایی که برات جذابیت داره برات تازگی داره
    حالم خوب نباشه میون گرا وگرنه همه جا برونگرا هستم
    دوستان توجه کنید من گاهی با خانمم و دوستان متاهل شب میربمشون گردش به خودم هم خوش میگذره ولی وقتی برگردیم من باز ناراحتی میاد سراغم میگم کاش برنگشته بودیم بعدش میگم کاش اصلا نرفته بودیم که حالا من اینقدر ناراحت بشم.خانمم وقتی میبینه من ناراحتم خیلی ناراحت میشه!
    مثلا همین امروز دو تا دوستانم زنگ زدن بیا بریم شنا ولی حوصله که نداشتم گفتم نمیام هر چند میدونستم به من خوش میگذره.
    ولی سالهای پیش اینطور نبود من مرتب و هر روز میرفتم شنا.
    باز دوست دیگه ای پیام داده مگه بریم ماهیگیری؟
    من دو سال تمام هیچ تفریحی نداشتم حتی خونه یکی از اقوام هم نمی رفتم یک ساعت گردش نمی رفتم همش کار و کار مامانم میگه بخاطر همینه چقدر گفتم تفریح کن و ..
    ویرایش توسط کاپیتان : پنجشنبه 27 تیر 92 در ساعت 14:19

  7. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    کافیه خودت بخوای
    نیازی به هیچ دارویی نیست
    دست خانومتو بگیر و با دوستای متاهلت برین مسافرت
    گردش کباب بزنین .. شنا برین ..چای رو آتیش هیزم درست کنین
    یه مدت از این محیط فاصله بگیر
    کافیه خودت بخوای
    هزار و یک راه دیگه وجود داره
    شاد باشی

  8. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    سلام آقای کاپیتان
    چند سالتونه؟
    گفته بودید عقد هستید آیا عروس هم کردید؟
    از لحاظ مالی اوضاعتون چطوره؟
    در زندگی تان حامی داشتید یا تنها بودید؟
    آشنایی تون با همسرتون به چه شکل بوده؟
    او را دوست دارید؟ عاشق ایشون هستید؟
    چه چیزی قبلا ها شما رو خوشحال می کرد والان خوشحال نمی کند؟ چرا؟
    در گذشته آدم صبوری بودید؟ الان چطور؟

    ممنون می شم اگه جواب بدید

  9. کاربر روبرو از پست مفید بی نهایت تشکرکرده است .

    asemani (پنجشنبه 27 تیر 92)

  10. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 22:09]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    127
    سطح
    2
    Points: 127, Level: 2
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    سلام آقای کاپیتان
    چند سالتونه؟
    گفته بودید عقد هستید آیا عروس هم کردید؟
    از لحاظ مالی اوضاعتون چطوره؟
    در زندگی تان حامی داشتید یا تنها بودید؟
    آشنایی تون با همسرتون به چه شکل بوده؟
    او را دوست دارید؟ عاشق ایشون هستید؟
    چه چیزی قبلا ها شما رو خوشحال می کرد والان خوشحال نمی کند؟ چرا؟
    در گذشته آدم صبوری بودید؟ الان چطور؟

    ممنون می شم اگه جواب بدید
    25 سالمه
    2-یک سال و نیمه عقد هستم
    3-اوضاع مالی خوب بود یک 10 روزیه یکم خراب شده.در کل بد نیست
    4-اشنایی مون هم سنتی و چند روز قبل خواستگاری خانمم را دیدم(مشتریم بود)
    5-مشکلاتی بود که خدا را شکر به کمک دوستان توی همین فروم کم کم داره حل میشه ،در کل بله دوستم داره دوستش دارم
    6- هرچیزی که قبلا منو خیلی خوشحال میکرد دیگه الان تاثیری نداره!نمیدونم !قبلا این موضوع را مطرح کردم گفتم من به بیشتر چیزهایی که می خوام رسیدم ولی حسی نسبت به اونها ندارم.مثلا شرکتی دارم خودم رئیسم ولی خب که چی!الان باید چطوری ذوق کنم؟
    بله در گذشته بسیار صبور بودم توی اقوام از من همیشه به عنوان ادم صبور یاد میشد.از وقتی خانمم و خانوادش اولین دعوا را با من کرد دیگه این حوصله از بین رفت-هر چند دیگه گذشته و این اختلاف حل شده ولی مثلا شب که می خوام بخوابم به خانم میگم درب را ببند یا برق را خاموش کن تا خانمم بلند بش بره سه یا چهار بار دیگه تکرار میکنم زود باش عجله کن !
    پس الان خیلی بی قرارم و صبور نیستم

  11. #10
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    حتما شروع این احساست دلیلی داشته. دلیلشو اگه یادت میاد بگی خوبه.
    یه سری لینک برات می ذارم هر کدومو دوست داشتی نگاه کن.
    http://www.hamdardi.net/thread-23001.html پست 10
    http://www.hamdardi.net/thread22581-2.html#post208603 اینجا راجع به افسردگی شاید بتونی چیزی پیدا کنی.
    http://www.hamdardi.net/thread-26620.html
    البته من نمی دونم واقعا افسرده هستی یا نه. ولی در هر حال یه ورزش خوب و سبک مثل دویدن نرم با کفش مناسب روی زمینی که سخت نباشه مثل زمین بازی بچه ها توی پارک می تونه روحیه اتو بهتر کنه. ویتامین هم بخور. آزمایش خون هم اگه ندادی بد نیست بدی که ببینی مشکلی نداشته باشی.
    ویرایش توسط meinoush : پنجشنبه 27 تیر 92 در ساعت 14:19


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.