به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آبان 92 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    37
    سطح
    1
    Points: 37, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 25 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دلسوزی در ازدواج و پشیمانی از ازدواج

    با سلام
    من پسری 28 ساله هستم که با دختری تو دانشگاه دوست شدم در حدود 3 سال با هم دوست بودیم دوستی که همیشه با دعوا و قهر همراه بود و بعد از چند ماه برگشت به هم رو داشتیم که در مجموع روزای باهم بودنمون 9 ماه بود. من تو آخرای دوستیم دیگه واقعا دوسش نداشتم و همیشه هم با خودم میگفتم خدا رو شکر که این رابطه رو تمومش کردم چون اصلا از قیافه و هیکلش خوشم نمی اومد.از منم 1 ماه بزرگتره. من همیشه معیارم برای اذواج کم سن تر از خودم باشه همسرم،. همسرم از نظر خانواده هم خانواده خوبی از نظر من نداره حدود یک ساله که اصلا به خونه پدر خانمم نیمیرم).خلاصه نمی دونم یه بار تو دانشگاه دیدمش بعد مدتها خیلی ناراحت بود من دلم خیلی براش سوخت. دوباره برای اینکه از عذاب وجدان خودم کم کنم سعی کردم بهش کمک کنم که رابطه برقرار شد بهشم گفتم من نمی تونم باهات اذواج کنم قیافشو که دیدم دلم خیلی دلم براش سوخت فرداش بهش زنگ زدم گفتم پدرو مادرم میخوان تو رو ببینم با هر کلکی بود راضیشون کردم . دین و ....که رفتم خاستگاریش روز بعد از اینکه بهش گفتم از اینکار پشیمون شدم ولی دیگه راه برگشتی نبود تا الان نمی دونم چیکار کنم همش خدا خدا میکنم خدا یکی از ما رو بکشه .الان که 3 ساله اذواج کردم . دوست ندارم باهاش برم بیرون باهاش راه برم، خجالت میکشم باهاش راه برم دیگه خسته شدم از این زندگی. نمیدونم . همش به خودم میگم خدا کنه تموم بشه . از من بچه میخواد ولی من بهونه میارم . خسته شدم. راهنماییم کنین همش دارم مقایسه میکنم دارم عذاب میکشم. هیچ وقت فکر نمیکردم زندگی اینطوری بشه.

  2. 2 کاربر از پست مفید siavash365 تشکرکرده اند .

    noamooz (چهارشنبه 13 فروردین 93), Pooh (پنجشنبه 23 آبان 92)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    به همدردی خوش اومدید.

    مشکل شما با خانموتون فقط ظاهرشه؟
    یا در مسائل دیگه مثل اخللق، خانواده، تحصیلات، فرهنگ، دیدگاه ها، اهداف و ... هم مشکل دارید؟

    مشکلی که با ظاهر خانمتون دارید شامل چیه؟ چهره؟ اندام؟ رنگ پوست؟ قد؟ دقیقا از چی؟

  4. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 23 آبان 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 23 آبان 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آبان 92 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    37
    سطح
    1
    Points: 37, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 25 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    قدش و ظاهرش هردو

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.به همدردی خوش اومدید.مشکل شما با خانموتون فقط ظاهرشه؟یا در مسائل دیگه مثل اخللق، خانواده، تحصیلات، فرهنگ، دیدگاه ها، اهداف و ... هم مشکل دارید؟مشکلی که با ظاهر خانمتون دارید شامل چیه؟ چهره؟ اندام؟ رنگ پوست؟ قد؟ دقیقا از چی؟
    ظاهرش بیشتره، قدش بیشتر از همه اذیتم میکنه ، اگه قدش کوتاه نبود شاید اونا برام قابل حل بود با چهرشم اندازه قدش مشکل دارم کلا قیافه خوبی نداره چی بگم. دیدگاهش با من فرق داره ولی عادیه انقدر تفاوت عادیه فکر میکنم. در کل در برخورد با شوهرش مثل همه زنای دیگه است. اخلاقش خوبه همیشه میخواد ابراز عشق کنه میخواد منو ببره بیرون ولی من از زیرش در میرم الان دیگه مثل اولا گیر نمیده بریم بیرون دیگه کم شده نمی رم تقریبا، فکر میکنه من افسردگی دارم، دوست ندارم وقتی با منه کسی از آشناها مارو ببینه حتی خونه پدرمم میرم وقتی مهمونی باشه مثلا پسرعمه کسی از آشناها باشه نمی رم یا اگه میخوان بیان از اونجا میرم. اصلا دوست ندارم کسی از فامیلا درجه دوم خودم اونو ببینه بخاطر این قضیه اومدم یه شهر دیگه دارم کار میکن با هزار تا بدبختی هرچند اگه تو شهر خودم بودم وضغیتم خیلی بهتر بود ولی این قضیه زندگیی رو خیلی برام سخت کرد وقتی میبینم با یه ازدواج دیگه زندگیم میتونست خیلی متفاوت و بهتر باشه. از زندگی کردن بیزار میشم . من الان توی شهر محل تولد خانومم زندگی میکنم
    ویرایش توسط siavash365 : پنجشنبه 23 آبان 92 در ساعت 13:16

  6. کاربر روبرو از پست مفید siavash365 تشکرکرده است .

    noamooz (چهارشنبه 13 فروردین 93)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    چرا جدا نمیشی؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید toojih تشکرکرده است .

    noamooz (چهارشنبه 13 فروردین 93)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آبان 92 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    37
    سطح
    1
    Points: 37, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 25 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    چرا جدا نمیشی؟
    اخه نمیشه گناه داره چی بگم بهش اون امید داره . خانواده ها هم یه نمی تونن قبول کنن . کلا نمیشه بهش گفت چند بار تو دعوا بهش گفتم ولی جدی نگرفت حتی 1 هفته قبل عروسیم بهشون گفتم طی یگ دعوایی که بهونه ی خودم بود ولی خانواده من اون امدن مثلا درست کردن اونم به گریه افتاد .کلا هیچکسی جدی نگرفت خودشم خیلی تلاش میکنه این زندگی رو نگه داره. خلاصه تو بد موقعیتی ام . خیلی فکر کردم. تنها مردن یکی از ما دو نفر میتونه چاره باشه تو ماشین یا یه جاهایی خدا خدا میکنم تصادف بشه یه اتفاقی بیفته.
    ویرایش توسط siavash365 : پنجشنبه 23 آبان 92 در ساعت 14:13

  10. کاربر روبرو از پست مفید siavash365 تشکرکرده است .

    noamooz (چهارشنبه 13 فروردین 93)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash365 نمایش پست ها
    اخه نمیشه گناه داره چی بگم بهش اون امید داره . خانواده ها هم یه نمی تونن قبول کنن . کلا نمیشه بهش گفت چند بار تو دعوا بهش گفتم ولی جدی نگرفت حتی 1 هفته قبل عروسیم بهشون گفتم طی یگ دعوایی که بهونه ی خودم بود ولی خانواده من اون امدن مثلا درست کردن اونم به گریه افتاد .کلا هیچکسی جدی نگرفت خودشم خیلی تلاش میکنه این زندگی رو نگه داره. خلاصه تو بد موقعیتی ام . خیلی فکر کردم. تنها مردن یکی از ما دو نفر میتونه چاره باشه تو ماشین یا یه جاهایی خدا خدا میکنم تصادف بشه یه اتفاقی بیفته.
    {من نظر خودمو میدم کارشناس و .. نیستم}

    حالا که نمی تونید جدا بشید

    حداقل با یه فداکاری حفظش کنید

    این که هر مردی دوست داره زنش زیبا باشه شکی نیست

    ولی مسئولیتی که قبول کردید

    خیلی ببخشید ولی من به همسر شما هم خیلی حق میدم

    کسی که همه جوره داره تلاش میکنه زندگی رو حفظ کنه مگه بیرون رفتن چیه - مگه این همه زوج ها که بیرون میبینیم همه ته زیبایی و .. هستن

    اینکه ابراز محبت میکنه به شما خیلی نکته خوبیه بیشتر قدرش رو بدونید

    اون خانوم نمیتونه قیافش یا قدش رو عوض کنه ولی شما میتونید با اون گرمتر باشید

    به هر حال آرزو می کنم ندگی قشنگ تر و عاشقانه تری در آینده داشته باشید



    راستی وقتی با هم دوست شدید مگه قیافش یا قدش اینطوری نبود ؟

  12. کاربر روبرو از پست مفید farshidnaji تشکرکرده است .

    maryam240 (دوشنبه 24 خرداد 95)

  13. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آبان 92 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    37
    سطح
    1
    Points: 37, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 25 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshidnaji نمایش پست ها
    {من نظر خودمو میدم کارشناس و .. نیستم}

    حالا که نمی تونید جدا بشید

    حداقل با یه فداکاری حفظش کنید

    این که هر مردی دوست داره زنش زیبا باشه شکی نیست

    ولی مسئولیتی که قبول کردید

    خیلی ببخشید ولی من به همسر شما هم خیلی حق میدم

    کسی که همه جوره داره تلاش میکنه زندگی رو حفظ کنه مگه بیرون رفتن چیه - مگه این همه زوج ها که بیرون میبینیم همه ته زیبایی و .. هستن

    اینکه ابراز محبت میکنه به شما خیلی نکته خوبیه بیشتر قدرش رو بدونید

    اون خانوم نمیتونه قیافش یا قدش رو عوض کنه ولی شما میتونید با اون گرمتر باشید

    به هر حال آرزو می کنم ندگی قشنگ تر و عاشقانه تری در آینده داشته باشید



    راستی وقتی با هم دوست شدید مگه قیافش یا قدش اینطوری نبود ؟
    مرسی ممنونم
    ولی اون موقع نمی خواستم باهاش ازدواج کنم همش دنبال بهونه بودم باهاش بهم بزنم
    درکل فکر میکنم ضعف اراده خودم بود که این موقعیت رو برا خودم پیش آوردم کلا فکر میکنم سطح خودش و خانوادش از من خیلی پائین تره . الانم میخوام درست کنم ولی هرکاری میکنم نمیشه فکر میکردم بعد چند سال این چیزا برام مهم نیس ولی همیشه تو ذهنمه دلم میخواد برگردم به شهرم و زندگی خوبم رو داشته باشم ولی این مسائل مانعم میشه .
    ویرایش توسط siavash365 : پنجشنبه 23 آبان 92 در ساعت 14:51

  14. 2 کاربر از پست مفید siavash365 تشکرکرده اند .

    farshidnaji (پنجشنبه 23 آبان 92), noamooz (چهارشنبه 13 فروردین 93)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash365 نمایش پست ها
    مرسی ممنونم
    ولی اون موقع نمی خواستم باهاش ازدواج کنم همش دنبال بهونه بودم باهاش بهم بزنم
    درکل فکر میکنم ضعف اراده خودم بود که این موقعیت رو برا خودم پیش آوردم کلا فکر میکنم سطح خودش و خانوادش از من خیلی پائین تره . الانم میخوام درست کنم ولی هرکاری میکنم نمیشه فکر میکردم بعد چند سال این چیزا برام مهم نیس ولی همیشه تو ذهنمه دلم میخواد برگردم به شهرم و زندگی خوبم رو داشته باشم ولی این مسائل مانعم میشه .

    پایین بودن سطح خانوادش در برابر عشقی که به شما داره هیچیه شما دارید با خودش زندگی می کنید با خانوادش که یک ساله ارتباط ندارید

    همین کهه با شما دوست داره تو اجتماع ظاهر بشه یعنی به شما افتخار میکنه

    زنان ایرانی اکثرا قد کوتاه هستن ولی فکر نمی کنم همشون خونه نشسته باشن

    اگر اینقدر قبولش نداشته باشید رفته رفته اونم شکسته تر میشه و رفته رفته وضعیت بتر میشه

    من خواهش می کنم خودتون رو جای اون بزارید

    الان این شرایطی که دارید و همسرتون رو هم دوسترید آیا نمی تونید به عنوان یک زن کمی بیشتر تو کانون توجه همسرتون باشید

    به این فکر کنید که تو این سایت مردایی هستن که زن زیبا هم داشتن ولی زنشون هیچ علاقه ای بهشون نداشته فکر میکنم شما از اونا خوشبختر هستید

    اتفاقا همین که چند سال پیش نتونستید دوستی رو به هم بزنید

    تا مرحله ازدواج پیش رفتید این رو از بی عرضه گی شما نمیدونم و خیلی شما رو انسان مهربون و با تعهد شناختم

    همین که در جواب اینکه چرا جدا نمی شید جواب میدید گناه داره نشون از مردونگی مشا داره

    چون خیلی از آدما بعد از شکست عشقی ضربه بزرگی میخورن که شما این ضربه رو به همسرتون نزدید

    از این به بعد هم میتونید اعتماد به نفسش رو بالا ببرید

    از شما خواهش میکنم اگر برای شب برنامه کاری ندارید از همین امشب شروع کنید

    درخواست کنید با شما بیرون بیاد برای صرف شام نه تو فضای بسته رستوران میتونید یه ساندویچی یا همبرگری تو پارک با هم بخورید

    دیگه هم فکر مرگ رو نکنید زندگی که شما دارید ارزشش بیشتر از ایناست

  16. 7 کاربر از پست مفید farshidnaji تشکرکرده اند .

    Elena1994 (پنجشنبه 23 آبان 92), maryam240 (دوشنبه 24 خرداد 95), maryam9966 (سه شنبه 28 آبان 92), meinoush (پنجشنبه 23 آبان 92), titititititi (سه شنبه 28 آبان 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 23 آبان 92), جاثیه (پنجشنبه 23 آبان 92)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    مگه قد شما و همسرتون چقدره؟
    شاید با کفش پاشنه بلند حل بشه.یا کفش لژ دار که راحت تر هم هست.
    من پیشنهاد می کنم همسرتون یک دوره کلاس های گریم و خودآرایی بگذرونن!باور کنید خیلی موثره!!!من خودم کسی را میشناختم که اصلا قیافه خوبی نداشت.چند وقت پیش دیدمش.اصلا نشناختمش!!!با آرایش و گریم خودشو بسیار زیبا کرده بود.حتی با گریم معلوم هم نمیشه!
    اگر بازیگران را دیده باشین؛قیافه یک شخص را با گریم کلا عوض می کنن!و شبیه مثلا شخصیت مورد نظر میشه.

  18. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 23 آبان 92), mercedes62 (پنجشنبه 23 آبان 92), جاثیه (پنجشنبه 23 آبان 92)

  19. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آبان 92 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    37
    سطح
    1
    Points: 37, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 25 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshidnaji نمایش پست ها
    پایین بودن سطح خانوادش در برابر عشقی که به شما داره هیچیه شما دارید با خودش زندگی می کنید با خانوادش که یک ساله ارتباط ندارید همین کهه با شما دوست داره تو اجتماع ظاهر بشه یعنی به شما افتخار میکنهزنان ایرانی اکثرا قد کوتاه هستن ولی فکر نمی کنم همشون خونه نشسته باشناگر اینقدر قبولش نداشته باشید رفته رفته اونم شکسته تر میشه و رفته رفته وضعیت بتر میشهمن خواهش می کنم خودتون رو جای اون بزاریدالان این شرایطی که دارید و همسرتون رو هم دوسترید آیا نمی تونید به عنوان یک زن کمی بیشتر تو کانون توجه همسرتون باشیدبه این فکر کنید که تو این سایت مردایی هستن که زن زیبا هم داشتن ولی زنشون هیچ علاقه ای بهشون نداشته فکر میکنم شما از اونا خوشبختر هستیداتفاقا همین که چند سال پیش نتونستید دوستی رو به هم بزنید تا مرحله ازدواج پیش رفتید این رو از بی عرضه گی شما نمیدونم و خیلی شما رو انسان مهربون و با تعهد شناختمهمین که در جواب اینکه چرا جدا نمی شید جواب میدید گناه داره نشون از مردونگی مشا داره چون خیلی از آدما بعد از شکست عشقی ضربه بزرگی میخورن که شما این ضربه رو به همسرتون نزدیداز این به بعد هم میتونید اعتماد به نفسش رو بالا ببریداز شما خواهش میکنم اگر برای شب برنامه کاری ندارید از همین امشب شروع کنیددرخواست کنید با شما بیرون بیاد برای صرف شام نه تو فضای بسته رستوران میتونید یه ساندویچی یا همبرگری تو پارک با هم بخوریددیگه هم فکر مرگ رو نکنید زندگی که شما دارید ارزشش بیشتر از ایناست
    مرسی ، خیلی دوست دارم ازین فکرا و از این وضعیت خارج بشم . ممنونم حرفات آرامش بخش برام مرس. سعیمو میکنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام
    مگه قد شما و همسرتون چقدره؟
    شاید با کفش پاشنه بلند حل بشه.یا کفش لژ دار که راحت تر هم هست.
    من پیشنهاد می کنم همسرتون یک دوره کلاس های گریم و خودآرایی بگذرونن!باور کنید خیلی موثره!!!من خودم کسی را میشناختم که اصلا قیافه خوبی نداشت.چند وقت پیش دیدمش.اصلا نشناختمش!!!با آرایش و گریم خودشو بسیار زیبا کرده بود.حتی با گریم معلوم هم نمیشه!
    اگر بازیگران را دیده باشین؛قیافه یک شخص را با گریم کلا عوض می کنن!و شبیه مثلا شخصیت مورد نظر میشه.
    157 قدش با پاشنه بلند شاید 160 بشه اصلا تا حالا ازش سوال نکردم تقریبا دیگه
    خودم 182

  20. کاربر روبرو از پست مفید siavash365 تشکرکرده است .

    farshidnaji (پنجشنبه 23 آبان 92)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. علاقه یا دلسوزی
    توسط sama28 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 خرداد 96, 09:45
  2. دلسوزی و سردر گمی
    توسط یسنا خانوم در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 27 اسفند 95, 11:54
  3. ادامه زندگی از سر دلسوزی صلاحه؟
    توسط AQUILA در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 09 تیر 91, 20:52
  4. ادامه نامزدی از روی دلسوزی درسته ؟ ( بر سر دو راهی )
    توسط rajan در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 بهمن 90, 16:38
  5. حس دلسوزی نسبت به همکارم (عنوان قبلی: رامین)
    توسط farshad1358 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 بهمن 90, 09:33

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.