به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array

    من میخوام از خوودم شکایت کنم نه از همسرم!

    سلام دوستان عزیز همدردی.
    خیلی وقته که خوشبختانه یا متاسفانه اینجا نیومده بودم.امیدوارم منو به خاطر داشته باشین.

    بعد اون دعوای جدی که داشتیمو من به طلاق فکر میکردم و بلاخره رضایت دادمو برگشتم خونه، زندگیمون وارد یک برحه جدید شد.
    از تغیرات خودم میگم چون میخوام کمکم کنین.

    1.حس من به خانواده شوهرم عجیب عوض شده (خیلی دوسشون داشتم و برام عزیز بودن اما نمیتونم الان حرفای مادرشوهرم تو اون زمانی که خونه پدرم بودمو فراموش کنم... و حس میکنم اونا هم دیگه منو دوست ندارن و واقعا در عمل هم نشون میدن و در کل الان روابطمون خراب شده)

    2.خیلی زود رنج شدم و نسبت به خانوادم هم حساس شدم (من سه سال انواع فحش و تهمت و دروغ بستن و غیبت نسبت به خانوادم از طرف شوهرمو تحمل کردم تا دیگه بریدمو رفتم خونه پدرم. اما الان که دیگه خیلی کم پیش میاد همسرم رفتار بدی با اونا چه جلو و چه پشت سر داشته باشه، من حساسیتم زیاد شده. گاهی فکر میکنم اگه روزی بخوام بین پدرمو شوهرم کسی رو انتخاب کنم، قطعا پدرمو انتخاب میکنم)

    3.اعصابم ضعیف شده. الان دانشگام تموم شده و باید فکرم ازاد باشه اما نا آرومم و خیلی فشار روحی دارم و زود عصبانی میشم.

    4.بسیار سرد مزاج شدم.

    5. یک پیام مشکوک ناخود آگاه در گوشی همسرم دیدم که حتی احتمال صحتش داغونم میکنه.
    6. برای موارد درسی (ادامه تحصیل) گاهی مواقع با آقایون در ارتباطم که میترسم نکنه روزی همسرم همینو بهانه کنه تا با خانم ها ارتباط داشته باشه.

    7.در احساسم هم سرد شدم.

    لطفا از این شرایط نجاتم بدین تا دوباره بتونم اخلاق و روحیه خوبی پیدا کنم.
    سوالی داشتین در خدمتم

  2. 4 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 13 بهمن 92), بی نهایت (یکشنبه 13 بهمن 92), دختر بیخیال (یکشنبه 13 بهمن 92)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    اتفاقا برعکس چون اسم کاربریتون خیلی قشنگه آدم همیهش یادتون میوفته

    فقط میتونم بنویسم باهاتون همدردی میکنم عمق دردی رو که دارین میکشین خیلی خبو بیان کردین ایشالله هرچی خیره و به صلاحه همون میشه منم بارتون دعا میکنم

  4. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), دختر بیخیال (یکشنبه 13 بهمن 92), شمیم الزهرا (یکشنبه 13 بهمن 92)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام شمیم الزهرا.من تقریبا همه تاپیکهاتون رومیخوندم.خوشحالم که الان شرایط بهتری روداری.خیلی تعجب کردم وقتی دیدم حالت چقدر شبیه منه.الان یه پست گذاشتم توی تاپیکم .منم ممثل شما حال روحیم داغونه احساس میکنم انرژیم تحلیل رفته وهمش دنبال بهونه ام واسه اذیت کردن خودم.خیلی عصبی شدم وبافکرهای مختلف خودمو اذیت میکنم.اما این اشتباه چون فقط باعث میشه قدر شرایط خوبمون روندونیم ودوباره برگردیم سر نقطه اول. امیدوارم هرچه زودتر حالتون بهتربشه.

  6. 3 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 13 بهمن 92), شمیم الزهرا (یکشنبه 13 بهمن 92)

  7. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    خاله قزی و پاییز جان. خیلییی خوشحالم کردین که منو یادتونه و جواب دادین.ممنونم

    منتظرم که دوستان و کارشناسان عزیز راهنماییم کنن.

  8. 3 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 13 بهمن 92), paiize (سه شنبه 15 بهمن 92)

  9. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    منتظر راهنمایی های شما عزیزان هستم

  10. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام شمیم الزهرای عزیز،

    با خاله قزی موافقم، نام کاربریت اثری میذاره که فراموش نمیشه.

    من یه سوال ازت دارم. احتمال میدی ریشه این مشکلاتی که لیست کردی، چی باشه؟ اگه بین چند تا گزینه شک داری، همه رو بنویس.

    از اونجائیکه تو بیشتر از همه ی ما به شمیم الزهرا نزدیکی، بهترین گزینه برای بازرسی و ریشه یابی هستی.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  11. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (دوشنبه 14 بهمن 92), بی نهایت (دوشنبه 14 بهمن 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 14 بهمن 92)

  12. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام میشل عزیز
    ممنونم

    ریشه هایی که فعلا حدس میزنم:

    1.چون درسم تموم شده دچار سردرگمی در انتخاب راه ادامه تحصیل هستم و آشفتگی ذهنی دارم (ارشد بخونم نخونم چی بخونم کجا بخونم...)

    2.اثرات اون دعوایی که قبلا گفتم در من هست.به خصوص در ارتباط با مادرشوهرم.

    3.حس اینکه همسرم درکم نمیکنه دارم و با این فکر تحملم کم میشه.

    4.اعماد به نفسم خیلی کم شده (زیاد تحقیر شدم و دید بدی به خودم پیدا کردم. یعنی برچسب هایی که بهم زدنو دیگه خودمم باور دارمو باعث تضعیف روحیه زیادی شده)

    5.وقتی از همسرم ناراحت میشم چون میدونم اگه ناراحتیمو بگم اون قبول نمیکنه و تازه شاکی هم میشه که تو حق نداشتی از این اتفاق ناراحت شی، این موضوع که مکرر پیش میاد روحیم خیلی خراب میشه و اعضابم ضعیف میشه.

    6.از نظر هرمونی هم به هم ریختم که میدونم تاثیر گذاره بر اعصاب.

    7.حس میکنم محرم راز همسرم خانوادشن نه من. و این فکر خیلی بهم فشار میاره. (من از نظر همسرم صلاحیت مشورت در امور مالی رو زیاد ندارم و دائم با مامان و باباش حرف میزنه که برام آزار دهندست و وقتی ازش میخوام با منم حرف بزنه میگه این مسائل جز کار منه و به تو ارتباطی نداره، پدر و مادرم تجربه دارن که با اونا حرف میزنم. بهش میگم من نمیگم از من بپرس چی کار کنی، فقط منو در جریان بذار برام تعریف کن چی کار میکنی، میگه مگه بیکارم بیام واسه تو تعریف کنم!)

    8.حس اینکه قدر خانوادمو نمیدونه آزارم میده.

    9.حس میکنم از خدا دورم و بعد از هر دعوایی بین من و همسرم و یا کار بدی که میکنم، خیلی فشار بهم میاد که چقدر من بدم این کارو کردم...

    فعلا چیز دیه ای به ذهنم نرسید میشل جان. اگر موردی بود حتما میام میگم

  13. 5 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (دوشنبه 14 بهمن 92), کاغذ بی خط (سه شنبه 15 بهمن 92), میشل (دوشنبه 14 بهمن 92), بی نهایت (دوشنبه 14 بهمن 92)

  14. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام میشل عزیز
    ممنونم

    ریشه هایی که فعلا حدس میزنم:

    1.چون درسم تموم شده دچار سردرگمی در انتخاب راه ادامه تحصیل هستم و آشفتگی ذهنی دارم (ارشد بخونم نخونم چی بخونم کجا بخونم...)

    2.اثرات اون دعوایی که قبلا گفتم در من هست.به خصوص در ارتباط با مادرشوهرم.

    3.حس اینکه همسرم درکم نمیکنه دارم و با این فکر تحملم کم میشه.

    4.اعماد به نفسم خیلی کم شده (زیاد تحقیر شدم و دید بدی به خودم پیدا کردم. یعنی برچسب هایی که بهم زدنو دیگه خودمم باور دارمو باعث تضعیف روحیه زیادی شده)

    5.وقتی از همسرم ناراحت میشم چون میدونم اگه ناراحتیمو بگم اون قبول نمیکنه و تازه شاکی هم میشه که تو حق نداشتی از این اتفاق ناراحت شی، این موضوع که مکرر پیش میاد روحیم خیلی خراب میشه و اعضابم ضعیف میشه.

    6.از نظر هرمونی هم به هم ریختم که میدونم تاثیر گذاره بر اعصاب.

    7.حس میکنم محرم راز همسرم خانوادشن نه من. و این فکر خیلی بهم فشار میاره. (من از نظر همسرم صلاحیت مشورت در امور مالی رو زیاد ندارم و دائم با مامان و باباش حرف میزنه که برام آزار دهندست و وقتی ازش میخوام با منم حرف بزنه میگه این مسائل جز کار منه و به تو ارتباطی نداره، پدر و مادرم تجربه دارن که با اونا حرف میزنم. بهش میگم من نمیگم از من بپرس چی کار کنی، فقط منو در جریان بذار برام تعریف کن چی کار میکنی، میگه مگه بیکارم بیام واسه تو تعریف کنم!)

    8.حس اینکه قدر خانوادمو نمیدونه آزارم میده.

    9.حس میکنم از خدا دورم و بعد از هر دعوایی بین من و همسرم و یا کار بدی که میکنم، خیلی فشار بهم میاد که چقدر من بدم این کارو کردم...

    فعلا چیز دیه ای به ذهنم نرسید میشل جان. اگر موردی بود حتما میام میگم
    عزیزم با اون اسم زیباتون که به آدم آرامش می ده
    می خوام بگم سلیقتون در انتخاب نام کاربری قابل تحسینه و این حس رو به آدم می ده که شخصیت پشت پرده خیلی آرامش بخشه.

    خیلی ذهنتو مشغول کردی چه خبره؟
    از این دعواها تو زندگی هممون به نوعی بوده و بدون برای ترمیم همه جانبه اون نمی تونی هم زمان اقدام کنی.

    یه خورده به خودت و همسرت وخانواده ها باید فرصت بدی عزیزم.
    اولین کاری که باید یکنی اینه که به خودت و رابطه عاطفی با همسرت بپردازی.

    ذهنت رو ازمسایل اقتصادی و مشورتو مادر شوهر و خانوادت و ... رها کن اونا در صورتی که بتونی آرامش رو به خودت و همسرت برگردونی درست می شه.

    خودت را دوست داشته باش. همسرت را هم فقط به خاطر اینکه شمیم الزهرا ظرفیت محبت کردن را دارد و از این بابت لذت می بره به همسرت محبت کن (افراط نکنی ها) .
    به تحصیلت فکر کن.

    یک نکته کلیدی از مشکلاتت با خانوادت صجبت نکن. به هیچ وجه.

  15. 7 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (دوشنبه 14 بهمن 92), faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (دوشنبه 14 بهمن 92), paiize (دوشنبه 14 بهمن 92), کاغذ بی خط (سه شنبه 15 بهمن 92), میشل (دوشنبه 14 بهمن 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 14 بهمن 92)

  16. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام خانم شميم زهرا
    يه جمله ميگم زياد وقتتو نگيرم دوستان حرفاي خوب زيادي زدن:
    اينكه به خودت فرصت بده - استراحت بده - از هيچ كس هيچ انتظاري نداشته باش و فقط به رلكس بودنت فكر كن تا قواي قبليت كم كم بازيابي بشه و هر چيز جاي خودشو بگيره الان ضعيف شدي نميتوني تصميم قوي و با نشاط بگيري ؟

  17. 5 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (سه شنبه 15 بهمن 92), paiize (سه شنبه 15 بهمن 92), میشل (سه شنبه 15 بهمن 92), بی نهایت (سه شنبه 15 بهمن 92)

  18. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    یک نکته کلیدی از مشکلاتت با خانوادت صجبت نکن. به هیچ وجه.
    شمیم الزهرای عزیزم همونطور که قبلا حدس زده بودم طبق گفته های اخیرتون برام حتمی شد که خانواده ات در به وجود آمدن این شرایط بی تاثیر نبوده اند.

    زمانی که شما برای مادرتون هیچ حرفی نزنید و در مقابل اظهار نظر های احتمالی سکوت کنید و فقط نشان دهید که دارین گوش می دهید و سعی کنید به اونها اهمیت ندهید. به مرور زمان دیگه حرفی وجود نداره که مادرتون بخواد اظهار نظر کنه ویا سوال کنند.

  19. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 16 بهمن 92), khaleghezey (سه شنبه 15 بهمن 92), paiize (سه شنبه 15 بهمن 92), میشل (سه شنبه 15 بهمن 92), شمیم الزهرا (سه شنبه 15 بهمن 92)


 
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  2. اشنایی قبل ازازدواج ووابستگیهای ناشی ازان وپشیمانی
    توسط roseflower در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: جمعه 23 فروردین 92, 19:21
  3. موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند
    توسط ani در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آبان 88, 18:19
  4. چرا طریقه ارسال کردن رو صریح وواضح در صفحه اول نشان ندادید ؟
    توسط ستایش در انجمن آگاهی ها، مهارتها و روشها
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 آبان 86, 17:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.