سلام.
من نمیدونم چه مرگمه؟!!!! خیلی لوس و ننرم؟!!! مرض دارم؟!!!! خوشی زده زیر دلم؟!!!!!!!!
الکی الکی و بی دلیل بحث راه میندازم. الکی الکی و بی دلیل اقدام به خودکشی میکنم.
من چرا آدم نمیشم؟
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
من نمیدونم چه مرگمه؟!!!! خیلی لوس و ننرم؟!!! مرض دارم؟!!!! خوشی زده زیر دلم؟!!!!!!!!
الکی الکی و بی دلیل بحث راه میندازم. الکی الکی و بی دلیل اقدام به خودکشی میکنم.
من چرا آدم نمیشم؟
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام پو عزیز
خوبی خانومی؟
چی شده عزیزم؟
چه خبر شده؟کارپیدا کردی؟
خودکشی واسه چی خانوم؟؟؟؟؟؟
با کی بحث راه میندازی؟
هزینه عملت رو جور کردی؟
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
khaleghezey (پنجشنبه 20 فروردین 94), parsa1400 (چهارشنبه 19 فروردین 94), Pooh (پنجشنبه 20 فروردین 94)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
اینجا قبلا اشتراک آزاد گرفتم و دو تا مشکل رو مطرح کردم. به هیچکدوم پاسخی داده نشد.
- - - Updated - - -
جناب پارسا... سال جدید شما هم مبارک.
خیلی وقتا شده که از به اشتراک گذاشتن داستانهام با دیگران خیلی به خودم فحش داده ام.
حتما باید به داداشم بگم همین کاری رو که گفتید انجام بده و اونقدر بزنه توی سر و کله و صورتم و بگه تو دیگه غلط نکن برای هر کی و ناکسی داستان بگو. شاید ادب شدم.
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
خوش به حالت که داد بی داد می تونی بکنی. من از موش بودن و خفه شدن خسته شدم!!
اما در مورد خودکشی. حتما روانپزشک برو. اینجا هم اشتراک ازاد بگیر.
khaleghezey (پنجشنبه 20 فروردین 94), parsa1400 (چهارشنبه 19 فروردین 94), Pooh (پنجشنبه 20 فروردین 94)
تشکرشده 2,704 در 676 پست
هر کی تا خوب خوب نشه از تالار همدردی فاصله بگیره کارش به بدتر از اینا هم میرسه باز وضعیت تو بهتره ....به خدا .....
شیطون قرار بود جواب پست شیدا گرامی بدی از خصوصیات خواستگاریکه تو آب نمک خوابوندی بگی تا بچه ها راهنماییت کنند ... رفتی ......
نفس کش شدی ؟؟؟؟؟ رو خودت تیزی میکشی ؟؟؟؟؟؟ خب لااقل به ما بگو به جرمی ؟؟؟؟؟
حرف من در این پست اینه
پوو بی رو درواسی در آغاز این تاپیک یه حرف بهت میزنم . خواه به رنج خواه عمل کن ......
هزار بار دیگه تا پیک بزنی رو خودت کار نکنی در خودت در افکارت در نگرشت به زندگی در ایمانت در ثانیه های زندگیت تغییر ایجاد نکنیییییییییی از این بدتر میشی که بهتر نمیشییییییی ........
اینو از دلم میگم هر کی تو این تالار برا هرکی پست میذاره همدردی میکنه از وقتش از جونش مایه میذاره و دوست داره طرف در پایان تاپیکش تسکین پیدا کرده باشه مشکلش حل شده باشه و یا در مسیر درست قدم برداره ....و تاپیک تکراری نزنه ....
من دستمزد این عزیزان در این میبینم ...
من به صراحت مشکل شما رو در نبود هدف در زندگی میدونم ........ هیچیت نیست به همه چیز هم اشراف کامل داری خودت بهتر از همه میدونی چی برات خوبه چی برات بده ولی هدف نداری ....
در مورد نظام ارزشی در خودت تحقیق کن چند هدف برای خودت از بین علایقت از بین رویا هات از بین ارزوهات تعین کن ببین کدوم هدف میتونه هدف عملیاتی (شدنی) و کدوم هدف غیر عملیاتیه .. بعد سه هدف در نظر بگیر که جنبه عملیاتی داره براش زمان بندی کن برای رسیدن به اون
هدف کوتاه مدت ........
هدف میان مدت ........
هدف بلند مدت ........
تعریف هدف : فرایندی است که تک تک روز های تک تک لحظه های تورا تعیین میکند .......
چون هدف نداری پوچی نا امیدی .....
پووو نگو من چرا باید فلان کار یا فلان هدف برم من که قرار شوهر کنم .. حتی در این روند ازدواج هم بکنی نباید دست از اهدافت برداری و همسرت باید در راستای اهداف تو با تو ازدواج کند و تو را در رسیدن به اهدافت یاری کند ...اینو جدی گفتم ...
نکته : ازدواج نمیتونه جزو اهداف یه خانم و یا یه آقا باشه . در این خصوص میشه مقدمات تهیه کرد ولی اصل ازدواج دست خداست ....
اگه هدف داشته باشی میگی بذار اول به هدفم برسم بعد خودکشی میکنم .... این برمیگرده به نظام ارزشی درونت
اینا که گفتم از خودم نبودا از یه رونشناس بود در نیم حد مدیر خودمون .... من دارم همین مسیر طی میکنم ...امتحان کن ...
نکته آخر پووو نگی هدفی ندارماااا یا من علاقه و یا آرزویی ندارم ...چون از این حرفا زیاد ازت شنیدم . اگه تکرار کردی . چیز مهمی نیست اصلا نگران نشو .... فقط کمک لازم داری و کمی هم ذوق و منطق و مثبت نگری و ارزش گذاری به خودت ...
نخواستی همکاری کنی وقت هدر نده یه پیراهن سفید پیدا کن تنت کن از داداشات بخواه آستیناشو بکشن پشتت گره بدن . وقت شام غذا بذارن دهنت وقت ناهار ناهار ... اونوق تازه هدفت مشخص میشه آزادی دستات
آزادی ذهنت آزادی زندگیت ........
پووو این پست در ازای اون داستان چند قسمتی بود که برام به اشتراک گذاشتی ....عذر میخوام .موفق باشی
عیدتم مبارک![]()
khaleghezey (پنجشنبه 20 فروردین 94), meinoush (چهارشنبه 19 فروردین 94), Pooh (پنجشنبه 20 فروردین 94), اقای نجار (شنبه 22 فروردین 94), بی نهایت (پنجشنبه 20 فروردین 94)
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
جواب ندادن؟ یا جواب متناسب ندادن؟ اگ جواب ندادن و تاپیکت رو ندیدن حداقل از تماس با ما بگو رسیدگی کنن پاسخت رو بدن
ببین واسه خودکشی. واقعا اقدام به خودکشی کردی؟؟ اگه اره حتما باید تحت نظر و راهنمایی روانپزشک خوب باشی
حتی واسه افکار خودکشی هم می گن باید رفت روانپزشک
بقیه مشکلاتی ک حس میکنی چی هستن؟ همونایی که جمع میشن باعث میشن بخوای نباشی. میشه کلمه ای و تیتری بنویسیشون؟
مسایلت رو پیدا کن ببین چی هستن. خوشی و لوسی نیستن. مطمن باش.
khaleghezey (پنجشنبه 20 فروردین 94), Pooh (پنجشنبه 20 فروردین 94)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
یکیشو جواب ندادن. یکی دیگشو فقط گفتن برو روانشناس بالینی.
بله. اقدام کردم.یکی دو تا روانپزشک تو شهرمون میشناسم.اگه تا هفته دیگه حوصلم شد میرم. گرچه من هنوزم دارم سیتالوپرام مصرف میکنم. فکر کنم برام فایده ای نداشته.
میخوام نباشم. چون:
1- واقعا هدفی ندارم.
2- حوصله ی هیچی رو ندارم.
3- به آدم ها بدبینم و حتی وقتی باهام مهربونن حس میکنم دارن مسخرم میکنن.
4- نمیدونم چه مرگمه که مثلا میرم فرم برای کار پر میکنم و بعد که زنگ میزنن بیا مصاحبه نمیرم. یه کار دیگه هم روز اولشو رفتم و از روز دوم نرفتم. نمیدونم چرا. نمیدونم.
5- همین که نمیدونم چه مرگمه.
6- تیکه ها و نیش و کنایه های خانوادم.
7- تحت نظر بودنم
8- کلا از خودم و همه چی بدم اومدن.
باور کنید نمیدونم چمه.
تشکرشده 2,704 در 676 پست
. خوبه .. تخیلیه خوبی بود .. حالا میشه تو این بستر دنبال انگیزه بود دنبال راهی برای برون رفت از حالت فعلی . هدف تاپیکت هم همینه مگه نه ؟؟؟
خب این رفتارت مثلا نسبت به من کاملا با روحیه ایی که الان داری کاملا طبیعیه .............. مطلب خوندی ولی بدون انگیزه و بیشتر توش دنبال بهانه ای برای فرار بودی ... . فرار از خودت ....
دوست دارم یه بار دیگه پست بخونی ولی این دفعه با دیدی مثبت و بدور از هر گونه منفی بافی و منفی برداشت کردن ....
تو اون بالا کلکسیونی از چرا ها داری .به نظر خودت باید با این چرا ها چه کرد ؟ فرار کرد ... هرکس خواست به هر نحوی تو رو به جواب ها برسونه باید با تندی و خودزنی( "به داداشام میگم منو بزنند" ) طرف از یاری رسوندن منصرف کرد .
روی صحبت من با تو نیست پوو با شیطان درونته که داره دوست گرامی منو با خودش به قعر نا امیدی و یاس میبره و تحمل حرفهای آدمهای مثل من و بقیه رو نداره ؟......... ولی من هستم ......
میخوام خود کشی کنم . چون:
1- واقعا هدفی ندارم.؟ .. اتفاقا هدف داری . تا حالا شده با خودت بگی کاش میشد ؟ کاش الان ؟ کاش برمیگشتم به گذشته ؟ کاش لوبیا سحر آمیز داشتم ؟ کاش و ای کاش ؟ ..................
2- حوصله ی هیچی رو ندارم.؟ چون انگیزه نداری ... چوون برای اندک انگیزه ای که در وجودت مونده ارزش نمیذاری ....
3- به آدم ها بدبینم و حتی وقتی باهام مهربونن حس میکنم دارن مسخرم میکنن.؟ درست مثل جوابی که در بالا به پارسا دادی پست اول بد خوندی بد برداشت کردی بد دیدی ... اون حرفی که در مورد لباس سفید بهت زدم یه طنز مشاوره ای بود برای هدف پیدا کردن ... برای ارزش گذاشتن به خودت ... مثل نوزادیکه هیچ هدفی نداره ولی خوردن و رشد نمو ناخواسته بزرگترین هدفشه و از ساده ترین ابزار مثل گریه کردن برای این هدف استفاده میکنه حاضره انقدر گریه کنه تا هلاک بشه .... ولی به هدفش برسه .... اون طنز بهت گفتم چون از پیش میدونستم میگی من هیچ هدفی ندارم برا همین خواستم از نوزادی شروع کنی از اول ........... قصد من جسارت نبود ... ولی همون برداشت منفی تو باعث شد کل پست نادید بگیری ...
4- نمیدونم چه مرگمه که مثلا میرم فرم برای کار پر میکنم و بعد که زنگ میزنن بیا مصاحبه نمیرم. یه کار دیگه هم روز اولشو رفتم و از روز دوم نرفتم. نمیدونم چرا. نمیدونم.؟ تکراریه . چون برا کاریکه میخوای انجام بدی هدفی نداری . مثلا نمیدونی برا برطرف کردن اوقات خالیت میخوای بری سرکار یا برا کسب درآمد . یا مثلا برا پیشرفت شخصی میخوای بری سرکار یا از مقدمات ازدواج و تو اجتماع بودن ..... کدومش ؟؟؟؟ کدومش در نظام ارزشی تو برات با ارزش تره ؟؟؟؟؟؟
5- همین که نمیدونم چه مرگمه.؟ خودتو باور نداری همین ..... اعتماد به نفستو از دست دادی . اجازه دادی یاس نا امیدی بهت غلبه کنه ..".نمیخوایی که بخوایی "
6- تیکه ها و نیش و کنایه های خانوادم.؟ میدونی علتش چیه ؟ اونا متوجه مشکلت شدن ولی بلد نیستن کمکت کنند همین ولی میشه از تیکه کنایه هاشون استفاده مثبت کرد . چطوری ؟ مثلا بهت میگن تو عرضه نداری ؟
(عذر میخوام البته ).خب میشه بجای ناراحت شدن پاسخ داد چطور ؟ عرضه داشتن درچی میبینی البته خیلی راحت و با آرامش . منظورم به طور کل میشه در آینه خانواده موارد انگیزشی خوبی پیدا کرد . مواردی که میشه تغیییرشون داد و تیکه کنایه های اونارو تبدیل به تحسین و افتخار کرد . میشه برای بقیه الگو شد ....." ببین خواهرت پو چه دختر زرنگیه".
7- تحت نظر بودنم؟ از طرف کی ؟ خانوادت یا خودت ؟ این حمایت که باعث ناراحتیت شده در چه حدیه ؟ .چرا فکر میکنی آزاد نیستی؟
پوو عذر میخوام دیدی یه نفر میخواد یه کار مثلا خارج عرف انجام بده فکر میکنه همه دارن نگاهش میکنندهمه مواظبشن ؟ با شرایطی که داری فکر نمیکنم بد باشه ولی اگه تاکید داری بگو تا رهنمایی کنیم.
8- کلا از خودم و همه چی بدم اومدن.با این شرایط بایدم از خودت بدت بیاد چون زاتن اونی نیستی که خودت میخوایی . از همه چی بدت میاد چون برات کارایی مفید ندارن و به نوعی تو نخواستی که برات مفید باشن حتی اشخاص.
مثلا اگه یه ویزیتور ساده در یه شرکت سطح پایین میبودی و کار و تلاش تو باعث بالارفتن سطح شرکت و نام و برند شرکت میشد و پله های ترقی در سطح معاونت و یا حتی مدیریت طی میکردی بازهم همین نظر داشتی ؟ اگه از یه مدرس شاگرد خونگی به مدیریت یه آموزشگاه کنکوری تراز اول تو شهرتون تبدیل میشدی چطور ؟
پوو سلام : من اصلا ناراحت نشدم ... میدونم شرایط خوبی نداری . ... میدونی پوو دکتر رفتن . دوز دارو بالا بردن و اقسام مختلف دارو در این ضمینه هیچ کدوم نمیتونند ذهن تو رو تغییر بدن دارو ها معجزه نمیکنند .... تغییر افکار و رفتار زوری نیست خواستنیه باید بخوایی .
اول ایمان به خدا دوم ایمان به خودت بهترین داروی آرامش بخش میتونه باشه اینکه به خودت بگی "به امید خدا من میتونم" با یاری خدا من میتونم تغییر کنم "
خب من برات یه هدف انتخاب میکنم . هدفی که داری براش وقت میذاری و برات مهمه . هدفت این باشه که از این حالت خارج شی . دنیا رو رنگی ببینی . کاری کنی که از دیدن خودت لذت ببری اطرافیانت بهت افتخار کنند . در کل خودتو بشناسی پتانسیل های درونتو کشف کنی .... سعی کنی به اونا جهت بدی .....
به مطالب و پست های دیگر عزیزان که برات زحمت میکشن فکر کن . دنبال تسکین موقت نباش . کتابها و سی دی های انگیزشی بگیر و استفاده کن .... نرو مشاوره بگو من نا امیدم بگو چطور هدف داشته باشم چطور در هدفم ثابت قدم باشم ..... بگو برای داشتن انگیزه و هدف قرصی هست بده .........
دوست بد تو پارسا
Pooh (شنبه 22 فروردین 94)
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
1- واقعا هدفی ندارم. -------- همین هدف نداشتن
2- حوصله ی هیچی رو ندارم. --------- هدف نداشتن
3- به آدم ها بدبینم و حتی وقتی باهام مهربونن حس میکنم دارن مسخرم میکنن. --------- اعتماد ب نفس
4- نمیدونم چه مرگمه که مثلا میرم فرم برای کار پر میکنم و بعد که زنگ میزنن بیا مصاحبه نمیرم. یه کار دیگه هم روز اولشو رفتم و از روز دوم نرفتم. نمیدونم چرا. نمیدونم.
5- همین که نمیدونم چه مرگمه.
6- تیکه ها و نیش و کنایه های خانوادم. ------------ اعتماد ب نفس
7- تحت نظر بودنم
8- کلا از خودم و همه چی بدم اومدن. ------- خودت رو دوست نداری. در نتیجه هیچی دوست نداری.
( من بعضی روزا حالم بد بود از خودم بدم میومد. دیگه از همه چی و همه کس هم بدم میومد وقتی از خودم بدم میومد. و وقتی هم ادم بدخلقه بیشتر ادما باهاش بد خلقی می کنن طبیعتا و بازم حال ادم بدتر میشه. البته من که حالم در حد بد اومدن از خودم بشه دیگه تهشه!!!! هر کی هم باهام بد حلقی کنه برام اثر نداره!)
تا اینجا به نظرم باید روی اعتماد به نفست کار کنی و یه کارهایی رو بخوای بکنی که بشن اهداف کوتاه مدت یا میان مدت. برای هدف بلند مدت هم فکر کن یکی دو تا پیدا کن
بقیه اش رو نمی دونم فعلا ب جی مربوط میشن.
اگه می تونی بیشتر توضیح بده. ببین به جی مربوط میشن
قرصت رو نمیشناسم
ولی وقتی خودکشی حتی فکرش هم داری باید بری روانپزشک اما روانپزشک خوب
اگه گفتن روانشناس بری خوب برو. نیست توی شهری که زندگی می کنی؟
اونی که جواب ندادن رو حتما ندیدن. از تماس با ما درخواست کن رسیدگی کنن و جوابتو بدن. حتما بررسی می کنن
ویرایش توسط meinoush : پنجشنبه 20 فروردین 94 در ساعت 20:19
Pooh (شنبه 22 فروردین 94)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
در هدف یابی که خیلی خیلی مشکل دارم.
خودمو هم دوست ندارم. بله.
اعتماد به نفس هم ...نمیدونم. شاید ندارم. ولی به نظر خودم اعتماد به نفسم بد نیست. به نظر خودم به دیگران اعتماد ندارم.
meinoush (پنجشنبه 20 فروردین 94)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)