به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آبان 94 [ 13:41]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    807
    سطح
    15
    Points: 807, Level: 15
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    رازدارنبودن شوهرم

    سلام دوستان .ممنونم ازسایت بسیارخوب همدردی که همیشه همراهمان هست .این موضوعی که انتخاب کردم شاید عنوان جالبی نباشه اما خواستم سوالمو مطرح کنم واونم اینه که شوهزم متاسفانه یه حرفی که بهش میگم به کسی نگه پیش خودمون بمونه میره یواشکی به مادرش میگه واونم قسم میخوره که به کسی نگه ومطمئنم به خواهرشوهرهام میگه تاامروزنمیدونستم شوهرم اینجوریه .چندوقت پیش یه بارداری ناموفق درماههای ابتدایی داشتم وازش خواستم که نگو بهش ولی بازم گفت ومن الان سرافکنده شدم .دلیلش هم این بود که چون تو به مادرت گفتی منم باید بگم....ازامروز تصمیم گرفتم فقط چیزهای خوبی که تو زندگیم وخانواده ام اتفاق میوفته به شوهرم بگم وشاید بعضی اوقات دروغ بگم مثلا بارداری بعدیمو ونمیدونم ....اون که بامن داخل مطب نمیاد که همه چیزو بفهمه...چندبارجدی باهاش صحبت کردم که این چیزهارو نگو زشته بازم موضع گیری میکنه تو با مامانم الی وبلی ....من تصمیم گرفتم دروغ بگم باسیاست ...دروغ مصلحتی که حلاله وقتی آبرو ی من درخطر باشه..لطفا راه درستو بهم نشون بدیدممنونم

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    همين كارو بكن عزيزم
    اگرم بعدا فهميد بهش دليلشو بگو بگو از ترس گفتنت

  3. 2 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    mehraz2 (سه شنبه 27 مرداد 94), بابک 1369 (سه شنبه 27 مرداد 94)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آبان 94 [ 13:41]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    807
    سطح
    15
    Points: 807, Level: 15
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستانیکه سوال منو دیدندلطفا نظرشونو بگندبدجوری ازاین مساله آسیب دیدم .ممنونم

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    تا حد زیادی بهتون حق میدم که نخواید خونواده ی همسرتون از همه چیز خبر داشته باشن

    متاسفانه مردا همشون اینطورین

    من دو سال پیش که درس میخوندم واسه تخصص به همسرم گفتم به خونوادت نگو که من میخوام تخصص شرکت کنم ممکنه قبول نشم دوس ندارم اونا بدونن

    همسر من در جواب برگشت گفت حالا نه که همه ی خونواده ی من متخصصن تو قبول نشی جلوی اونا زشته؟؟؟ بیخیال بابا تو الانشم از همشون سری قبولم نشی چه اهمیتی داره فدای سرت

    خلاصه من هی گفتم نه دوس ندارم تو روخدا بخاطر من نگو بذار همش استرس نداشته باشم اصلا چه لزومی داره بگی تا اینکه گفت خوب باشه اگه نمیخوای بگی نمیگم

    تا اینکه گذشت و رفتیم خونه ی پدرشوهرم

    شوهرم برگشته میگه اره سحر داره درس میخونه واسه تخصص دندونپزشکی اطفال دوس داره!!!!!!!!

    حالا منو میگیدوسداشتم شوهرمو همون جا بکشم

    پدر شوهرم از حرصش فورا گفت خواهرتم امسال زبان دانشگاه تهران قبول شده گفته نمیرم خوشم نمیاد !!!!!!! یعنی فورا اون دروغو درست کرد انگار ماهم نفهمیم نمیدونیم که کسی چیزیو نخواد شرکت نمیکنه شرکتم کرد انتخاب رشته نمیکنه که بعدنخواد بره دو سالم محروم شه

    وقتی به شوهرم میگم چرا گفتی مگه من نگفتم نگو میگه ببخشید یادم نبود نباید بگم!!!!!!!!

    و میدونمم واقعا یادش نبود که نباید بگه

    چرا ؟؟؟؟؟ چون مردا نمیتونن درک کنن که چقدر خونوادشون از پیشرفت و موفقیت عروس ناراحت میشن نمیتونن باور کنن که مادر و پدری که عاشقشون هستن ممکنه نخوان سر به تن عروسشون باشه

    حرفای نیکیا واقعا تماما درسته

    من قبل ازدواج وقتی مادر و خاله هام راجع به خونواده ی شوهرشون حرف میزدن خیلی بدم میومد و اصلا در شان خودم نمیدیدم که اینقدر بخوام در اینده خاله زنک و سبک باشم که درگیر اینجور رفتارایی بشم

    همیشه میگفتم ای ی ی ی شما خسته نمیشید اینقدر حرف خونواده ی شوهر میزنید همیشه میگفتم خونواده ی شوهر مرض ندارن به پرو پای عروس بپیچن حتما شماها کاری کردین مخصوصا یکی از خاله هام پدر شوهرش داییش بود و مادر شوهرش زنداییش همیشه میگفتم تو یکی خیلی خوش بحالته مگه میشه دایی ادم بدشو بخواد؟؟؟؟؟

    وقتی خاله هام میگفتن وقتی شوهر کردی خونواده ی شوهرت چشم نداشتن یه بلوز تنت ببینن چشم نداشتن یه رنگ موهاتو مبارک بگن وقتی دم به دقیقه باعث جنگ و دعوای بین خودتو شوهرت شدن وقتی با متلک هاشون و زخم زبوناشون دیوونت کردن وقتی به حق و نا حق بهت بی احترامی کردن وقتی از شادی هات ناراحت شدن و از ناراحتیت خوشحال شدن اونوقت بیا بگو خاله من خاله زنک نیستم ومنطقی رفتار میکنم و از ما ایراد بگیر

    اونموقع بازم من قبول نمیکردم و میگفتم من با خواهرشوهرام دوس میشم مادرشوهرمو مثل مادرم دوس خواهم داشت و پدرشوهرمو مثل پدرم پس مشکلی پیش نمیاد همیشه تو دلم میگفتم خاله فلانی زودرنجه خاله فلانی حسوده واسه این اینقدر با خونواده ی شوهر مشکل داره من که اینطوری نیستم پس مشکلی نخواهم داشت

    اما بعدها فهمیدم که خدا خواست بفهمم همه چی دست خود ادم نیست خواست بفهمم تو هرچقدرم دنبال جنگ و بحث و مرافعه نباشی اونا ممکنه اونطوری نباشن و هممون خوب میدونیم یه دست به تنهایی صدا نداره

    اینارو تا اینجا واسه این گفتم که بگم بهت حق میدم که نخوای خونواده ی شوهرت تا زمانی که خطر خدای نکرده سقط بگذره بفهمن

    اما اینکه نخوای به شوهرت همچین موضوع مهمی رو بگی بیشتر شبیه جوک بود به نظرم بیخیال شو که عواقبش خیلی خیلی بده و اصلا کار درست و انسانی نیست

    من بعد اون کار همسرم عمدا یه چیزی رو ازش قایم کردم و عمدا هم کاری کردم بفهمه ازش قایم کردم و بهش نگفتم وقتی فهمید ازونجایی که من نفس بکشم به همسرم میگم خیلی ناراحت شد و گفت چرا از من پنهان کردی این که موضوع مهمی نبود منم گفتم هروقت جنابعالی فهمیدی که همه چیز رو به همه کس نباید گفت منم ازت چیزی قایم نمیکنم به همین راحتی ادبش کردم

    ازون وقت دیگه هیچ وقت هیچیو که نباید بگه یادش نمیره

    اما خواهشا شما با این موضوع به این مهمی ادبش نکن از چیزای کوچیک استفاده کن و بهمونم بسنده کن خواهشا اینم از ذهنت بیرون کن که نگی بهش حامله هستی چون بفهمه خیلی بهت بی اعتماد میشه

    درسته نگرانیتون کاملا به حقه اما اونقدر بزرگ نیست که بخواد خیلی چیزارو از بین ببره پس شما هم کاری نباید بکنی خدای نکرده اعتماد همسرت سلب بشه و بدتر لج کنه
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید

  6. 2 کاربر از پست مفید sahar67 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 مرداد 94), mehraz2 (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 99 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    10,375
    سطح
    67
    Points: 10,375, Level: 67
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class10000 Experience Points
    تشکرها
    852

    تشکرشده 554 در 206 پست

    Rep Power
    49
    Array
    این مثالهای که شما زدید مواردی کاملا خصوصی بین زن و شوهر هستند و توقع شما کاملا به جاست که بین خودتون هم بمونند.
    شما کار درست رو هم انجام دادید که جدی و بی پرده در این خصوص با همسرتون صحبت کردید که مسائل خصوصی زندگی تون رو به دیگران نگن.
    دیگه کار دیگه ای از شما بر نمیاد و الان نوبت همسر تونه که تجدید نظر کنه.
    به نظرم همین رویه که در پیش گرفتید درست ترین کار ممکنه که مسائل خصوصی رو که لازم نیست بدونن، اصلا بهشون نگید

  8. 2 کاربر از پست مفید بابک 1369 تشکرکرده اند .

    Ashab (سه شنبه 27 مرداد 94), mehraz2 (سه شنبه 27 مرداد 94)

  9. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای بابک، فقط یک مثال بود که.

    شوهر ایشون می گه اگر بارداریت را به مادرت گفتی به مادر من هم باید بگیم.

    اینقدر گفتنش به مادرتون واجبه که تصمیم گرفتی دفعه بعد به شوهرت نگی؟

    واقعا حق مادرتون بیشتره یا شوهرتون در این مورد؟ همسرتون نباید بدونه خانمش بارداره؟

    معمولا دکترها توصیه می کنند سه ماهه اول به جز زن و شوهر کسی در جریان نباشه بهتره.
    شما هم همین روش را در پیش بگیرید.

    با همسرتون دوست و نزدیک بشید تا بهتون اعتماد کنه
    متوجهش کنید که یه چیزایی حریم خصوصی زندگی شما دو نفر هست
    نه این که سرش گول بمالید و بذاریدش بیرون مطب که نفهمه شما باردارید !!!!!!!

    به مادرتون هم نگید آسمون به زمین نمی رسه.
    اگه شبی نصف شبی احتیاج به دکتر داشتین یا حالتون بد شد می خوای به همسرت بگی من حامله ام ازت قایم کردم؟

    واقعا باورم نمی شه بین همسرت و مادرت، انتخاب کردی که به همسرت نگی !!!!!!! پدر بچه است. حقشه بدونه ................
    بچه ات هم حقشه که از اولین روزایی که متوجه حضورش شدی، پدرش را هم داشته باشه
    داری حق دو نفر را ضایع می کنی که ؟؟؟؟

    ضمن این که اگر می خوای همسرت متوجه حریم زندگیتون بشه، با این کار داری کاملا برعکس عمل می کنی.
    تو بقیه موارد هم دیگه ازش انتظاری نداشته باش.

    --------------------------------------------
    ببخشیدا
    الان تاپیکهای قبلیتون را هم دیدم. همه اش در مورد اینه که چطوری همسرم را از مادرش جدا کنم
    چطوری به همسرم بقبولونم که مامان و خانواده من را دوست داشته باشه و دیگه خانواده خودش را ول کنه
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 27 مرداد 94 در ساعت 20:52

  10. 8 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 28 مرداد 94), mehraz2 (چهارشنبه 28 مرداد 94), Mr DaNi (چهارشنبه 28 مرداد 94), she (چهارشنبه 28 مرداد 94), کمال (چهارشنبه 28 مرداد 94), گیسو کمند (چهارشنبه 28 مرداد 94), اقای نجار (چهارشنبه 28 مرداد 94), ستاره زیبا (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آبان 94 [ 13:41]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    807
    سطح
    15
    Points: 807, Level: 15
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به خانم شیدا.ممنونم ازپاسخ شما.من به مدت 3 ساله دارم با همسرم زندگی میکنم احتمالا بیشتردرجریان رفتارهای ایشان هستم .حتی شده حرفهایی ورازهایی که من به خانواده ام نگفتم بازهم به مادرش گفته فقط خواسته حرفی زده باشه وپشت سری گفته باشه.همسرم اینقدردلش کوچیکه که حتی مادرش هم اونو شناخته که بله بوران دخترش روروزقبل به پسرش گفت که به کسی نگه .متوجه شدید؟پس لطفا قضاوت عجولانه نکنیدکه تایپیک های قبلی تون هم مشکل داره...بازهم ممنون ازهمه دوستانیکه راهنمایی کردند

  12. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    بهتره بعضی مسائل تا وقتش نشده با آقایان مطرح نشه چون مردها خیلی توی باغ نیستند و بقول معروف از راز و رموز روابط بین خانوم ها باخبر نیستند خوب این فقط مربوط به شوهر شما نیست بسیاری از آقایون چنین اخلاقی دارند.بهتره هر موضوعی را بوقتش بیان کنید دروغ نگوئید ولی با سیاست رفتار کنید عجله نکنید در بیان موضوعات مهم.
    مثلا برای خودم همین چند وقت قبل با اینکه متاهلم و 31 سالمه ولی تخلیه اطلاعاتی شدم!!! خوب ما مردها چه میدونیم این چیزا چیه توی دنیای خودمان هستیم این خاله زنک بازیها و خانوم مارپل بازیها برای خانوم هاست.اتفاقا مارد ایشون کار درستی کرده اکثرا بهتره توی اینمواقع مردها آخرین نفر باخبر بشوند چون خیلی زود لو میدن همه چیز را کلا سیاست ندارن.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  13. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    mehraz2 (چهارشنبه 28 مرداد 94), یاس پاییزی (چهارشنبه 28 مرداد 94), شیدا. (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  14. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    اصلا لزومي نداره مسائل خانوادگي فرد رو همسرت بدونه مطمئن باش پدر و مادرتم ناراضي هستن اون بدونه برا همين بهش نگو
    مسائلي هم كه دوس نداري مادرشوهرت بفهمه بهش نگو.
    شما كه پيشنهاد ميدي به همسرش بگه درحاليكه خانمش ميگه بلافاصله به مادرش ميگه. چرا بايدبگه اون درشرايطيه كه شوهر راز نگه داره
    اگه بازم مشكلي براش پيش اومد ميدونين البته خدايي ناكرده ميدوني چقدر پيش اونا خراب ميشه
    اصلا مي دونين استرس اينكه مشكلي پيش بياد آدمو نابود ميكنه؟
    دليل اينكه به مادرش ميگه خبر دادن نيست يا اولويت داشتن
    دليلش اينه مادرش باهاش دكتر ميره. توصيه هاي مخصوص بهش ميكنه. مواظبشه. شوهر از مراقبت از زن باردار چي ميدونه
    اگر زماني هم دل دردي چيزي شد نصف شب. مي تونه انكار كنه كه مثلا تازه فهميده
    دروغ مصلحتي هيچ ضرري نداره بس نيست آرامش داري

  15. کاربر روبرو از پست مفید paria_22 تشکرکرده است .

    mehraz2 (چهارشنبه 28 مرداد 94)

  16. #10
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehraz2 نمایش پست ها
    دلیلش هم این بود که چون تو به مادرت گفتی منم باید بگم....

    ازامروز تصمیم گرفتم فقط چیزهای خوبی که تو زندگیم وخانواده ام اتفاق میوفته به شوهرم بگم وشاید بعضی اوقات دروغ بگم مثلا بارداری بعدیمو ونمیدونم ....
    اگه جوابت اینه که من سه ساله دارم با شوهرم زندگی می کنم پس خودم بهتر می شناسمش، خوب از ما داری چی می پرسی؟ خودت بهتر می شناسیش!!
    ما چی بگیم؟

    تصمیم خوبی هم گرفتی. دروغ بگو و زندگیت را خراب کن.

    به دلیل شوهرت یه نگاه بنداز !!

    دروغ گفتن و پنهان کاری مسائل زندگی مشترکتون
    با رازداری شما در مورد مسائل زندگی خانوادگی پدر و مادرت
    دو مقوله کاملا متفاوته که شما قاطیش کردی.

    لزومی نداره مسائل زندگی خانوادگی پدر و مادر و خواهر برادرت را به شوهرت بگی. بهتره خودت تمرین رازداری کنی.

    ولی شوهرت حق داره در جریان زندگی خودش باشه. از جمله پدر شدنش!
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  17. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 28 مرداد 94), گیسو کمند (چهارشنبه 28 مرداد 94)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.