به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 تیر 95 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    420
    سطح
    8
    Points: 420, Level: 8
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    رابطه ای با هدف ازدواج

    با سلام.
    عرضم به حضورتون که من 22 ساله و دانشجوی سال سوم مهندسی برق هستم.بعد از کنکورم به یکی از اعضای فامیل ابراز علاقه کردم (8 ماه بزرگتر از خودم)که از بچگی هم بازی هم بودیم و من علاقمند شده بودم بهشون.خلاصه بعد از حدود 2 ماه با شرط های خاصی(مثل راضی کردن خانوادشون و پنهان موندن رابطه بین اطرافیان و ...) قبول کردن که وارد رابطه بشیم که هر دو مطمین شده بودیم بدرد هم میخوریم و برای هم ساخته شده بودیم.هر دو بار اولی بود که با جنس مخالف در ارتباط بودیم و واقعا از ته دل هردو همو میخواستیم و به قول معروف جونمون برا هم در میرفت.هفته ها و ماه ها گذشت و روز به روز از رابطه ما میگذشت و روز به روز قشنگتر و عاطفی تر میشد.تا یکماه مونده به عید همین امسال ایشون به واسطه یه امتحان مشغول شدن طوری که من خیلی مراعات میکردم و کمتر پیام میدادم و سعی میکردم کمتر به دست پاش بپیچم.گذشت و امتحانش تموم شد و منم که انگار از قفس ازاد شده بودم توقع داشتم بعد یه دوره دوری دیگه به قولی اون همه حواسش به من باشه و 24 ساعته توجهش بهم باشه.ولی اتفاق دیگه ای افتاد و یکم شروع کرد بی محلی که به گفته خودش دستش بند میشد منم این حرفا سرم نمیشد و تو کتم نمیرفت.از اون بی محلی از من گیر دادن و غر زدن و توجه بیشتر.این داستان تا 3 ماه طول کشید.حالا داستان از اینجا شروع میشه که دیگه توجهش مثل قبل بهم نیست و دیگه هفته ای 4 بار زنگ نمیزنه که هیچ شده 2 ماهم زنگ نزنه و همش من زنگ بزنم.الان حدود 8 ماهه داستان همینه.همش میگه بیا یه مدت بهم فرصت بدیم یه فاصله ای بینمون باشه.جفتمون زور زدیم مثل قبل بشیم ولی اون یجوری شده.خودشم میگه که دیگه اون کسی نیست که من عاشقش بودم.میگه خسته شدم میگه یه مدت فاصله باشه ببینیم چی میشه.
    من خودم گیج شدم که مگه با فاصله انداختن چیزی درست میشه؟
    تورو خدا کمکم کنید.من همه جوره براش کم نذاشتم و همه جوره تامینش کردم شده کمه خودم بذارم ولی نذاشتم اب تو دلش تکون بخوره.ایشالله میخوام تابستون اینده برم خواستگاری ولی نمیدونم این وضع تا کی قراره ادامه داشته باشه.
    تو رو خدا راهنماییم کنید.
    مرسی ازتون

  2. کاربر روبرو از پست مفید ramin73 تشکرکرده است .

    فدایی یار (شنبه 22 اسفند 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 تیر 95 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    420
    سطح
    8
    Points: 420, Level: 8
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کسی کمکی و راهنمایی ای نمیتونه انجام بده؟فکر و خیال داره دیوونم میکنه.

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 95 [ 00:51]
    تاریخ عضویت
    1394-11-08
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    935
    سطح
    16
    Points: 935, Level: 16
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    19

    تشکرشده 65 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام…اگه واقعا به این نتیجه رسیده که باید یه مدت از هم دور باشین فکر میکنم دچار تردید شده… درسته که این ممکنه برای شما قابل هضم نباشه… اما وقتی خودش به این نتیجه رسیده بهتره باهلش مستقیم حرف بزنید و بگید که میخواید قرار خواستگاری رو بذارید و دلیل واقعی خواستش رو از زبون خودش بفهمید… چون وارد یه مرحله جدید شده… ممکنه به داشته هاش راضی نباشه…بنظرم نذار بازی داده بشید … درواقع ایشون باید هر چه سریعتر از این تردید بیرون بیان و تکلیف خودشون و شما رو مشخص کنن… شاید واقعا دیدش درمورد ازدواج با شما عوض شده باشه… اگه با صحبت شفاف سازی کنید خیلی خوبه…وگرنه اینجوری فایده ای نداره که هی تفره بره

  5. کاربر روبرو از پست مفید n@f@s تشکرکرده است .

    Hadi99g (شنبه 22 اسفند 94)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 تیر 95 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    420
    سطح
    8
    Points: 420, Level: 8
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سپاس از شما،من با این کاراش بهش مشکوک شدم،نمیدونم کس دیگه ای تو ذهنش هست یا نه،چون برا خودم این رفتار غیر قابل هضم هست،چجوری از این مطمئن بشم؟

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 فروردین 95 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    472
    سطح
    9
    Points: 472, Level: 9
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 99.9%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    23

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چه اهمیتی داره که کسی تو زندگی اش هست یا نیست؟ این طور که به نظر میاد علاقه ای به ادامه ی رابطه نداره ولی نمی خواد مستقیم و یک دفعه رابطه رو قطع کنه.

  8. کاربر روبرو از پست مفید Rainbow-Dance تشکرکرده است .

    Hadi99g (شنبه 22 اسفند 94)

  9. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 تیر 95 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    420
    سطح
    8
    Points: 420, Level: 8
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پس اینطور که شما میفرمایین باید راببطه رو تموپ شده بدونم؟اخه چه اتاقی میتونه بیوفته که به این حالت دچار بشه؟منکه گفتم از هیچی براش کم نذاشتم،کمبودی نداشت که بخواد تو بقیه دنبالش بگرده،پس اینکه میگن دختر عاشق بشه دیگه به این راحتی فارق نمیشه دروغه؟من هیچ دلیلی نمیبینم برا این کارش،جز اینکه کسی جز من باشه،ممنون میشم راهنماییم کنین

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 فروردین 95 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    472
    سطح
    9
    Points: 472, Level: 9
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 99.9%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    23

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی مستقیم ازشون بخواین تکلیف رابطه رو مشخص کنن و اگر مهلت هم خواستن بیشتر از یک هفته بهشون مهلت ندید. اگر نظرشون این بود که رابطه قطع بشه، من فکر می کنم دیگه نباید اصراری کنید و قضیه رو تموم شده تلقی کنید. شماره اش رو از گوشی اش حذف کنید، اگر هدیه یا یادگاری دارید، از جلوی چشمتون دور کنید و خودتون رو به مسائل دیگر مشغول کنید تا کم کم از یادتون بره. اگر هم نظرشون این نبود، ازشون دلیل دوری تو این مدت رو جویا بشید و با هم برنامه ی زمانی مشخصی برای زمان خواستگاری تنظیم کنید.

    اگر اون خانم بخوان رابطه تموم بشه، دلایلشون چه اهمیتی می تونه داشته باشه؟ ممکنه همون طوری که شما فکر می کنید، به کسی دیگه علاقه مند شده باشند، ممکنه احساس کرده باشند که این رابطه به هر دلیلی مناسب نیست یا سرانجامی نداره. می تونید ازشون در مورد دلایلشون سوال کنید ولی وظیفه ندارن که جواب شما رو بدن و شما هم اگر بخواین همش به این قضیه فکر کنید نمی تونید از این رابطه عبور کنید.


    خانم ها همه مثل هم نیستند. عشق ها هم همه مثل هم نیست. ممکنه کسی که قبلا خیلی سریع دل می کنده، گرفتار عشقی بشه که نتونه ازش رها بشه و بلعکس. کلا این تصورات ذهنی که همه ی مردها و همه ی زن ها یک سری رفتارها و افکار مشخص دارند اشتباهه و اصلا و ابدا نمی شه جمع بست.

  11. کاربر روبرو از پست مفید Rainbow-Dance تشکرکرده است .

    Hadi99g (شنبه 22 اسفند 94)

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 تیر 97 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1394-9-25
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    4,015
    سطح
    40
    Points: 4,015, Level: 40
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    852

    تشکرشده 48 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rainbow-Dance نمایش پست ها
    خیلی مستقیم ازشون بخواین تکلیف رابطه رو مشخص کنن و اگر مهلت هم خواستن بیشتر از یک هفته بهشون مهلت ندید. اگر نظرشون این بود که رابطه قطع بشه، من فکر می کنم دیگه نباید اصراری کنید و قضیه رو تموم شده تلقی کنید. شماره اش رو از گوشی اش حذف کنید، اگر هدیه یا یادگاری دارید، از جلوی چشمتون دور کنید و خودتون رو به مسائل دیگر مشغول کنید تا کم کم از یادتون بره. اگر هم نظرشون این نبود، ازشون دلیل دوری تو این مدت رو جویا بشید و با هم برنامه ی زمانی مشخصی برای زمان خواستگاری تنظیم کنید.

    اگر اون خانم بخوان رابطه تموم بشه، دلایلشون چه اهمیتی می تونه داشته باشه؟ ممکنه همون طوری که شما فکر می کنید، به کسی دیگه علاقه مند شده باشند، ممکنه احساس کرده باشند که این رابطه به هر دلیلی مناسب نیست یا سرانجامی نداره. می تونید ازشون در مورد دلایلشون سوال کنید ولی وظیفه ندارن که جواب شما رو بدن و شما هم اگر بخواین همش به این قضیه فکر کنید نمی تونید از این رابطه عبور کنید.


    خانم ها همه مثل هم نیستند. عشق ها هم همه مثل هم نیست. ممکنه کسی که قبلا خیلی سریع دل می کنده، گرفتار عشقی بشه که نتونه ازش رها بشه و بلعکس. کلا این تصورات ذهنی که همه ی مردها و همه ی زن ها یک سری رفتارها و افکار مشخص دارند اشتباهه و اصلا و ابدا نمی شه جمع بست.
    از تک تک جملاتتون لذّت بردم.

  13. کاربر روبرو از پست مفید Hadi99g تشکرکرده است .

    Rainbow-Dance (شنبه 22 اسفند 94)

  14. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 دی 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1394-12-24
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    2,794
    سطح
    32
    Points: 2,794, Level: 32
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    20

    تشکرشده 181 در 88 پست

    Rep Power
    33
    Array
    با سلام
    شما به نظرم ناپخته عمل کردید که البته به خاطر سنتونه.اولا که عشق و محدودیت جور درنمیاد. شاید اولش بعضی از خانم ها خوششون بیاد از اینکه ببینند نامزد یا همسرشون بهشون بگه فلان کار رو نکن و یا فلان چیز رو نپوش ولی این ها اولشه. دوست دانشگاه خود من با همچین مردی در ارتباط بود و آخرهای رابطه واقعا خسته شده بود. اگرم نگران سلامتی و امنیت ایشون هستید قضیه رو به همین شکل مطرح کنید.من خودم به شدت برای شوهرم نگران میشدم چون محل کارش خارج از شهر بود و گاها موبایل خط نمیداد و به همین شکل ازش خواهش کردم هر وقت جلسه ای داره یا به هر دلیلی مکانش عوض میشه اینکه کجا میره و مسیر چقدر طول میکشه رو بهم اطلاع بده تا نگران نشم و خودم هم متقابلا همین کار رو کردم.پس اگر قراره ایشون به شما اطلاع بده کجا میره و چکار میکنه شما هم باید بهشون اطلاع بدید. مورد دوم اختلاف ستنونه.این قضیه پذیرشش برای جامعه در کل هنوز آسون نیست.با اینکه اختلاف سنتون کمه ولی همین بزرگتر بودن ایشون باعث میشه تا حدودی به درستی این رابطه شک کنه.حالا اگر شما خیلی ناپخته و احساسی عمل کنید کار بدتر هم میشه.بهتون پیشنهاد میکنم کتاب "رازهایی درباره زنان که هر مردی باید آن ها را بداند" را تهیه کنید.میتونه توی درک نامزدتون خیلی کمکتون کنه.نویسنده کتاب خانم باربارا دی آنجلیس هستند.
    در مورد پیشنهادی که دادن در مورد قطع کردن رابطه تا خواستگاری هم این نظر شخصی منه و من اون خانم رو نمیشناسم که بخوام بگم حتما نظرم درسته.ولی به عنوان یک زن این رو میگم که ایشون به نظر میاد به شدت مردد شدن و یا نمیخوان از نظر احساسی وابسته بشن به شما و قصدون اینه که فاصله بگیرن و اگر قضایا جدی شد بتونن منطقی روی شما فکر کنن یا اگر وابسته شدن میخوان این وابستگی کم بشه باز هم به همون دلایلی که بالا گفتم.به هرحال یکی از مهم ترین جنبه هایی که برای خانم ها توی مرد زندگیشون مهمه "قبول داشتن" طرفشونه.یعنی طرف انقدر پخته باشه که ما بتونیم قبولش داشته باشیم و وقتی نظری میده 60 درصد موارد ببینیم روی پایه و اساس درست و منطقی و با فکر حرف میزنه و کار میکنه.اگر توی رابطه مثلث "قبول داشتن" و "دوست داشتن" و "احترام گذاشتن" نباشه خانم ها نسبت به رابطه سرد میشن اکثرا.
    ویرایش توسط kaspian : دوشنبه 24 اسفند 94 در ساعت 08:20

  15. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 تیر 95 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1394-12-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    420
    سطح
    8
    Points: 420, Level: 8
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سپاس از لطف شما
    ایشون تو یه دوره ای رفتن که میتونن 100درصد منو رد کنن نه 100 درصد منو بخوان،خودم حس میکنم به قولی منو گذاشته تو اب نمک،یه جورایی از زیر زبونش کشیدم علت این حالش گیر دادن من به چیزای مختلف بود،من اون زمان فکر میکردم اینم نوعی عشقه که بخوای هرجا رفت بگه و هرجا بود اس بده عکس تو اینستا نزاره و ...
    خودش میگه علتش ایناست،من از بس فکر و خیال کردم اصلا افرده شدم،همش تو فکرم،همش دلم گرفته،بخدا دارم داغون میشم،این حرف برا مرد سنگینه ولی افسار زندگیم از دستم در رفته،جفتمون خودمونو متاهل میدونستیم و بیرون که میرفتیم حلقه دست میکردیم ولی الان ...

  16. 2 کاربر از پست مفید ramin73 تشکرکرده اند .

    dariush233 (یکشنبه 23 اسفند 94), Hadi99g (یکشنبه 23 اسفند 94)


 
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.