به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آبان 96 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1395-5-08
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    1,069
    سطح
    17
    Points: 1,069, Level: 17
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    ترس از فرصت 8 ماهه برای ازدواج...آقایون توروخدا کمکم به راهنمایی شما بیشتر نیازمندم.

    سلام و عرض ادب خدمت دوستان همدردی
    دوستان عزیزم قبلا هم مشکل مشابهی داشتم و از راهنمایی شما عزیزان استفاده کردم و اجازه ندادم یه رابطه ی غلط ادامه پیدا کنه و سریع نه گفتم. اینبار هم خواهشمندم منو راهنمایی بفرمائید و کمکم کنید.
    خلاصه ای از وضعیت خودم... هاله هستم 31 ساله با مدرک فوق لیسانس (بیکار )و ظاهری تقریبا زیبا و جذاب(البته قد کوتاه) و اخلاقی آرام(زیادی مودب)... با همه این اوصاف در کل 30 سال زندگیم بنده خواستگاری نداشته ام...خواستگار که چه عرض کنم حتی پیشنهاد دوستی هم نداشته ام..من واقعاا از هر لحاظ شدیدا احتیاج به ازدواج دارم...روحی ..مادی و معنوی ...البته جدیدا در دنیای مجازی با چندد نفر آشنا شدم ولی با توجه به شرایظشون نتونستم و راضی به برقراری رابطه نبودم...فقط یه مدتی باهاشون حرف زدوم که چیزی یاد بگیرم. مشکل جدیدو کاما براتون میگم که خوب مثل همیشه راهنمایی بفرمایید.
    دقیقا 1 ماه و نیم قبل در یک سایت علمی با یه آقایی آشنا شدم که هم سن خودم هستن و 6 ساله که کارمند رسمی یک اداره هستن. 2 هفته تلفنی با هم حرف زدیم و روز اول گفتم که نه علاقه ای به دوستی دارم و نه اینکه تو سنی باشم که برم تو کوچه خیابون با یه پسر.... ایشون هم دقیقا حرف منو زد و گفت هدفم آشنایی برای ازدواج هستش. تو ایین مدت رفتار خیلی مودبانه و منطقی داشتن و مدام از من میخواستن که همو ملاقات کنیم.خلاصه بعد از 2 هفته حضوری همدیگرو دیدیم و واقعا و از ته دلم متوجه شدم و احساس کردم که ایشون از من خوشش اومده و خودمم ایشون به دلم نشست.
    تو دیدار اول بعد از سلام و احوالپرسی گفتن که اولین معیار من صداقته و خودمم باید با شما صادق باشم.گفت یه چیزایی هست که تلفنی نمیشد گفت پس الان میگم براتون.گفت که 4 سال پیش یکی از آشناهای خانوادگیمون خودشون از من برای خترشون خواستگاری کردن و منم 2 ماه با دختر خانم حرف زدمو بعد 2 ماه اشتباه کردم و قبول کردم ولی واقعا مشکلات زیادی با هم داشتیم و تو همون دوران عقد از هم جدا شدیم.و تمام جزئیاتو برام توضیح دادن.تو همون جلسه ی اول با ز پرسیدم هدف شما از رابطه با من چیه و گفت ازدواج...گفتم شرایط ازدواج زو دارید گفت تا 8 ماه آینده نمیتونم.چون 3 ماه دیگه دفاع دکترا دارم و ....خلاصه منم گفتم فکرامو میکنم و بهتون اطلاع میدم.گدشتشون واقعا برام مهم نیست و باهاش کنار اومدم.پسر خوبیه.... الکی زبون نمیریزه و هرچی تو ذهنش باشه رو باهام مطرح میکنه.... مثلا راحت بهم گفت با فلان چیز شما مشکل دارم و وقتی من براش توضیح دادم گفت توجیه شدم. خیلی با هم خوبیم... تا حالا رفتاری نداشته که منو ناراحت کنه.... هرجا بره حتی وسط جلسه پیام منو بیجواب نمیزاره...با احترام باهام رفتار میکنه و واقعا باهاش حس خوبی دارم. دیروز با هم دیدار داشتیم و گفتم تو این یه ماه و نیم اصلا با هم مشکلی داشتیم؟گفت نه اصلا.گفتم پس چرا 8 ماه زمان میخوای؟؟گفتم به نظرم بعد از دفاعت باید از طریق خانواده اقدام کنی.... ولی اون گفت من الان درگیر درس و قسطای شهریه ی دکترا هستم.باید چند ماه خودمو جمع کنم.گفتم باشه فقط عقد میکنیمو بعدش هر چقدر خواستی زمان بهت میدم.گفت بخدا خود دوران نامزدیم خرج و هزینه میخواد و من دوسدارم مراسم عق و ازدواجمون یکی باشه و این...الان ذهن من به شدت درگیره
    ولی چرا از من 8 ماه زمان میخواد؟؟؟ چرا 4 سال پیش با اینکه تازه استخدام شده بوده ولی زود اون خانمو عقد کرده ولی الان به من میگه شرایط اقتصادیم فعلا خوب نیست؟تازه اون خانم دانشجوی دانشگاه آزاد بوده و کلی خرج داشته. همه اینارو بهش گفتم و گفتم از بابات کمک بگیر.گفت اوم درگیر یه پروزه هستش و کلی وام میده( اینو راست میگه چون پروژشونو دیدم ). منم گفتم نه فقط یه دلیل داره و اونم اینه که شما اون خانمو واسه زندگی خواستین ولی منو واسه سرگرمی... خیلی از حرفم ناراحت شد ولی سکوت کرد و گفت اشتباه میکنی.به نظر شما چیکار کنم؟میترسم اگه نه بگم اینم از دست بدم.از اونطرفم مطمانم تو 8 ماه رابطه از من انتظار بوس و بغلو خواهند داشت.تو روخدا بگید چیکار کنم؟

  2. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    1- از الان شروع نکن خودت را با اون خانم مقایسه کردن و مرتب حرف ایشون را پیش کشیدن. چرا برای اون خانم زود عقد کردی و برای من فرصت می خوای و ... نشد سوال و نشد اشکال ایشون که !
    حالا اگه با ایشون یه اشتباهی کرده باید با شما هم تکرار کنه؟
    در ضمن با این جور بازخواست کردنها حس بدی به ایشون می دین. پس استاپ !

    2- از کسان دیگه، مخصوصا اگه امکانش هست از خود اون خانم، علت جدایی را جویا بشید. حرفها را کنار هم بذارید و با عقل و منطق خودتون و آشنایی که با این آقا کم کم پیدا می کنید، ببینید آیا علت جدایی با واقعیتها جور در می آد.
    اون خانم الان در چه شرایطی هستن؟ چقد تو مراسم خانوادگی امکان حضورشون هست و رابطه شون چطوریه و مسائلی از این قبیل.

    3- اگر آدم خوب و کیس خوبی هست، حالا هشت ماه یا شش ماه زیاد فرقی نداره. شما این مدتی که می گه صبر کنید. ولی باهاشون صحبت کنید که اگه می شه کوتاهترش کنند که وابستگی و عادت پیش نیاد و اگه احتمالا به هم خورد، در شرایط بد روحی روانی و شکست عاطفی قرار نگیرید.
    اگر هم اصلا امکانش نیست، سعی کنید دیدارها و تماسهاتون با فاصله باشه و کم و کوتاه. رابطه عاطفی نشه و تا حد ممکن جلوی احساسی شدن قضیه را بگیرید.

    البته ایشون حق دارند، شرایط درسیشون و همینطور وام و ... ذهن را خیلی مشغول می کنه. ولی اگه حتی یکی دوماه هم بتونی این فرصت را کوتاه کنی، خوبه.
    می تونی بهشون بگی دو سه ماه بعد از دفاع، بیان برای آشنایی اولیه و مراسم خواستگاری و ... را طولانی تر می کنیم. هشت ماه را یه جوری برسون به شش ماه ( به خاطر این که فرصت وابستگی و اشتباه برات کمتر بشه. وگرنه اصل هشت و شش خیلی فرق ندارن)

    فکر شده و آروم پیش برو. بحثی هم که کردی در مورد کوتاه کردن زمان، درست نبوده. درخواستهات را به شکل دیگه باید مطرح کنی.
    اول رابطه این چیزها به نظر نمی آد. بعد یه مدت می بینی همه اش در حال مقایسه خودت و گذشته و اون خانمی
    این آقا هم می بینه همه اش داره سرکوفت گذشته اش را می خوره که چرا برای اون فلان ... برای من بهمان ....


    4- مطمئنم از من انتظار بوس و بغل خواهند داشت؟ چرا؟
    خب ایشون داشته باشه ... مگه شما مسئول انتظارات خارج از خط قرمزهاتی؟
    هر چیزی که برات ممنوع هست و دوست نداری، انجام نده. اصلا.
    به ایشون هم بگو این مدت رابطه بسیار محدود و کم ... تا شما برای خواستگاری آماده بشید.
    ما نه دوست پسر / دوست دختریم، نه نامزد ... در حد خیلی محدود رابطه داریم تا شما برای خواستگاری آماده بشی.

    موفق باشی
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  3. 8 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    hale222 (سه شنبه 02 آبان 96), mehdi.ma.mm (سه شنبه 02 آبان 96), فرنوشم (سه شنبه 02 آبان 96), گیسو کمند (پنجشنبه 04 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96), بارن (سه شنبه 02 آبان 96), جوادیان (سه شنبه 02 آبان 96), زن ایرانی (چهارشنبه 03 آبان 96)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آبان 96 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1395-5-08
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    1,069
    سطح
    17
    Points: 1,069, Level: 17
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستای خوبم ممنونم از تک تک شما عزیزان که برام وقت گذاشتین.میخوام چند نکته رو اضافه کنم
    1 : دیدارامون تقریبا مختصره و تو عرض یه ماه و نیم 4 بار همدیگرو دیدم.و هر بار صمیمیتر از دفعه ی قبل
    2 : ترس ناشی از ازدواج قبلی رو در ایشون حس میکنم و مدام میگه فرهنگ ما کاری کرده که اصلا نتونیم قبل از ازدواج هم بشناسیم.
    3: جمله ای که خیلی ذهن منو به خودش درگیر کرده اینه.... گفت من صادقانه باهات جلو اومدم و تو دیدار اول گفتم 8 ماه زمان میخوام...گفت حق طبیعی خودته که تو این مدت اگه بهتر از من اومد سر رات باهاش ازدواج کنی و من برات آرزوی خوشبختی خواهم کرد.گفتم یعنی حتی بدون اینکه بگی من تلاشمو میکنم که زودتر به هم برسیم به همین راحتی ازم میگذری؟؟؟و اونم گفت متسفانه حرفمو نفهمیدی.
    ویرایش توسط hale222 : سه شنبه 02 آبان 96 در ساعت 15:37 دلیل: جواب تکراری نوشتم

  5. کاربر روبرو از پست مفید hale222 تشکرکرده است .

    المای (چهارشنبه 03 آبان 96)

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hale222 نمایش پست ها
    دوستای خوبم ممنونم از تک تک شما عزیزان که برام وقت گذاشتین.میخوام چند نکته رو اضافه کنم
    1 : دیدارامون تقریبا مختصره و تو عرض یه ماه و نیم 4 بار همدیگرو دیدم.و هر بار صمیمیتر از دفعه ی قبل
    2 : ترس ناشی از ازدواج قبلی رو در ایشون حس میکنم و مدام میگه فرهنگ ما کاری کرده که اصلا نتونیم قبل از ازدواج هم بشناسیم.
    3: جمله ای که خیلی ذهن منو به خودش درگیر کرده اینه.... گفت من صادقانه باهات جلو اومدم و تو دیدار اول گفتم 8 ماه زمان میخوام...گفت حق طبیعی خودته که تو این مدت اگه بهتر از من اومد سر رات باهاش ازدواج کنی و من برات آرزوی خوشبختی خواهم کرد.گفتم یعنی حتی بدون اینکه بگی من تلاشمو میکنم که زودتر به هم برسیم به همین راحتی ازم میگذری؟؟؟و اونم گفت متسفانه حرفمو نفهمیدی.


    در همین یک پست با کمی تامل در همین چند خطی که بولد شده اند متوجه می شوید که درجه احساسات وهیجانات کاربر در چه حد است. البته مخاطبم هم هاله جان خود شما هم هستید.

    اما از آنجایی که شیدا جان اشاره مستقیم به پست بنده داشتند چند نکته هست که شاید به درد دوستان بخوره.

    به یاد ندارم جایی گفته باشم به طرف بدو بیراه بگو وبرو. چنین القائ هایی بیشتر این حس رو به کاربر می ده که با یک سری آدم دگم مربوط به عصر حجر در ارتباطه.(یعنی من نوعی که پیشنهاد دادم کات کنند).

    من پیشنهاد دادم که یه خواستگاری ساده داشته باشد تا صداقت واقعی ایشون مشخص بشه و بعد پروسه آشنایی حتی شده 8 ماه هم طول بکشه . در غیر این صورت بگن هر موقع شرایطشون جور شد و هاله هم ازدواج نکرده بودند تشریف بیاورند .

    که البته جای بررسی داره که چرا این آقا همین حرف رو "گفت حق طبیعی خودته که تو این مدت اگه بهتر از من اومد سر رات باهاش ازدواج کنی و من برات آرزوی خوشبختی خواهم کرد"
    باید همون اول بزنه . مگر ایشون فصد ازدواج ندارند؟ مگر درسته هم زمان با ایشون باشه وبعد این خانم کیس های دیر را برای ازدواج بررسی کند؟

    همه این ها سر نخ هایی است که باید به آن توجه کرد.

    مورد بعدی سن و سال است که به آن اشاره کردیداگر قرار بود هر کس از سن 30 می گذرد بتواند احساساتش را کنترل کند و خودش را جمع و جور کند پس این همه تاپیک در اینجا و پرونده در دادگاههای خانواده و حتی دادگاه های جنایی وحتی حقوقی مربوط به افراد 30 به بالا، چرا وجود دارد؟

    سن و سال 30 به بالا تضمینی برای این نیست که خودمان را در شرایط نامطئن قرار بدهیم. شرایطی که با توجه به روحیات وشخصیت متفاوت افراد ممکن است در معرض آسیب های متفاوتی قرار بگیرند.


    هاله عزیز یک ضرب المثلی هست که می گویند مراقب باش از هول حلیم نیفتید توی دیگ.

    مراقب باش به خاطر اینکه سنت رسیده به 30 و خواستگار نداشتی ، با این کیسی که براتون پیش اومده از از روی ترس از دست دادن این مورد به شتابزده به خودتون آسیب نرسونید.

  7. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    hale222 (سه شنبه 02 آبان 96), tavalode arezoo (سه شنبه 02 آبان 96), فرشته مهربان (سه شنبه 02 آبان 96), Ye_Doost (سه شنبه 02 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96)

  8. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hale222 نمایش پست ها
    دوستای خوبم ممنونم از تک تک شما عزیزان که برام وقت گذاشتین.میخوام چند نکته رو اضافه کنم
    1 : دیدارامون تقریبا مختصره و تو عرض یه ماه و نیم 4 بار همدیگرو دیدم.و هر بار صمیمیتر از دفعه ی قبل
    2 : ترس ناشی از ازدواج قبلی رو در ایشون حس میکنم و مدام میگه فرهنگ ما کاری کرده که اصلا نتونیم قبل از ازدواج هم بشناسیم.
    3: جمله ای که خیلی ذهن منو به خودش درگیر کرده اینه.... گفت من صادقانه باهات جلو اومدم و تو دیدار اول گفتم 8 ماه زمان میخوام...گفت حق طبیعی خودته که تو این مدت اگه بهتر از من اومد سر رات باهاش ازدواج کنی و من برات آرزوی خوشبختی خواهم کرد.گفتم یعنی حتی بدون اینکه بگی من تلاشمو میکنم که زودتر به هم برسیم به همین راحتی ازم میگذری؟؟؟و اونم گفت متسفانه حرفمو نفهمیدی.
    این جمله ای که قرمز کردی، حتما خودت می دونی که یه علامت خطره. یعنی هشت ماه بعد ... تا ببینیم چی میشه.
    شاید بگیم نخواسته قولی بده و بعد نتونه عملی کنه
    اما می تونیم بگیم آدمی هست که از تعهد دادن می ترسه. حتی مطمئن نیست که واقعا شما را می خواد یا نه.

    با توجه به این جمله و حرفتون در مورد درخواستهای احتمالی ایشون، باهاشون رابطه صمیمی و دوستانه نداشته باشید. گردش و کافی شاپ و تفریح نرید. فقط به عنوان یه گزینه بذارید اون گوشه بمونه تا هشت ماه بعد ببینید چیکار می کنه، چون خودش هم به شما گفته اگه خواستی ازدواج کن منتظر من نباش.

    -----------------------------------------------------------------

    آقای مدیر من از عرف همین جامعه حرف زدم. عرف این جامعه با عرف صد سال پیش این جامعه فرق کرده.
    وقتی اون آقا صراحتا داره می گه نمی تونم بیام خواستگاری و درگیر هستم
    می شه به این خانم گفت راه مدبرانه برخورد با این موضوع چیه ... می تونی اینطوری و اینطوری منتظر باشی، اما گول نخور. صمیمی نشو، پارک و سینما نرو .... ولی ردش هم نکن. صبر کن ببین چی می شه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط مدیرهمدردی : چهارشنبه 03 آبان 96 در ساعت 20:49 دلیل: مطالب حاشیه ای ذیل پست مراجع حذف گردید.

  9. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    فرنوشم (پنجشنبه 04 آبان 96), گیسو کمند (پنجشنبه 04 آبان 96), Ye_Doost (چهارشنبه 03 آبان 96), آنیتا123 (پنجشنبه 04 آبان 96), صبا_2009 (جمعه 05 آبان 96)

  10. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    هر نوع رابطه ای را کات کنید وواگذار کنید به زمانی که ایشون رسمی اقدام کنند و بقیه زمان آشنایی زیر نظر خانواده ها باشه.

    حتی خواستگاری رسمی هم نه . مثلا با مادرشون بیان منزل شما که اجازه بگیرند شما دوران آشنایی را طی کنید.

    این که دیگه خرجی ندارد حالا 8 ماه هم طول کشید و همه چیز اکی بود اشکالی نیست بعدش مراسم بگیرید.

    اما در غیر این صورت از رابطه به کل بیایید بیرون و موکول کنید به همان 8 ماه بعد.

    اگر قسمتتون ایشون باشد هیچ واهمه ای نداشته باشید چرا که اگر قصد ایشان واقعا ازدواج باشد این حرکت شما موجب می شود ایشان یه حرکتی به خودش بدهد و بیشتر جذب رفتار شما خواهد شد.

  11. 6 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    hale222 (سه شنبه 02 آبان 96), maryam123 (دوشنبه 01 آبان 96), فرشته مهربان (سه شنبه 02 آبان 96), گیسو کمند (پنجشنبه 04 آبان 96), مدیرهمدردی (چهارشنبه 03 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96)

  12. #7
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام دوست عزیز

    شما نباید به ایشون بگی اقدام کنه...شان و شخصیت خودت رو نیار پایین.ایشون باید برای اقدام کردن عجله داشته باشه نه شخص شما.

    شما همدیگر رو دیدین و تا حدودی پسندیدن.ظاهر و شرایط اولیه همدیگه براتون اوکی بوده.یه خواستگاری ساده هیچ خرج و درگیری ذهنی برای ایشون نداره.پس رابطه رو قطع کنید تا خودشون اقدام کنن.در غیر این صورت نمیشه به این رابطه خوش بین بود

    بله اگر این رابطه اینجوری ادامه پیدا کنه ممکنه غیر از بوس و بغل و ...چیزهای دیگه ای هم درخواست کنن.برای همینه که میگیم کات کن تا الوده هوس نشی.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.

    ویرایش توسط maryam123 : دوشنبه 01 آبان 96 در ساعت 23:01

  13. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    hale222 (سه شنبه 02 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96)

  14. #8
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام مجدد،

    ببخشید من یه نقدی به نظر خانم مریم و خانم بی نهایت دارم.

    شاید از مادربزرگهاتون شنیده باشید که خودشون یا مادرشون تا شب عروسی چشمشون به جمال داماد روشن نشده بود.
    رسم نبود که برای خواستگاری یا نامزدی عروس و داماد همدیگه را ببینن و ارتباطی داشته باشند.

    اما خود شما در یک خواستگاری سنتی و اسلامی، چندین جلسه داماد را دیدید و نامزدی و عقد و ... مراحل مختلف آشنایی را داشتید. به نظرتون هم هیچ کار خلاف شرع یا عرفی صورت نگرفته. پس قبول دارید که به تدریج ممکنه تغییراتی در عرف پیش بیاد ... مثل همین عرف آشنایی و خواستگاری و ازدواج.

    چرا هر دختری تاپیک می زنه سریع بهش می گید قطع ارتباط کن. حرف هم نزن. چند تا بد و بیراه هم اگر شد بهش بگو ...
    همه ی پسرها که لولو نیستند. همشون که قصد هوسرانی و سواستفاده و ... ندارند. این خانم سی سالش هست و می گه تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشته. چرا نمی گید اگر امکانش هست و می شه این آشنایی را به ازدواج رسوند، راهنماییش کنیم.

    چرا فکر می کنید یه خواستگاری به قول شما ساده یه کار بی استرس و عادیه؟ اون هم در کنار استرس تز دکترا و شهریه ی دانشگاه آزاد و دهها استرس دیگه ای که هر جوان امروزی تو زندگیش داره. چرا فکر نمی کنید یه نامزدی ناموفق و طلاق اون آقا رو هم ترسونده و تحملش را پایین آورده. ریسک کمتری می کنه. می خواد با فراق بال و آرامش خیال تصمیم بگیره و خواستگاری بره و ...

    این خانم می تونه رابطه اش را در چارچوب مورد قبول خودش و خانواده اش و فرهنگش ( که شاید با من و شما فرق داشته باشه) نگه داره. حواسش به احساساتش و ضربه ی عاطفی و احتمال دروغ گفتن این آقا و غیره باشه، اما یه طوری هم برنامه ریزی کنه که ایشون را به عنوان یه خواستگار مناسب نگه داره. همونقد که توی تاپیکهای طلاق و جدایی با احتیاط نظر می دین و از هم پاشیدن یه خانواده را حتی در حد یه پیام کوچیک، گناه می دونید و احساس مسئولیت می کنید، به هم نرسیدن دو نفر و ازدواج نکردن یه دختر هم اگر حرف شما نقشی درش داشته باشه، می تونه گناه باشه. می تونه مسئولیت داشته باشه.

    جمله ی آخر پست این خانم، خود من را هم به شک انداخت و ترسیدم. با خودم گفتم این خانم یا حس کرده منظور اون آقا چیه یا می دونه خودش چقدر در "نه" گفتن و نگه داشتن حد و حریم خودش، ضعیف هست. برای همین بهشون گوشزد کردم که اینجای کار هم دست تو هست. حواست به خودت و کاری که می کنی باشه. اما دیگه بقیه اش با خودشه. اگه یه دختر سی ساله بلد نباشه از خودش و حریمش مراقبت کنه، پس کی می خواد یاد بگیره؟ باید بره تو انباری خونه قایم بشه که کسی به حریمش تجاوز نکنه یا باید یاد بگیره خودش مراقب حریمش باشه؟ خودش حرمت خط قرمزهاش را نگه داره؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  15. 11 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mehdi.ma.mm (سه شنبه 02 آبان 96), Shayeste (سه شنبه 02 آبان 96), فرنوشم (سه شنبه 02 آبان 96), گیسو کمند (پنجشنبه 04 آبان 96), آنیتا123 (سه شنبه 02 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96), بهاره جون (چهارشنبه 03 آبان 96), بارن (سه شنبه 02 آبان 96), جوادیان (سه شنبه 02 آبان 96), زن ایرانی (چهارشنبه 03 آبان 96), عسل28 (چهارشنبه 03 آبان 96)

  16. #9
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها

    چرا هر دختری تاپیک می زنه سریع بهش می گید قطع ارتباط کن. حرف هم نزن.
    چند تا بد و بیراه هم اگر شد بهش بگو ...
    همه ی پسرها که لولو نیستند.
    همشون که قصد هوسرانی و سواستفاده و ... ندارند.
    این خانم سی سالش هست و می گه تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشته. چرا نمی گید اگر امکانش هست و می شه این آشنایی را به ازدواج رسوند، راهنماییش کنیم.
    با سلام
    من این تاپیک را مطالعه کردم.
    جملات بالا را به این صورت که شما رد کردید در آنها ندیدم.
    هیچ کس عقیده ندارد همه پسرها لولو هستند.
    یا اینکه ارتباط را سریعا نمی گوییم قطع کنید.

    اما یک مکانیسمی با توجه به فرهنگ و عرف جامعه که البته با شرع هم ناسازگار نیست، برای انتخاب بهتر پیشنهاد می دهیم.
    1 - رسمی باشد. هر کجای دنیا هم اگر یک دختر و پسری هم دیگر را دوست داشته باشند. یواشکی و مخفی ارتباط نمی گیرند.
    2 - قول و وعده و روشهای غیر منطقی و بهانه جویانه در کار نباشد. اگر فرایند شناخت هست. باید بر اساس شناخت خانوادگی طرفین پیش برود. ازدواج بین دو نفر نیست. بلکه تعامل و پیوند دوخانواده در این فرهنگ و این کشور هست. شاید در یک کشور دیگر دو نفر همدیگر را ببینند ، ازدواج کنند بچه دار شوند و حتی پدر و مادر همسرشان را نبینند. اما در این مملکت با ازدواج همین پسر انتظار دارد خانواده دختر لوازم زندگی اش را بدهد.(جهیزیه) برای دخترش چشن بگیرد. برای فرزندش سیسمونی تهیه کند. برای عیدو وعده های مختلف عیدی به داماد بدهد. برای مهریه نظر بدهد. اجازه دختر منوط به اجازه پدر هست. و هزارتا چیز دیگر که در کشورهای دیگر ممکن است چنین نباشد و وضعیت دیگری حاکم باشد.
    پس ما مشاوران با توجه به بافت فرهنگی این جامعه پیشنهاد می دهیم . که خواستگاری رسمی باشد.، چون ارتباطهای تک بعدی دختر و پسر برای مدت طولانی و بدون سرانجام ، معمولا فقط وابستگی به ارمغان می آورد. و این سم هست.
    معمولا دخترانی هم تن به رابطه های طولانی بی سرانجام می دهند که شانس کمتری برای ازدواج خود تصور می کنند (که این تصور هم منطقی نیست.)

    پس چارچوب حاکم بر شناخت همسر مهم هست. البته جزئیات را خود طرفین مشخص می کنند.
    بنده مجموعه ای از لینکهای مرتبط به شناخت و خواستگاری را در بالای صفحات تالار به خاطر اهمیت گذاشته ام.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  17. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (پنجشنبه 04 آبان 96), Ye_Doost (چهارشنبه 03 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96), بی نهایت (چهارشنبه 03 آبان 96), شیدا. (چهارشنبه 03 آبان 96)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    سلام

    دوست عزیز بغیر از مشکلاتی که ایشون در رابطه با دفاعیات و خرج و مخارج شاید داشته باشن, مسئله ترس ایشون از ازدواج ناکام قبلی هم هست.. پس میتونه این پیامو برسونه که ایشون بعلاوه اون مشکلات
    میخواد شمارو تو این چن ماه سبک سنگین کنه..

    برای شما هم این فرجه زمانی فرصت خوبیه که بدون ایجاد وابستگی ایشونو انالیز کنین , ولی از وارد شدن تو فاز احساسی خودداری کنین..

    حرفای شیدا خانم در مورد مقایسه کردن و وسط کشیدن خانم قبلیرو هم به کل به زبون نیارین..

    بهشون بگین من به احترام حرف شما این مدت صبر میکنم ولی نمیتونم بعد از گذشت این مدت بلاتکلیف بمونم..

  19. 5 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    hale222 (سه شنبه 02 آبان 96), میس بیوتی (چهارشنبه 03 آبان 96), المای (چهارشنبه 03 آبان 96), زن ایرانی (چهارشنبه 03 آبان 96), شیدا. (سه شنبه 02 آبان 96)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فرصت اندک انتخاب همسر و بهترین شیوه گزینش
    توسط mehran21 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 بهمن 91, 09:44
  2. راهنمایی برای انتخاب رشته کنکور.فقط دوروز فرصت دارم
    توسط راحیل خانوم در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 مرداد 91, 16:30
  3. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  4. +تورو خدا فرصت ندارم کمکم کنین دل معشوقم رو بدست آورم
    توسط sadmin در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 87, 15:28
  5. تورو خدا فرصت ندارم کمکم کنین دل معشوقم رو بدست آورم
    توسط sadmin در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 87, 15:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.