
نوشته اصلی توسط
estar7
سلام
عزیزم گریه نکن
من اگه جای شما بودم از اول با خانوادم در میان می گذاشتم. و از اون آقا می خواستم با اجازه خانوادم با من در ارتباط باشه، و کاملا منطقی و با حضور یه مشاوره خوب به این نتیجه می رسیدیم که بدرد ازدواج با هم می خوریم یا نه...
من فکر کنم شما وابسته ایشون شدید. امیدوارم از سر احساسات این نتیجه نرسیده باشید که با ایشون ازدواج کنید.
بازم صبر کنید اگه قصدش ازدواج باشه بر می گرده
در ضمن به نظرم کار خوبی کردید.
نگران هم نباشید از خدای بزرگ کمک بخواید. امیدوارم هر چی خیره بشه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)