به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 109

موضوع: مشکل جدی من

  1. #71
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: مشکل جدی من

    سلام
    این اولین داستانی تو این تالار بود که با خوندنش واقعا متاثر شدم
    بنظرم ظهر که خوندم فقط تاپیک و تمام شد ... بود
    اما الان تاپیک قبلیتون هم بهش وصل شده
    بهتر تونستم لمس کنم حستونو
    واقعا بعنوان یک انسان و البته همجنس خانم شما تاسف خوردم برای وجود همچین انسانهایی(اگه بشه گفت انسان)
    خیلی درد کشیدین
    که اگه اینطور نبود این حس تلخ رو نمیتونستین به این راحتی از پشت این جملات ساده منتقل کنین
    متاسفم
    اول بذارین از kamran2007 بینهایت تشکر کنم بابت حرفهای بسیار آگاهانه و منطقیشون و راهنماییهای خوب
    و آقا کاوه
    ازتون میخوام پست کامران رو دوباره و چند باره بخونین
    منم خواهش میکنم این به اصطلاح بدبیاریها رو از چشم خدا نبینید
    همیشه شاکر باشین
    شاید حرفهام شبیه شعار باشه اما...
    واسه درکش همین الان چند دقیقه ای به نعماتی فکر کنین که ازش بهره میبرین و اگه خدا اونا رو نمیداد چی میشد
    اگه خوب فکر کنین بینهایته
    پس خدا رو شکر کنین که وضعیت بدتر از این نیست


    " آنکه در این بزم مقربتر است
    جام بلا بیشترش میدهند"


    درسته ما هیچوقت نمیتونیم شما رو مثل خودتون درک کنیم
    ولی از راهنماییها و اینکه شما رو دعوت به آرامش میکنیم ناراحت نشین
    حد اقل بیشترمون میدونیم الان شما به این حرفها بیشتر احتیاج دارین
    انتظار نداشته باشین همراه شما ناله سر بدیم
    گاهی کسی که از دور شاهد قضیه س بهتر میتونه به اونی که در معرض اتفاقاته کمک کنه
    رو حرف دوستان بیشتر از این حساب کن
    کم لطفی نکن
    تو گاهی اصلا با وجود تاکید همدردان تالار جواب سوالشونم نمیدی
    اینطوری نمیشه کمک کرد ها

  2. کاربر روبرو از پست مفید lvlahtab تشکرکرده است .

    lvlahtab (شنبه 08 خرداد 89)

  3. #72
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آذر 89 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1389-2-18
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    2,270
    سطح
    28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 139 در 78 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: مشکل جدی من

    كاوه جان مطمين باشين زندگي بهتري در انتظارتون خواهد بود من براتون از صميم قلب دعا مي كنم

    زندگي با اون خانم مرگ تدريجي بود به خودتون فرصت چشيدن طعم خوشبختي را بدهيد فقط صبور باشيد و اون خانم هم حتما سزاي عملش رو مي بينه
    فقط بگين مهريه چي شد؟
    طلاق دادين يا در حال طلاق دادنين؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید نعمت يعني ما تشکرکرده است .

    نعمت يعني ما (شنبه 08 خرداد 89)

  5. #73
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: مشکل جدی من

    يادت باشه

    "يك پايان تلخ بهتر از تلخي بي پايان است"

  6. 7 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (جمعه 07 خرداد 89)

  7. #74
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 فروردین 90 [ 08:58]
    تاریخ عضویت
    1388-6-26
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    3,056
    سطح
    34
    Points: 3,056, Level: 34
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل جدی من

    من همه چیزو دادم ، یعنی هیچ چیز نموند که ندم . خب وقتی قرار شد بریم شهر اون زندگی کنین من کاملا تنها بودم . تحقیر ، توهین و تهدید . هر چیزی که داشتم ازم گرفتن و اینکه می خوام شاید هیچکس باور نکنه ، روزی که خونه بابام اومدم با هیچکس حرف نزدم ، فشارم افتاده بود عرق کرده بودم که یهو موبایلم زنگ خورد ، خودش بود نمیدونم چرا ولی هیجان زده شدم گوشی رو برداشتم سلام کرد و حس کردم بغض کرده گفت که تا الان داشته گریه می کرده و خیلی خیلی دلش برام تنگ شده ، داشت کم کم باورم می شد و گفت همونطور که میدونی شاید فردا تلفنمون قطع شه . گفتم چرا ؟ آخه 90 تومن قبض تلفن اومده ! گفتم خب پرداخت می کنم . میریزم به حسابت . تشکر کرد و خداحافظی کرد . گفتم آخی ببین چه دردسری افتاده طفلک !!! و اونروز یک روز بعد از طلاقمون بود ! اونروز روز تولدم بود !! وای کاوه چقدر تو خری بازم فریب خوردی چطور کسی که بیادتته تولدتو تبریک نگفت !!! و 2 روز بعد از اینکه من پولو نریختم اس ام اس داد : پول تلفنو پرداخت کن زووووووووووووود !!! این اولین بار بود که من فریب نخوردم !!!!

  8. #75
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: مشکل جدی من

    کاوه

    تصمیم داری مدام این خاطرات را مرور کنی و اذیت بشوی ؟!
    اینکاررا نکن . به خودت لطف کن و چنین کاری نکن .

    هر یک از ما در مسیر راه زندگی تجربیاتی داشته ایم . بعضی خوب و بعضی بد . بعضی اشتباه و بعضی هم درست .

    قرار است ما از همه ی این اتفاقات فقط درس بگیریم و یک پله بزرگتر بشویم و رشد کنیم .

    قرار نیست همه ی آدم ها خوبی های ذات ما را همانگونه که هستیم درک کنند . قرار هم نیست که ما همه آدم ها و خوبی هایشان را درک کنیم .
    اگر این اتفاق افتاد که چه بهتر اما اگر نیفتاد ؟! چکار باید کرد ؟!

    باید نشست و گذشته ای که گذشته را شخم زد و زیر و رو کرد ؟! که چی ؟!

    قرار است تو از همه ی گذشته ای که پشت سر توست درسی بگیری . درست را بگیر و برو . در گذشته گیر نکن . امروز و حال خودت را دودستی بچسب و برای فردایت برنامه ریزی کن .
    خواهش می کنم با خودت مهربان باش دوست جوان من .

    تولد تو برای خیلی ها مهم است چون خود تو مهمی . ارزشمندی . توانایی . قابلیت های خوبی داری .
    آدماهای زیادی در دنیا وجود دارند که تو را همینگونه که هستی دوست دارند و ترا ستایش می کنند .

    از این همه توانایی و خصوصیت خوب نهایت استفاده را ببر و لذت خوب بودن خودت را ببر .

    قرار نیست همه د ر خوبی با تو مسابقه بدهند و برنده باشند .

    مهم خودت هستی که می دانی و یقین داری که یک انسان شریف هستی .
    اگر شرافت تو درک نشد ،به قاعده نوک سوزن از شرافت تو کم می شود ؟!نه .
    پس چه اهمیت دارد که دیگرانی تو را همینگونه که هستی نمی فهمند و درک نمی کنند .

    خیلی کار خوبی کردی که فیش تلفن را پرداخت نکردی .
    برای اینکه تا قبل از این تاریخ برای رضایت دیگران اینکار را انجام می دادی و امروز به خاطر رضایت خودت اینکار را انجام ندادی .

    یعنی تازه فهمیده ای که چقدر دوست داشتنی و مهم هستی و کارهای خوبت را هم برای کسانی نگه می داری که واقعا کارهای خوب و قشنگ ترا درک کنند .

    تو درسهای خوبی گرفته ای . خوب به ارزش درسهای خودت فکر کن .

  9. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (چهارشنبه 12 خرداد 89)

  10. #76
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 فروردین 90 [ 08:58]
    تاریخ عضویت
    1388-6-26
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    3,056
    سطح
    34
    Points: 3,056, Level: 34
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل جدی من

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاوه
    من همه چیزو دادم ، یعنی هیچ چیز نموند که ندم . خب وقتی قرار شد بریم شهر اون زندگی کنین من کاملا تنها بودم . تحقیر ، توهین و تهدید . هر چیزی که داشتم ازم گرفتن و اینکه می خوام شاید هیچکس باور نکنه ، روزی که خونه بابام اومدم با هیچکس حرف نزدم ، فشارم افتاده بود عرق کرده بودم که یهو موبایلم زنگ خورد ، خودش بود نمیدونم چرا ولی هیجان زده شدم گوشی رو برداشتم سلام کرد و حس کردم بغض کرده گفت که تا الان داشته گریه می کرده و خیلی خیلی دلش برام تنگ شده ، داشت کم کم باورم می شد و گفت همونطور که میدونی شاید فردا تلفنمون قطع شه . گفتم چرا ؟ آخه 90 تومن قبض تلفن اومده ! گفتم خب پرداخت می کنم . میریزم به حسابت . تشکر کرد و خداحافظی کرد . گفتم آخی ببین چه دردسری افتاده طفلک !!! و اونروز یک روز بعد از طلاقمون بود ! اونروز روز تولدم بود !! وای کاوه چقدر تو خری بازم فریب خوردی چطور کسی که بیادتته تولدتو تبریک نگفت !!! و 2 روز بعد از اینکه من پولو نریختم اس ام اس داد : پول تلفنو پرداخت کن زووووووووووووود !!! این اولین بار بود که من فریب نخوردم !!!!
    گاهی وقتها فکر می کنم پدرم چقدر زحمت کشید ، خودم چقدر تلاش کردم تا بتونم یه خونه بگیرم ، چقدر سخت بود خریدن ماشین ، چقدر سخت بود خریدن سرویس خواب ، یخچال ، تلویزیون ، ضبط صوت ، سرویس طلایی که مادرم با فروختن تنها طلایی که داشت خرید ! خانواده اش حتی یه شاخه گل نه به اون نه به من ندادن آواره بود ، زمانی که می خواستم بیام با تمام بغض تنها گفتم خدا رو شکر که از دربدری نجات پیدا کردین ! خندیدن و به تمسخر گفتن اجرت با سیدالشهداحالا هرررری !!! یه سری آدم که معلوم نبود اونموقع کجا بودن الان اونجا نشستن و کر کر می خندن و شادن !

  11. 2 کاربر از پست مفید کاوه تشکرکرده اند .

    کاوه (شنبه 08 خرداد 89)

  12. #77
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: مشکل جدی من

    کاوه دقت کن

    خواهش می کنم گذشته را شخم نزن .

    درک می کنم گذشتن سخت است .

    تو از مال دنیا گذشته ای . تو از دلبستگی گذشته ای و.....

    در قبال این گذشتن به ارزش واقعی پدر و مادرت پی برده ای . به اینکه چقدر تو را محترم و عزیز می دارند .

    مال دنیا می آید و می رود و می آید و می رود . اما عشق به چنین پدر و مادری جاودانه است .

    تو چیزهای خوبی دور و بر خودت داری حتی به قیمت اینکه خیلی چیزها را از دست داده باشی .

    تو اولین انسان نیستی و آخرین آن هم نخواهی بود که چنین تجربه هایی دارد . خیلی ها در حد و اندازه های بزرگ تر این مسائل را تجربه کرده اند اما در قبال آن چیزهای ارزشمند دیگری دریافت کردند . باید کمی صبر کنی .

    در حد و اندازه ای که دلت سبک بشود بگو و بدان که ما همه ترا با تمام وجود درک می کنیم و یک آرزوی بزرگ داریم و آن اینکه خنده بر لبهایت برگرده و تو با تمام وجود فریاد بزنی خوشبختی . چون واقعا خوشبخت هستی .

    کافی است که خوشبختی خودت را باور کنی .

    تو در جا نزده ای . تو رشد کرده ای . به خودت افتخار کن . به پدر و مادرت افتخار کن . حتی به هر چه که پشت سرت جا گذاشتی و گذشتی و دل نبستی افتخار کن . کمتر کسی قادر است چنین تجربه ی باشکوهی داشته باشد .

    فراموش کن که او که بود و چه کرد به این فکر کن که خودت که بودی و چه کردی .

    نیازمندی او و دامنه ی نیازمندی هایش را درک کن و او را تنها در حد یک خاطره یک همکلاسی که قرار بود سر یک کلاس بنشیند ببین . باید به این باور برسی که همکلاسی دیروز کلاس امروز و فردایش با تو یکی نخواهد شد و از کلاس تو رفته .

  13. 5 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 08 خرداد 89)

  14. #78
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: مشکل جدی من

    تاپیکتون رو از اول خوندم. واقعا متاثر شدم. از طرفی هم خوشحال شدم که زودتر از دست این خانواده راحت شدید و کار به جاهای باریک تر نکشید.

    زندگی روی خوش هم داره. امیدوارم هر چه زودتر آرامش خودتون رو پیدا کنید تا بتونید روی خوشش رو ببینید.

    اگه گفتن این خاطرات آرومتون می کنه، ما هم شنونده خوبی هستیم.
    اما نگرانی ما از اینه که گفتنشون، بیشتر آزارتون بده. اگر چنین هست، سعی کن واقعا دیگه بهش فکر نکنی.

    به هر حال، دوستان خوب این تالار؛ شنونده و راهنمای خوبی هستند.

  15. 3 کاربر از پست مفید reihaneh تشکرکرده اند .

    reihaneh (یکشنبه 09 خرداد 89)

  16. #79
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: مشکل جدی من

    کاوه جان...

    شما هنوز جوانی، کلی‌ پتانسیل داری برای رشد...و کلی‌ فرصت میتونی‌ خلق کنی‌...

    در این مورد، من به هیچ عنوان نه تعارف می‌کنم نه چیز دیگر...

    کاوه، به هیچ چیز فکر نکن...به جز خودت...

    باور کن،

    برنده این بازی تو بودی! چون تو زندگیت رو نجات دادی، جوونی‌ تو سرمایه‌ تو هست...که نذاشتی به پای چنین زنی‌ حروم بشه...این یک برد هست...

    هر چند برای این برد هزینه‌هایی‌ هم دادی...

    این رو باور کن، اون خانوم بازنده بوده، که تو رو از دست داد، و روزی این باخت رو خواهد فهمید که بسیار دیر خواهد بود...روزی همینها که الان او را تشویق میکنند و به او خط میدهند، دور او را خالی‌ میکنند، و او میفهمد هیچکس کاوه نبود...

    کاوه دیروز تمام شد، به فردا فکر کن،

    به اینکه کاوه ظرف ۳ سال آینده کجا خواهد بود،

    بگذار به تو بگویم،

    کاوه در ۳ سال آینده، هم خانه دارد، هم ماشین، و هم خیلی‌ چیز‌های دیگر...

    کاوه، شریک واقعی‌ زندگی‌ خود را پیدا کرده که او را عاشقانه دوست دارد و با او‌ ازدواج کرده...

    به شرطی که، بیش از این به دیروز فکر نکند و خودش بخواهد!

    کاوه جان، صریح بگویم،

    من اگر جای تو بودم، از همین الان به جای غصه خوردن و تلف کردن لحظه لحظه عمرم در غم، برای زندگیم برنامه میریختم...

    برنامه می‌ریختم تا دوباره زندگیم رو از نو بسازم،

    و این کار رو می‌کردم به هر قیمتی،

    بعد از گذر از این ضربه عاطفی که یک سالی‌ ممکنه طول بکشه، مقدمات یک زندگی‌ ساده رو فراهم می‌کردم،

    و به موازاتش کسی‌ رو پیدا می‌کردم که ارزش و لیاقت زندگی‌ با من رو داشته باشه و باهاش ازدواج می‌کردم،

    چون کاوه لیاقت دوست داشته شدن رو داره!

    کار راحتی‌ نیست، اما نشدنی‌ هم نیست...و من مطمئنم، تو میتونی‌، اگر بخواهی!

    کاوه، تو لیاقتت خیلی‌ بیشتر از نشستن و غمگین بودن هست، خیلی‌ بیشتر از مرور گذشته و حسرت خوردن...

    هر چه بیشتر به این موضوع فکر کنی‌، در حقیقت هزینه بیشتری دادی برای چیزی که تمام شده، عمرت رو بیش از این حروم نکن،

    لحظات زندگی‌ یک نعمت هستن، با حسرت و غم دیروز حرومشون نکن...

    کاوه، دیروز تمام شد، با همه خاطرات خوب و بدش...

    برنامه تو برای فردا چیست؟

    به این فکر کن...
    برای ما از برنامه‌های فردایت بگو

    کامران



  17. 7 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (شنبه 08 خرداد 89)

  18. #80
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 دی 89 [ 16:09]
    تاریخ عضویت
    1387-10-19
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    3,258
    سطح
    35
    Points: 3,258, Level: 35
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل جدی من

    اي خدا شما اقايون چرا اينقدر ساده تشريف داريد.ببخشيد ها...خيلي ببخشيد ها مخصوصا از حضور خانوم ها.
    اخه وقتي يك خانومي يه شوهرش ميگه من هزار تا خواستگار داشتم ...شما بايد سه تا صفر كنارشو برداريد تا رقم اصلي مشخص بشه.خانوم ها نميخوان دروغ بگن ولي غلو كردن در مورد عاشق هاي خسته و دلشكسته اي كه در گذشته داشتن يكم تو ژن مباركشونه...بابا جان اون ميگه همه دارن برام ميميرن تو چرا باور ميكني..اخه كي مياد يك دختر با داشتن پدر معتادپول پرست ..خانواده بي ادب و بي فرهنگ ...خود خيانت كارشو بگيره...ساده جون

  19. کاربر روبرو از پست مفید lucia تشکرکرده است .

    lucia (یکشنبه 09 خرداد 89)


 
صفحه 8 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.