به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 49
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    دوستان عزیز یه بار دیگه از تک تک تون تشکر میکنم و راجب این مشکلم خدا رو شکر فکر میکنم حل شد...هر چند گاهی بهش مشکوک میشم اما با خودم که فکر میکنم میبینم که شاید حق داشته باشم و کم کم این حس هم از بین میره... تو این مدت خیلی ابراز پشیمونی کرده و خیلی بیشتر از قبل ابراز علاقه میکنه.... گل میخره...هدیه میخره.... اگه بیرون باشه زنگ میزنه و میگه دلم واست تنگ شده و ... کلا میخواد دوباره مثه قبل بدونم که خیلی دوستم داره و منم سعی کردم این حس رو بهش منتقل کنم... اما مشکلی که الان باهاش درگیرم رو خواستم تو همین تاپیک بگم چون در ادامه ی همین اتفاق، واسم رخ داد که الان خیلی اذیتم میکنه :
    توی همین تاپیک هم گفتم اما الان میخوام با جزئیات بیشتری بگم: ما تو یه شهر غریب 4 ساله که تک و تنها داریم زندگی میکنیم و هیچ دوستی ندارم و به خاطر بعد مسافت هم با دوستای قدیمیم زیاد رابطه ندارم و هر کدومشون درگیر زندگی خودشون هستن...
    من از بچگی تو اجتماع بزرگ شدم...از 9 سالگی ورزش میکردم و حرفه ای ادامه اش دادم(2دوره هم به تیم ملی دعوت شدم)تا دو سال پیش هم عضو تیم ملی دانشجویان بودم و کلا نمیتونم با تنهایی کنار بیام واسه همین از همون روزای اول به پیشنهاد شوهرم یه وبلاگ زدم و از خاطرات عاشقانه و روزمرگی های خودمون دو تا مینوشتم و واقعا واسم با ارزش بود... اون روزای اول وبم کم بازدید داشت و با 10 نفری دوست شدم اما کم کم این دایره ی دوستی بزرگتر شد و با اینکه کلی کنترلش میکردم و به دوستی هر کسی پاسخ مثبت نمیدادم اما این دوستی ها به مرز 150 نفر رسید و به جرات میگم با 20-30 نفرشون به شدت صمیمی بودم(همه ی دوستام خانوم های متاهل باشرایط خودم بودن تقریبا)
    تو این 4 سال خیلی همو میشناختیم و با 5-6 نفرشون که همشهری بودم قرار گذاشتیمو از نزدیک همو دیدیم با بقیه هم تلفنی،اس مسی و ... ارتباط داشتیم و کلا این رابطه ها خیلی عمیق شده بود و اونا رو بیشتر از هر کسه دیگه ای به خودم نزدیک میدیدم و اگه یکی دو روز نمیرفتم نت زنگ میزدن ، اس میدادن و نگران میشدن و کلا کمبودهای رابطه های دوستانه ای که داشتمو واسم پر میکردن....
    خیلی اون رابطه ها رو دوست داشتمو دارم ... اما بعد از اینکه حس کردم همه ی این عاشقانه هایی که مینویسم در یک چشم بر هم زدنی میتونه نابود بشه وبلاگ مو تو عصابیت حذف کردم و تمام اون خاطرات 4 ساله ای که با عشق مطلق نوشته بودم پرید.... بعد از حذف کردنش احساس کردم بخشی از زندگی مو ازدست دادم....
    باور کنین بین دوستام خیلی محبوب بودم و هر پستم در عرض 2 روز بالای 100 تا کامنت داشت....
    وقتی وبم حذف شد همه ی اون دوستام زنگ زدن اما خطمو عوض کردم و جواب هیچ کس رو ندادم... هر کدوم شون تو وبشون واسه من یه مطلب زدن و از دلتنگی و نگرانی شون گفتن اما چون نمیخوام نه دروغ بگم نه واقعیت رو چشمم رو به روی تمام مهربونی هاشون بستم ... ولی باور کنین خیلی سخته واسم....
    هر روز که میگذره احساس میکنم یه کمبودی دارم که قبلا نداشتم... وقتی میام تو نت و اون عادت 4 ساله رو نباید ادامه بدم بدجور دلم میگیره و یادم میاد که به خاطر رفتار شوهرم حذفش کردم دلم بیشتر میگیره...
    خلاصه عجیب احساس تنهایی میکنم... نمیدونم چه جوری میتونم یه حس دیگه رو جایگزین این حسم کنم...
    البته گاهی رو خودم کار میکنم و واسه چند ساعتی خوبم اما بازم تا یادم میاد دلم میگیره....
    شوهرم چون از نزدیک این حس و دوستی های منو دیده بود میگه دوباره وب بزن و به دوستی هات ادامه بده ،تو با اونا خیلی شاد بودی،اما نمیدونم چرا نمیتونم....
    حالا میخوام کمکم کنید که چی کار کنم که همچین حسی رو که الان دارم که فکر میکنم تعداد زیادی از دوستامو به یکباره از دست دادم اونم به خاطره چی، نداشته باشم...

    ممنونم میشم کمکم کنین...

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    درسای عزیز
    اول و قبل از هر چیز بهت تبریک میگم بابت قلب بزرگواری که داری و مطمئنم بینش مثبت و امیدوار تو، روز های بسیار شادتری رو برات رقم میزنه.

    اما در مورد احساس نا خوشایندت که نوشته بودی ...

    سرنوشت همه گیک ها همینه بانو. :D
    من خودمم شبیه تو ام. اثر این مخدر گاهی تا سالها بعد از ترک هم توی بدن آدم می مونه و احساسات آدمو قاتی پاتی می کنه.
    شاید اگه یه دفعه ای این کار رو نمی کردی بهتر بود یا دست کم وبلاگ عاشقانه ات رو قربانی نمی کردی...
    اما به هر حال اتفاقیه که افتاده، بپذیر که این اتفاق، هر چند اشتباه، تو رو برگردونده به زندگی عادی. الان فرصت خوبیه که دوستیهات رو توی دنیای واقعی تجربه کنی. کلاس ورزش برو، تخصصت رو به بقیه یاد بده. سعی کن جاهایی توی نت که قبلا می رفتی کمتر بری...

    امیدوارم لحن همراه با طنز من دلخورت نکرده باشه


  3. 3 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    آویژه (دوشنبه 24 آبان 89)

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    خب مقصر این را هم می تونی شوهرت بدونی. اما باید یادت باشه قراره ببخشیش.
    بهت توصیه می کنم به مربی شد و زدن کلاس ورزشی هم فکر کنی. من خودم ژیمناستیک کار بودم، اما نه در حد تیم ملی، بعدش رفتم مربی شدم. این کار هم وقتت را پر می کنه هم مثل نت فقط پولت را خرج نمی کنه، بلکه برات پول هم داره. تازه با آدمای واقعی هم رفیق میشی.
    راستی چرا مربی نمیشی؟

  5. 2 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (چهارشنبه 17 آذر 89)

  6. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    [size=medium]
    سلام دوست عزیز. قبل از هر چیز بی نهایت از مدیر محترم تشکر می کنم کلی ذوق زده شدم.
    و به شما به خاطر قلب بزرگی که داری افرین می گم خیلی خوبه که بخشیدی. منم روزی بخشیدم و الان خیلی خوشحالم که بخشیدم و نه تنها مثل گذشته بهش اعتماد دارم بیشترم قدر زندگیم و می دونم و نکات ریزی که اون روزا برام مهم نیست الان مهم شدن و با دقت بیشتری زندگی می کنمو البته زندگیمم شیرین تر شده.
    موفق باشید[/size
    ]

  7. 2 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (چهارشنبه 17 آذر 89)

  8. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 89 [ 22:52]
    تاریخ عضویت
    1389-3-29
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    2,590
    سطح
    30
    Points: 2,590, Level: 30
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    دوست عزیز سعی کن که بهش یه فرصت دوباره بدی . اما دنبال بهانه جویی نباش و گذشته رو یاد آوری نکن.سعی کن دلیل خیانت شوهرت و پیدا کنی . به امید روزهای زیبا واسه همه !

  9. 2 کاربر از پست مفید gharoon تشکرکرده اند .

    gharoon (سه شنبه 25 آبان 89)

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مهر 91 [ 06:01]
    تاریخ عضویت
    1389-6-11
    نوشته ها
    189
    امتیاز
    3,988
    سطح
    40
    Points: 3,988, Level: 40
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 569 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر درسا جون فقط همینو میتونم بهت بگم قدر زندگی و شوهرتو بدون تاپیکهاتو که خوندم اشکم در اومد البته اشک شوق که هستن خونواده هایی که اینقدر عاشق همن

  11. 2 کاربر از پست مفید shomila تشکرکرده اند .

    shomila (سه شنبه 25 آبان 89)

  12. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 95 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1389-6-19
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    4,196
    سطح
    41
    Points: 4,196, Level: 41
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    22

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    خیلی خوشحال شدم ولی چون من همین مشکل داشتم بهت میگم کار سختی داری اهمیت به تلفن هاش نده یه مدتد بی خیال شو متاسفنانه جامعه خراب شده حالا الهی شکر کارش عوض کرده شوهر من استاد دانشگاه و مثلا دکتر کارش را عوض نکرد

  13. کاربر روبرو از پست مفید monir11 تشکرکرده است .

    monir11 (سه شنبه 16 آذر 89)

  14. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    دارم دیوونه مــــیشم

    دارم دیوونه میـــــــــــشم به خدا... دارم کم میارم... احساسم نمیتونه بگم اما حالم خیلی بده...
    شوهرم هنوز با اون دختر از طریق فیس بوک رابطه داره...اس مس هاش رو از تو گوشیش حتا پاک هم نکرده بود و خودم چند روز پیش خوندمشون...اینکه اون دختر 18 ساله به شوهرم گفته:"" استاد من تازه و برای اولین بار معنی عشق رو با تمام وجودم درک کردم و میدونم تو رابطه ای که با شما دارم هیچ وصالی در کار نیست اما عشق واقعی یعنی همین و من عاشق شما هستم...لطفا به پیشنهاد من فکر کنین...""
    بعد چند شب پیشم به من میگه : درسا من دیــــــــــــــگه عاشقت نیستم
    میگم چرا؟ میگه تو تنها کسی بودی که عاشقت شدم و عشق اول و اخر منی اما معتقدم که عشق با ازدواج از بین میره...میگه دوستت دارم اما مثه قبل از ازدواج عاشقت نیستم...............................
    دیگه واقعا دارم داغون میشم....
    هر کاری میکنم درست بشو نیست...چرا هنوز با اون شاگردش رابطه داره؟؟؟
    من چــــــــــــــی کار کنم؟؟؟
    تو رو خدا صادقانه جوابمو بدین...

  15. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    درسا خانوم
    آروم باش عزیزم ...
    سعی کن به خودت مسلط باشی و بیا برامون بگو چطور گذشت این مدت ...
    مشکلی بینتون پیش اومد؟ جر و بحثی؟

    اینجا هممون، همه تلاششمون رو می کنیم که دوباره احساس خوشبختی کنی.
    زود خودتُ نباز، همه چی درست میشه مهربون

  16. 4 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    آویژه (سه شنبه 16 آذر 89)

  17. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    درسای عزیزم
    حرفی ندارم که بزنم. دارم فکر می کنم به زندګی.
    ببین حرفهای این دختره این فکر را به سرش انداخته که عشق یعنی نرسیدن و ... این حرفها تاثیر حرفهای دخترک است. جدی نګیر.
    اما اینکه باید چه کار کنی، من هم منتظرم ببینم بقیه چی می ګن.
    محکم باش.
    راستی رابطه ات با مامان اینا بهتر شد؟ به فکر اون هم باش.

  18. 3 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (چهارشنبه 17 آذر 89)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با همسر معتادم چه کنم
    توسط روناک محمدی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 تیر 97, 22:55
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  3. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  4. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.