به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 49
  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    ریحانه

    شما پاک از اقتضائات خلقت انسان خارج رفتی .

    انسان نیازهاش رو مدیریت می کنه ، شما غولی از نیاز رو تصویر کردی .

    سنخیتها کجا معنا می یابد ؟

    چرا این همه تاکید بر شناخت برای انتخاب درست هست ، برای این که با توجه به معیارها و اولویت بندیهایت بتوانی انتخابی داشته باشی که در کنار اون به آرامش برسی که همین ارامش جزء اساسی ترین نیازهاست ، و نیازی به دیگری ( غیر همسر از جنس همسر پیدا نکنی )

    این که درست انتخاب نمی کنیم و نیازهامون به خاطر انتخاب غلط رفع نمی شود ، یک فرع است نه اصل ، یعنی شما یک فرع را اساس هویت انسانی در خلقتش گرفته ای .


    با توجه به این که اعتقاد داری هیچ کس کامل نیست بنا بر این زن و شوهر ها همه نیازهای هم رو برآورده نمی کنند و لذا ب ارتباط با غیر همسرشون از جنس همسرشون برای رع این نیازها احتیاج دارند . به من بگو ، زن و مردهایی که چنین رابطه هایی با دیگران ندارند و به هم کامل وفادارند و از همسرشون کاملاً راضی هستند جایگاهشون کجاست ... کاملند و نقص ندارند ؟؟؟؟

    از همین زن و مردها نمونه هایی داریم که حتی بعضی نیازهاشون از طرف همسرشو برآورده نشده اما راضی هستند و چیز شاقی نمی بینند و حاضر به رابطه با غیر همسرشون برای برآوردن نیازشون نیستند ، را شما چه می بینید ؟؟؟

    اگر زن یا مردی نیاز جنسیش از طرف همسرش به قدر کفایت برطرف نشد ، شما تجویز می کنید با یک دوست از جنس مخالفش برطرف سازد و همسرش هم منطقی باشد و بپذیرد ؟؟

    خیلی مایلم پاسخ این سئوالات را از شما بشنوم

  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خوب من الان واقعا گیج شدم که چه کنم.
    جواب بدم به همین نحو، اخطار و حذف
    اعتراض کردم به این که من اصلا اسم این تاپیک رو قبول ندارم، حذف شد.
    راهنمایی خواسته بودم، حذف شد.
    خواستم سوالم رو از مدیر در مورد نحوه ادامه بپرسم، نمی تونم بفرستم

    خوب شما بگید من چه کنم؟؟؟؟؟؟

    من واقعا دلم می خواست توی این تاپیک، به یه نتیجه برسم!!! اما واقعا موندم چه کنم

  3. #13
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام کاربر محترم
    همانطور که در پیام خصوصی هم مورد تاکید قرار دادم، اینجا یه کمی بیشتر توضیح می دهم.

    ببینید، ما قسمت سئوالات را رایگان برای مراجعینی که با مشکل روبرو هستند ایجاد کردیم تا سئوالشون را بپرسند.

    حالا اگر کسی تمایل دارد مباحثه کند، و گفتگو کند و به انتشار دیدگاههای خود بپردازد اولا باید عضو باشد، ثانیا باید طبق قوانین همدردی عمل کند.(مثلا ویرایش ، حذف و .... در همه تالارها با مدیر بوده و در تالار همدردی سخت گیرانه تر نیز هست.). طبیعی هست جایی که فرد به جای گرفتن جواب اصرار به توصیه ها و روشهای اشتباه و آسیب رسان باشد و توجه به تذکرات نکند، هم اخطار می گیرد و هم در نهایت حساب کاربریش مسدود می شود.

    نام تاپیک هم باید با محتویاتش بخواند. شما مشکلتون اینست :

    شما تمایل دارید یا ازدواج نکنید تا آزاد و بدون تعهد باشید. یا اینکه همسری انتخاب کنید که به شما چنان اجازه آزادی بدهد که تعهد را هم بتوانید نقض کنید؟ شما ابتدا بپذیرین این مشکل را دارید تا بعد جوابهای را بشنوید.
    ظاهرا شما بیشتر تمایل دارید دیگران را قانع کنید که چنین باشند. تا اینکه خودتان قصد داشته باشید این مشکلتون را حل کنید.(البته اگر بپذیرید این مشکلی هست.)


    دقت کنید شما این موضوع را در چندین تاپیک مختلف به طرق مختلف ترویج کرده و دفاع کرده اید. و به پیامهای خصوصی بنده هم توجه نکرده اید، علت اخطار هم این بوده است.

  4. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array
    مدیر همدردی عزیز، سلام و خسته نباشید
    من عمیقا درک می کنم مسئول یک سایت روانشناسی بودن، مسئولیت سنگینی است و قوانین زیادی هم باید گذاشت تا لجام گسیخته نشود.
    بنابراین به عنوان کاربری که حق عضویت پرداخت نکرده، به شما حق می دهم کل این تاپیک رو پاک کنید. چون بایستی هزینه سنگینی (وقت برای منظم و اداره کردن آن) بپردازید.
    خود من هم به عنوان کسی که فعلا حقوقی دریافت نمی کنم، و از پدر محترم پول تو جیبی می گیرم، والااا دیگه روم نمی شه به خاطر این نیازهام (بودن در این سایت) از بابام پول بگیرم. انشا.. با دریافت اولین حقوق، یکی از حمایت کننده گان مالی این سایت خواهم شد، چرا که بسیااااار چیزها از اینجا یاد گرفتم و امید به وسیع تر شدن و قدرت مند شدن سایت دارم.

    شما فرمودید : "طبیعی هست جایی که فرد به جای گرفتن جواب اصرار به توصیه ها و روشهای اشتباه و آسیب رسان باشد و توجه به تذکرات نکند، هم اخطار می گیرد و هم در نهایت حساب کاربریش مسدود می شود."

    در بحث قبلی هم، مشاهده کردید اصلا اصراری به قبولاندن نظراتم نداشتم. کما این که خطرات رابطه جنسی قبل از ازدواج بیشتر برام معلوم شد و در آخر هم گفتم، حرف ها زده شده، دیگه هر کسی با توجه به شرایطش و منطقش و احساساتش، خودش تعیین می کنه از کدام مسیر برود.

    در اینجا هم، والاااااااااااااااااااااا ااااااااااا من نمی گم تعهد تو ازدواج لازم نیست.
    اصلا اگر تعهدی نباشه، دیگه تفاوتی با دوستی نمی کنه. ازدواج دست کم یک تعهد قانونی و اجتماعی است و علاوه بر این تعهدی اخلاقی در برابر همسر.

    درضمن، من به شخصه کسی هستم که به اتفاقات پیرامونم بسیار فکر می کنم. اگر در کسی مشکلی ببینم باید علتش رو بفهمم، و دقت کنم ببینم در خودم وجود نداشته باشه و اگر داره، از راه درست وارد بشوم وتجربه دیگران رو تکرار نکنم.
    توی بحث قبلی دیدید که گفتم، یک سری آدم ازدواج نیستند و علت ها بحث شد. در وجود خودم دقت کردم، و دیدم با تمام هزینه هایی هم که یک انسان بابت زندگی مشترک پرداخت می کنه (که برای من سنگین ترینش اینه که شاید نتونم روزی چند ساعت تنهای تنها باشم و با خودم خلوت کنم) اما باز هم، زندگی مشترک رو به مجردی ترجیح می دم (این نتیجه رو از بحث قبلی و ... گرفتم) البته باز هم میگم هستند کسانی که ترجیح نمی دهند.

    توی این بحث هم، هدفم اینه بفهمم، با نیازهایی که ارضا نمی شه چه باید کرد؟
    باید فراموششون کرد؟
    باید ارضاشون کرد؟ تا چه حد؟ چه قید هایی وجود داره؟

    چرا این سوال برام مهمه؟ چون نمی خوام منم در آینده بیام و آه و ناله راه بندازم. می خوام قدم هام آگاهانه باشه. همه ی این حرف ها کمک می کنه آدم خودش رو بهتر بشناسه.
    اصلا اگر همسر من، نیازیش ارضا نمی شد،(مثلا اون به شدت اهل گردش باشه، من نه) عکس العمل آدم باید چی باشه؟ راه کار آدم باید چی باشه؟؟

    و در یک کلام، من دلم می خواد جای اینکه شما دوستان، به عزیزان هموطن "ماهی" بدید (چگونه مشکلشون رو حل کنند)، بهشون "ماهیگیری" یاد بدید. (فکر می کنم چنین بحث هایی این کار رو بکنه)

    حالا اگر می بینید این بحث ارزشی نداره و یا اینکه به هزینه ای که باید بابتش بپردازید نمی ارزه، من واقعا مشکلی با این که حذفش کنید ندارم و عمیقا درکتون می کنم.
    باز هم تشکر از وقتی که میگذارید و محیط گرمی که فراهم کردید.

  5. #15
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    ریحانه عزیز .

    بسیار از شفاف سازیت خوشحالم ، حالا بحث روشنتر شد .

    در واقع بحث و سئوال اساسی شما روی نیازهای یک فرد در زندگی مشترک است که اگر پاسخ نیابد چه باید کرد ؟

    عزیزم !

    باید خدمتت عرض کنم ، پیش نیاز پاسخ به سئوالاتت ، بحث نیازها در انسان است ، و بعد از روشن شدن آنها راحتتر میشه به سئوال شما پاسخ داد .

    در مباحث علوم اجتماعی و موضوع تشکیل گروه و انواع آن ( گروه دوستان ، گروه های محلی ، گروه خانواده و...... ) بحث نیازها بطور اساسی به عنوان زیر بنای تشکیل گروه مطرح است ، خانواده هم یک گروه است از نوع نخستین آن ،بنا بر این دو نفر که با هم ازدواج می کنند ، تشکیل یک گروه با عنوان خانواده را داده اند . و نیازها اساس تشکیل این گروه است ، در واقع به جهت رفع نیازها تشکیل شده . (فکری ، اقتصادی ، عاطفی ، اجتماعی ، جنسی و.... ) در تشکیل خانواده مجموعه ای از نیازهای طبیعی مطرح است که شکل سالم بر طرف کردن آنها در قالب خانواده است ، و با ساز و کاری به نام ازدواج این گروه شکل می گیرد با نقشهایی که هر کدام از اعضاء گروه به عهده دارند و تعریف شده هست .
    برای همین هم وقتی دو فرد می خواهند با هم ازدواج کنند لازمه ، به بلوغ فکری ، جسمی ، اجتماعی ، رفتاری ، روانی ، اقتصادی ، و...... رسیده باشند و برای هر کدام از دوجنس بنا به تفاوتهای طبیعی این بلوغ نشانه های خاص خود را دارد ، به بلوغ در ابعاد مختلف رسیده باشند چون نیازهایی که به هم دارند در همین ابعاد مختلف است . از این جهت هم زن و شوهر مکمل هم شناخته شده اند چون نیازهای هم رو از جهات مختلف پوشش می دهند .

    چون بحث من طولانی است و در چند پست ارسال می شود ، خواهش دارم بین پستهای بنده پستی ارسال نشود ( ممنون از دوستانی که رعایت می کنند )



    ادامه دارد .............

  6. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرشته مهربان من 1 ساعتی منتظر پستتون شدم ولی مثل اینکه قرار نیست پستی داده بشه...اگر هم بین پستاتون پستی بیاد باز مسئله ای نیست همون ادامه دارد کفایت میکنه واسه خواننده

    در جواب ریحانه:
    به نظر من شما ازدواج و تعهداتشو دوست ندارین. یا منطقی نمی بینین... مسئله اول و مهم اینه که شما آزادید و کسی نمیتونه راجع به تصمیم شما راجع به شخصیتتون قضاوت بکنه. این یه حق مسلمه که شما نحوه زندگیتون رو انتخاب کنید و وقتی این نحوه آگاهانه هم باشه تازه ارزشمند هم هست.

    اما به نظر من:
    * وقتی پای ازدواج پیش میاد و اون چیزی که ما در ذهن داریم مهمترین اساسش همین تعهد عاطفی و احساسی و جنسی هست. بدون این ازدواج از رکن ساقط هست.
    * ازدواج به سبک فرانسوی یا هر اسم دیگه که میخواید: چیزی که به یه اصطلاح شبیه هست و من یه جائی خوندم و خیلی موثق نیست. در این نوع ازدواج زوجین از قبل و با توافق قبلی با هم ازدواج کرده و همسر خود را در زمینه به خصوص جنسی برای ارتباط خارج از چارچوب خانواده آزاد میگذاره
    * سبکهای دیگری از زندگی و ارتباط انسانها با هم:
    ازدواج گروهی
    ازدواج همجنس
    و...

    تمام این تیپ ازدواجها ممکن هستند و تنها در یه صورت اخلاقی میتونن باشن و اون توافق طرفین هست (عاری از دروغ) دلیلش هم آزادی انسانهاست. تا وقتی که حق کس دیگه ای رو ضایع نکردیم آزادیم.

    اما مسائلی اینجا هست: اینا سبکهائی از زندگی اند ولی اهداف پشت این سبک ها و شخصیتهائی که واسه این سبکها مناسب اند با هم فرق میکنه....ازدواج به سبک فرانسوی یا ازدواج گروهی یا ازدواج مرسوم هر کدوم اهدافی دارند و به نظر من مقایسه اشون نباید هدف محور باشه چون در این صورت مثل مقایسه سیب و پرتقال هست.

    مثلا شاید تنها ولی به نظر من بهترین روش ازدواجی که مبتنی بر تربیت فرزند باشه...همون روش مرسوم هست. میشه اینا رو به چشم یه ابزار دید و باید ببینیم که کدوم یک ازینا بیشتر با شرایط شخصیتی و حتی اقتصادی من همراه است مثلا در نقاطی در هند دو برادر یا حتی سه برادر با یک زن ازدواج میکنن...چرا؟ مسئله ساده است: تقسیم زمین! با این سنت ... زمینهای کشاورزی تقسیم نمیشن...یه سبک دیگه توی بحشی از تبت: یه زن در طول زندگیش با مردهای متعددی رابطه داره (نه همزمان بلکه هراز چند وقتی یکی مثلا ماهی یکی...مسئولیت تربیت و تامین فرزندان بر عهده برادر زنه...یعنی هر مردی خواهرزاده هاشو بزرگ میکنه..چرا؟ باید جغرافیای اون منطقه و شرایطشو دید....البته شاید بحث راجع به جغرافیای ازدواج چندان به هدف این تاپیک مربوط نباشه.


    و اما یه نکته مهم به نظر من: تقریبا میشه گفت 99.99999 درصد از ازدواجهائی که در نقاط مختلف جهان شکل میگیره ازدواج به سبک مرسوم یک زن-یک مرد هست. این بی دلیل نیست....وقتی ما با اینهمه تنوع جغرافیائی...شرایط زمینه ای....و جوامع متفاوت در واقع با این همه علل مختلف باز ازدواج به سبک مرسوم تقریبا باقی سبک ها رو به استثناء تبدیل میکنه میتونیم بگیم این سبک ازدواج ریشه هائی در روان زن و مرد دارد. اصولا کیس دوست داشتن جنس مخالف به معنای عشقش شامل همه موارد مثبت و منفی میشه....من کاری به ناکارامدی ازدواج یا کیس های ناکارآمد ندارم ولی به نظر من اصولا وجود ارتباطات وسیع عشق رو غیرمتمرکز و در واقع متلاشی میکنه شما نمیتونی آقای A رو به خاطر شخصیتش عاشقانه دوست داشته باشی ولی به خاطر عملکرد ضعیف جنسیش با اقای Bکه ازین حیث مناسب هست رابطه داشته باشی و تفریحاتتون رو با اقای C انجام بدین که خیلی خوش مشرب اند. به نظرم در مورد هم زن و هم مرد در اکثر موارد این ممکن نیست. و باعث ناپایداری شدید عشق و بی ثبانی وحشتناک رابطه ها میشه....
    ضمنا برای وارد شدن در سبکهای دیگر ازدواج باید قید واژه عشق رو زد...ممکنه که این واژه رو جور دیگری تعبیر کنید ولی اون فقط لفاظی و بازی با کلمه است. عشق مرد و زن متضمن فقط و فقط یه نوع ازدواج هست. اگر من مرد باشم و بخواهم هر کدوم از نیازهامو با یه زن ارضا کنم...فکر نمیکنم هیچکدومشون رو واقعا دوست داشته باشم یکیشون ابزار خوب جنسی مه...یکیشون فقط خاصیتش اینه که خیلی شوخه و میشه چندساعتی باهاش گذروند بعد که خسته شدم میرم پیش مهربونه که یه کم نوازش بشم...وقتی بانک نوازشی ام پر شد.....خانم وابسته رو یه کم مینوازم چون نازش خریدار داره و یه نمه ملوسه.....در نهایت هم برای بچه دار شدن یه زن خوش استیل روسی رو سفارش میدم....

    بهرحال به نظر من جامعه باید آزاد باشه تا افراد خودشون سبک زندگیشونو انتخاب کنند. خیر و شرش هم گردن خودشون و خدای خودشون....

    راستی سبکی که ریحانه میگن به Open Marriage مشهور هست که اینم لینکش:
    Open marriage - Wikipedia, the free encyclopedia
    در اینجا هم تاکید کرده که این سبک خالی از مشکل نیست و ... ضمن اینکه همه میدونیم این سبک اصولا ازدواج نیست و یه جور روابط آزاد هست. میشه اسمشو دوستی گذاشت. یه دختر میتونه با چندنی مرد دوست بشه و حد روابطش هم به میل خودش هست (همواره در این بحثها این فرض اخلاقی هست که دروغی در کار نیست. دروغ و مشتقاتش مثل خیانت کلا غیراخلاقی و عملی کثیف و دون شان انسانی اند. در همه این بحثها فرض بر شفافیت و توافق هست.)


    اما یه لیست جالب از انواع ازدواج که واسه خودم جالب بودداینم لینکش:
    Types of marriages - Wikipedia, the free encyclopedia
    راجع به هرکدوم کلی توضیح هست با مراجعه به لینکی که توی صفحه بالا هست. (متاسفانه وضعیت منابع فارسی رو میدونید...)
    بعدا سعی میکنم چندتاشو واسه مستند کردن اینجا به فارسی بزارم:

  7. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Bride Kidnapping
    عروس دزدي: در اين نوع عروس رو ميدزديدن:: و خوب باقيش معلوم هست. هر پسري بايد ميرفت و عروسش رو ميدزديد. اين عمل بيشتر در آسياي مرکزي مرسوم بوده و الان در بخشهای دور افتاده هنوز در جریانه....از کشورهائی که تا همین اواخر این عمل درشون وجود داشته میشه به : قزاقستان...مغولستان...ازبکست ان...آذربایجان...گرجستان..داغ ستان و چچن و...و همینطور چند کشور آفریقائی مثل کنیا و روآندا اشاره کرد.
    در واقع قانون اینه که هر پسری باید عرضه داشته باشه و بره با اسب سفید خوشبختیش عروسی رو واسه خودش دست و پاکنه!!!!! .... البته اینو باید در بطن اجتماعی و تاریخیش دید. ضمن اینکه این مسئله الان تقریبا در همه جای دنیا یکی از شدیدترین جرائم محسوب میشه::
    Group marriage
    اینم ازدواج یه سری مرد با یه سری زن هست. همه با هم مسئول تربیت فرزندان هستند. اما از اونجائی که این نوع ازدواجها هم روبه زوال اند. سبکی از این ازدواج مشتق شده به اسم Line Marriage که اضافه شدن اعضا جدید رو مجاز می بینه تا به اصطلاح خانواده ادامه داشته باشه (یه چیزی تو مایه های برگشت به عصر حجره به نظر من یا همون کمون اولیه.... به نظرتون اگه در عمل همه برن و طی ده سال یه سری والدین تازه جایگزین بشن....بجه ها؟؟؟؟ کلا بیشتر به درد همون ارضای جنسی میخوره خلاصه و عاری از عشق هست تازه از قدیم گفتن آشپز که دو تا شود..... مثلا فرض کنید A با B دعواش میشه...C پشت A رو میگیره و B کینه شو به دل میگیره و D این وسط احساس بی ارزشی میکنه و خلاصه هم روابط بسیار پیچیده تر میشه و هم دوام عاطفی یک چنین سیستم پیچیده ای ضمن اینکه در همه موارد اینجنین (مثل Open marriage ) همواره مسئله حسادت پیش میاد (در عمل نشون داده شده که همواره درجاتی از حسادت هست). در مواردی این کار به کلونی ختم میشه یکی از مشهورترینش در آمریکا در قرن نوزدهم بوده که کلونی به 200 تا رسیده و جزء معدود گروههای بوده که دوام آورده. اما در اکثر موارد تعداد کمتر از اینهاست و چندان پایدار نیستند. اما آخر سبک اقتصادیه به نظر من. یه جورائی هم آدم یاد هابیل و قابیل هم میافته
    Hollywood marriage
    همه میدونیم چیه این سبک اینقدر ازدواجها زودگذر و تجملی هست که اسمش شده یه سبک ازدواج
    Lavender marriage
    یکی یا هردو ه...مجن...س بازند...::
    در موارد یکی علاوه بر ارتباط معمول زن و شوهری یا هردو میتونند با هم..جنس خودشون هم در ارتباط جنسی باشند.
    Love marriage
    بهترین نوع ازدواج به نظر من که بر پایه عشق متقابل است. و به خصوص در تعارض با ازدواجهای اجباری یا از پیش تعیین شده مطرح میشه::::
    Monogamy
    داشتن فقط یک شریک در یک زمان. این نوع در انسان و بین خیلی از گونه های جانوری دیده میشه::...البته چند همسری چه به شکل چند شوهری و چه چند زنی در بین حیوانات هم دیده میشه (به خصوص نوع حرمسرا داشتن)
    Polyandry
    چند شوهری. این در سومر قدیم بوده و امروزه در تبت و اقوام کانادائی (نه کانادای آمریکای شمالی...کانادای هندیها)..بخشهای از سریلانکا و بوتان دیده میشه...همینطور در برخی فرقه های مذهبی در مغولستان.... در پست قبل هم گفتم یه دلیلش مسئله تقسیم زمین بوده...یه دلیل دیگه اینکه در برخی اقوام این اعتقاد بوده که فرزندان باید چندین پدر داشته باشند (به خاطر جنگ و ....)
    Polygamy
    چند همسری که معرف حضور هست.
    Nikāḥ al-Mut‘ah
    یا همون صیغه خودمون که معرف حضور همه همکیشان اهل تشیع هست.
    S..**..e..**..xless marriage
    ازدواج بدون رابطه جنسی. تعریفش در آمریکا ازدواجی با زیر 10 بار در سال رابطه زناشوئی هست و گفته میشه 2 درصد ازدواجها در آمریکا در این فازهستند دلایل مختلفی داره ولی بیشتر یا مسائل قانونی هست یا پزشکی. البته نوعی هم وجود داره که رابطه جنسی رو عملی قبیح میدونن و زوجین میخوان علاقه شون یه جورائی خواهر برادری کنن...البته الان دیگه از مد افتاده و کمتر کسی تن به یه همچین کار ناسالمی میزنه
    Walking marriage
    همونی بود که تو پست قبل گفتم که توی تبت و به خصوص قبیله موسو در چین هست دقیقش اینه:
    زن موسوئی در خانه اش را عصر به روی عشاقش باز میکند...و مرد صبح برای کارهای مربوط به خانه به خانه مادرش بر میگردد. وی مسئول بزرگ کردن خواهرزاده هایش هست.


    سبک های مسخره تر یا خیلی جزئی هم بود که اینجا نیاوردم ولی بهترینش همون Love Marriage هست مگه نه؟؟؟ البته شاید نه برای هر کسی بعضی ها مثلا از جنس مخالف بدشون میاد یا جذابیتی واسه شون نداره اینا رو که نمیشه به زور مزدوج کرد::...

  8. #18
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام reyhaneh
    وقتی یک تاپیک زده می شود، کسی که تاپیک را برای منظور خاص خودش و مشکلی ایجاد می کند باید شفاف هدایتش کند تا به حاشیه نرود. همان کاری که آنی در « تاپیک خیانت» ، انجام داد و به شما تذکر داد که موضوع به حاشیه نرود.
    در غیر این صورت هر کس از روی برداشتی که می کند موضوع را به گوشه ای می برد. جواب قبلی فرشته و جوابهای اخیر rroogg هم نشان می دهند که نظر شما را مثل من طور دیگر درک کرده اند. در این گونه موارد باید شفاف تر و مصداقی و دقیق نظرتون را بگویید و سئوالتون را بپرسید. و تاپیکتون را جمع و جور کرده و در مسیر یافتن دقیق جواب پیش ببرید.
    با این شفاف سازی که کردید من عنوان خودتون را روی تاپیک می گذارم، شما هم سعی کنید تاپیک دقیقا در همین مسیر عنوان سئوالتون پیش برود. یعنی بحث نیازها در ازدواج و نحوه ارضاء شدنشان.

    با تشکر از شفاف سازیتون

  9. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array
    [color=#4B0082]ریحانه جان سلام

    عزیزم عجب انحرافی در بحث اولیه و چیزی که منظور تو بود ایجاد شده . بگذریم و تاپیک را ببریم به سمت اصلی .

    ریحانه جان

    وقتی که تو و من دختر بچه های کوچولویی بودیم تصاویر و اتفاقاتی را در محیط زندگی ( خانواده - اجتماع مدرسه و پارک ) ناظر بوده ایم . و بر اساس فهم و درک و وسعت دید یک دختر بچه با میزان کمی از اطلاعات مسائل را دریافت و پردازش می کردیم و گوشه ذهن خودمان نگهداری می کردیم . یک کمی که بزرگتر شدیم و این اطلاعات و برداشتها و .... زمان بچگی را ویرایش کردیم و با یک بازنگری نکاتی را به آن اضافه یا حذف کردیم و تصمیم گرفتیم که بر مبنای این دستور عمل جدید کل زندگی خود را هدایت کنیم .

    اگر خوب فکر کنی و بتوانی خودت را بشناسی و ریشه یابی کنی می بینی این تصمیم ریحانه ی 27 ساله نیست . ریحانه در این سن به این نتایج نرسیده بلکه یک چیزی شاید مثل سکان در ضمیر ناخودآگاه تو را به سمت این باور هدایت می کند .

    حال حرف من با تو چیست ؟!

    ریحانه اختیار دار است که به مغازه ای برود و بهترین لباس را انتخاب کند که با اندام و فرم هیکل و رنگ پوست و ....همخوانی دار د ( توجه به ریزترین تا درشت ترین ) و همان را بخرد و ......( این خرید 70-80 درصد نیازهای ریحانه را مرتفع می کند )

    یا ریحانه می تواند کج سلیقگی کند یا از سر ناآگاهی و عدم تو جهبه کل نیازهای خودش و بدون در نظر گرفتن اندام و هیکل و .......و حتی بدون توجه به اینکه این لباس باید نسبت به فصل و یا مراسم مورد نظر چه مشخصاتی باید داشته باشد تا نیازهای ریحانه را مرتفع کند ....اقدام به خرید بکند و.....( این انتخاب 20-30 درصد نیاز ریحانه را مرتفع می کند )

    من ریحانه را درک می کنم . می دانم از چه جایگاهی در هر دو حالت اقدام به انتخاب کرده است . اما به عنوان دوست ریحانه در صورت نوع انتخاب مسیر اول او را نوازش می کنم و تائید می کنم و می دانم که ریحانه از سر آگاهی وشناخت و با توجه به نیاز انتخابی را کرده که برای سالیان سال از انتخاب خود راضی خواهد بود و استفاده خواهد کرد و مثل یک ستاره در این لباس ( ازدواح ) خواهد درخشید .

    و در صورت انتخاب مسیر دوم برای خرید و انتخاب و...من می دانم که ریحانه نیازهایش بر حسب شناخت با این لباس مرتفع نمی شود و در دراز مدت باید به فکر این باشد که چه بلایی به سر این لباس بیاورد و .............

    شاید به ظاهر مثالی که زدم بی ربط به نظر برسد و نتوان انتخاب همسر را با خرید یک لباس مقایسه کرد اما اگر خوب دقت کنی وجه تشابه آن را درک خواهی کرد .

    تو نمی دانی با درک این مسئله که مردی قادر نیست حرف یومیه تو را بفهمد اقدام به برقراری رابطه کنی و همینطور برعکس و برای جبران کمبود های خود اقدام به دوستی با فردی دیگر بکنید با این استدلال که.... !!!

    استدلال : ما انسانهای روشنفکری هستیم !که برای اینکه از آن ور بوم که سیستم ازدواج مدل آویزانی است نیفتیم از این ور بوم که سیستم گل و گشاد است می افتیم .

    این همان مثال کج سلیقگی ریحانه است . یعنی ریحانه سرسری می خواهد کاری را انجام بدهد تا نیاز لحظه و آن خودش را مرتفع کند اما هدف دراز مدت به شکل مسئولانه ندارد .

    اشکال ندارد که ما دوستان غیر همجنسی داشته باشیم که نگاه جنسیتی بین ما رد و بدل نشود اما این دوستان اگر انتخابهای درستی باشند با ما وارد سبک و سیاق جدید زندگی های ما می شوند ( زندگی خانوادگی ) و معاشرتها فرم خانوادگی پیدا می کند اما نه اینکه من ساز خودم را بزنم و همسرم در سویی دیگر ساز خودش را کوک کند و بنوازد و .....

    زندگی زناشویی از اشتراک حاصل می شود اگر تو و همسرت در پستو خانه ی روابط و احساسات و اعمال و افکار خود چیزهای درستی برای مشترک شدن داشته باشید همان را وسط میاورید و اگر در پستو خانه هایتان چنین چیزی برای اشتراک نداشته باشید راهتان از هم جدا می شود . چرا که مفهوم زندگی زناشویی طلب می کند که تو مسئولانه رفتار و احساس و عمل کنی . و ابتدایی ترین هدف زندگی زناشویی همین به اشتراک گذاشتن داشته ها و نداشته ها ست و هر کجا بار نداشته های مشترک در زندگی زناشویی قوی تر باشد آن زندگی نمودار خوبی نخواهد داشت و انتهای کار از همان ابتدا مشخص می شود .

    پس باید یاد بگیری که این سطح از تفکر و بینش به معنای روشنفکری نیست . روشنفکری هم مثل هر چیز دیگری قانون و قواعد خودش را دارد و از قضا باورهای روشنفکرانه درست ، بار مسئولیت قوی نری دارد. تو می خواهی از آن سوی بام باورهای تعصب گونه و یا به عبارتی" رایج "نیفتی اما با این نوع بینش خطر بیشتری متوجه تو و انتخاب آینده است .چرا که در سیستم قبلی هر دو طرف به خودشان آسیب می زنند و در نهایت دو انسان هستند که وبال هم می شوند ( وابستگی ) و لی درسیستم تو علاوه بر تو و همسرت دیگرانی هم پایشان به میدان زندگی شما باز می شود که آسیب می زنند یا آسیب می بینند .

    تو می خواهی با تک فایلی بودن ذهن زن مبارزه کنی احتیاجی به مبارزه نیست . کافی است که ذهن خودت را مدیریت کنی و مسئولانه عمل کنی و از آن طرف هم درست انتخاب کنی . انتخابی که مسئولانه برخورد کند .

    درست مثل همان داستانی که کامران و سایر دوستان گفتند نمی توانند سیستم چند فایلی ذهن مرد را در رابطه با " زن " بفهمند . می دانی چرا ؟!
    چون سیستم چند فایلی دهن کاملا تربیت شده و مدیریت شده است .
    در تاپیک خیانت !!!!!!!!!!!واژه ای قبیح ...دوستی به نام rroogg عنوان کردند که اگر چنین مسئله ای برای ایشان اتفاق بیفتد همسرشان را در جریان می گذارند و حتی طلاق می دهند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط rroogg


    من شاید قابلیت چند همسری رو داشته باشم به خصوص به شکل یه همسر عشقولانه داشته باشم و بینهایت شریک جنسی (ولی به نظرم فقط عاشق یکی میتونم بشم)...ولی به خاطر یه سری مشکلات نرم افزاری (شخصیت...روان و ... نمیتونم این قابلیت رو بالفعل کنم)...نویز هم میتونه همون افکار باشه که اصولا میشه کمش کرد ولی نمیشه جلوش گرفت ...


    این درسته که آقایون وقتی عاشق زنی میشن برخلاف خانمها همه چیز رو از پنجره عشقشون نمیبینن و واسه هر مسئله ای پارتیشن جدائی دارن


    راجع به سوال آنی که چرا بعضی از مردها خیانت نمیکنن..........من راجع به خودم میگم....برای من رابطه جنسی (به نظر من عامل اول خیانت در صورت وجود رابطه عاطفی با همسر) و خیانت به همسرم...ارزش خورد شدن عزت نفسی که پیش خودم دارم رو نداره....

    در واقع من نمیتونم زیر بار همچین کاری برم....مطمئنم که اگر روزی بخواد چنین چیزی رخ بده..قبلش زنم رو طلاق داده ام (از رابطه خارج شدم)...شاید نتونم این رو به خوبی توضیح بدم ولی حاضر به انجام هر پستی نیستم .... به خصوص رابطه صرف جنسی به نظر من علیرغم غریزه ای بودن ولی دون شان انسانیه....میدونم اینا شعار به نظر میاد ولی من دیدی مثبتی نسبت به خودم دارم....

    البته سن دوستمان کم است و از مرحله ی شعار تا عمل زمین تا آسمان راه است
    اما
    این یعنی رشد . یعنی مسئولانه برخورد کردن با مسائل . یعنی تا هستم درست و کامل هستم و زمانی که نتوانستم تماما به نیازهای خودم و همسرم در حد توان متعارف عمل کنم ترا به خیر و ما را به سلامت . این همان حکایتی است که خیلی از مردان رعایت می کنند تا خیانت نکنند .

    پس در خانم ها باید یک سری مسائل ریشهای صرفا به خاطر وجود خودشان و ارزشهایشان از جمله همان اعتماد به نفس - عزت نفس - مسئولیت پذیری و ...وجود داشته باشد تا انتخاب درست و اصولی و نسبتا کاملی انجام بدهند که خواستها و نیازهایشان را در بر بگیرد . آن هم نیازهای اولیه را .


    پس دقت کن که راه را اشتباه نروی .

  10. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array
    آنی عزیز، حرف های شما درست. این ها روال زندگی عادی هست. حول و حوش 80% نیازها براورده می شه، و قبول دارم.
    اما برای اینکه سوالم رو بهتر بفهمید، یه مثال ساده می زنم.
    توی یکی از تاپیک هایی که همین چند روز باز شده، مشکل این خانم اینه که خودش به شدت اهل گردش و تفریح هست، اما همسرش از اوناست که دلش می خواد کلا تو خونه باشه. (من حتی این موضوع رو به صورت بسیار جدی ترش توی یکی از اقوامون هم دیدم)
    این به معنای این نیست که انتخاب اشتباه بوده. این دقیقا همون 20% باقی موندست.
    اصلا به نظر من کسی که این 20% رو نفی کنه، چشماش رو بسته و خودش رو فراموش کرده.
    تا اینجا قبول دارید یا نه؟

    حالا سوال من اینه.
    شما با این 20% چی کار می کنی؟ (من بسیاااااااااااارررررررر اختلافات دیدم که دقیقا سر همین 20% بوده)

    شما اینو جواب بدید تا من بقیه صحبتم رو بکنم.
    مرسیییی
    *******************
    راستی فرشته مهربان، من هرچه صبر کردم شما ادامه مطلب رو نگذاشتید.


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم رفتار بسیار ناشایستی باهمسر باردارش داره!!
    توسط بانوى مهر در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 69
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 تیر 94, 03:33
  2. میشه بدون رابطه زناشویی ،زندگی خوبی داشت؟
    توسط الهه آذر در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 تیر 93, 17:36
  3. با مشکل رو دروایستی و خجالتی بودن چه کار کنم
    توسط محمد مظلوم در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 17 اسفند 92, 15:13
  4. +آیا در زندگی زناشویی بایستی از یک سری نیازها گذشت؟
    توسط reihaneh در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: جمعه 04 تیر 89, 03:01
  5. لیستی از جملات تاکیدی
    توسط roya در انجمن آرامش
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 10 اسفند 87, 09:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.