sci ممنون که برای رفع مشکلم وقت گذاشتید
من متن شمارو شاید بیش از 5 بار خوندم و فکر کردم و دقیقا" مشکل همینجاست که این خصوصیات خوبه ولی وقتی از تعادل خارج شه بده
مثلا" همسر من مهمونی رفتن غیر دوستاش دوست نداره و من باید مرتب شرمنده همه باشم بعلاوه اینکه از علاقه خودمم صرف نظر کنم
اون راحت قید ادمارو میزنه مثلا" تو دعوای اخیرمون پای خانواده ها اومد وسط ولی خانواده من واسه حفظ حرمت بازم رودررو حرفی نزدن ولی 7 ماه هر کدوم با خانواده مقابل قهریم و همسرم کوتاه نمیاد میگه دیگه هیچوقت نمیام اخه این بچه بازی نیست؟
یا چند روز پیش تولد من یادش رفت بعد که فهمید میگه ااا ببخشید سرم شلوغ بود بریم شام بیرون کیکم بگیریم چیز مهمی نیست!!!!!!!!!!!
یا واسه حرف زدن با هم تایم می ذاره میگه 1 ساعت باهم حرف زدیم بریم سراغ کار و درس

یا میگه خرید لازم داری من وقت ندارم با دوستات برو من وقت مسافرت ندارم با بقیه برو بابا اخه پس واسه چی شوهر کردم همیشه تنهام
یا بلند میشم صبح بهش صبحانه میدم جای تشکر دعوا میکنه بدم میاد از خوابت بزنی واسه من یا تولد میگیرم براش جای تشکر میگه اصلا" خوشحال نشدم از خوانوادش پذیرایی میکنم احترام می ذارم جای تشکر دعوا میکنه خودت اذیت نکن این ادم واقعا" به نظر شما حس داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اون عصبییه......
راستش تو مشکلات منم که اونو حمایت می کنم اون از کاه کوه میسازه مثلا"اگه کتابش تا بخوره انگار دنیا تموم شده.اگه سرم درد بگیره جرات ندارم بهش بگم
همیشه تو تمام اتفاقات دنبال مقصر مسولیت رفتارش نمی پذیره و اگه یه زمان سوتی بده که نتونه تقصیر من بندازه اینقدر عصبانی میشه از خودش که انگار قتل کرده همش می خواد تاپ ترین باشه حتی به قیمت از دست دادن زندگیمون
یه جوریه مثلا" الان خوبه یهو می شه بد الان عاشقم 2 دقیقه بعد ازم متنفره نمیتونم بهش اعتماد کنم
نمی دونم کجای زندگیشم نمیدونم چیکار کنم که احساسم حرفم بفهمه به هر زبونی میگم کار کار خودش شما بگید چه جوری باید بفهمونم من نیاز به ارتباط دارم نیاز دارم موقع خواب حرف محبت امیز بزنیم نه حرف کار.اینقدر به علاقه مندیاش گوش دادم و اون به من گوش نداده خستم یه راه کار لطفا" بگید بگید چه جوری مطمن شم واقعا" دوستم داره و براش مهمم چون هرکی از دوستاش باهاش حرف میزنه میگه ادم سختیه بچس تو اگه زندگیت دوست داری سکوت کن واقعا" چه قدر سکوت؟؟؟؟؟؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)