به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 27 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 262
  1. #151
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    سبک تکین هر موقع آماده نیستی و آرامش نداری
    صبر کن و به همسرت در کمال احترام بگو که بعدا باهات تماس بگیرم
    اگه معترض شد
    بگو من سرکارم و اینجا محیطی نیست که هر موقع دلم بخواد بتونم راحت صحبت کنم
    اگر هر غری زد لجی بازی کرد یا نسبت بازی در آوردن به شما داد
    شما قاطعانه بدون بی احترامی به شوهرت بگو:
    شما آزادی هرجور می خواهی برداشت کنی ، من اصرار ندارم چیزی رو ثابت کنم ، واقعیت همین هست که گفتم

    نکته اول) اصلا الان فرصت این قضیه نیست اثبات کنی که تو رفتارت درست هست و مدام توضیح بدهی
    تحت هیچ شرایطی توب لاک دفاع و بازی دفاعی نرو
    یعنی چی ؟

    یعنی هر چی خواست اون تو رو تحریک کنه و عناوین مختلف بهت نسبت داد شما درصدد توجیه و توضیح برای او بر نیا

    راهکار :
    کلی گویی کن
    از جمله
    حق باشماست
    سکوت
    روی این موضوع فکر میکنم
    شما هرجور راحتی فکر کن


    سبکتکین دایره کلمات و جمله هایت را عوض کن
    یه مقدار موضع پاسخگویی ات را از توضیح ، توجیه و دفاع بیرون بیار

    با شوهرت همسنگر شد
    جایی که اون متهمت می کنه ، سکوت کن ، گاهی بهش حق بده بگو حق باشماست ،راست می گی
    باید خودم رو اصلاح کنم
    یا گاهی بگو
    جدی اینجوریه؟

    باید روی این موضوع فکر کنم و بیشتر کار کنم




    سبکتکین شما و رفتارت و حرفهات کاملا توی دست شوهرت هست یعنی چی
    یعنی دقیقا خوب نقشت رو توی بازی ای که شوهرت راه انداخته داری ایفا می کنی

    بازی دادگاه را همسرت درست کرد

    و انتظار داشت توی این بازی تو از موضع ضعف وارد بشی و بگی من نمیام دادگاه ( چیزی که خودت الان داری همش به من می گی که من نرم دادگاه)

    مگه نگفت من مهریه ات رو می دهم ، من نفقه ات رو می دهم ؟
    هرچی تو می گفتی نمی خوام
    اون می گفت نه من می دهم



    قضیه اون پسر رو پیش کشیده و آبرو ریزی که تو دادگاه نری


    قضیه درست نبودن آدرس خونه رو پیش کشیده که تو دادگاه نری


    حالا اگه به خودت بود
    تو دادگاه نمی رفتی ، گویی که الان هم با ضمیرت کشمکش داری که دادگاه نری
    بهت گفتم به همسرت بگو بیاد دنبالت که با هم برید دادگاه

    چرا؟
    چون شوهرت راه فرار داشته باشه که اگر این قضیه دادگاه واهی باشه بتونه از زیرش در بره

    چه اصراری هست تو خودت بری دادگاه اون هم خودش بره؟!
    تاحالا دادگاه خانواده بودی؟

    اونقدر بزرگه و شلوغ
    مگه کسی میتونه کسی دیگه ای رو پیدا کنه؟






    الان هم بازی دادگاه مطابق میل شوهرت پیش نمیره چرا چون هرچی اون اصرار کرد که تو حتما میای و انتظار داشت جواب منفی از تو بگیره
    تو همش گفتی آره میام
    هی میگه اگه بیایی حقیقت رو می گی
    تو می گی آره
    هی می گی آبرویت رو همه جا بردم باز هم میایی
    تو می گی آره
    می گه مامان و بابات می فهمن تو بازم میای دادگاه
    تو می گی آره

    خوب طبیعی که وقتی تو از موضع ات پایین نیایی بره سراغ یه بازی دیگه


    الان داره بازی مهریه و نفقه رو سرت در میاره

    توافق کردن روی مهریه و نفقه الان ، امروز ، سرکار تو و اون هم تلفنی ، به نظرت منطقی میاد؟



    سبکتکین باید سعی کنی با قاطعیت، احترام ، کلام و جملات عاطفی و حق دادن به شوهرت اون رو خلع سلاح کنی

    تو حاضری بری به شوهرت بگویی
    من اشتباه کردن ، ببخشید ، تو راست می گی ، بیا خونه دوباره زندگی کنیم و هرجور تو می خواهی مطابق میل تو می شوم

    شوهرت هم این رو می خواد ولی نه با این الفاظ و روش


    چون همه ی مردها از زنی که غرورش رو بذاره زیرپا بدشون میاد

    باید جملات و کلماتی رو یاد بگیری و عنوان کنی که همون مفهوم رو برسونه اما به گونه ای که حق را به شوهرت داده ای احترامش حفظ شده و ارزش و غرور تو هم حفظ بشه


    شوهرت دلش می خواد ( اصلا هر مردی) برای رسیدت به زن محبوبش همیشه بجنگه ، حالا می خواد قبل از ازدواج باشه یا بعد از ازدواج

    بذار شوهرت انتظار بکشه که تو امشب بهش تلفن بزنی

    نترس ، این انتظار هم به نفع تو هست و هم اون

  2. 13 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (سه شنبه 17 خرداد 90)

  3. #152
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    بالهاي صداقت
    دوباره زنگ زده و من دارم باهاش حرف مي زنم .

  4. #153
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    با فرشته صحبت کردم
    فرشته اعتقاد داره که تو الان بنا به صحبت خودش که دیگه لازم نیست تماس بگیری ، نباید تلفتن بزنی
    اون برای تو دون پاشیده و تشنه نگهت داشته که تو زنگ بزنی که مطمئنم اگه به دلت رجوع کنی دلت می خواد زنگ بزنی ( خصوصا اینکه با لحن آرام و عاطفی بهت گفت من حرف میزنم تو فقط گوش کن و حرفش هم این بوده که من مهریه ات رو می دهم تا تو هم بگی نه من مهریه نمی خوام و اینکه گفتی من بعدا زنگ میزنم و صحبت می کنم
    و همسرت گفته لزومی نداره باشه تا دادگاه واسه این بوده که تو تشنه تر بشی و اتفاقا دلت بخواد که زنگ بزنی )


    پس فعلا هیچ اقدامی نمی کنی تلفن هم نمی زنی تا روز دادگاه


    سبک تکین این نوشته ها رو داشته باش
    در زمان و موقعیت مناسب بهش بگو
    این نکات زیر و پست قبلی رو توی زنبیلت داشته باش و به جا استفاده کن


    توی دادگاه هم یادت باشه که موضع دفاع نباشی بلکه در موضع عاطفه توام با اقتدار و ادب و احترام سعی کن که تحت هیچ شرایطی گریه نکنی و صدات نلرزه



    در خصوص اون پسره
    می گی :
    انگیزه ای که باعث شد من کنجکاو بشم روی شوهرم و حساس بشم در خصوص تلفن هاش و اینترت و رابطه هاش و الان متوجه شدم با مشاوره ها و مطالعه هایم که اینجور مواقع نباید تجسس کرد و حساس شد
    این بود که ایشون با یه خانومی اس ام اس می داد ، می دیدتش و همه ی اون چیز هایی که ما اعضای تالار نمی دونیم ولی خودت می دونی رو بگو
    بگو اینها رو هیچ جا نگفتم چون حرمت و ابروی شوهرم رو حرمت و آبروی خودم می دونم و الانم که دارم اینجا عنوان می کنم به خاطر اینه که این مسئله در مورد من اینجا عنوان شده و من دارم ریشه مسئله رو بیان می کنم
    من حساس شده بودم و هر زن ناشی دیگه ای هم همین طور می کنه چون شوهرم رو دوست دارم و وجود رقیب آزارم میده برای همین چون دیدم که توی فیس بوک میره و با همون دختره طبق ادعای حرفهای خود شوهرم صحبت می کنه ، البته گاهی هم انکار می کرد

    من یه بار رفتم فیس بوک و با کسی مواجه شدم و بیان واقعیت ........... در کمال صداقت
    و اینکه : به شوهرم گفتم تا خودش وارد قضیه بشه
    اون آقا آدم اخاذی بود
    خود شوهرم باهاش مواجه شد و باهاش برخورد کرد
    آیا این اسمش خیانته؟ اگر قصدم خیانت بوده باشه آیا می رفتم به شوهرم می گفتم؟

    ریشه همین مقدار ناشیانه رفتار کردن من خود رفتار شوهرم بوده که اذعان می کرده و بروز میداده که با کسی در ارتباط داره هرچند که الان فهمیدم حتی اگر اینطور بود این راهش نبود که من مانع روابط همسرم با دیگری شوم و کارم اشتباه بوده


    توی دادگاه هم اگر کار به اینجا رسید که این حرف ها رو بزنی بگو فقط خودت باشی و شوهرت و قاضی ( از قاضی بخواه افراد غیره برن بیرون چون حرفهایی است که در مورد شوهرم هست و نمی خوام حرمت شوهرم نزد دیگران کم بشه )




    حالا هم ، هر حرفی شوهرت می زنه و اگه معترض شد

    روی پاسخهات دقت کن ، مثلاً جملات زیر را به کار ببر:
    اگر هر غری زد ، لج بازی کرد یا نسبت بازی در آوردن به شما داد
    شما قاطعانه بدون بی احترامی به شوهرت بگو:
    شما آزادی هرجور می خواهی برداشت کنی ، من اصرار ندارم چیزی رو ثابت کنم ، واقعیت همین هست که گفتم

    دیگه هم ادامه نمی دهی ، بحث نمی کنی
    اون ادامه داد
    شما فقط شنونده باشتا خودش موضوع رو عوض کنه


    در دادگاه :

    من شوهرم رو دوست دارم
    زندگی ام رو دوست دارم
    به نداشتن مهارت ها و ناآگاهی روی تفاوت های زن و مرد اقرار دارم که الان دارم روی همه اینها وقت می گذارم تا یاد بگیرم ( آنچه که خودت داری عنوان می کنی )
    چندبار ازش تقاضا کردم که برگرده با هم زندگی کنیم و باهم زندگیمون رو اصلاح کنیم

    چون زندگی که الان به اینجا رسیده یک نفر مقصر نیست و هردو با هم زن و شوهر کم و زیاد سهیم هستند و هردو اشتباه دارند
    اما من نه روی اشتباهات ایشون زوم می کنم نه حتی اینجا تا لازم نباشه بیان می کنم خودش مسئول خودشه
    و من هم مسئول خودم که باید روی خودم کار کنم و خودم رواصلاح کنم و برای زندگیم عملکرد مناسب داشته باشم


    با همه ی اینها تکرار می کنم
    دوسش دارم
    زندگی را با اون دوست دارم تا کس دیگه ای
    جایگزین کردن کس دیگری به جای ایشون برای من خیلی سنگین و سخته اما با همه اینها اصلا نمی خوام بهش تحمیل کنم
    که خوشش نیاد با من زندگی کنه منو دوست نداشته باشه اما خودش رو مجبور بدونه
    چون دوسش دارم می خوام آزاد باشه و هر جور خودش راحته و دوست داره زندگی کنه
    می خواد جدا بشه ؟
    علیرغم میلم به خاطر ایشون می پذیرم همانطور که حضورم هم اینجا علیرغم میلم ولی برای اجابت خواست ایشونه



    بحث مهریه شد

    شما می توانی بگویی

    در خصوص حق و حقوقم به انصاف خودش واگذار می کنم
    چون ایشون این انصاف رو به من نشون داد
    چون همیشه به من می گفت من مهریه ات رو می دهم
    با یه برخورد قشنگ از طرف همسرم اونم زمانی که ازم دلخور بود مواجهه شدم
    که خیلی به دلم می نشست اینکه می گفت من مهریه ات رو می دهم و اعتقاد دارم که مهریه از شیر مادر برای یک زن حلال تر هست
    من توی این کلام و رفتار انصاف ، مرادنگی ، غیرت ، اون هم در اوج ناراحتی و بریدگی و گسستگی که از من پیدا کرده بود رو دیدم و با شهامت هم این رو همه جا می گم که شوهرم با تمام دلخوری ها و ناراحتی ها و اینکه نمی خواد با من زندگی کنه با این حال انصاف رو در مورد من بیان می کنه حالا هم من به همین انصاف خودش واگذار می کنم


    این پست ها رو پرینت بگیر و توی خونه با خودت تکرارشون کن تا توی ذهنت بمونه

    سبکتکین
    در خصوص سئوالت

    این دو هفته و خصوصا پنجشنبه که شب آرزوهاست " لیله الرغایب"

    دعا کن و با خلوص نیت بگو اگر ادامه زندگیمون به صلاحمون هست خدایا خودت درستش کن و من از تو می خواهمش

    صادقانه هم به تمام اشتباهاتت و خطاهای سهم خودم اقرار می کنم و توبه می کنم و تلاشم بر این هست که اونها رو برطرف کنم

    اگر صلاح می بینی خودت درستش کن من به تو سپردم
    اگر هم صلاح نمی دونی به من بفهمون و راضی ام کن


    رهاکن و بپذیر

    سبکتکین ایمان بیار که خداوند خیر رو صلاح رو پیش پای تو می گذارد
    ایمان بیار و همه چی رو بسپر دست خدا

    توکل کن یعنی راه رو درست برو آخرش رو بسپر دست خدا

    اون جملاتی که پیشنهاد کردم توی دادگاه بگی
    رو از روی یک وظیفه نگو ، با طمع نگو ، از روی اجبار نگو
    برای خودت حلش کن ، اونها رو باور کن
    بعد بگو تا اثرگذار باشه

    می گن : "اونی رو که دوسش داری رهایش کن ، اگه مال تو بود به سویت بر می گردد ، اگر نبود ، بدان از همان اول نیز متعلق به تو نبوده"


    تاپیک سخنی با مدیر و هم تالاران رو باز هم بخون
    اونجا من تمام این لحظات رو طی کردم
    به خدا دل کندن از اونی که واقعا دوسش داری سخته به خدا سخته
    درکت می کنم
    ولی وقتی این مرحله رو بگذرونی
    آرامشی توی قلبت میشینه که با هیچ لذتی قابل وصف نیست

  5. 18 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (پنجشنبه 19 خرداد 90)

  6. #154
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    من یه بار رفتم فیس بوک و با کسی مواجه شدم که همون مشخصات و ادبیات شوهرم رو داشت و من اشتباهی گرفتم
    و واسه امتحان کردن شوهرم وارد صحبت شدم تا اطلاعات بگیرم که به مرور متوجه شدم که شوهرم رو با شخص دیگری اشتباه گرفته ام
    به شوهرم گفتم تا خودش وارد قضیه بشه
    اون آقا آدم اخاذی بود
    خود شوهرم باهاش مواجه شد و باهاش برخورد کرد
    آیا این اسمش خیانته؟ اگر قصدم خیانت بوده باشه آیا می رفتم به شوهرم می گفتم؟

    با سلام

    نميدونم باز هم پست ارسالي من پاك خواهد شد يا اصلاح يا هر چيز ديگه .

    به هر ترتيب مناسب ديدم تا تجربه ام رو بگم و اون اينكه : در دادگاه اينقدر ها هم اجازه صحبت كردن نميدن و البته اگر هم بدن كافي هست كه ايشون بپذيره كه همچين ماجرايي بوده بدون هيچ رفت و برگشتي محكوم ميشه چون پذيرفته .

    بايد خيلي خلاصه وار تر و خيلي زيركانه تر مطرح بشه به طوري كه از كلماتي كه گفته ميشه نشه عليه خود فرد استفاده كرد و او رو زير سئوال برد .

    قاضي محترم اصلا به قصه هايي كه تعريف ميشه گوش نميكنه به چيزهايي كه ميپذيريم و نكات اساسي دقت ميكنه كه طرفين مطرح ميكنند .

    پس نظر بنده اين هست كه يا زيركانه دفاع بشه و مطرح بشه يا مطرح نشه و اگر از طرف مقابل مطرح شد زيركانه به زمين خود شخص مقابل انداخته بشه تا خودش توضيح بده و از نكاتي كه مطرح ميكنه كلماتي كليدي را شكار كنيم آن هم جلوي قاضي .اينطوري قضيه بي ارزش خواهد شد و مطرح كردنش سود و زياني نخواهد داشت .

    با تشكر
    اگر خارج از بحث بزرگان هست بي زحمت پاكش كنيد .

  7. 8 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (سه شنبه 17 خرداد 90)

  8. #155
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    حق با شماست
    اما یه لایحه مکتوب می تونه یه شخص تحویل بده و حرفش رو توی همون لایحه بزنه
    مجبور هم نیست حرف بزنه چون لایحه داده
    ===========

    در ضمن دوستان گرامی ملاحظه روحیه ی حساس و ترد وشکننده سبکتکین رو داشته باشید
    که با هر حرف نا امید کننده ای مایوس میشه
    لذا راه را بر روی سبکتکین نبندید



    ==============
    سبک تکین قوی باش و مقاوم

    بهت گفتم وقتی بنده ای در راه درست و مورد رضایت خدا گام برمیداره تمام کائنات با او همگام می شوند
    توکلت با خدا باشه
    اگر این زندگی قرار باشه که بشه میشه
    اگر هم قرار نباشه نمیشه

    تو باید ثابت قدم باشی و استوار

    نه وابسته به پست های امیدوارانه من باش
    نه پست های ناامید کننده دوستان دیگر

    چرا که هر کس از نگاه خود در جهت کمک به تو پست میزنه


    تو اینجا باید هدفت رو دو دستی بچسبی و پیش بری
    اگر شوهرت را دوست داری و می خواهیش برای بدست آوردنش باید در راه درستش گام برداری و تلاش کنی
    پس قوی باش



    ================================
    از مدیران سایت تقاضا دارم به این تاپیک سری بزنند

  9. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (سه شنبه 17 خرداد 90)

  10. #156
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    سلام سبکتکین خوب من

    چطوری خوااااهر؟
    باید تبریک بگم بهت ..
    نمی دونم خودت می دونی چقدر تغییر کردی یا نه ..

    دوست عزیز من ،
    داشتم پستهای یکماه اخیرت رو می خوندم و کلی خوشحال شدم ..
    تو یاد گرفتی به خودت مسلط باشی ..
    یاد گرفتی واسه خودت اهمیت قائل بشی .. :

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    منم هنوز بهش زنگ نزدم . اصلا حال و حوصلشو ندارم . نمي دونم چرا دست و دلم نمي خواد بهش زنگ بزنم . از اينكه دوباره با اون لحنش باهام حرف بزنه بدم مي ياد . از اينكه دوباره بايد كلاس گذاشتنشو تحمل كنم بدم مي آد . هردفعه كلي تمرين مي كنم كه بهش زنگ بزنم ولي نمي تونم گوشي تلفنو بردارم .
    علیرغم اینکه دوست داری همسرت برگرده اما دیگه مثل قبل آویزون نیستی و یاد گرفتی که تا حد امکان احساساتت رو کنترل کنی ..ضمن اینکه قدرت خودت در مدیریت اطرافیان رو هم در این خصوص داری به کار می گیری .. :

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    ديروز همسرم زنگ زد و گفت كه يكي دو تا از وسيله هاشو براش بفرستم با آژانس سركارش . منم خيلي عادي باهاش برخورد كردم و براش فرستادم .
    بعد نيم ساعت زنگ زد و تشكر كرد و گفت هنوز نامه دادگاه نيومده گفتم نه . گفت من مي دونم تاريخش 25 خرداده ساعت 9 صبح و جاش رو هم گفت . گفت حتما اگه خونه نباشي نامه رو مي دن به همسايه ها . منم گفتم آره ديگه حتما مي دن به اونا و هيچي نگفتم و بازم خيلي عادي باهاش برخورد كردم و خداحافظي كردم .
    اصلا نمي دونم چرا دوباره اين حرفو زد . خب اگه قراره به وقتش نامه بياد كه مياد ديگه . مخصوصا مي خواد با من كل كل كنه . منم ديگه سعي مي كنم حساس نباشم .
    به قول ارسطو تو سريال پايتخت همش به خودم مي گفتم (حساس نشو ، حساس نشو )
    ديروزم رفته بودم خونه عممينا . گير سه پيچ داده بودن كه بذار يه بزرگتري پا پيش بزاره ببينيم آخه چشه . بالاخره تكليفت مشخص بشه و منم اصلا قبول نكردم . هر چند خيلي وقتا ديدم تو فاميل كه با پا در ميوني بزرگترها مشكل حل شده ولي در مورد شوهرم مطمئن نيستم و دوست ندارم كه ديگه بهش اصرار كنم .

    اینها چیزهای کمی نیست سبکتکین .. تو علیرغم همه ی رنجهایی که بردی اما خیلی خوب داری با مساله کنار میای عزیزم..


    گفتم مساله .. می دونی چرا ؟ چون تموم زندگی ما قالب مساله داره .. یعنی تو همیشه باید سعی در درک مساله ، پیدا کردن مجهول و ارائه راهکار برای حل مساله باشی .. این ابزار رفتاری و مهارتهایی که به مرور داری کسب می کنی در واقع همه می تونند در جایگاه راهنما ، راهبرد و یا راهکار به تو کمک کنند.. بنابراین تو تقریبا وارد حیطه ی درک مناسب از موضوع شدی و داری سعی می کنی از توانمندیهات برای حل مساله استفاده کنی ..



    عزیز دل من،
    این مسیر هنوز هم ادامه داره ..
    تو هنوز هم گاهی ممکنه به شدت سردرگم بشی ..
    هنوز هم ممکنه به هم بریزی ..
    هنوز هم ممکنه ناامید به نظر بیای و به قول خودت سرتاپا انرژی منفی ..
    اما این کاملا طبیعیه .. آخه من و تو هم آدمیم دیگه .. مگه نه ؟ ..
    گاهی کم میاریم و خسته میشیم اما این اصلا مهم نیست ..
    مهم اینه که تو در عین همه ی این احساسات و امواج منفی خودداریت رو حفظ کنی ..



    [b]
    من هنوز هم معتقدم فارغ از اینکه جدا بشی یا نه بهتره از این شرایط باز هم برای بهبود مهارتهای زندگیت استفاده کنی .. فکر نکن این تغییراتی که در تو اتفاق می افته در شوهرت بی تاثیره .. نه عزیزم .. تو اتفاقا با قوام شخصیت و شکل بخشیدن به شاکله ی وجودی خودت او رو هم می بری به سمت تغییر رفتار و منش .. اماقطعا این زمان بره و بسیار انرژی بر .. اما نهایتا بهره های زیادی ازش خواهی برد ..
    [/b/]

    دوستای فوق العاده ای اینجا داری که بهت فکر می کنن و انگار که برای خودشون دارن تصمیم می گیرن و با همون حساسیت و توجه کنارت هستن .. خوش به حالت

    من قصد ندارم سفارش کنم که در دادگاه یا در تماس با شوهرت دقیقا چی بگی و یا چی بکنی .. چون قطعا نه در شرایط تو هستم و نه شوهرت رو می شناسم و .. و نمی دونم هم که واقعا چه باید کرد؟ ..

    اما این رو با اطمینان کامل می گم که سبکتکین نازنین من ،
    اگر تو بخواهی و روشهای صحیح رفتاری و عملکردی رو پیشه کنی قطعا نتیجه خواهی گرفت.. این به این معنی نیست که اگر جایی اشتباه کردی یا فضا اونجوری که تو خواستی پیش نرفت یعنی همه چیز تمام شده .. نه جان من .. بیشتر از هر چیزی باید از ناامیدی فاصله بگیری و به خودت و توانائیهای خودت اعتماد کنی ..

    حالا هم فقط سعی کن با هوش باشی .. متکی به نفس باشی و مقتدر .. و محکم و قوی ..
    هر چیزی برای خودش راهی داره .. سعی کن مثل همیشه دنبال بهترین مسیر باشی ..


    با تمام وجود برای خوشبختی و موفقیتت دعا می کنم.
    دوستت دارم








  11. 17 کاربر از پست مفید طاهره تشکرکرده اند .

    طاهره (شنبه 21 خرداد 90)

  12. #157
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهره



    اینها چیزهای کمی نیست سبکتکین .. تو علیرغم همه ی رنجهایی که بردی اما خیلی خوب داری با مساله کنار میای عزیزم..

    گفتم مساله .. می دونی چرا ؟ چون تموم زندگی ما قالب مساله داره .. یعنی تو همیشه باید سعی در درک مساله ، پیدا کردن مجهول و ارائه راهکار برای حل مساله باشی ..




    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهره
    عزیز دل من،
    این مسیر هنوز هم ادامه داره ..
    تو هنوز هم گاهی ممکنه به شدت سردرگم بشی ..
    هنوز هم ممکنه به هم بریزی ..
    هنوز هم ممکنه ناامید به نظر بیای و به قول خودت سرتاپا انرژی منفی ..
    اما این کاملا طبیعیه .. آخه من و تو هم آدمیم دیگه .. مگه نه ؟ ..
    گاهی کم میاریم و خسته میشیم اما این اصلا مهم نیست ..
    مهم اینه که تو در عین همه ی این احساسات و امواج منفی خودداریت رو حفظ کنی ..





    فکر نکن این تغییراتی که در تو اتفاق می افته در شوهرت بی تاثیره
    .. نه عزیزم .. تو اتفاقا با قوام شخصیت و شکل بخشیدن به شاکله ی وجودی خودت او رو هم می بری به سمت تغییر رفتار و منش .. اماقطعا این زمان بره و بسیار انرژی بر .. اما نهایتا بهره های زیادی ازش خواهی برد ..


    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهره

    من قصد ندارم سفارش کنم که در دادگاه یا در تماس با شوهرت دقیقا چی بگی و یا چی بکنی .. چون قطعا نه در شرایط تو هستم و نه شوهرت رو می شناسم و .. و نمی دونم هم که واقعا چه باید کرد؟ ..

    اما این رو با اطمینان کامل می گم که سبکتکین نازنین من ،
    اگر تو بخواهی و روشهای صحیح رفتاری و عملکردی رو پیشه کنی قطعا نتیجه خواهی گرفت.. این به این معنی نیست که اگر جایی اشتباه کردی یا فضا اونجوری که تو خواستی پیش نرفت یعنی همه چیز تمام شده .. نه جان من .. بیشتر از هر چیزی باید از ناامیدی فاصله بگیری و به خودت و توانائیهای خودت اعتماد کنی ..





  13. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (یکشنبه 17 اردیبهشت 91)

  14. #158
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    دوستان خوبم
    ممنون كه تو اين شرايط منو تنها نذاشتين و راهنماييم مي كنين .
    آقاي m25teh خودم هم به مسئله اي كه شما فكر كرديد فكر مي كنم و خيلي نگران اين هستم كه اصلا مجال اين رو پيدا نكنم كه بتونم از خودم دفاع كنم .ولي خوب سعيمو مي كنم كه از فرصتهايي كه دارم خوب استفاده كنم . البته اميدوارم . چون معمولا خيلي زود جوگير و احساساتي مي شم .
    بالهاي صداقت من چيزي از دادگاه و لايحه و اين چيزها نمي دونم اگه شما يا دوستان چيزي مي دونين ممنون ميشم راهنماييم كنين .
    طاهره عزيز،ممنون كه تو تاپيكم پست گذاشتي .دارم سعي مي كنم مقاوم باشم . ولي متاسفانه اين اخلاقو دارم كه تا شوهرم يه ذره بهم تيكه ميندازه يا ناراحتم ميكنه بغض مي كنم و گريم مي گيره . نمي خوام ديگه تو دادگاه اينطوري باشم . همين الانم صبح كه از خواب بلند ميشم همه چي رو ميسپارم دست خدا و سعي ميكنم بهش فكر نكنم ولي شب وقتي يادش مي يوفتم دلشوره و نگراني دوباره مي آد سراغم كه شايد ديگه اين روزا روزاي آخري باشه كه صداي همسرمو ميشنوم يا ازش خبري مي گيرم . ولي به هر حال حتي اگه هم قراره كه از هم جدا بشيم خيلي بهتره تا اين بلاتكليفي ادامه پيدا كنه .
    در مورد اينكه تغييرات مثبتي داشتم يا نه نمي دونم ولي خودم از حرف زدنهاي شوهرم اين حسو نمي كنم كه نظرش در مورد من يا ادامه زندگيمون تغييري كرده باشه . به هر حال سعي مي كنم اميدوار باشم و مثبت نگاه كنم .
    با اين حرفت موافقم كه شايد احساساتم زياد تغيير نكرده فقط دارم تلاش مي كنم خودداري كنم از بعضي كارهاي اشتباه كه اميدوارم همين نتيجه مثبتي داشته باشه .
    يه مشكل ديگه اي هم كه دارم اينه كه شوهرم با اينكه مي دونه من با اون پسره در چه حدي رابطه داشتم و حتي ريز ريز مكالماتمون رو مي دونه و مي دونه كه من هيچوقت هيچ ابراز احساساتي به اون آقا نداشتم و تمام صحبتهام سوال و جواب بوده و همين هم نشون مي ده كه من فقط قصدم كنجكاوي بوده ولي حتي يكبار هم نشده بابت اشتباهي كه خودش كرده عذرخواهي كنه و همش مي گه من حق داشتم همه مردا اينطورين اگه زنشون كوتاهي كنه معلومه ميرن سراغ يكي ديگه ولي اين رابطه براي من رو در حد جرم غيرقابل بخشش مي دونه . متاسفانه به هيچوجه هم از كارش يا عكس العملش ناراضي نيست . به هرحال به قول دوستان من فقط مي تونم رو اشتباهات خودم زوم كنم و نمي تونم فعلا تغييري روي طرز فكر ايشون داشته باشم .
    به هرحال اميدوارم بتونم به قول شما باهوش باشم و از فرصت هايي كه برام پيش مي آد نهايت استفاده رو بكنم .



    دوستای فوق العاده ای اینجا داری که بهت فکر می کنن و انگار که برای خودشون دارن تصمیم می گیرن و با همون حساسیت و توجه کنارت هستن .. خوش به حالت 46


    من چه موفق بشم يا نشم هميشه مديون شما دوستاي خوبم هستم كه تو بدترين شرايطي كه داشتم به درددلهام گوش كردين و راهنماييم كردين . واقعا خوش به حالم كه دوستاي ماهي مثل شماها دارم . منم هميشه تو دعاهام و نمازهام همتونو دونه دونه ياد مي كنم و دعا مي كنم .

    آقاي m25teh
    حتما دوباره تاپيكتون رو مي خونم .شايد الان خوب باشه برام كه از فضاي دادگاه و اين چيزا سردر بيارم .

  15. 11 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (پنجشنبه 19 خرداد 90)

  16. #159
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آبان 98 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    12,382
    سطح
    72
    Points: 12,382, Level: 72
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    645

    تشکرشده 634 در 321 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    saboktakin عزیزم
    همیشه تاپیکت دنبال میکردم ولی اینقدر راهنمایی های بالهای صداقت عزیز و دیگر دوستان ارامش بخش و کاربردی بود که دیگه جای حرفی غیر از سپاس نمیدیدم ولی فقط الان می تونم بگم مطمین باش خیلی از بچه ها شرایط و روزهایی سخت شبیه به تورو گذروندن و هرکدوم یه عکس العمل نشون دادن ولی خوشحال باش چون نتیجه دادگاه هرچی بشه که البته انشا الله به خیر بگذره ولی نهایتا" تو برنده ای چون واسه حفظ زندگیت و جبران اشتباهاتت همه تلاشت کردی و دیگه عذاب وجدان نداری بقیش بسپر بخدا

    در عین حالم این بدون همسرت رفتاری داشته که توجیهی واسش نداشته و محکوم واسه همین این امکان هست که توی دادگاه مثل یه گربه چنگ بزنه به هر ریسمانی که خودش نگه داره پس سعی کن از همین الان این امادگی تو خودت ایجاد کنی و منتظر هر حرفی حتی دروغ و اغراق از سمتش باشی و یهو با حرفاش نتونه تحریکت کنه که جایی که تحریک بشی یعنی بازنده قطعی تویی چون اون یه پسره و کنترل عواطفش خیلی بهتر تو دستش هست پس با دقت پست دوستان بخون با خودت مرتب تمرین کن و هر توهینی شد بهت فقط فقط احترام یادت نره

    ارام باش توکل کن تفکر کن انگاه میبینی دستان خدا زودتر از تو دست بکارند
    با تمام وجود برات ارزو میکنم بهترین ها نصیبت بشه بدون تنها نیستی در هیچ شرایطی

  17. 4 کاربر از پست مفید sahra100 تشکرکرده اند .

    sahra100 (پنجشنبه 19 خرداد 90)

  18. #160
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    همسرم ديروز دوباره زنگ زد . رفته بودم امام زاده و داشتم نماز مي خوندم . همينجوري زنگ مي زد.نمازم كه تموم شد گوشي رو برداشتم گفت كجايي چرا گوشيتو برنمي داري ؟گفتم ببخشيد داشتم نماز مي خوندم نمي تونستم جواب بدم . گفت با مادرتي؟گفتم نه. فكر مي كرد نمي تونم حرف بزنم و گفتم نه راحتم حرفتو بگو.
    گفت چي شد قرار شد زنگ بزني؟گفتم نه تو اونروز حرفاتو زدي و حتي من ازت خواستم كه بعد اينكه رفتم خونه بهت زنگ بزنم تو گفتي نه و حرفاتو زدي و حرفي نمونده بود براي گفتن كه بخوام دوباره زنگ بزنم .گفت نه آخه گفتي زنگ مي زنم .گفتم آره گفتم ولي تو نذاشتي و حرفاتو زدي . حالا اگه من اشتباه كردم منو ببخشيد شايد سوتفاهم شده . گفت نه اشكال نداره .
    بعدم گفت ببين چيكار مي خواي بكني ؟من اصلا نمي دونم تو مي خواي چيكار كني . اعصابم ريخته بهم . (مي بينين تو رو خدا من به فكر چي هستم اون به فكر چيه . تمام نگرانيش الان مهريه من شده )گفتم كار خاصي قرار نيست بكنم . بيچاره بازم گفت ببين من كه مي خوام مهريتو بدم چرا اذيت مي خواي بكني . گفتم من گفتم مي خوام تو رو اذيت كنم؟گفت آره ديگه اين كارات چه معني داره ؟گفتم بازم دوست داري هرجور مي خواي راجع به من قضاوت كني . من تو رو مي شناسم كه آدم باانصافي هستي تو هم اينو بدون كه منم انقدرها كه فكر مي كني بي انصاف نيستم . گفت حرف از نفقه و اينها مي زني و تهديد مي كني . گفتم اولا من تهديد نكردم گفتم اگه مي خواستم شكايت كنم يا اذيتت كنم خيلي چيزها بود كه مي تونستم به بهونه اونا اذيتت كنم ولي اينكارو نمي كنم . گفت خب همين حرفت باعث ميشه من برداشت اشتباه كنم . و در ثاني هيچكاري نمي تونستي بكني چون اولا من الان دارم يكي از قسطاي خونتو كه 200 تومانه هر ماه مي دم بدون اين كه از اون خونه استفاده اي بكنم .(آخه يه وام از شركتشون گرفته بود و حالا داره قسطاشو خودش مي ده.هر چي هم گفتم كه بده خودم مي دم نداد)
    گفتم دستت درد نكنه منم همه اينها رو مي دونم .پس نگران نباش.گفت نمي دونم چرا الكي مي خواي فقط اين قضيه طولاني تر بشه . اولا خودت مي دوني حق طلاق با مرده .حتي اگه هيچ بهونه اي هم نداشتم خيلي راحت چون حق طلاق با مرده مي تونستم طلاق بگيرم . نمي دونم تو چرا خودت نمي آي بريم و توافقي طلاق بگيريم .مهمترين چيز تو زندگي اعتماده كه تو زندگي ما ديگه از بين رفته .اگه خودت بياي بهتره.گفتم اعتماد تو از بين رفته راجع به من كه نمي توني تصميم بگيري . من توافقي سر اين قضيه ندارم و راضي نيستم ولي به خاطر احترام به تو دارم مي آم و حالا كه دوست داري زورتو نشون بدي و به زور طلاق بگيري خب منم مي آم دادگاه تا به حقت برسي ديگه مشكل عجيبي پيش نيومده .
    گفت با كسي مشورت كردي ؟ گفتم نه مثلا با كي ؟گفت خانوادت،يا يه مشاور؟
    گفتم نه خانوادم كه مثل خانواده تو از اولشم با ازدواجمونم موافق نبودن چه مشاوره اي مي خوان بهم بدن ؟گفت به نظر من با يه مشاور صحبت كن.گفتم مشاورم كه با هم رفتيم چيز جديدي نگفت بهمون . گفت نه منظورم مشاور حقوقيه در مورد حق و حقوقت اين همه هم مشاور رايگان هست . گفتم نيازي نيست .از حق و حقوق خودم باخبرم . گفت هرجور ميلته .پس 4شنبه مي آِي ديگه گفتم آره گفتم مي آم مي آم ديگه . و خداحافظي و قطع كرد .
    خيلي دلم شكست ديشب . يك ذره هم تغييري نكرده و همش مي گفت منم قصدم لجبازي با تو نيست فقط دنبال يه زندگي بهترم .منم بهش گفتم ايشالله خوشبخت باشي .
    گفت راجع به مهريه خوب بگو نظرت چيه ؟چقدر مي خواي ؟گفتم تو دادگاه معلوم مي شه .گفت خوب بگو ديگه.گفتم هنوز فكرامو نكردم .تا اونروز فكر مي كنم .

    وقتي اومدم خونه ديدم چندبارم خونه زنگ زده .مثل اينكه ديده نيستم به موبايلم زنگ زده .

  19. 8 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (پنجشنبه 19 خرداد 90)


 
صفحه 16 از 27 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.