به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 114
  1. #91
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    سلام خیلی ممنون شمیم و صحرای عزیز ولی شروع این رابطه پر از نگرانیه
    و در حای که باید تمام نکاتی که قبلا برای رابطه با خانواده همسر گفتن رو بکار بگیرم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  2. #92
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    اقلیما جان نتایجی که گرفتی نشون میده، هنوز از طرف خانوادش پذیرش داری
    این کلی جای امیدواریه
    با تلاش تو ، همه چیز روبراه میشه

  3. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (شنبه 12 شهریور 90)

  4. #93
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    سلام به همه دوستان خوبم که این مدت به من کمک کردند
    یه سواب دارم ازتون می خوام راهنماییم کنید

    گاهی وقتا تو رابطه ام با خانواده ی همسرم یه سری حساسیت ها می آد سراغم که قبلا هم این حساسیت ها را داشتم و گاهی باعث بحث های شدید با همسرم می شد
    مثل اینکه وقتی با خانواده همسرم هستم احساس می کنم از جانب همسرم نادیده گرفته میشم و نفر دوم میشم براش
    ویا گاهی وقتا حرفایی رو به مادرش می زنه برای ابراز محبت که من احساس می کنم این حرفا مال من و باید به من گفته بشه
    به هر حال دلم نمی خواد دوباره حساسیت نشون بدم چون می دونم اونم مادرشیه و نیاز به محبت همسر من به عنوان پسرش داره از طرفی دلم نمی خواد این آرامشی که به لطف شما دوستان خوبم تو تالار تو زندگیم حکم فرما شده رو از دست بدم
    دیروز دوباره مسئله پیش اومد که حساسیت نشون دادم و سعی کردم به حساسیتم توجه نکنم و کاملا نادیده اش بگیرم و اصلا تو ظاهرم نشون ندم
    ولی همسرم خیلی وقتی ناراحت میشم زود می فهمه
    وقتی داشتیم از خونه مادرشوهرم بر می گشتیم با اینکه من عادی بودم متوجه شد و ازم پرسید چی ناراحتت کرده ولی من گفتم از چیزی ناراحت نیستم اینقدر اصرار کرد که می دونم از چیزی ناراحتی و .......
    ولی بازم نگفتم چون می دونم گفتنش دردی از زندگی ما دوا نمی کنه چون چهار سال گفتمو اوضاعمون بدتر شد
    بهش گفتم چیزی نشده که بخوام ناراحت باشم ولی اگه چیزی شده باشه گفتنش دردی دوا نمی کنه چون چهار سال اینطوری بودیمو روال زندگیمون بد بود چهار سال گفتمو همه حرفام از نظر تو بی منطق بود و حالا می دونم که همه چیزو می دونی و دیگه نمی خوام سر حساسیتام بحث کنیم چون بی فایده است راه حلشم مبارزه من با خودمه

    آیا عکس العمل من درست بوده
    به نظرتون عکس العمل درست چیه با فرض اینکه من دارم با این حساسیتم مبارزه می کنم

    جناب sci به من گفتید همسرتون مسئول کشف عواطف شما نیست و نباید اونها رو تو وضعیت بلاتکلیفی قرار داد
    ولی اگر من دلیل ناراحتیمو می گفتم شروع دوباره یه بحث دوباره بود
    شاید درست فکر نمی کنم

    آخرشم همسرم بهم گفت پس دیگه ام از من توقع نداشته باش تا همه چیزو بهت بگم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  5. #94
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    مادر و خانواده همسرت را رقيب خودت ندون بلكه اون ها را با خودت در يك تيم ببين كه باهم داريد تلاش مي كنيد تا شوهرت را از محبت سيراب كنيد تا براي دريافت محبت به جاهاي ديگه مراجعه نكنه.

    به نظرم نبايد به شوهرت بگي به مادرت حرف هاي محبت آميز نزن يا اون ها را در درجه اول به لحاظ توجه قرار نده.
    مي توني ازش بخواي (البته بدون اينكه هيچ اشاره اي به خانوادش و مادرش بكني) كه به تو هم توجه نشون بده و حرف هاي محبت آميز بزنه. (موقع مطرح كردنش آداب گفتگوي جناب دانشمند را فراموش نكن.)

    به نظرم اين چيزا اصلا مهم نيست. بر موضوعات بي ارزش حساس نشو و آرامش ارزشمندي را كه بر زندگيت حاكم شده را حفظ كن و بر هم نزن.

  6. #95
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    می دونم لیلا جون خوب منم دارم همین کارو می کنم
    و میخوام با این حساسیتم مبارزه کنم با هر قیمتی که شده
    ولی چیزی چهار سال برات پیش می اومده یه شبه گذاشتنش کنار خیلی سخته و یکم زمان می بره که من تا سپری شدن این زمان یه کم با خودم درگیرم و زمان می خوام
    نمی دونم با همسرم در میون بذارم این مسئله رو یا نه مثل دیشب............
    می دونم که می تونم
    خدارو شکر و گوش شیطون کر اوضاع خوبه واقعا دارم تغییر می دم خودمو و واقعا هم دارم رو خودم کار می کنم
    خیلی سخته ولی میشه
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  7. #96
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    نه در ميان نذار مردا هر حرفي كه در مورد خانوادشون باشه باهاشون بزني حتي اگه درد و دلم باشه، زود موضع مي گيرند.

    به شوهرت نگو فقط رو خودت كار كن.

  8. کاربر روبرو از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده است .

    ليلا موفق (سه شنبه 15 شهریور 90)

  9. #97
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    جناب sci عزیز در مورد اتفاقات اخیر اگه راهنمایی یا نظر خواستی داشتید ممنون میشم برام بگید

    من واقعا تو این مدت دارم با تک تک حرفاتون زندگی می کنم و خوبم نتیجه گرفتم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  10. #98
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    اقلیما جون اگه نمیخوای بهش بگی پس هیچیشو نگو .تو لفافه حرف نزن.یا نگو یا صریح بگو.
    به نظر من بدترین کار اینه که با رمز حرف بزنی.
    شوهرت سردرگم میشه.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  11. 2 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 15 شهریور 90)

  12. #99
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آبان 98 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    12,382
    سطح
    72
    Points: 12,382, Level: 72
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    645

    تشکرشده 634 در 321 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    اقلیما جان سلام
    راستش حالم اینقدر بده نمیدونم چی بگم . فقط خیلی حساس نباش و شرایط پایدار نگه دار خداروشکر وضعیت ارومه

  13. #100
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: مشکلات من و همسرم(مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....)

    سلام به همه دوستان خوبم و مرسی از اینکه جویای احوالم هستید
    نخواستم مزاحم صحرای عزیز بشم و گفتم تو تاپیک خودم جواب بدم
    راستش همه چیز دوباره بهم ریخته و رابطه منو همسرم تیره شده و منم فوق العاده حساس و مزخرف شدم
    اصلا حال روحیم خوب نیست و خیلی بهم ریخته هستم

    نمونه اش دیروز و می گم

    دیروز قرار بود یه تصمیم مالی تو زندگیمون بگیریم ولی همسر گرام همون صبح دیروززنگ زد به مامانش و براش با جزئیات کامل گفت و باهاش مشورت کرد در حالیکه ما هنوز زیاد در مورد اون مسئله باهم حرف نزده بودیم و هنوز من جزئیات مسئله رو هم نمی دونستم و مادرشوهرم خیلی خیلی بیشتر همه چیزو می دونست و نظراشم داده بود
    مثل همیشه

    رفتم خونه و دوباره سر این مسئله دعوامون شد جالب اینجاست که میگه این مسئله خیلی جزئی و پیش پا افتاده است که داری گیر میدی و راهی که تو داری میری تو دیواره

    نمی دونم طرز فکر من درسته یا نه ولی من میگم در مورد مسائل مهم تو زندگیمون اول صحبت کنیم و به نتیجه برسیم بعد برو به هر کی دلت می خواد بگو نه اینکه همه غیر از من جزئیات رو بدونند و قبل از من بری جار بزنی و به همه بگی

    اگه اشتباه شما به من بگید

    اگه حساسم شما به من بگید

    دوباره داره اون روزای تلخ گذشته تکرار میشه

    بهم بگید راه درست چیه

    فکر و خیال داره داغونم می کنه احساس میکنم همه غیر از من تو زندگیش مهم اند

    احساس میکنم بعد از پدر و مادر و خواهرشم

    دوست دارم استقلال داشته باشیم
    و خیلی چیزای دیگه این چند روز اخیر به وجود اومد که نگفتم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]


 
صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.