سیسیلی جان اگه من بدونم شوهرم بهم خیانت کرده ازش جدا می شم. البته پس از تولد پسرم. نگهداری پسرم رو هم می سپارم به خودش، خانواده اش و یا همسر بعدیش. و اون اندازه که قانون تعیین می کنه باید بیاره بچه مو تا من ببینمش.
وقتی چدر این بچه بهم خیانت کرده باشه، پسرش هم مثل خودش بهم خائن خواهد بود. پس همون بهتر که خودشون زحمت بزرگ کردن بچه بدون مادر رو بکشند.
اما قسمت دوم حرفتون رو قبول دارم. حس اعتماد به کسی اون رو از خطا باز می داره و برعکسش شک داشتن به خطا می کشونتش.
متاسفانه شوهرم حس کرده بهش شک دارم.
از طرفی هم این حس مثل خوره تو وجودم افتاده و راه فهمیدنش رو نمی دونم.
آنی جان من 35 سالمه. دیگه کی باید بچه دار می شدم؟
=========================================
شوهرم خیلی چشم چرونی می کنه! جلوی روم! چند روزه میاد تا اداره می رسونتم، خیلی بد جلوی اداره نگاه خانمها می کنه و گاها همکارام.
می دونم اعتراض بهش فابده ای نداره و بدترش می کنه و فقط داد و بیداد راه می اندازه!
امروز باهاش حرف می زدم و مقاله ای که تو همدردی راجع به چشم چرونی خونده بودم رو بهانه کردم و سر حرف رو باز کردم و ازش پرسیدم که چرا یه مرد چشم چرونی می کنه؟!
چندتا دلیل اورد و رو یکی تاکید داشت که: "ممکنه زنی خودش رو به مردی تحمیل کرده باشه یا به هر دلیلی مرد دیده باشه که زنش اون کسی نیست که می خواسته و اینه که با حسرت زنهای دیگه رو نگاه می کنه"

علاقه مندی ها (Bookmarks)