RE: چه طور حد تعادل رو به همسرم یاد بدم؟
سلام sci عزیز
درست زدید وسط هدف و حالات منو خوب توصیف کردید
من خودمو سرزنش کردم و خیلی هم ناراحت بودم و این سرزنش باعث شد هی بخوام به همسر گرامی نزدیک بشم و ازش عذرخواهی کنم از طرفی خودم هنوز از خودش و هم از مادرش ناراحت بودم و نیاز داشتم اونم بخواد از دل من در بیاره همین حالت من یعنی بلاتکلیفیم باعث شد هر بار که خواستم بهش نزدیک بشم تو این چند روز به دعوا و مرافه دوباره و تشدید ماجرا منجر بشه
پس این سرزنش که برامده از منتقد درونیم بود نه تنها مشکلی رو حل نکرد بلکه باعث شد نتونم درست فکر کنم و روابطمونو تیره تر کنم
ولی یه فایده داشت اونم این بود که درس بگیرم این موضوعات رو هیچ وقت به همسرم انتقال ندم چون مشکل مادر اون به خودش مربوطه ولی چون من به مادرش دسترسی ندارم سر اون خالی می کنم چون اون مدافع مادرش و خانواده اشه
اره من شکست خورده تمام عیار نستم چون من حتی جمعه با وجود دلخوریم از مادر شوهرم خیلی خیلی خوبم رفتار کردم
من فقط یه قسمتی از ماجرا یعنی گفتن موضوع به همسرمو خراب کردم
[b]sci عزیز بهترین برخورد زمانی که مثلا مادرشوهر تورو می رنجونه یا نادیده میگیردت چیه
سکوت ====خودخوری و منفعل شدن
جواب دادن ====دلخوری طرف مقابلت با توجه به اینکه مادر شوهر من همیشه دوست داره تایید بشه
ناراحت نشون دادن خودت====اشتباه محض و گلگی اونا به همسرم و بحث دوباره منو همسرم[/b]
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)