به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 25 از 40 نخستنخست ... 5151617181920212223242526272829303132333435 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 392
  1. #241
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    موقع امتحانام بود و 3 روز بود که همو ندیده بودیم ، عصر کلاس زبان داشتم.با عجله از کلاسم داشتم برمیگشتم تا برسم خونه درسمو شروع کنم که 1ماشین کنارم بوق زد برگشتم دیدم همسرمه!!!!
    باورم نمیشد بیخبر از سر کارش بیاد که منو ببینه.گفت خیلی دلش تنگ شده بوده و دیگه طاقت نداشته ومیخواسته فقط راه کلاسم تا خونرو باهام باشه و بعد زود بره تا درسمو بخونم( چشاش پره اشک بود)
    خیلیییییی خوشحال شدم که اینقدر دوسم داره

  2. 17 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    شمیم الزهرا (سه شنبه 20 تیر 91)

  3. #242
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    من اولين بار براي عروسيم موهام را مش كردم. مهدي جلوي باباش و بقيه هي مي اومد مثل بچه ها مي نشست و با تعجب موهاي من را نگاه مي كرد و دست روي موهام مي كشيد. اصلا نمي تونست جلوي خودش را بگيره. منم كلي خجالت مي كشيدم.

  4. 15 کاربر از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده اند .

    کلانتر جو (جمعه 04 اسفند 96), ليلا موفق (سه شنبه 20 تیر 91)

  5. #243
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    ماشالله بچه ها امروز با این همه خاطره ی خوب حسابی ترکوندید
    ادامه بدین
    ادامه بدین
    بیاین با پخش این موج مثبت دل همو شاد کنیم:R:R

  6. 11 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    کلانتر جو (جمعه 04 اسفند 96), یک زن امیدوار (جمعه 27 آبان 90)

  7. #244
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1389-3-03
    نوشته ها
    309
    امتیاز
    4,602
    سطح
    43
    Points: 4,602, Level: 43
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    953

    تشکرشده 977 در 191 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    الهی دورش بگردم از بعد عروسیمون بخاطر اینکه شاغلم و شبها حال و حوصله ناهار درست کردن فردامو ندارم عزیزم ناهارشو که سرکار بهشون میدن نمیخوره میاره باهم میخوریم.هزار بار هم بهش گفتم ناهارتو بخور من میرسم خونه واسه خودم غذا درست میکنم میگه نه .میخام با خانمیم بخورم..

  8. 17 کاربر از پست مفید پریماه تشکرکرده اند .

    کلانتر جو (جمعه 04 اسفند 96), پریماه (سه شنبه 20 تیر 91)

  9. #245
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    تو دوران نامزدی یه روز خونه اونا بودیم.خاله و مادر بزرگش هم اونجا بودن.همسری تو اتاق پای کامپیوتر بود و من پیش خانوما و از همه بیشتر دید داشتم به اتاق همسری و همه حواسم پیش اون بود و هرازگاهی نگاش می کردم.البته اونم دست کمی نداشت.یه لحظه دیدم داره می خنده بعد به کاغذ دستش اشاره کرد دیدم با خط درشت و با ماژیک نوشته رایحه جان دوستت دارم و اون برگه رو گرفته بود طرفم.اون لحظه قلبم داشت وای میستاد ازین که کسی متوجه بشه خجالت می کشیدم و سرمو برگردوندم تا اونم کاغذو پائین بیاره اما اون دست بردار نبود هی کاغذو تکو می داد و صداشو درمی یورد چون می دونست حواسم اونجاست.اون لحظه کسی متوجه نشد اما هر لحظه یادم می یاد حس خوبی بهم دست می ده
    البته یه چیز هم بگم همسری بنده اون کاغذو گذاشته بود رو میز ،شب شوهر خالش که میشه پسر عموی بنده با کامپیوتر کار داشت رفت پای میز و خودم دیدم داره برگه رو نگاه می کنه از خجالت آب شدم.

  10. 17 کاربر از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده اند .

    کلانتر جو (جمعه 04 اسفند 96), رایحه عشق (سه شنبه 20 تیر 91)

  11. #246
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    دیروز از سر کار اومدم خونه خیلی هم ناراحت بودم از دستش و به تلنگری بند بودم که منفجر بشم یه سلام خشک خالی کردمو رفتم بدون اینکه لباسامو در بیارم تو اشپزخونه و شروع کردم به آشپزی اومد دم اپن اشپزخونه وایستاد و زل زد به من و گفت چته وقتی برگشتم جوابشو بدم نگاهش تمام بدنمو لرزوند نگاهش عجیب بود وبا چشای قهوه ای نازش و بیریاش که پر بود از عشق و نگرانی و .... به من ذل زده بود و منم بغضم ترکید و حرفمو خوردم رفتم تو اتاق و با تمام وجودم گریه کردم اونم پشت در اتاق یه نیم ساعتی وایستاد بعدم که گریه تموم شد پتو روم کشید واین نگاه چیزی بود که هیچ وقت تو زندگیم ندیده بودم و نگاهی که با تمام وجود بهم گفت دوستم داره
    خدایا من چقدر دیروز عزیزمو عذاب دادم و اذیت کردم کاش می تونستم بهت بگم که چقدر دوستت دارم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  12. 16 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (سه شنبه 20 تیر 91), کلانتر جو (جمعه 04 اسفند 96)

  13. #247
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 دی 93 [ 01:58]
    تاریخ عضویت
    1390-7-08
    نوشته ها
    352
    امتیاز
    3,876
    سطح
    39
    Points: 3,876, Level: 39
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    555

    تشکرشده 496 در 196 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    از آب شدن بگم : تو مراسم عقد همسرم سنگ تموم گذاشته بود به خودش رسیده بود وقتی دیدم جاخوردم که اینحوری صورتشو زده خیلی تو دل برو شده بود کیف کردم لباس منم که بدبخت یه روز تا ساعت دوازده شب برای خریدش وقت گذاشته بود خیلی قشنک بود منم که خیلی خوشکل شده بودم از در که وارد شدیم (باوحود اینکه بخاطر ماشین عروس ناراحت بودم) جلو همه میخندیدیم وارد که شدیم وقتی که دیدم همه هاج و واج ما رو نگاه میکنن و ازمون تعریف میکنن همه ناراحتیم یادم رفت بعدم که بعد از عقد مجبورمون کردن برقصیم (همسرم بار اولش بود تو جمع زنونه میرقصید) خیلی کیف کردم آخر رقصیدن هم وسط جمع بغلم کرد و بوسیدم که همه صداسون دراومد و همصدا هو و و و و صدا میکردن و میخندیدن منم از خحالت سرخ شدم (ولی خیلی کیف کردم) هنوز هرکی از عقد ما یاد میکنه این موضوع رو میگه
    زندگی زیباست ای زیبا پسند

  14. 15 کاربر از پست مفید Nilofar mordab تشکرکرده اند .

    Nilofar mordab (سه شنبه 20 تیر 91)

  15. #248
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 91 [ 12:00]
    تاریخ عضویت
    1390-6-16
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,242
    سطح
    19
    Points: 1,242, Level: 19
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    112

    تشکرشده 113 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    سلام
    من چند روز پیش از شوشوی مهربون پرسیدم که قشنگترین خاطره عاشقانه ات در زندگی از من چه بوده . ده دقیق بهش فرصت دادم و بعد با حیا گفت همون تولدی که پارسال برام گرفتی. سال اول زندگیمون من بدون اینکه همسرم بدونه خانواده خودش و خودم را دعوت کرده بودم خونمون و براش جشن تولد مفصلی گرفتم.
    تازه ما باهم قرار گذاشتیم که تو یک دفتر خاطرات این خاطرات عشقولانه خود را ثبت کنیم و هر کس زودتر به عدد صد رسید دیگری برایش یک کادوی خوب که اتفاقا معین هم کردیم بخره. شما هم این کار رابکنید تا زندگیتون با شکوه تر بشه.

  16. 15 کاربر از پست مفید هامون تشکرکرده اند .

    هامون (سه شنبه 20 تیر 91)

  17. #249
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه
    تا حالا شده واسه اولین بار موهاتونو رنگ یا مش کنین؟؟ عکس العمل شوهرتون بعد از دیدنتون چجوری بوده؟؟؟؟
    ما 8ماهه از عقدمون و دو ماهه از عروسیمون میگذره .موهای من بلندو مشکی مشکی بود .دو روز پیش رفتم آرایشگاه و کوتاه کوتاه کردمشون و مش صدفی...وقتی شوهرم اومد دنبالم لحظه شماری میکرد بریم خونه و منو ببینه.وقتی رسیدیم خونه و منو دید از دیدنم ذوق کرده بود .و از دو روز پیش تا امروز هزار بار گفته : وای وای مثل فرشته ها شدی ... و خیلی خیلی عکس العمل نشون میده ..هر بار نگام میکنه کلی احساسات بروز میده....منم کلی توی دلم ذوق میکنم.
    همسر من خیلی از رنگ و ارایش بدش میاد برعکس من. اولین باری که موهامو رنگ کردم موقع بارداریم بود که نتونه چیزی بهم بگه. وقتی اومدم خونه یک سری تکون داد و برای اینکه من دلم نشکنه هیچی نگفت. هی دوستام می گفتن خیلی خوشگل شدی. هی آقای همسر چیزی نمی گفت. اخرش ازش پرسیدم خوب به نظرت خیلی خوب شدم. گفت راستش موهای خودت خیلی بیشتر بهت میاد. من تو رو همینطوری که هستی طبیعی دوست دارم.

    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  18. 16 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 20 تیر 91)

  19. #250
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 دی 93 [ 01:58]
    تاریخ عضویت
    1390-7-08
    نوشته ها
    352
    امتیاز
    3,876
    سطح
    39
    Points: 3,876, Level: 39
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    555

    تشکرشده 496 در 196 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    آخی هوس کردم موهامو رنگ کنم دلم میخواد اگه آشتی کردیم جشن عروسی موهامو مش بزنم خیلی بهم میاد
    یادم میاد از دفعه اول که شب قبل از عقدکنون رفته بودم آرایشگاه خودش عذرخواهی کرده بود که مکیتونه بیاد از وقتی رسیدم تو ارایشگاه تا ابروهامو برداشت خودشو منو ارایشگر رو کشت بس که زنگ زد و احوالم رو پرسید و به همراهیم سفارشمو کرد وقتی با ابجیم رفتیم دنبال سفره عقد.دیدم کارشو تموم کرده بود و سریع خودشو رسوند که منو ببینه منم کلی دلبری کردم و سرمو بالا نمیاوردم و اون هی اصرار آخرسر از ذوق میخواستیم همدیگه رو بغل بگیریم (قبل از عقد اونم وسط خیابون اونم جلو آبجیم... )
    زندگی زیباست ای زیبا پسند

  20. 17 کاربر از پست مفید Nilofar mordab تشکرکرده اند .

    Nilofar mordab (سه شنبه 20 تیر 91)


 
صفحه 25 از 40 نخستنخست ... 5151617181920212223242526272829303132333435 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.